اجتماعی

۲۰ نکته دربارۀ آمار تکان‌دهندۀ مهاجرت ایرانیان

مهرداد خدیر-   خبر «مهاجرت نزدیک به ۳ میلیون ایرانی ظرف یک سال گذشته» آماری نیست که یک سازمان بین‌المللی اعلام کرده باشد تا سخن‌گوی وزارت امور خارجه پشت تریبون قرار بگیرد و طبق معمول بگوید: “تکذیب می‌کنم” یا رسانۀ منتشر کنندۀ آن به سیاه‌نمایی متهم شود.

«دو میلیون و هشتصد هزار نفر» یعنی بیش از جمعیت برخی از کشورهای حاشیۀ خلیج فارس؛ عددی چندان تکان‌دهنده و خوف‌ناک که حتی نمی‌توان به حساب استقبال از توصیۀ خانم زینب ابوطالبی در تلویزیون گذاشت که گفته بود «‌هر که دوست ندارد از این مملکت برود.»

این آمار را روزنامه جوان  اعلام کرده که به انتساب یا ارتباط با یکی از قدرت‌مند‌ترین نهادها شهرت دارد و طبعاً انگ ضد انقلاب یا تأثیرپذیری از شایعه‌سازی دشمنان بر آن نمی‌چسبد.

بخش‌های دیگر گزارش البته حیرت‌آورتر است: در یک سال گذشته ۱۶۰ متخصص قلب مهاجرت کرده‌اند. این یعنی چند میلیون دانش‌آموز طی ۱۲ سال درس می‌خوانند و بخشی از آنها وارد دانشگاه می‌شوند و باز تنها درصدی از آنها در رشته‌های پزشکی تحصیل می‌کنند و در نهایت درصدی از آنها موفق به کسب تخصص‌هایی چون قلب و عروق می‌شوند و از این رو مهاجرت ۱۶۰ متخصص قلب را می‌توان معادل ثمره و چکیده ۵۰۰۰ سال تربیت نیروی متخصص در یک بازه زمانی طولانی دانست. (هر یک ۳۰ تا ۳۲ سال). 

داستان پزشکی البته محدود به این نیست. در گزارش آمده ۳۰ هزار کادر درمان از دانشگاه‌های علوم پزشکی نداشتن سوء پیشینه خواسته‌اند و مقصد غالب آنان هم کشور عمان بوده است.‌ این را هم اضافه کرده‌اند که ۳۷ درصد رتبه‌های برتر کنکور و المپیادها از کشور مهاجرت می‌کنند.

هر چند نیاز است توضیح داده شود این تعداد از چه طریقی رفته‌اند و آیا واقعا در یک سال رخ داده یا اشتباه است (و مانند آن “۵۵ هزار میلیارد دلار”  از سر بی‌دقتی و ناآشنایی گفته نشده باشد)  اما چنانچه همین عدد درست باشد به خوبی گویای واقعیتی است که نه با آنچه ابراهیم رییسی حرکت شتابان  قطار پیشرفت توصیف می‌کند سازگار است نه با ادعای مقامات دولتی دایر بر «مهاجرت معکوس یا بازگشت نخبگان». در چرایی دلایل یا انگیزه های مهاجرت خاصه کوچ متخصصان و نخبگان این ۲۰ فقره را می‌توان برشمرد:

         پایگاه خبری آبتاب (WWW.ABTAAB.IR):

20 نکته دربارۀ آمار تکان‌دهندۀ مهاجرت ایرانیان/ چمدان‌هایم کو؟!

      ۱. احساس تبعیض/ بر خلاف ادعای عدالت از بام تا شام احساس غالب این است که تبعیض است که بیداد می‌کند. درآمد پزشک در یک کشور توسعه‌یافته هرگز ۱۰۰ برابر دیگر اعضای کادر درمان (شامل پزشکان کم درآمد) نیست و پزشک غیر‌سهام دار یا پرستاری که از این تبعیض رنج می‌برد در حالی که تخصص‌های مختلف را کسب کرده تصمیم می‌گیرد با مهاجرت به کشوری چون عمان دستمزد بالاتر و متناسبی دریافت کند و منزلت بیشتری داشته باشد. ضمن این که در آن دیار هم کافی است کمی صرفه‌جویی کند تا با پس‌انداز پول خود با توجه به افزایش مستمر نرخ ارز در صورت بازگشت احتمالی سرمایه‌گذاری هم انجام دهد.

    ۲. تفکیک شهروندان/ تقسیم جامعه به خودی و غیر خودی و انتخاب مدیران ارشد از دانش آموختگان چند نهاد آموزشی خاص این احساس را در برخی ایجاد کرده که انگار در جامعه‌ای درگیر تبعیض نژادی زندگی می‌کنند و آنان به مثابه شهروندانی سیاه پوست‌اند که نسبت به سفید‌پوستان شهروند درجه دو به حساب می‌آیند! چمدان‌ها را می‌بندند و به جایی می‌روند که این حس را نداشته باشند تا اگر هم به چشم شهروند درجه دو به آنها نگاه شود دست‌کم از جنبه های دیگر احساس رضایت کنند.

     ۳.  آموزش و پرورش/ یکی از دلایل مهاجرت، نجات فرزندان از این ساختار فرسوده آموزش و پرورش است که به جای مهارت‌آموزی بر القای آموزه‌های ایدیولوژیک اصرار دارند. طرفه این که ثمرۀ آن را هم دارند می‌بینند ولی دست‌بردار نیستند. از دوستی که امکانات مالی مناسبی هم دارد دلیل مهاجرت را پرسیدم و گفت: در آنجا بچه‌ها در مدرسه در ریل مشخصی قرار می‌گیرند و در پایان دیگر دغدغه نداری که چه کنی و چه کنند. چون در مدرسه استعدادشان کشف می‌شود و اگر هم استعداد ویژه‌ای هم نداشته باشند خانواده زحمت بی‌دلیل متحمل نمی‌شود و به خودشان و بچه فشار وارد نمی‌کنند.  

     ۴. نگاه فرامرزی/ حس وطن‌دوستی در نسل کنونی رو به نزول و تزلزل است و نه الزاما در تقابل که بیشتر جهانی و فرامرزی می‌اندیشد. فضای مجازی مرزها را از بین برداشته و جست‌و‌جوی لذت و رفاه را عیب و عار نمی‌دانند و فرزندان هم فشار می‌آورند تا مهاجرت صورت پذیرد. خاصه اگر صابون تحقیر گشت ارشاد یا نگهبان دم در اداره و دانشگاه به تن شان خورده باشد. (در پی اتفاقات اخیر البته گشت ارشاد البته برچیده شده بی آن که معلوم شود چرا راه انداختند و با کدام دستور جمع شده هر چند از اصل برچیدن این ماسین تولید نفرت باید استقبال کرد).

     ۵. مسابقه و مقایسه/در باور برخی یکی از راه‌های فرار از مسابقه و مقایسه که در ایران جاری است رفتن است. تا اینجا هستند مدام در معرض مسابقه و مقایسه‌اند. مثلا کافی است خواهر همسر شخص با فرد پول‌داری ازدواج کند تا یک عمر با باجناق خود مقایسه و حتی تحقیر شود! مقایسه و مسابقه، زندگی کثیری از ایرانیان را تباه یا سیاه کرده و می‌خواهند به جایی بروند که خبری از این مسابقه و مقایسه نباشد.

این هم تا اندازه‌ای جدای فرهنگ عمومی محصول آموزش و پرورش کهنه و پوسیده‌ای است که مدام بچه‌ها را با هم مقایسه می‌کند. چرا فلانی چنان است و تو چنینی و چرا او اول است و تو پنجم. از این رو می‌پندارند باید رفت تا از این قیاس خلاص شد. کافی است به سر‌در مدارس غیرانتفاعی و دولتی نگاه کنید تا ببینید دانش آموزان کدام یک در بهترین دانشگاه‌ها پذیرفته شده‌اند. شاید می‌روند تا از این تبعیض آزاردهنده خلاص شوند.

    ۶. خاک ورنج/ آدمیان رنجی را که از آن خود بدانند تحمل می‌کنند. ولی به تعبیر شاملو خیلی‌ها حس می‌کنند بر خاکی نشسته‌اند که از آنِ آنان نیست و از رنجی خسته‌اند که باز از آن آنان نیست. اگر قرار باشد خاک از آن تو نباشد چرا در این خاک بمانی تا بمیری. سعدی می‌گوید: سعدیا حب وطن گرچه حدیثی است شریف/ نتوان مُرد به خواری که اینجا زادم ( یا سعدیا حب وطن گرچه حدیثی است صحیح/ نتوان مرد به سختی…)

    ۷. بیم سقوط/ رشد اقتصادی صفر در یک دهه یعنی حجم اقتصاد بزرگ‌تر نشده و منفی هم که روشن است یعنی کوچک شده. وقتی اقتصادی بزرگ نمی‌شود اما قلیلی صاحب امکانات بیشتر می‌شوند یعنی از جیب دیگران به آنان رسیده است و این‌گونه است که در ۱۰ سال اخیر طبقه متوسط لاغر شده و کثیری به طبقۀ فرودست درغلتیده و قلیلی به بالا رفته‌اند و مهاجرت تدبیری است برای جلوگیری از سقوط. وقتی هر سال محله به محله به خاطر افزایش کرایه خانه به پایین سقوط می‌کنی می‌روی تا این روند متوقف یا کند شود.

     ۸. تبدیل به ریال در داخل/ هر چند ایرانیان در زمره معدود مردمانی هستند که پول درآمد کار خود در کشور بیگانه را به میهن و برای خانواده نمی‌فرستند اما با افزایش تصاعدی قیمت دلار و یورو یا کاهش ارزش پول ملی در نرخ برابری با اسعار خارجی امید به یافتن کار در کشور خارجی در ازای دستمزد کمتر و تبدیل آن به ریال در کشور خود بالاتر رفته است و چه بسا مهاجران، جوانانی باشند که می‌خواهند آینده ای را در ایران برای خود بسازند چرا که در این کشور پول حرف اول را می‌زند و کافی است بتوانند اندوخته‌ای را به ملک و طلا و ارز تبدیل کنند تا خاطرشان از آینده آسوده باشد. یعنی برخی می‌روند تا با پول باارزش برگردند.

    ۹. ناشکوفایی/ جامعه ایران به دو دلیل درگیر افسردگی است. یکی به خاطر پمپاژ مستمر اندوه و غلبۀ فرهنگ مرگ و ترویج آن در رسانه‌های رسمی و دیگری احساس ناشکوفایی در بخش قابل توجهی از مردم. جوانی که دوست دارد فرماندار و نماینده مجلس شود هیچ مسیری پیش‌رو نمی‌بیند مگر آن که جذب نهادهای نظامی یا امنیتی یا دانشجو و فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق شود و بیم دارد با عضویت در احزاب نصفه و نیمه گرفتار هم بشود. دیگری دوست دارد هنر خود را بروز دهد و سومی ایده‌هایی دارد. اما احساس می‌کنند مجال شکوفایی برای‌شان نیست. در این ساختار آغشته به ریا هر چه وفادارتر یا خاک‌سارتر یا هم سو‌ترباشی بیشتر شکوفا می‌شوی! پس، هدف برخی از مهاجرت، تنها شاد زیستن و شکوفایی است. دریغا اگر این آرزو در سرزمینی دیگر هم محقق نشود که حاصل جز سرخوردگی نیست.

    ۱۰. مرغ همسایه غاز است!/ دلیل پاره‌ای مهاجرت‌ها بی‌گمان یادآور همان ضرب‌المثل است: «مرغ همسایه غاز است» اما چرا مرغ همسایه را غاز و بهتر می‌پندارد؟ چون آن قدر زندگی را بر مردم سخت کرده‌اند که مجال سفر و آشنایی با جاهای مختلف دنیا برای همه فراهم نیست تا از خیال‌پردازی به واقع‌گرایی سوق پیدا کنند. هر قدر سفر به دیگر سرزمین ها بیشتر شود واقع‌گراتر می‌شویم و شناخت بهتری دربارۀ جاهای دیگر پیدا می‌کنیم. متقابلا اگر پای گردشگران خارجی به ایران باز شود. تصور نادرست دربارۀ خارج از مرزها از عوارض انزواست.

    ۱۱. راه سوم/ در مقابله با وضعیتی که مورد پسند نیست یک راه، سازگاری و انطباق و تن دادن است. دیگری مقاومت و سرشاخ شدن و سومی کوچیدن و رفتن. نه اولی برای همه مقدور است چون گاه حس می‌کنند روح خود را دارند می‌فروشند و نه دومی از عهدۀ همه برمی‌آید. پس سومی را برمی‌گزینند که همانا مهاجرت است.

   ۱۲. خدمت سربازی/ سال‌هاست خیلی‌ها دارند فریاد می زنند که یکی از دلایل مهاجرت یا رفتن بی‌بازگشت، نوع خدمت سربازی است که جوانان را از بازگشت منصرف یا به رفتن تشویق می‌کند. تصمیم گیران اما حاضر به اصلاح این موضوع هم نیستند و سربازی اجباری که میراث رضاشاه است به امر مقدس بدل شده و در عین حال مدام در این همایش و آن همایش از لزوم تغییر دم می‌زنند. تازه فرض کنید مجلس یعنی همین مجلس فعلی بخواهد تعییری ایجاد کند. نهادهای بالادستی مگر می‌گذارند؟ یکی از دلایل رفتن همین است که جوان حس می‌کند همه چیز متصلب شده و کسی یارای تغییر و جا به جایی ندارد.

    ۱۳. عمل‌های زیبایی/ دربارۀ مورد خاص پزشکان قلب، وقتی درآمد پزشکان زیبایی به مراتب بیشتر باشد و مردم تنها به گروه خاصی از پزشکان قلب اطمینان دارند شخص احساس بطالت می‌کند و به جایی می‌رود که برای متاع و خدمات او بازاری باشد. در سال های اول بعد از انقلاب جراحان پلاستیک تقریبا بیکار شده بودند چون ارزش‌ها تغییر کرده بود گرچه با شروع جنگ و جراحت‌ها باز فعال شدند اما در سال های اخیر میل به جراحی برای زیبایی به یکی از پول سازترین حِرَف پزشکی بدل شده و تقاضا برای تخصص‌هایی حیاتی چون قلب کاهش یافته است! شگفتا که مدعی‌ترین جامعه دنیا در امور معنوی تا این حد به دنبال ارزش هایی باشد که در رسانه رسمی نفی می‌شود.

   ۱۴. مهاجرت در داخل/چشم انداز آینده به رغم لاف‌های گزافی که دولت‌مردان سر می‌دهند روشن نیست. نه این که تاریک است، واضح نیست. چه کسی می‌تواند بگوید ۱۰ سال دیگر ایران بر بحران خشک‌سالی فایق می‌آید یا بیابان می‌شویم؟ وقتی مردمانی از سیستان و بلوچستان به خراسان می‌کوچند و بخشی از اهالی مناطق مرکز ایران به شمال ایران چه عجب اگر آنها که در شهرهای بزرگ دست‌شان به دهان‌شان می‌رسد هم به فکر کوچ به خارج از کشور بیفتند. به عبارت دیگر بحث تنها بر سر مهاجرت به خارج نیست. در داخل هم شاهد مهاجرت‌ایم از استانی به استان دیگر.

   ۱۵. تصویر زندان/ نقش حوادث بعد از ۲۵ شهریور را هم نباید نادیده انگاشت. اخبار ممنوع‌الخروجی چهره‌های مشهور هنری و ورزشی ولو کمتر از انگشتان دو دست تصویر یک زندان را از سرزمینی ترسیم می‌کند که انگار باید زودتر از آن جَست و رها شد! با این نگاه شخص شتاب دارد قبل از آن که ممنوع‌الخروج شود خارج شود! 

    ۱۶. جامۀ تنگ/اظهارات برخی از نمایندگان مجلس و امام جمعه‌ها تردید برای رفتن را می‌زداید! نگاه کنید نمایندگانی که در انتخابات غیر رقابتی و با حداقل آرا وارد بهارستان شده‌اند چگونه برای من وشما تصمیم می‌گیرند. تحمل سخنان آدم‌هایی مثل عنابستانی و راستینه برای خیلی‌ها دشوار شده و می‌خواهند به جایی بروند که این حجم از حرف های نامربوط را نشنوند. این حس که ناچاریم جامۀ تنگی را که آنها برای ما دوخته‌اند بر تن کنیم سخت آزارنده است و رفتن یعنی این جامۀ زشت و بدقواره را از تن به در کردن. یک عده اصرار دارند لباس بچۀ سه ساله را تن جوان بیست ساله کنند و طبیعی است که این جامه بر تن راست نیاید و پس زده شود.

    ۱۷. فداکاری برای فرزندان/ آن که می‌رود شاید زندگی سختی را در برابر داشته باشد ولی امید دارد که فرزند او که در آن سامان به دنیا می‌آید حس بهتری از زیستن در این جهان داشته باشد. از این رو دست به فداکاری می‌زند. فرزند یک مقام مسؤول بسیار ‌تنگ‌اندیشی می‌گفت بزرگ‌ترین و شاید یگانه لطف پدر و مادر من به من این بوده که مرا در خارج از کشور به دنیا آورده‌اند وگرنه هیچ کار دیگری برای من نکرده‌اند! یکی از اهداف مهاجرت می‌تواند همین باشد تا فرزند یا فرزندان به جای سرزنش و این پرسش که چرا مرا به این دنیاآوردی تا در طلب یک لقمه نان روز را به شام رسانم و دیگری بگوید چه بپوش و چه نپوش و چگونه بیندیش و سبک زندگی‌ات چه باشد و اول من انتخاب می‌کنم و بعد تو آزادی به انتخاب من رأی بدهی تا من به رأی تو ببالم، بگوید سپاس که فداکاری کردی و رنج دل کندن از خانه و خانواده را به جان خریدی و مرا اینجا به دنیا آوردی!

     ۱۸. در جست‌و‌جوی منزلت/هدف و انگیزۀ همۀ کوچیدگان را نباید کسب رفاه و معیشت بهتر دانست. چون انسان تنها به دنبال کسب قدرت و ثروت و شهرت یا در پی شهوت نیست. آدمی خاصه اگر نخبه باشد به دنبال منزلت هم هست. طبیعی است که به جای سر و کله زدن با حراست اداره و تهدید به اخراج یا تعلیق یا گذران زندگی با زیر هزار دلار در ماه به جایی برود که منزلت او بیشتر پاس داشته شود. همین هفته پیش که رییس جمهور ابراهیم رییسی به وزارت علوم رفته بود جوری از دانشگاه حرف می‌زد که انگار دبیرستان است و دانشجو هم دانش‌آموز. چندی پیش گفته بود دانش‌آموزان باید “راهیان پیشرفت” باشند و اینجا از استادان خواست  “راویان پیشرفت” باشند. رعایت منزلت استاد اما این نیست که بوق تبلیغاتی حاکمیت و دولت باشد. کشور اگر در مسیر پیشرفت باشد مردم با تمام وجود حس می‌کنند. البته خوب است که استاد یه مردم امید بدهد اما کارمند دستگاه پروپاگاندای حکومت نیست و شأن مستقل دارد. هر قدر  منزلت چه به لحاظ مادی و چه معنوی آسیب ببیند میل به مهاجرت هم فزونی می‌گیرد. 

   ۱۹. آیندۀ مشاغل/ نسل های قبل‌تر تصور روشنی از جغرافیاهای دیگر نداشتند. اکنون اما به یاری فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی این تصویر در دست‌رس است. از سوی دیگر شتاب فناوری چنان است که تصویر آینده جز این خواهد بود. همین عصر جمعه ۱۱ آذر در همایش کارآفرینان که شبکۀ سه زنده پخش می‌کرد یکی از صاحب‌نظران هشدار می‌داد برخی مشاغل مانند حسابداری و داروسازی که به جای عمل ترکیب به فروش داروی آماده در داروخانه تبدیل شده  از بین می‌رود و حتی به رانندگان اسنپ هم هشدار داد به روزی بیندیشند که خودران‌ها بیایند!

از این منظر مهاجرین شاید کسانی باشند که زودتر دست به کار شده‌اند و قبل از آن که سیل بیاید از مسیل برخاسته و به جای به گمان خود امن‌تر می‌روند. ضعف مفرط کشور در آینده‌پژوهی و انگ سیاه‌نمایی و هراس‌افکنی مانع تصویر برآیند آینده شده است. عده ای اما می‌خواهند به جای این که صبر کنند تا فناوری بیکارشان کند زودتر بروند تا خود را انطباق دهند. این که در سرزمین مقصد به رؤیایشان می رسند یا نه البته بحث دیگری است.

    ۲۰. شعر فریدون مشیری/هیچ یک از موارد بالا اما نویسندۀ این سطور را قانع به رفتن نکرده است آن هم در فضایی که آوای «سفر چرا؟» هم شنیده می‌شود و چنان که در سوم آبان در همین تارنما نوشتم با فریدون مشیری هم‌صداترم:

   من اینجا ریشه در خاکم
   من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
   من اینجا تا نفس باقی است می‌مانم
   من از اینجا چه می خواهم، نمی‌دانم
   امید روشنایی گر چه در این تیر گی‌ها نیست
   من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می‌رانم
   من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
   گل بر می‌افشانم
    من اینجا روزی آخر از سِتیغ کوه چون خورشید
    سرود فتح می‌خوانم

   از نسلی که می‌رود و چمدان‌ها را می‌بندد اما شعر مشیری هم دریغ شده چون ایران‌دوستی ما خلاصه شده در بازی‌های تیم ملی فوتبال که گاه مثل این دوره از فرط تصنع و تکرار و اصرار بر بهره برداری خاص از آن توی ذوق هم می‌زند (ولو به قیمت سفارش صدها میلیون تومان بنر پیروزی و شادی به شهرداری‌ها که بلااستفاده ماندند).

     منبع: عصر ایران

برای دانش آموزان سرزمینم

     نویسنده: کیومرث ترکاشوند

سخنم را با جمله ای از «گاندی» رهبر فقید هند نوین شروع میکنم. او در زمانی که هند را از زیر سلطه انگلستان آزاد کرد، به مردم هند گفت: “اگر برای یک سال می خواهید پیشرفت کنید گندم بکارید، اگر برای ده سال می خواهید پیشرفت کنید درخت گردو کشت کنید؛ ولی اگر میخواهید کشور هند پله های توسعه را طی کند بایستی اولویت اول آموزش و پرورش باشد.

           پایگاه خبری آبتاب (WWW.ABTAAB.IR):

و امروز نتیجه آن سخن گاندی را به روشنی می توان در این کشور پهناور که پرجمعیت ترین کشور دنیا بعد از چین می باشد را دید. کشوری با بیش از ۸۰۰ عقیده وایدئولوژی که بهره کمی از انرژیهای فسیلی برده که زیر بنای صنعت می باشد- دید. هند  به پشتوانه یک نظام مدرن آموزشی توانسته در میان کشورهای صنعتی جایگاهی پیدا کند و با ذکر یک نمونه از برنامه های آموزشی در این کشور پرسه ای در نظام آموزشی کشورمان میزنیم. در کشور هند از همان سال اول ابتدایی دانش آموزان در کنار زبان مادری زبان علمی و بین المللی انگلیسی را فرا میگیرند.”تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.”
برپا ….
بفرمایید، بنشینید. سلام صبح زیبایتان بخیر امیدوارم حال همگی خوب باشه. من “ترکاشوند” معلم ادبیات فارسی شما هستم. زنگ دوم من معلم ریاضی شما هستم. زنگ سوم من معلم علوم شما هستم. من معلم دینی، جفرافی، تاریخ، فیزیک، شیمی، هندسه و …… شما هستم.
فرزندان سرزمینم: ما معلمان؛ صدای شما را شنیدیم. بغض های در گلو مانده اتان، گلویمان را فشرد و با چشمان خود جوانان ایرانمان را دیدیم که بعداز سالها تحصیل و اخذ مدارج بالای دانشگاهی راننده اسنپ و پادوی بنگاه های معاملاتی املاک و گارسن رستورانهای کشورهای غربی شدن.
آرزوهای برباد رفته شماها را که در زنگ انشای می خواندید را دیدم که چگونه باد فنا شد و در هیاهوی دغدغه یک لقمه نان گم شدن.
و امروز بعد از گذشت بیش از ۳۰ سال از آن سالها آمده ام تا درسهایی را که تدریس نکردم و حرفهایی که نگفتم و کارهای که انجام ندادم را برایتان بگویم. امیدوارم مرا ببخشید. من بی تفصیرم، اگر فرصتی بود بیشتر می گویم.
ماشین نظام آموزشی ما فرسوده شده. این ماشین سالهاست که از استانداردهای جهانی جامانده است. نخبگانش پیاده و در مرزهای غربت آواره شدند. مرا ببخش که برایت از شهیدان همت و چیت سازیان و عباس دوران،و رسول زرین که صدام برای سرشان جایزه تعیین کرده بود! نگفتم…
هر وقت آمدم تا از مشاهیر سرزمینت که در شهرهای آنسوی آبها مجسمه اشان در ورودی مراکز علمی نماد دانش و تمدن ایران است و کلامشان به زبانهای زنده دنیا در سر در دانشگاها و سازمان ملل پیام صلح و دوستی و همدلیست برای جهانیان بگویم، زنگ پایان کلاس را زدند!
باور کنید، اگر فرصتی به من میدادند تا کتابی بنام “عبور از اروند” را بنویسم و آن را به کتابهای درسیتان اضافه میکردند تا بدانید که وقتی در زمستان ۱۳۶۴ ایران شهر استراتژیک “فاو” عراق را تصرف ‌کرد، یکی از خبرگزاریهای مهم فرانسه نوشت: “ایران یکی از بزرگترین و محکم ترین استحکامات جنگی دنیا را که حتی در طول جنگ جهانی دوم هم نظیرش وجود نداشته است را در هم شکست.”

امروز؛ بجای سیاه کردن دیوارهای شهر شما دانش آموزان باشوق و عشق ورزیدن به قهرمانان کشورت رشادتهای آن غواصان شهیدم را که با دستان بسته و زنده و دسته جمعی به دست دشمنان دیروز در خاک آرمیدند را به تصویر می کشیدید.
فرزندانم: امروز هم همان دشمنان که برادران شیعه ما را بر علیه ما مسلح کردند، این بار در یک آرایش نظامی متفاوت وارد میدان شده اند. دیروز آنها را در آنسوی خاکریزها با لباس نظامی و سلاح بر دست میدیدیم، اما امروز به شکلهای دیگر و پیچیده حتی وارد مدارس شده تا جایی که با روپوش و لباس فرم مدرسه ات در جایگاه یک همکلاسی در کنارت نشسته اند، پس باید با تکیه بر عرق وطن دوستی برای مقابله با این دشمن نوظهور بجای دلخوش کردن به داشتن موشک و بمب و ماشین جنگی، خود را به فناوریهای مدرن روزتجهیز کنید. سواد رسانه ای خود را بالا ببرید تا خدای نکرده بازیچه عروسک گردانهای معاند فضای مجازی نشوید.
دانش آموزان خوبم، آنجا که باید جانفشانیها و شهامت وشجاعت خلبان شهید عباس دوران و بابایی را فیلمش را می ساختیم، جایش را اخبار قتل خاشقچی گرفت! و ایمان دارم اگر بجای آن کتابهای که بجز هدر دادن بودجه و وقت ثمره ای نداشت از تاریخ سرزمینم و هشت سال ایستادگی در مقابل متجاوزان غربی به رهبری صدام میگفتم و در کلاس با آمار دقیقی از شهیدان خفته در خاک وطنم درس را شروع میکردم حال معنای “امنیت و استقلال و تمامیت ارضی سرزمینت” را میدانستی..
شاگردانم: وقت کلاس رو به اتمام است.
من نیز مانند شما از سخنان تکراری و عمل نشده خسته ام و در این چند دقیقه مانده به زنگ، از شما میخواهم؛ برای آخرین تدریس به دقت به حرفهایم گوش کنید: “فقط به نیمه خالی لیوان نگاه نکنید. میدانم که حرف زیاد دارید. از وعده های که دادند و فراموش شد،اما هنوز آسمان، فکر، هوا، مال توست و خدایی که بر همه چیز ناظر است؛ پس چهره زیبایت را از غم فروبسته مکن و امید و آروزهایت را پر بده و بجای پرسه زدن در دنیای ضد ونقیض فضای آلوده مجازی؛ زیبایهای سرزمینت را ببین. دستاوردهای کشورت را بیاد آر و برای ساختن وطنت گامهایت را استوار بردار و فراموش نکن که آینده از آن توست. این خانه، خانه توست. این خاک گهرخیز آباد نمی شود مگر با دستان تو. به امید روزهای خوش و ایرانی آباد برای همه.”

افزایش تعرفه‌های جدید آزادسازی مدرک تحصیلی

به گزارش خبرنگار آبتاب، سیدکمال الدین میرعباسی، براساس ابلاغیه‌ جدید وزارت علوم مبنی هزینه‌ آزادسازی مدرک تحصیلی  ۶ تا ۱۰ برابر افزایش یافته است، گروهی معتقدند که دولت با پیش گرفتن چنین سیاستی به نوعی سعی در غل و زنجیر کردن دانشجویان در کشور و سنگ‌اندازی در روند مهاجرت آن‌ها دارد. از سوی دیگر، برخی افراد همچون علی شریفی‌زارچی، استاد دانشگاه شریف معتقد است که این اقدام منجر به تسریع روند مهاجرت، حتی پیش از ورود به دانشگاه‌های ایران می‌شود. او در بخشی از توییت خود در ارزیابی این اقدام نوشته است که به عبارتی دولت از دانش‌آموزان و دانشجویان صمیمانه تقاضا کرده است تا قید تحصیل در ایران را از همان ابتدا بزنند و راهی دانشگاه‌های خارج کشور شوند. او در ادامه عنوان کرده است: «مثلاً دانش‌آموخته‌ دکتری رشته فنی باید حدود ۲۰۰ میلیون تومان بدهد تا مدرک خود را آزاد کند، رقمی که ۴ سال دیگر ممکن است چند برابر شود. در این صورت دانشجو ترجیح می‌دهد راهی خارج کشور شود؛ هم می‌تواند با حقوق دانشجویی هزینه‌های تحصیل و زندگی را بدهد، هم با این دردسرها مواجه نشود.»

     هزینه آزادسازی مدرک برای هر گروه و هر مقطع

براساس این ابلاغیه مقطع کاردانی و کارشناسی گروه علوم انسانی برای هر ترم ۵,۹۷۴,۳۶۰ است که مجموع هشت ترم، حدود ۴۷ میلیون تومان می‌شود. همچنین برای مقطع ارشد هم به ازای هر ترم ۱۰,۶۸۰,۶۴۰ تومان در نظر گرفته شده که در نهایت هزینه آزادسازی مدرک در این مقطع به حدود ۴۲ میلیون تومان می‌رسد. هزینه آزادسازی مدرک در مقطع دکتری تخصصی هم ۱۷,۴۷۱,۶۰۰ تومان اعلام شده است.

برای گروه هنر، هزینه آزادسازی مدرک در دو مقطع کاردانی و کارشناسی برای هر ترم ۸,۶۰۹,۶۸۰ تومان است که برای هشت ترم تحصیلی ، در نهایت باید نزدیک به ۶۸ میلیون تومان پرداخت کرد. در کارشناسی ارشد این گروه، برای هر ترم مبلغ ۱۴,۸۵۹,۷۲۰ تومان محاسبه شده است که در مجموع، اگر ارشد را ۴ ترم در نظر گیریم، باید چیزی حدود ۵۹ میلیون تومان برای آزادسازی مدرک، پرداخت. در مقطع دکتری تخصصی هم به ازای هر ترم ۲۴,۸۰۹,۲۴۰ تومان باید از جیب دانشجو، به جیب دولت برود.

فارغ‌التحصیلان دو مقطع کاردانی و کارشناسی گروه فنی و مهندسی به ازای هر ترم ۷,۰۲۶,۵۶۰ تومان باید بپردازند که برای هشت ترم، دست‌کم ۵۶ میلیون تومان باید بابت هزینه آزادسازی مدرک تحصیلی خود خرج کنند. این مبلغ برای همین دو مقطع گروه علوم پایه ۶,۳۷۴,۸۰۰ تومان است که با محاسبه هشت ترم تحصیلی نزدیک به ۵۰ میلیون تومان هزینه برای دانشجویی که به دنبال آزادسازی مدرک خود است، به دنبال دارد. همچنین دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد گروه علوم پایه، به ازای هر ترم تحصیلی ۱۲,۵۹۴,۱۲۰تومان هزینه باید پرداخت کنند که در مجموع چهار ترم آن، بیش از ۵۰ میلیون تومان هزینه دربر دارد. در دوره دکتری تخصصی هم برای ترم ۲۲,۴۲۷,۵۲۰ تومان در نظر گرفته شده است.

بنابراین دانشجویان گروه علوم انسانی کمترین هزینه و دانشجویان گروه علوم هنر بیشترین هزینه را باید برای آزادسازی مدرک خود پرداخت کنند. البته ذکر این نکته ضروری است که محاسبه مبالغ فوق، تنها برای سال جاری‌ست و هر سال با افزایش تورم، این مبالغ و هزینه‌های پرداختی بیشتر هم خواهد شد.

بر اساس ابلاغیه وزارت بهداشت هم مبلغ وثیقه رشته‌های پزشکی و دندانپزشکی از ۸۰ میلیون تومان به ۳۰۰ میلیون تومان، رشته داروسازی به ۲۵۰ میلیون تومان و کارشناسی ارشد به ۲۰۰ میلیون تومان در سال جاری رسیده است.

بنا بر اعلام سازمان امور دانشجویان مفاد این ابلاغیه شامل تمام دانشجویان و دانش‌آموختگان سنوات گذشته که قصد آزادسازی مدرک تحصیلی خود را دارند، می‌شود. یعنی اگر تا پیش از این هرچه سال ورود به دانشگاه پایین‌تر بود، هزینه آزادسازی مدرک هم کمتر می‌شد، حال بر اساس این ابلاغیه دانشجویان فارغ‌التحصیل در سال‌های گذشته که قصد آزادسازی مدرک خود را کرده‌اند یا دانشجویان در حال تحصیلی که در آینده چنین قصدی دارند، باید به قیمت روز و جاری هزینه آن را بپردازند. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دادستان کل کشور: مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی در حال کار بر روی مساله حجاب هستند؛ نتایج آن تا ۱۵ روز آینده مشخص خواهد شد

محمدجعفر منتظری دادستان کل کشور کشف حجاب را از رنج‌های کنونی یادکرد و گفت: “مجلس و شورای عالی انقلاب اسلامی در حال کار و مطالعه بر روی مساله حجاب هستند که نتایج آن تا ۱۵ روز آینده مشخص خواهد شد؛ این تصمیم‌سازی‌ها باید بر اساس تدبیر صورت بگیرد.”

دادستان کل کشور با تاکید بر اینکه بسیاری از دستگیرشدگان حوادث اخیر نیازمند موعظه و کار‌های فرهنگی هستند، گفت: “حوزه‌های علمیه در این عرصه نقش مهم و موثری دارد و دستگاه قضایی حمایت کاملی برای اجرای آن خواهد داشت.”

به گزارش آبتاب به نقل از ایرنا، محمدجعفر منتظری روز پنجشنبه در نشست ” تبیین ابعاد جنگ ترکیبی در اغتشاشات اخیر” در قم، اضافه کرد: واقعیت این است که بسیاری از جوانان ما به دام رسانه‌های خارجی و دشمن افتادند و امروز گرفتار زندان و حبس شدند و لازم است تا نهاد‌های فرهنگی مانند حوزه علمیه به این افراد کمک کنند.

وی اظهار داشت: “تلاش دشمنان برای نابودی انقلاب اسلامی از ابتدای دوران پیروزی بیشتر شده و یک روز از تاریخ ۴۳ ساله انقلاب را نمی‌توان پیدا کرد که آن‌ها متناسب با شرایط و به شکل‌های مختلف درصدد ضربه زدن به انقلاب نبوده باشند.”

وی اضافه کرد: “استکبار جهانی برای اولین بار در طول تاریخ ۴۳ ساله انقلاب، یک مجموعه بزرگ و هماهنگ را علیه ایران پای‌کار آورده و بسیج کرده، شکل و سبک و سیاق توطئه‌های دشمنان در مقابله با انقلاب طی ۴ دهه گذشته هرگز به این صورت ترکیبی نبوده‌است.”

منتظری با بیان اینکه صحبت‌های بنده از جنس تحلیل نیست بلکه حاصل نتایج و اطاعات واقعی است، گفت: “جنگ ترکیبی که امروز دشمن رقم‌ زده با اتاق‌های فکر قدرتمند و هزینه‌های بالا و هم‌افزایی و هماهنگی بین انگلیس، اسرائیل غاصب، آمریکا و چندین کشور دیگر در جریان است.”

وی ادامه داد: “جنگ ترکیبی کنونی آمیخته‌ای از جنگ‌های سیاسی، سایبری، فرهنگی، روایت جعل در اخبار و اطلاعات، نظامی، اقتصادی، دیپلماسی و برهم زدن ارتباطات بین‌المللی ایران با کشور‌های همسو و ایجاد اختلافات دینی، قومی و مذهبی است.”

دادستان کل کشور با تاکید برنامه‌ریزی دشمنان برای ایجاد شکاف بین اقوام و مذاهب عنوان کرد: “دشمن برای ایجاد اختلافات در حوزه مذهب و اقوام بشدت در حال تلاش است و با تمام وجود برای ایجاد شکاف بین شیعه و سنی برنامه‌ریزی نموده‌ است.”

وی بابیان اینکه بخش عمده و اصلی مشکلات اقتصادی کشور به خاطر تحریم ایجادشده‌است، یادآور شد: “در مساله جنگ اقتصادی دشمنان درصدد هستند تا با یک هماهنگی فشار حداکثری را بر مردم ایران وارد کنند، بخش زیادی از نابسامانی‌های امروز کشور از تحریم‌ها نشات گرفته، هرچند مسوولان باید تدبیر و چاره‌اندیشی کنند.”

منتظری، جنگ نظامی و ایجاد ناآرامی را از اهداف مهم دشمنان در حوادث اخیر یادکرد و بیان داشت: “طی حوادث اخیر دشمن تلاش کرد تا محموله‌های زیادی از سلاح‌های سبک و سنگین در بین اغتشاشگران توزیع کند.”

دادستان کل کشور با تاکید بر آموزش و توزیع سلاح‌های سبک و سنگین در اقلیم کردستان توسط رژیم صهیونیستی برای ایجاد ناآرامی در ایران بیان کرد: “این قبیل از اقدامات اسراییل غاصب مصداق بارزی از جنگ نظامی علیه جمهوری اسلامی است.”

وی خاطرنشان کرد: در جنگ ترکیبی مردم و مسوولان باید مانند یک سرباز مجهز به علم و سایر تجهیزات مورد نیاز جهاد تبیین در صحنه باشند، باید ملت نسبت به هجمه همه جانبه دشمنان در ابعاد مختلف آشنا شوند؛ شرایط و فشار‌های کنونی بسیار بیشتر و بدتر از دوران جنگ تحمیلی است.

دادستان کل کشور در ادامه کشف حجاب را از رنج‌های کنونی یادکرد و گفت: مجلس و شورای عالی انقلاب اسلامی در حال کار و مطالعه بر روی مساله حجاب هستند که نتایج آن تا ۱۵ روز آینده مشخص خواهد شد؛ این تصمیم‌سازی‌ها باید بر اساس تدبیر صورت بگیرد.

وی گفت: “دستگاه قضایی به دنبال تعطیلی پلیس امنیت اجتماعی نیست؛ منتهی بعد از حوادث اخیر دستگاه‌های امنیتی و فرهنگی به دنبال حل مدبرانه‌ای مساله هستند.”

منتظری اظهار داشت: “دستگاه قضایی در حال تدوین و پیش‌نویس لایحه مربوط به حوزه عفاف و حجاب است.”

دادستان کل کشور در ادامه با اشاره به اینکه رسیدگی به پرونده اغتشاشگران در تمام استان‌ها آغاز شده، گفت: بسیاری از دستگیرشدگان حوادث اخیر که نقش موثری دراغتشاشات اخیر نداشتند آزاد شدند، ولی کسانی که دست به تخریب اموال عمومی و قتل شدند طبق ضوابط قانونی با آن‌ها برخورد می‌شود.

منتظری با تاکید بر ضرورت جدایی صف معترضین و اغتشاشگران، افزود: “دادستانی کشور نسبت به جدایی صف معترضین و جلوگیری از بی‌عدالتی در صدور حکم و حبس حساسیت دارد و با دقت آن را بررسی می‌کند.”

دیگر کسی مثل قبل نخواهد بود / حرکت‌های راهبردی اصلاحی از همین لحظه باید آغاز شود

علی ربیعی، وزیر پیشین کار

پیش‌تر نوشته بودم اعتراضات خیابانی بالاخره در جایی فروکش می‌کنند، اما ذهنیت و علل اعتراض باقی می‌ماند که با هر اثر پروانه‌ای می‌تواند تکرار شود.

نوشتم؛ در این میان، سه نکته نگران کننده نیز وجود دارد: علت‌یابی بحران مثل همیشه به یک مناقشه در سیاست داخلی تبدیل شده و احتمالا رسانه‌ها و تریبونهای رسمی، انگشت اتهام به سمت گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب یا به تعبیرجدیدشان «مسبب وضع موجود» و…‌ نشانه‌گیری می‌کنند و ماجرا به نوعی خاتمه یافته تلقی می‌شود. دوم تحلیل نادرست و نگرانی سوم هم عدم اصلاح و تداوم سیاست‌های گذشته به گونه‌ای که امور بر روال سابق جریان می یابد.

با این وصف، گام اول فهم و درک مسئله می‌باشد. پدیده رخ‌داده در این ماه‌ها به‌هیچ‌وجه تک‌علّی نبوده و ترکیبی از عللی همچون فقر، سقوط طبقه متوسط به پایین، قرار گرفتن سه دهک در فقر مطلق، ارزش‌های فردی و نسلی تغییر یافته، زنان خواهان ابراز وجود و در مجموع جامعه‌ای ناامید از حضور در جامعه جهانی و بسته شدن روزنه تغییرخواهی‌های رفتاری از طریق صندوق‌ها است. تجارب نشان می‌دهد معمولاً تفکیک عارضه از بیماری صورت نمی‌گیرد و در حالتی دیگر این سنتی که سیاست‌گذار با احاله پدیده به عوامل بیرونی به دنبال آسودگی خاطر و گام ننهادن در مسیر دشوار اصلاح‌گری است.

هرچند نویسنده معتقد است که عوامل خارجی همواره به عنوان عنصری سوءاستفاده‌گر در تمامی رخ‌دادهای سیاسی_اجتماعی ایران حضور داشته و دارد اما در صورت فقدان زمینه‌ها، حضور جامعه‌ای بانشاط و دولتی با سرمایه اجتماعی بالا، هیچ‌گاه امکان عمل نمی‌یابد.

به نظر من، حرکت‌های راهبردی اصلاحی از همین لحظه باید آغاز شود. بر این اساس، گام اول، سپردن ریشه‌یابی و تبیین مسئله توسط نهادهای علمی مورد وثوق جامعه است. نتایج این مطالعات می‌تواند حرکت گام دوم را رقم بزند.

بر پایه مطالعات صورت گرفته و نتایج آن، اصلاحات در عرصه‌های سیاسی _ایجاد روزنه‌های امید به کنش تغییر از طریق صندوق_، ایجاد فصل مشترک با ارزش‌های نسل‌های جدید در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی، گسترش فعالیت نهادهای میانجی و سازمان‌های مردم نهاد ضروری است. یکی از مهم‌ترین این سیاست‌ها مربوط به حوزه فضای مجازی است. هرگونه تصمیم غلط بدون تردید، بیکاری و واکنش‌ گسترده به همراه خواهد داشت.

          پایگاه خبری آبتاب (WWW.ABTAAB.IR):

در گام سوم تجدید نظر در سیاست‌های رسانه‌ای، بازکردن فضای گفتگو و عدم فشار به رسانه‌های تبیین‌گر که رسالت میان‌داری را دنبال می‌کنند، امری اجتناب‌ناپذیر است. بازگرداندن اعتماد مردم به رسانه‌های داخلی می‌تواند تفاهم بر سر خواسته‌های واقعی مردم را ممکن کند. به نظر من آنانی که در این سال‌ها با پیروی از سیاست‌های تک‌صدایی و راندن رسانه‌های مستقل به حاشیه مقصران اصلی در قربانی‌سازی ذهنیت جامعه توسط بدخواهان ایران هستند.

متأسفانه علائم حاکی از آن است که در میانه‌ی بحران بیان برخی اظهارات خام و نپخته توسط برخی از دولتی‌ها _که دنبال مقصریابی‌های واهی و کودکانه هستند_ و همچنین صاحبان تریبون‌های رسمی با اعلامیه‌های تحریک کننده نشانگر عدم درک موضوع و گفتگو است.

مطالعات و تجارب نشان می‌دهد پس از بحران‌ها، هیچ کدام از عوامل و کنش‌گران درون بحران همانند پیش از بحران نخواهند بود. ما با جامعه‌ و نسل‌های تغییریافته‌ای که این روزها را در حافظه خود جای داده‌اند، افرادی که به جریان اعتراض نپیوستند اما این دوران بر آنها آثار روانی داشته است.

نهادهای درگیر مانند دانشگاه و علم، آموزش و پرورش، هنر و ورزش، نهادهای اقتصادی و حتی نهادهای امنیتی و ساختارهای تصمیم‌گیر متاثر از این شرایط هستند. به تعبیری پس از بحران، هیچ‌کس مثل قبل نیست. حداقل در ساحت اذهان، این دگرگونی‌ها پدید آمده‌ و شکل گرفته‌اند.

چنانچه سیاست‌گذاری و حکمرانی بر همان مناط سابق باشد، این‌بار هم دو ساختار سیاست‌گذار و ذهن جامعه تعارض جدیدی را تجربه خواهند کرد. باید با هوشمندی به سمت تغییراتی آرام‌بخش، ثبات‌ساز و پیش‌رونده حرکت کنیم.

     منبع: جماران

کاش یک کلمه عذرخواهی می کردید و یک استعفای نمایشی می دادید

به گزارش آبتاب، روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: آنچه که اکنون در سرزمین ما اتفاق می‌افتد، به سادگی می‌شد حل گردد. یک عذرخواهی صریح و بی‌تکلف با این مضمون که نیت ما پاک و خیر بود و می‌خواستیم فرزند زیباروی شما در این سرزمین پیچ و خم‌های زندگی را به خوبی و با سلامت طی کند، اما خطایی اتفاق افتاد و ما را ببخشید! و می‌شد ادامه دهند بیشتر از حد دخالت کردیم و خجالت زده‌ایم!

آن مدیر می‌توانست استعفای نمایشی انجام دهد و مدیربالادست هم برایش ارتقاء در صندلی دیگر بدهد و آنگاه در خفا و یا در معرض دید به نقد ماجرا پرداخته می‌شد و آزادانه اصلاح زمینه و بستر خطا ممکن می‌شد، تا که آنگونه نشود!

اکنون هر روز سرزمین ما رنگین می‌شود، جوانی که آرزوها و آمالی دست نیافتنی را پیش رویش می‌بیند و دیگر جوانی که او هم موظف به اجرای مأموریتش است؛ خونش بر کف زمین می‌ریزد.

اما تمام این ماجراها در حافظه انسان‌ها به شکلی تیره و زمخت نقش می‌بندند و ریش سفیدی هم نیست که وارد صحنه شود و برای آینده این سرزمین کمترین دلجویی صریح را بطلبد!

کاش ریش سفیدی بود که به‌موقع و کم هزینه این کار را انجام داده بود، و گرنه هزینه‌های این ماجرا بدخواهان را شاد و دوستان را دل شکسته و غمگین خواهد ساخت.

جامعه‌ای که گرفتار فقر، جهل و بی‌عدالتی باشد، هرگز پیشرفت نمی‌کند

آیت الله حسین نوری همدانی از مراجع تقلید، با بیان اینکه انقلاب اسلامی پرچمی است که هرگز بر زمین نخواهد افتاد گفت: مردم در شرایط کنونی نیاز به کمک و رسیدگی دارند و با گرانی و سختی معیشت روبرو هستند، هرگز جامعه‌ای که گرفتار فقر و جهل و بی عدالتی باشد پیشرفت نمی‌کند. باید فقر جای خود را به رفاه و جهل جای خود را به آگاهی و علم آموزی بدهد.

آیت الله حسین نوری همدانی از مراجع تقلید، یکی از نیازهای ضروری و مهم را تربیت همراه با تعهد و تخصص نسل نوجوان و جوان برشمرد و گفت: “اهل بیت (ع) نسبت به تعلیم و تعلم نسل جوانان و نوجوانان تاکید فراوان نموده اند.”

وی با بیان این که بعثت انبیاء در راستای آموزش و رشد استعدادها و تزکیه و تعالی افراد جامعه بوده است گفت: “برای احیاء مبانی اسلام و پیشرفت و ترقی جامعه باید از تمام امکانات و افراد شایسته کمک گرفته شود.”

آیت الله نوری همدانی در ادامه به سابقه درخشان اسلام در تمدن سازی اشاره کرد و افزود: “طلوع اسلام همراه با پیشرفت علوم و تربیت دانشمندان و اندیشمندان برجسته همراه بود که سبب پیدایش تمدن ممتاز اسلامی گردید.”

مرجع تقلید شیعیان، پیروزی انقلاب اسلامی را نقطه عطفی در احیا تمدن سازی اسلامی دانست و اضافه کرد: “انقلاب اسلامی پرچمی است که هرگز بر زمین نخواهد افتاد. این انقلاب که با قیام امام راحل و مجاهدات های این مردم به پیروزی رسیده است انشاء الله مقدمه ظهور امام زمان (عج) می باشد.”

وی همچنین با اشاره به عوامل عقب افتادگی جوامع اسلامی خاطرنشان کرد: “متأسفانه به دلیل نفوذ استکبار و خودباختگی و استبداد حاکمان که با سرکوب و استثمار مردم و یا با کشتن اندیشمندانی همچون شیخ فضل الله نوری همراه بود شاهد عقب افتادگی در کشورهای اسلامی هستیم. باید به یاد داشته باشیم دشمنان اسلام در ظلم و ستم راندن بر ملت ما هیچ حد و مرزی نمی شناسند.”

آیت الله نوری همدانی در ادامه گفت: “اسلام برای رشد و تعالی جامعه بر مبارزه و ریشه کنی سه چیز تاکید کرده است، جهل، فقر و ظلم. اگر به جای این سه، دانش و آگاهی، رفاه اجتماعی و عدالت جایگزین شود شاهد رشد و بالندگی جامعه خواهیم بود.”

وی تصریح کرد: “مردم در شرایط کنونی نیاز به کمک و رسیدگی دارند و با گرانی و سختی معیشت روبرو هستند، هرگز جامعه‌ای که گرفتار فقر و جهل و بی عدالتی باشد پیشرفت نمی‌کند. باید فقر جای خود را به رفاه و جهل جای خود را به آگاهی و علم آموزی بدهد.”

آیت الله نوری همدانی اضافه کرد: “حضرت امیر مومنان (ع) در نامه ای به مالک اشتر هنگام اعزام به مصر عنایت به مردم و رسیدگی به مشکلات آنان را بسیار سفارش و تاکید نمود، چراکه این مردم سپر در مقابل دشمنان هستند و همواره در خط مقدم دفاع از اسلام و انقلاب بوده و هستند. اگر شما (مسئولان) همین سفارش حضرت امیر مومنان (ع) را اجرایی کنید گامی بلندی در پیشرفت کشور برداشته اید.”

یوسف نوری وزیر آموزش و پرورش نیز در ابتدای این دیدار به بیان گزارشی از برنامه ها و اقدام های صورت گرفته از سوی وزارت آموزش و پرورش پرداخت.

بایدها و نبایدها درباره فرزندخواندگی

به گزارش آبتاب، کم نیستند خانواده‌هایی که برای فرزند آوری تلاش می‌کنند اما به دلایل گوناگون نتوانسته‌اند صاحب فرزند شوند؛ یکی از روش‌های صاحب فرزند شدن، مراجعه به مراکز معرفی شده بهزیستی برای پذیرش فرزند خوانده است اما برای بسیاری از والدینی که قصد پذیرش فرزندخوانده را دارند این مسیر بسیار پر پیچ و خم به نظر می‌رسد؛ از همین رو در این گزارش به بررسی روند پذیرش فرزند از بهزیستی پرداختیم.

فرزندخواندگی، اعطای سرپرستی کودکان بدون سرپرستی است که تحت سرپرستی سازمان بهزیستی قرار دارند. متقاضی‌ها باید واجد شرایط قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست در کشور باشند. این طیف از کودکان جامعه، والدین یا جد پدری شناخته‌ شده‌ای ندارند.

خانواده‌ها پیش از پذیرش سرپرستی کودک، باید از طریق مراجع قضایی احراز هویت شوند و پس‌ از آن قانون می‌تواند وضعیت کودک بی سرپرست را تعیین تکلیف کند. در واقع امور مربوط به فرزند خواندگی در استان‌های کشور از طریق کمیته‌های ستادی استان سازمان بهزیستی و از سوی کمیته شبه خانواده آن استان انجام خواهد گرفت که اعضای آن مدیرکل بهزیستی استان، معاون امور اجتماعی، کارشناس شبه خانواده استان، کارشناس ‏فرزندخواندگی، مددکار و کارشناس حقوقی استان هستند.

باید توجه داشت، آن دسته از کودکانی به عنوان فرزندخوانده انتخاب می‌شوند که تمامی تلاش‌های حرفه‌ای در جهت شناسایی خانواده و حتی بازگشت کودک به آغوش والدین آن کودک موفق نبوده است.

    شرایط پذیرش فرزندخواندگی چگونه است؟

تمامی اتباع ایرانی مقیم ایران و ایرانیان مقیم خارج از کشور، براساس ماده ۵ و ۶ قانون می‌توانند درخواست فرزند خواندگی خود را به سازمان بهزیستی ارسال کنند، براساس ماده ۵ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست و بد سرپرست، این افراد می‌توانند سرپرستی کودکان و نوجوانان مشمول این قانون را از سازمان بهزیستی درخواست کنند:

الف) زن و شوهری که پنج سال از تاریخ ازدواج آنان گذشته باشد و از این ازدواج صاحب فرزند نشده باشند، مشروط به این‌که حداقل یکی‌ از آنان بیش از سی سال سن داشته باشد.

ب) زن و شوهر دارای فرزند مشروط بر این‌که حداقل یکی از آنان بیش از سی سال سن داشته باشد.

ج )دختران و زنان بدون شوهر، درصورتی‌که حداقل سی سال سن داشته باشند، منحصراً حق سرپرستی اناث را خواهند داشت.

همچنین براساس ماده ۶ قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بد سرپرست، درخواست کننده سرپرستی باید دارای این شرایط باشد:

الف) تقید به انجام واجبات و ترک محرمات، ب) عدم محکومیت جزایی مؤثر با رعایت موارد مقرر در قانون مجازات اسلامی، ج) تمکن مالی، د) عدم حجر، هـ) سلامت جسمی و روانی لازم، و) نداشتن اعتیاد به مواد مخدر، مواد روان‌گردان و الکلی، ز) صلاحیت اخلاقی، ج) عدم ابتلا به بیماری‌های واگیردار و یا صعب‌العلاج، ط) اعتقاد به یکی از ادیان مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.

    چگونگی تغییر سرپرستی موقت کودک به دائم

سرپرستی دائم (فرزندخواندگی): در این حالت سرپرستی کودکان بدون ولی شناخته‌ شده‌ای که تحت پوشش سازمان بهزیستی هستند به خانواده‌هایی که متقاضی فرزندخوانده بوده و واجد شرایط هستند براساس قوانین جاری اعطا می‌شود.

اما سرپرستی موقت یا (امین موقت) نیز به این صورت است که براساس ماده ۱۰ قانون در تمامی مواردی که هیچ‌یک از پدر، مادر یا جد پدری یا وصی منصوب از سوی ولی قهری صلاحیت سرپرستی را ولو با ضم امین یا ناظر نداشته باشند، دادگاه می‌تواند مطابق این قانون و با رعایت مواد (۱۱۸۴) و (۱۱۸۷) قانون مدنی و با اخذ نظر مشورتی سازمان بهزیستی مسئولیت قیم یا امین موقت را به یکی از درخواست‌کنندگان سرپرستی واگذار کند.

    چگونگی ثبت سامانه‌ای مراحل فرزندخواندگی

متقاضیانی که قصد پذیرش فرزند خوانده را دارند باید به سامانه فززندخواندگی مراجعه و درخواست اولیه خود را ثبت کنند، همچنین پس‌ از آن از سوی کارشناسان شهرستانی و استانی برای مصاحبه اولیه تعیین وقت صورت می‌گیرد و مدارک لازم برای تشکیل پرونده دریافت می‌شود.

پس‌ از انجام مصاحبه، از منزل متقاضی بازدید صورت می‌گیرد و مشاوره‌های فرزند پذیری، روان‌شناختی و دینی به خانواده‌ها داده می‌شود. اگر خانواده در کمیته فرزندخواندگی تأیید شود کودک را به متقاضی معرفی می‌کنند.

پس از عبور از این مراحل، متقاضیان به دادگاه برای تشکیل پرونده قضایی و صدور قرار سرپرستی آزمایشی معرفی می‌شوند و از آن‌ها تعهدنامه‌ای در دفاتر رسمی اخذ می‌شود تا در دوره آزمایشی ۶ ماهه بتوانند حضور یابند. اگر در پایان این شش ماه خانواده بتوانند شرایط مناسب و مطلوبی را برای کودک مهیا کند حکم قطعی سرپرستی را دریافت و شناسنامه جدید کودک از سوی ثبت‌احوال صادر می‌شود.

    سرپرستی کدام کودک به شما سپرده می‌شود؟

از آنجایی‌که تعداد متقاضیان نسبت به کودکان بیشتر است سازمان بهزیستی نمی‌تواند پاسخگوی تمامی درخواست‌ها باشد، بیشتر خانواده‌ها متقاضی کودکان شیرخوار تا ۲ ساله بوده و بنابراین اگر شما به عنوان یک خانواده این درخواست را دارید باید انتظار بیشتری بکشید. نکته حائز اهمیت آن است که متقاضیان دریافت سرپرستی کودک نیز باید توجه کنند که باید حتماً بین آن‌ها و کودک فاصله چندانی وجود نداشته باشد و بنابراین اگر متقاضی دریافت کودک هستند بدانند که به افراد دارای سن بالا کودک داده نمی‌شود.

از آنجایی‌که بیشتر متقاضیان کودک دختر هستند بنابراین باید متقاضیان نیز زمان بسیاری را منتظر بمانند تا بتوانند سرپرستی این کودک را دریافت کنند.

    آیا سرپرستی دو یا چند کودک را می‌دهند؟

براساس آخرین اطلاعات دریافتی، امکان پذیرش تقاضای سرپرستی یک یا دو کودک به‌صورت هم‌زمان وجود ندارد مگر آن‌که در مواردی که شما بخواهید کودکانی که با هم برادر و خواهر هستند را بپذیرید، اما در این حین استثناهایی وجود دارد که به آن‌ها اشاره می‌کنیم: ۱) اینکه از تاریخ تحویل نخستین کودک به خانواده متقاضی حداقل ۲ سال گذشته باشد، ۲) پذیرش تقاضاهای پیش از ۲ سال، بستگی به آن دارد که کسی در لیست انتظار نباشد و آنکه خانواده کودکی را بپذیرند که از نظر سن بالا، بیماری یا معلولیت و عللی دیگر نپذیرند.

    چگونگی پذیرش فرزند خواندگی در خارج کشور

اگر متقاضی پذیر‌ش فرزندخواندگی در خارج از کشور استان مدنظر خود را انتخاب نکند بهزیستی به‌صورت پیش‌فرض استان تهران را انتخاب می‌کند، پس‌ از آن باید برای دریافت مدارک به مراجع ذی‌صلاح فرزند پذیری محل اقامت خود مراجعه کنید که پس‌ از آن به کنسولگری معرفی خواهید شد.

کشور محل اقامت خانواده باید به‌صورت کتبی متعهد شود که تا پایان سن ۱۸ سالگی بر وضعیت کودک تحت سرپرستی و خانواده نظارت کرده و گزارش‌های دوره‌ای آن را از طریق سفارتخانه یا دفتر حافظ منافع و کنسولگری به سازمان بهزیستی ارسال کند. البته برای پذیرش فرزندخوانده در خارج از کشور نیازمند حضور خانواده به مرجع متناظر با اداره سوءپیشینه و سازمان پزشکی قانونی در ایران است و تا وضعیت جسمی و روانی، عدم اعتیاد به مواد مخدر، روان‌گردان و الکل، ناباروری و نازایی آن خانواده مشخص شود.

خانواده متقاضی علاوه بر دریافت گواهی سوءپیشینه از مراجع خارج از کشور باید به اداره تشخیص هویت در ایران که از سوی بهزیستی معرفی می‌شود نیز مراجعه کند. پس‌ از آن‌ که کلیه سوابق خانواده متقاضی تأیید شد می‌توانند در کمیته فرزند پذیری در ایران حضور یابند و پس از تأیید نهایی از سوی این کمیته دادگاه رأی را صادر و پس‌ از آن نیز به‌صورت آزمایشی و براساس اصل پذیرفتن کودک از سوی خانواده، صورت‌جلسه تحویل امضا و کودک به‌صورت ۶ ماه به‌صورت آزمایشی از کشور خارج می‌شود.

در دوره ۶ ماهه امکان دریافت یا اصلاح شناسنامه کودک وجود ندارد و از آنجایی‌که کشورها اجازه ورود کودک به کشورشان را نمی‌دهند از این‌رو خانواده متقاضی باید ۶ ماه به‌صورت آزمایشی در کشور زندگی کند و در این مدت نیز نظارت جدی بر کودک صورت می‌گیرد، پس از پایان این مدت نیز به‌صورت دائمی سرپرستی کودک به خانواده تحویل اعطاء می‌شود.

منبع: فارس

حمایت از قربانیان خشونت خانگی

     نویسنده: مرتضی رجائی خراسانی       

افرادی که از خشونت خانگی رنج می برند، نیاز به حمایت سریع و مؤثر دارند. سؤالی که همیشه باید از فرد آسیب دیده پرسیده شود، این است که آیا شما در امان هستید؟ قبل از هر چیز باید خانه ای امن برای افرادی که مورد خشونت خانگی قرار گرفته اند، مهیا شود تا بتوان از افراد آسیب دیده حمایت کرد. بنابراین، اولین و اصلی ترین گام برای نجات قربانیان از خشونت های خانگی، احداث خانه های امن است؛ زیرا یکی از معضلاتی که خشونت خانگی در جامعه ایجاد می کند، بی خانمانی افراد خشونت دیده است، لذا لازم است که دولت در مسیر خانه دار شدن این افراد به آنها کمک کند و تسهیلاتی در اختیار آنان قرار دهد. از سوی دیگر نیاز است تا راهکارهای مناسبی برای پیشگیری از بی خانمانی در سطح منطقه ای و محلی ارائه شود. در مسیر نقش مؤثر سازمانهای مردم نهاد و خیریه ها غیر قابل انکار است.

گام دوم برای کاهش جرم، اجرای قوانین کیفری است. هرچند، اجرای احکام کیفری برای «خشونت خانگی» موجب کاهش جرم می شود، اما هنوز کاستی­ هایی برای اجرای قانون وجود دارد. به کیفر رساندن مجرم، پاسخی قاطعی برای این قسم جرائم است. در اینجا ما احتیاج به یکسری بازنگری های کلی در قانون داریم و باید سطح آ گاهی های عمومی جامعه را در این مورد افزایش داد.

همچنین، نیاز است تا در محلهای کار نیز بخشهایی در نظر گرفته شوند تا افراد آسیب دیده با مراجعه به آنجا بتوانند از فردی که صلاحیت و دانش کافی دارد، مشاوره بگیرند. بطور کلی، پیشنهاد می شود که هر مدیر یا کارفرما یکسری اطلاعات محرمانه از زندگی کارکنانش داشته باشد تا بتواند با این قسم خشونت ها برخورد نماید. در این میان کارکنان آموزش دیده به راحتی می توانند نشانه های خشونت را شناخته و با آرامش همکار خود را حمایت کنند.

     پایگاه خبری آبتاب (WWW.ABTAAB.IR):

هرچند نمی توان اعمال خشونت پشت درهای بسته را به راحتی کشف کرد، اما یکسری علائم نشان می دهند که فرد آزار دیده است که عبارتند از:

این افراد به ظاهر اضطراب دارند و از شریک زندگی خود می ترسند.

آنچه را که شریک زندگی از آنها می خواهد را با ترس انجام می دهند.

این افراد باید به طور مرتب به طرف مقابل خود گزارش دهند که کجا هستند و چه می کنند.

افراد تحت خشونت اغلب تماسهای مکرر تلفنی دریافت می کنند.

آنها وقتی از شریک زندگی خود صحبت می کنند، معمولاً از احساس حسادت دیگری نسبت به خود سخن می گویند؛ این علائم نشان می دهند که فرد از آزار روانی رنج می برد.

چنانچه فردی دچار صدمات مکرر شود و بگوید که دچار حادثه شده است، بیانگر خشونت جسمی است که او تحمل می کند. این افراد اغلب از محیط کار یا مدرسه غیبت های غیر موجه زیادی دارند و یا طوری لباس می پوشند که قسمت های کبودی و یا زخم بر روی بدن خود را پنهان کنند و اگر آسیب دیدگی در قسمت چشم باشد، بی دلیل از عینک آفتابی مثلاً در باران، داخل خانه یا پشت میز کار استفاده می کنند.

نکات مهم در ارتباط با خشونت خانگی

     نویسنده و مترجم: مرتضی رجائی خراسانی

خشونت خانگی، پدیده ای هولناک است و متأسفانه در همه جوامع و به اشکال مختلف اتفاق می افتد و دردناک است که بگوییم همیشه آمارهای تکان دهنده ای در این زمینه گزارش شده و می شوند. بر اساس آمارهای منتشره از هر ۴ زن ۱ نفر و از هر ۶ مرد ۱ نفر در خانه مورد خشونت قرار می گیرند. در این میان، آمار قتل زنان توسط شریک زندگی کنونی و یا سابقشان بالاست. اینجاست که باید برای پیشگیری از خشونت خانگی قوانین محکم و لازم الاجراء تصویب شده و اجرا شوند؛ به طوری که مجرم راه گریز از قانون را نداشته باشد. شایان ذکر است که متوقف کردن خشونت خانگی، موجب رونق اقتصادی در یک جامعه می شود.

     پایگاه خبری آبتاب (WWW.ABTAAB.IR):

  • لازم است تا همه افراد جامعه نشانه های خشونت خانگی را بشناسند و آگاهی افراد جامعه در مورد چگونگی، علل و عواقب خشونت خانگی افزایش داده شود.
  • خانه هایی امن برای حمایت از قربانیان خشونت خانگی احداث شود که توجه به این مهم در مورد زنان حساس تر است، زیرا آنان پس از ترک خانه سرپناهی ندارند؛ لذا یافتن مکانی امن و یا پناهگاه برای آنان اهمیت دارد.
  • شماره تلفنی خاص معرفی شود و یا برنامه های هوشمند به گونه ای طراحی شوند که قربانی بتواند به راحتی با پلیس یا اعضای شبکه پشتیبانی تماس بگیرد.
  • اگر در همسایگی خود صدای فریاد شنیدید، در خانه زنگ بزنید و تقاضای حتی یک فنجان شکر کنید. البته، این کار زمانی باید انجام شود که خطری فرد شاهد را تهدید نکند و مداخله در کشمکش های خشن خانگی به ویژه زمانی که فرد مسلح است و یا در حالت طبیعی نیست، خطرناک می باشد؛ لذا بهتر است با پلیس تماس گرفته شود.
  • دخالت در سناریو خشونت خانگی می تواند بسیار خطرناک باشد، پس علاوه بر تماس با پلیس؛ اورژانس را هم در جریان گذاشته و آدرس را کامل و بدون اشتباه اطلاع رسانی کنید.
  • اگر دوست یا فردی از خانواده شما از خشونت خانگی رنج می برد، به او در خانه خود پناه دهید.
  • ا گر دوست یا همکار شما از خشونت خانگی رنج می برد، تلفن خود را همیشه شارژ نگه داشته و حتی در شرایط خاص نیز به زنگ او پاسخ دهید.
  • اگر نگران یکی از نزدیکان خود در ارتباط با خشونت خانگی هستید، در ساعتهای مختلف روز به طور تصادفی با او تماس گرفته و از حال او آگاه شوید.
  • اگر شما با یک قربانی خشونت خانگی در تماس هستید، به حرفهای او گوش سپارید و با جلب اعتمادش به او احساس امنیت برای صحبت کردن بدهید.
  • شماره پلیس محلی، آدرس دقیق فرد، شماره تلفن مرکز پشتیبانی و یا گشت ویژه را همیشه در دسترس داشته باشید.
  • به قربانی کمک کنید، حتی در حد نگهداری از کودکانش برای چند ساعت تا او بتواند استراحت کرده و یا به مراکز امداد مراجعه کند.
  • برای اثبات خشونت خانگی نیاز به سند هست، ولو اینکه فرد یا افرادی به عنوان شاهد در محل حضور داشته باشند. این مستندات به قربانی حین اقامه دادرسی کمک شایانی می کند.

         منابع: 

https://www.who.int/pmnch/media/news/2020/KAB7.pdf

https://ncadv.org/2021DVAM