اجتماعی

رضازاده، عضو هیئت رئیسه کمیسیون امنیت ملی مجلس در گفتگو با «انتخاب»: صرفا برای بررسی علل اصلی سانحه، از زندان اوین بازدید کردیم و فیلم دوربین‌ها را نخواستیم

عضو هیئت رئیسه کمیسیون امنیت ملی در مجلس در پاسخ به اینکه آیا در جریان بازدید خود از زندان اوین، فیلم‌های ضبط شده دوربین‌های زندان را بررسی کرده‌اند یا خیر، می‌گوید که دوربین‌ها را بررسی نکردیم ولی در مجموع از تمام آن ساختمان، محوطه و مکان‌هایی را که اقدام به تخریب کرده بودند، بازدید کردیم. بررسی دوربین‌ها یک موضوع تخصصی است. به این صورت نبود که ما درخواست داشته باشیم و آنها [مسئولان زندان] قبول نکنند؛ ما صرفا برای بررسی علل اصلی سانحه به اتفاق چهار نفر از اعضای کمیسیون بازدید کردیم.

    پایگاه خبری آبتاب (WWW.ABTAAB.IR):

وی ادامه داد: «یک تعدادی هم در کف خیابان می‌خواستند عملیاتی انجام دهند که الحمدالله خنثی شد. تعدادی از این افراد توسط عوامل انتظامی دستگیر شدند ولی اغلب بعد از رفع اتهام توسط مقامات قضایی، با اخذ تعهد آزاد شدند. عده‌ای دیگر هم که من آمارش را دقیق نمی‌دانم، تفهیم اتهام شدند و در بازداشت هستند.»

این عضو کمیسیون امنیت ملی درخصوص بازدید اعضای کمیسیون از زندان اوین، بیان کرد: «همانطور که مقامات محترم قوه قضاییه، سخنگوی محترم دولت و دستگاه‌های امنیتی و انتظامی و اطلاعاتی اعلام کردند، در سلول شماره ۷ و بخشی از ۸، چند نفر از زندانیان اقدام به برهم‌زدن نظم و آتش زدن پتوها می‌کنند و سعی می‌کنند خود را به خارج از ساختمان برسانند. تعدادی موفق می‌شوند که وارد محوطه شوند و به سالن کنفرانس، آمفی تئاتر و بخشی از سالن اجتماعات بروند و با تخریب و آتش زدن، یک سری خسارت‌هایی وارد کنند. اگر هشیاری و تلاش ماموران انتظامی و کارمندان زندان نبود قطعا دست به یک سری اقداماتی می‌زدند. خوشبختانه با حضور به موقع استاندار و یگان‌های ویژه و عوامل اطلاعاتی در کمتر از ۱۵ دقیقه از سایر تبعات جلوگیری ‌شد.»

رضازاده افزود: «این قضیه ساعت هشت و نیم شب شروع می‌شود و در عرض تقریبا دو ساعت فروکش پیدا می‌کند. بلافاصله تعداد زیادی از عوامل اصلی که موجب ایجاد درگیری بین زندانیان شده بودند، شناسایی و دستگیر شدند. با دستور مقامات قضایی، سایرینی که در آن محل‌های تخریب شده حضور داشتند، به جای دیگری منتقل می‌شوند تا نسبت به بازسازی و تعمیرات اقدام شود.»

این نماینده مجلس درباره فوتی‌های این حادثه بیان کرد: «در این برخورد در لحظات اولیه ۴ نفر به علت خفگی ناشی از آتش سوزی شدید جان خود را از دست می‌دهند و ۴ نفر بعدی هم که وضعیت‌شان مناسب نبود، ۴۸ ساعت بعد فوت می‌کنند. در مجموع هشت نفری که بر اثر آتش‌سوزی جان خود را از دست دادند، شناسایی و به پزشکی قانونی تحویل داده شدند تا علت کامل مرگ مشخص شود. بعدا خانواده‌های‌شان را دعوت می‌کنند و جنازه‌ها را تحویل خواهند داد.»

وی در پاسخ به اینکه آیا اساسا درخواستی از سوی نمایندگان برای بررسی دوربین‌ها مطرح شد، بیان کرد: «خیر، به این صورت نبود که ما درخواست داشته باشیم و آنها [مسئولان زندان] قبول نکنند؛ ما صرفا برای بررسی علل اصلی سانحه به اتفاق چهار نفر از اعضای کمیسیون بازدید کردیم.»

راهکار‌های روزنامه جمهوری اسلامی برای حل ریشه‌ای اعتراضات: به مردم دروغ نگویید؛ تحلیل غلط نکنید؛ زندانیان سیاسی را آزاد کنید

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: شاید دولت نتواند جلوی برنامه‌ریزی و اقدامات خارجی‌ها و دولت‌های متخاصم را برای برپایی حرکت‌های اجتماعی در داخل کشور بگیرد، اما حاکمیت می‌تواند دست به اقداماتی بزند تا از ایجاد بستر و زمینه برای ظهور نا آرامی‌هایی که از سال ۱۳۸۸ تا کنون هر چند وقت یکبار رخ داده‌اند تا حد زیادی جلوگیری کند.

حال چه باید کرد تا کشور از دام این چرخه معیوب نجات یابد و شرایط جامعه عوض شود به طوری که اقدامات حکومت باعث افزایش رضایت مردم شود و کشور، از عقب ماندگی‌ها نجات یابد و ایران حرکت رو به توسعه را آغاز کند؟ کسانی که با درس سیستم‌های پویا آشنا هستند می‌دانند که در چنین شرایطی باید اقداماتی انجام داد تا سیستم وارد چرخه مطلوب و یا حلقه منفی شود. به این مفهوم که انجام هر اقدامی از سوی حاکمیت، باعث افزایش رضایت مردم و در نتیجه کاهش مشکلات و گرفتاری‌های کشور شود. بنابراین، برای برون رفت از وضع موجود، توجه به نکات زیر ضروری است.

۱- جدی گرفتن تمامی مشکلات و معضلاتی که باعث بروز اعتراضات می‌شود، مثل رفتار‌های دستگاه‌های حکومتی بویژه سازمان‌های امنیتی و انتظامی و اداری با مردم به طوری که بهانه برای بروز اعتراضات ایجاد نشود.
۲- کمتر حرف زدن مسئولین و گوش کردن به حرف اکثریت مردم و نخبگان و شنیدن نظرات کارشناسان حوزه‌های مختلف.
۳- مشخص نمودن این که دستگاه‌های مختلف حاکمیتی چه کار‌هایی را نباید بکنند و چه اقداماتی را نباید انجام دهند.
۴- بررسی نتایج اجرایی بعضی از قوانین و مقررات و نیز ارزیابی عملکرد برخی از سازمان‌ها مثل گشت ارشاد و ستاد امر به معروف به طوری که اگر وجود آن‌ها از نبود آن‌ها زیان بارتر است، فوری تعطیل شوند. در وضع فعلی مشاهده می‌شود که عملکرد گشت ارشاد باعث افزایش بدحجابی در کشور شده است.
۵- اولویت دادن به اقداماتی که منجر به رضایت اکثریت مردم می‌شوند مثل کاهش حجم زندانیان، تسهیل امور اداری، رفع مسدودسازی از اینترنت و شبکه‌های مجازی، توسعه بهره‌گیری از فضای مجازی و رفع محدودیت‌ها از شخصیت‌های علمی، فرهنگی، سیاسی، هنری، ورزشی و اجتماعی کشور.
۶- رعایت حرمت زنان و احترام بیشتر به آن‌ها نسبت به مردان و عدم درگیر شدن با زنان و دختران و عدم بازداشت آن‌ها به هیچ عنوان.
۷- حذف زندانی سیاسی از آمار زندانیان کشور.
۸- رفتار خودی داشتن با معترضان و استفاده از شیوه قرآنی رحماء بینهم و درگیر نشدن با مردم.
۹- استقبال از نقد و انتقاد و دیدگاه‌های متفکرین و دانشگاهیان و حوزویان و احزاب و انجمن‌ها و سازمان‌های مردم نهاد.
۱۰- عدم افزایش انتظارات مردم با بیان وعده‌های غیرعملی.
۱۱- نگفتن دروغ در شرح وقایع رخ داده.
۱۲- عدم بیان تحلیل‌های غیرواقعی.
۱۳- در اولویت قرار دادن عملی توسعه اقتصادی کشور با تکیه بر اقتصاد دانش بنیان و تدوین الگوی توسعه ایران با بهره گیری از نخبگان این حوزه.
۱۴- بازخوانی و به روز رسانی فهم متولیان و تصمیم گیرندگان و قانون گذاران از مبانی و مناسک دینی.

روایت یک اتفاق پرابهام

     گزارشی از مریم لطفی، خبرنگار گروه اجتماعی

این بار خبر از اردبیل رسید. جمعه‌شب یکی از رسانه‌های خارج از کشور؛ درباره حادثه‌ای در یکی از مدارس دخترانه این شهر خبری داد. به گزارش این رسانه: «در حمله لباس‌شخصی‌ها به دبیرستان شاهد اردبیل، یک دختر دانش‌آموز جان داد، چند نفر در بیمارستان‌اند و مدیر هفت دانش‌آموز دیگر را به امنیتی‌ها تحویل داد.» این خبر به سرعت دست به دست شد. آن هم در شرایطی که چند روزی است ماجرای احضار و بازداشت و نگهداری برخی از دانش‌آموزان در کانون‌های اصلاح و تربیت منتشر شده و حتی وزیر هم آن را تایید کرده است.

این خبر در کمتر از دوساعت چنان چرخید که بعد از ساعت ۲۳ همان شب، مدیرکل امنیتی و انتظامی استانداری اردبیل این موضوع را «ادعای رسانه‌های معاند» خواند و آن را تکذیب کرد. علی محبوبی‌پور، مدیرکل امنیتی و انتظامی استانداری اردبیل دراین باره گفت که این ادعا کاملا تکذیب می‌شود و به‌ هیچ‌وجه صحت ندارد. مردم مؤمن انقلابی و غیرتمند اردبیل تحت تأثیر شایعات رسانه‌های معاند قرار نمی‌گیرند. او علت انتشار این خبر را تهییج عواطف مردم انقلابی اردبیل دانست و گفت که در اردبیل تاکنون هیچ کشته و مجروحی وجود نداشته و حتی دستگیری افراد هم در این شهر قابل توجه نبوده است. حامد عاملی، استاندار اردبیل در گفت‌وگو با «شبکه شرق» به این خبر واکنش نشان داد و گفت، چهارشنبه مراسمی در یک نقطه از اردبیل برگزار شده است: «پس از این مراسم برخی از دانش‌آموزان با خروج از محل، شعارهایی مثل «زن، زندگی، آزادی» سر می‌دهند. این شعارها از سوی دانش‌آموزان در خیابان سر داده می‌شد، به همین علت هم مجموعه نیروهای انتظامی که در محل حاضر بودند، دانش‌آموزان را به درون مدرسه هدایت کردند. با حضور نیروهای انتظامی، دانش‌آموزان به درون مدرسه شاهد می‌روند اما هیچ اتفاقی رخ نمی‌دهد. در جریان این اتفاق هم خدایی‌نکرده هیچ دانش‌آموزی جان خود را از دست نداده و خبر منتشر شده درباره کشته شدن یک دانش‌آموز در جریان اتفاق کذب محض است. به مدیران آموزش و پرورش استان اردبیل، دانشگاه علوم پزشکی و بیمارستان فاطمی که گفته شده این دانش‌آموز در این بیمارستان جان خود را از دست داده، گفته‌ام که اطلاعیه بدهند و شفاف سازی کنند.» استاندار اردبیل در بخش دیگری از اظهاراتش با بیان اینکه «از اول این اتفاقات در کشور ما، در اردبیل، به لطف خدا حتی یک کشته هم نداشتیم»، گفته است: «ما در استان اردبیل هیچ دانش‌آموزی نداریم که در جریان برخوردهای صورت‌گرفته کشته شده باشد. مردم اردبیل هم می‌دانند. حداقل یک آگهی ترحیم باید منتشر می‌شد از روز چهارشنبه تا امروز، اما این اتفاق نیفتاده است.»

     پایگاه خبری آبتاب: 

     روایت مادران

پیگیری‌های هم‌میهن از شاهدان عینی ماجرا اما از موضوع دیگری حکایت دارد. مادر یکی از دانش‌آموزان مدرسه دخترانه شاهد که فرزندش در روز حادثه حضور داشته، درباره اصل ماجرا به هم‌میهن می‌گوید: «روز چهارشنبه بدون اطلاع و هماهنگی ما بچه‌ها را به راهپیمایی برده بودند. در شرایطی که بعضی از بچه‌ها میلی به حضور در این مراسم نداشتند. چند روز بود اردبیل خلوت بود و سر و صدایی از اعتراضات نبود. برای همین فکر کرده بودند بچه‌‌ها را ببرند راهپیمایی.»

مدارس شاهد کمی متفاوت از سایر مدارس ‌است. نه به تمامی، اما بیشتر خانواده‌ها مذهبی‌اند و مسئولان مدرسه احتمالا انتظار اتفاق خاصی را نداشتند. «اصلا به چه اجازه‌ای بدون اطلاع ما بچه‌ها را از مدرسه خارج کردند؟» این گلایه جدی والدین است. مادری که می‌گوید: «وقتی بچه‌ها را بردند و سروصداها بلند شد، من متوجه شدم و سریع خودم را رساندم به میدان عالی‌قاپو. وقتی رسیدم دیدم بعضی از دخترها شعار می‌دادند. آن دور و بر هم پر از مأمور و گشت بود. یک دفعه شلوغ شد و به بچه‌ها حمله کردند. من به زور وسط آن شلوغی دخترم را کشیدم بیرون. بچه‌ام از ترس رنگ به رویش نمانده بود. کم مانده بود سکته کند. بردمش خانه. بعد از باقی مادرها شنیدم که آن روز بعضی از بچه‌ها از رفتن به راهپیمایی خودداری کرده بودند و گفته بودند نمی‌آییم. مانده بودند مدرسه. بعد از این اتفاق، بچه‌های ترسیده و کتک‌خورده را سوار اتوبوس کرده و برگردانده بودند به مدرسه. آنجا هم دوباره درگیری شده بوده و مأمورها رفته بودند مدرسه. بعد هم حال چند نفر از بچه‌ها بد می‌شود و آمبولانس می‌آید. امروز هم خیلی از پدر و مادرها رفته بودند برای شکایت.»

جزئیات خبرهای به‌ دست‌آمده تفاوت‌هایی با هم دارند. اما اصل ماجرا که اجبار به راهپیمایی دانش‌آموزان و برخورد با برخی از آنها بوده، یکی است.

یک منبع آگاه دراین باره به «هم‌میهن» می‌گوید: «روز چهارشنبه به مدارس اعلام شده بود که در راهپیمایی شرکت کنند. مسئولان مدرسه هم بچه‌ها را برده بودند. در این راهپیمایی تعدادی از بچه‌ها مقنعه را برداشتند و شعارهایی برخلاف شرایط دادند. برای همین با حضور نیروهای امنیتی درگیری می‌شود و مدیر مدرسه که می‌بیند وضعیت نامناسب است، به زور بچه‌ها را به مدرسه برمی‌گرداند. مدیر مدرسه که می‌بیند سر و صدای بچه‌ها زیاد است، تماس می‌گیرد و نیروهای امنیتی به مدرسه می‌آیند.»

این منبع آگاه به نقل از یکی از مسئولان مدرسه از حضور ماموران در پوشش آمبولانس به مدرسه خبر می‌دهد: «بچه‌ها ترسیده بودند. هفت نفر را که حال‌شان بد می‌شود با همان آمبولانس به بیمارستان فاطمی می‌برند. بیمارستان هیچ‌کدام از این هفت نفر را پذیرش نکرده و اسم‌شان در فرم‌های بیمارستان ثبت نشده است.»

آنطور که این فعال اجتماعی به هم‌میهن می‌گوید، درگیری اصلی در مدرسه اتفاق افتاده است: «شش نفر دیگر از بیمارستان ترخیص شده‌اند. من چیزی از اینکه یک نفر در کما باشد نشنیده‌ام اما گویا یکی از این شش نفر حال مساعدی ندارد. دو روز است حوالی مدرسه شلوغ است. والدین و مردم برای اعتراض به مدرسه رفته‌اند و هنوز هیچ پاسخ مشخصی دریافت نکرده‌اند.»

تکذیب بیمارستان

در خبرهای منتشرشده، انتقال دانش‌آموزان مجروح به بیمارستانی به نام فاطمی اردبیل عنوان شده است. اما پیگیری‌های هم‌میهن از این بیمارستان راه به جایی نمی‌برد. مسئول پذیرش بیمارستان ابتدا به هم‌میهن می‌گوید که اجازه پاسخگویی به کسی را ندارد و این موضوع را فقط باید از طریق حراست بیمارستان پیگیری کنیم.

با این حال در تماس دیگری یکی دیگر از مسئولان می‌گوید که هیچ دانش‌آموزی از مدرسه شاهد در این بیمارستان پذیرش نشده و اساسا برای فردی به نام اسراء پناهی خانقاه نیز از آنجا گواهی فوت صادر نشده است؛ اسراء دختری است که گویا چندروز پیش فوت شده و حالا اعلامیه مراسم‌اش دست به دست می‌شود. دیروز عموی او با رسانه‌ها مصاحبه کرد و گفت که اسراء به دلیل مشکل قلبی فوت کرده است.

در مدرسه شاهد اردبیل، که خبرها از آنجا بیرون آمده هم کسی پاسخگو نیست. یکی از معلم‌ها مضطربانه به هم‌میهن می‌گوید که مدیر به دلیل حضور مسئولان آموزش و پرورش امکان صحبت ندارد. خودش نیز از هرگونه توضیحی امتناع می‌کند. نه موضوعی را تایید می‌کند، نه تکذیب و چند بار تکرار می‌کند: «ما موظفیم تنها پاسخگوی والدین دانش‌‌آموزان باشیم.» و مکالمه را تمام می‌کند.

یکی دیگر از اهالی اردبیل هم حضور اجباری دانش‌آموزان به اصرار مدیر مدرسه برای حضور در راهپیمایی را تأیید می‌کند، اما ورود نیروهای امنیتی با آمبولانس را نه؛ «چون حال چند نفر از بچه‌ها بد شده، با تماس مسئولان مدرسه آمبولانس به محل اعزام شده است. بیشترین مشکلی که برای بچه‌ها به وجود آمده هم ناشی از ترس و اضطراب حاکم بر فضا بوده است. چند نفری دچار افت فشار می‌‌شوند و با انتقال به بیمارستان بعد از یکی دوساعت مرخص می‌شوند.»

مصاحبه عموی اسراء پناهی

گرچه برخی منابع محلی درگذشت دانش‌آموزی به نام اسراء پناهی‌خانقاه را در حادثه روز چهارشنبه در مدرسه شاهد تایید می‌کنند، اما فردی به عنوان عموی این فرد، در گفت‌وگو با خبرگزاری محلی «باسبلان ما»، می‌گوید اسراء مدتی است درگذشته است و او اصلا محصل مدرسه شاهد اردبیل نبوده: «اسراء دارای ناراحتی قلبی مادرزادی بود و بعد از یک ماه از درگذشت پدرش، ناراحتی قلبی‌‌اش تشدید شد و از منزل به بیمارستان فاطمی منتقل شد. متاسفانه تلاش‌های پزشکان بی‌نتیجه ماند و او درگذشت.» او همچنین گفت که اخبار منتشرشده درباره نحوه فوت اسراء پناهی صحت ندارد و او به دلیل نارسایی قلبی در بیمارستان فوت کرده است. این خبرگزاری محلی هم در توضیح ماجرای روز چهارشنبه نوشته است: «در مدرسه شاهد اردبیل بین والدین برخی از دانش‌آموزان با مدیران مدرسه مشاجره‌ای شکل می‌گیرد که بعد از آن یکی از دانش‌آموزان به دلیل فشار عصبی ناشی از این دعوا دچار ضعف شده و با آمبولانس به بیمارستان منتقل می‌شود که در صحت کامل است.»

ادعای این فرد در حالی است که یکی از فعالان رسانه‌ای در اردبیل به هم‌میهن می‌گوید: «درباره اسراء می‌توان این را گفت که پدرش چند سال پیش به دلیل ارتکاب به قتل، قصاص شده است. همین موضوع گواهی بر این است که حساسیت‌ها در این باره زیاد است.» او همچنین از جو امنیتی شهر، قطعی اینترنت و تجمع مردم در آرامستان علی‌آباد اردبیل خبر می‌دهد.

نماینده مجلس؟ تکذیب می‌کنم

با وجود جزئیات طرح‌شده از سوی فعالان اجتماعی و رسانه‌ای اردبیل مبنی بر ضرب و جرح دانش‌آموزان و حتی مرگ یکی از آنها، سیدکاظم موسوی، نماینده مردم اردبیل در مجلس شورای اسلامی هم در گفت‌وگو با «هم‌میهن» قاطعانه موضوع را تکذیب می‌کند: «با استانداری صحبت کردم. چنین اتفاقی نیفتاده و تمام. بی‌مهری‌های رسانه‌ها موضوع را تشدید کرد. در مدرسه‌ صحبت‌هایی در مورد انقلاب گفته شده و بعد بچه‌ها به خانه رفته‌اند. اما چند نفر از والدین آن وسط هتاکی کرده‌اند. در آنجا نه کسی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و نه کشته شده است.»

به نظر می‌رسد سیدکاظم موسوی هم اطلاع دقیقی از موضوع ندارد. چون بعد از سوال‌های بیشتر عصبانی می‌شود: «چیز بیشتری نمی‌دانم، اما کلاً تکذیب می‌کنم. جزئیات برای من مبهم است اما اینکه چنین اتفاقی افتاده است تکذیب می‌کنم. خواهش می‌کنم این موضوعات را کش ندهید. اگر من را قبول دارید می‌گویم چنین اتفاقی نیفتاده است.»

خبرگزاری ایرنا هم از ماجرای مدرسه شاهد اردبیل به عنوان «حمله ساختگی» یاد کرد و به نقل از کلام‌الله صفری، مدیرکل آموزش و پرورش استان اردبیل نوشت: «با رد خبر فوت، ضرب و شتم و دستگیری دانش‌آموزان در جریان اعتراضات هر خبری در خصوص برخورد انتظامی و پلیسی در این مورد کذب است. رسانه‌های معاند به دنبال تهییج مردم هستند درحالی‌که عموم دانش‌آموزان با آرامش در مدارس حضور می‌یابند و ادعاهای این رسانه‌ها کذب است. رسانه‌های معاند قصد برهم زدن آرامش استان اردبیل را دارند زیرا مردم فهیم و غیور اردبیل در همان روزهای ابتدایی راه خود را از اغتشاش‌گران جدا کرده و این روند را در استان ادامه ندادند.»

     منبع: هم میهن

 

یگان زینبی پلیس ویژه وارد عمل شد

به گزارش آبتاب، سردار حسن کرمی فرمانده یگان‌های ویژه انتظامی کشور گفت: 

این یگان متشکل از بانوانی است که به صورت درجه‌دار و افسر آموزش‌های کامل را دیده و به صورت یک واحد عملیاتی قوی در تهران سازمان‌دهی شده است و در مواقعی که خانم‌هایی در اجتماعات مقابل ما هستند بعد از ارشاد و تذکر و کار عملیاتی اگر نیاز به دستگیری باشد و معذوریت شرعی وجود داشته باشد این زنان یگان ویژه هستند که وارد عمل می‌شوند.

در ناآرامی‌های اخیر زنان یگان ویژه ۵ مرحله عملیات انجام دادند آن هم به صورت بسیار موفق و آن ضعفی را که ما در فتنه ۹۸ در مقابل زنان آشوبگر داشته و مامور زن نداشتیم را جبران کردند. خوشبختانه عملکرد یگان زنان ما دشمن را بسیار ناراحت و درمانده کرد چرا که توانستند افراد اصلی را دستگیر کنند.

شبهه‌ اندازی کار ضدانقلاب است اگر چه با چادر می‌شود عملیات انجام داد اما با توجه به اینکه مأموران ما در صحنه عملیات برای دستگیری اقدام می‌کنند با توجه به استنادات شرعی و رعایت حدود شرعی این پوشش را برای آنها به کار بردیم.

اگرچه اعتقاد داریم حجاب محدودیت نیست و چادر حجاب برتر است اما مأموران ما در عین رعایت حجاب و پوشیدن مقنعه و گذاشتن کلاه، لباس ضدضربه‌ای متناسب با مأموریت را به تن دارند. لباس فرمی که کاملا پوشیده بوده و بدن‌نما هم نیست و با توجه به مأموریت آنها طراحی شده است؛ همانطور که ورزشکاران ما در صحنه ورزش نیز از لباس‌های پوشیده استفاده می‌کنند که منافاتی با رعایت حجاب ندارد. خوشبختانه یگان زنان زینبی در عملیات اخیر بسیار موفق عمل کردند.

مردیم و زنده شدیم

     گزارشی از مریم لطفی، خبرنگار گروه اجتماعی

     روایت خانواده‌های زندانیان اوین؛ یک‌شنبه ظهر

نشسته روی پله‌های روبه‌روی پل یادگار امام. درست‌ترش این است که کز کرده، شبیه کسی که دیگر نایی برای دویدن ندارد. واقعا هم ندارد. لباس گرم پوشیده. روی روسری یک‌شال پشمی هم سر کرده و پیچیده دور گردنش. از دامغان آمده و با چشم‌های سبزخیس می‌گوید: «هرچه می‌کشیم از همین تهران است.» سری تکان می‌دهم که یعنی می‌فهمم. «تهران به‌روی هیچ‌کس نمی‌خندد». سن و سالش زیاد است. نه جان هر روز آمدن پشت این دیوارهای بلند را دارد، نه طاقتش را؛ «دیشب اینجا قیامت بود. صحرای محشر بود.» دوباره اشک از چشم‌های خسته سبزش جاری می‌شود و در چین‌وچروک روی صورتش تاب می‌خورد. ۲۵روز است پسرش بازداشت شده و در این ۲۵روز، فقط چهاربار تماس گرفته است.

یکی از دامغان آمده، یکی از مشهد، یکی از قم، یکی از شهرکرد و شهرهای دیگر و عده‌ای هم از اهالی همین شهر بدون لبخندند. مادری سرتا پا سیاه‌پوش است. یک‌هفته است از مشهد آمده تهران. یک‌هفته است از ساعت ۹صبح سر قرار نانوشته‌ای در تپه‌های اوین حاضر می‌شود؛ «پسر من نخبه است. در… (نام یکی از استارت‌آپ‌های مطرح را می‌گوید) کار می‌کند. جزو بنیاد نخبگان است، فارغ‌التحصیل دانشگاه شریف. آن‌وقت دوهفته است که در زندان است.» به مردی میان‌سال اشاره که کنار ما ایستاده است: «با گوشی پسر این آقا که پدر دوست پسرم است به او زنگ زدند.»

مرد به حرف می‌آید: «ما هم بی‌خبر بودیم. پسر من که در بازداشت بود. اما انگار با گوشی او به چند نفر از دوستانش پیام داده بودند و قراری گذاشته بودند. دوستانش که رفته‌اند سر قرار، همه باهم یکجا بازداشت می‌شوند.»

زن سیاه‌پوش سری تکان می‌دهد و می‌گوید: «پسر این آقا هم جزو بنیاد نخبگان است. چقدر به بچه‌های‌مان گفتیم مهاجرت کنید. نرفتند. حالا به جای دانشگاه و شرکت، ۱۲روز است که پسرم زندان است. می‌گویند تا دوهفته بازپرس اصلا پرونده‌ها‌ی‌شان را نگاه نمی‌‌کند.»

پدر یکی دیگر از بازداشتی‌ها هم مدارکی دستش است. از دیشب همینجا بوده: «ساعت هشت‌و‌نیم یا ۹ بود که دود آتش بلند شد. کمی بعد تقریبا ۳۰۰- ۲۰۰ نیروی امنیتی در گروه‌های مختلف آمدند. گروه‌های اول به سرعت رفتند داخل اوین و گروه‌های بعدی به ما باتوم نشان می‌دادند.

زن دیگری می‌گوید به بازداشتی‌ها و خانواده‌های‌شان فشار روانی وارد می‌کنند: «به من گفته‌اند برای آزادی پسرت وثیقه سنگین بیاور. من سندخانه شش‌میلیاردی آورده‌ام و فهمیده‌ام کار پسرم با وثیقه ۱۰۰میلیونی هم راه می‌افتد. می‌دانید چه فشاری تحمل کردم تا سند را جور کنم؟»

جابه‌جایی زندانی‌ها

جابه‌جا جمعیت ایستاده است و دور تا دور محوطه را نیروهای انتظامی و گارد‌ویژه احاطه کرده‌اند. چشم‌ها یکی در میان گریان است. یک دفعه صدایی می‌آید. زن جوانی فریاد می‌زند و شعار می‌دهد. شعاری که این روزها در کوچه و خیابان و دیوارها جاری است. بلافاصله ماموران انتظامی دورش جمع می‌شوند. یکی از ماموران جوان، تفنگ ساچمه‌ای را به آسمان می‌گیرد و با تمام جانش فریاد می‌زند: «دور شوید. جمع نشوید اینجا. نزدیک نیایید.» بعد صدای تیر می‌آید، اما مصدومی در کار نیست. همین صدا کافی است تا جمعیت دوباره پاره‌پاره شوند. ۱۰۰نفری هستند. حتی کمی بیشتر. اغلب هم خانواده زندانیان سیاسی‌اند. تک‌وتوک غیرسیاسی‌ها هم هستند.

زن جوان دیگری آمده پی برادرش. «برادرم سیاسی نیست.» از جرمش چیزی نمی‌گوید. دستش را می‌گیرد بالای تپه. اتوبوسی ایستاده است: «دیدی؟ من از ساعت شش‌صبح اینجا هستم. فکر کنم این دهمین اتوبوسی است که می‌رود داخل زندان و زندانیان را خارج می‌کنند. بعضی‌ها می‌گویند به‌خاطر تخریب بعضی از بخش‌ها، می‌برندشان فشافویه. شاید هم زندانی دیگر. هیچی نمی‌گویند، هیچی. فقط از صبح چندبار گفته‌اند که دیشب هیچ‌کس کشته نشده است. اما اصل حرف را فقط خدا می‌داند.»

مادر اشک‌آلود دامغانی هنوز همانجا کز کرده است. زن نگاهش می‌افتد به او؛ «می‌دانی این بنده‌ خدا چند روز است که می‌آید و می‌رود؟ از این بدتر هم هستد. پریروز زنی عشایری آمده بود و زار می‌زد که بچه‌ام را گرفته‌اند. بیچاره‌ها تهران هم که کسی را ندارند. آواره این‌ طرف و آن‌ طرف هستند.»

سیاسی‌ها سلامت‌اند

«بند ۲۰۹ که محل نگهداری سیاسی‌هاست، همه سالم‌اند. خیال‌تان راحت. از هیچ‌کس در مورد این بند خبر بدی نشنیدیم.» این را زنی می‌گوید که آمده سراغ شوهرش را بگیرد: «شوهر من جانباز است. هم خودش، هم برادرش که دو چشمش را در جبهه از دست داده و نابیناست. چند وقت پیش اتفاقی در بازار بوده و یکدفعه آنجا شلوغ شده و او را هم بازداشت کرده‌اند. فقط به این دلیل که لباس سیاه به تن داشته است. فقط یک‌بار تماس گرفته و گفته من سالمم. همین.»

گوشه و کنار پل، زیر تپه اوین، جایی که این روزها مرکز توجه جهان است، زنان و مردانی دور هم جمع‌اند. کسانی که فصل مشترک تمام‌شان چشم‌انتظاری و مردمک‌های بی‌قراری است که در کاسه‌ چشم‌های‌شان دودو می‌زند، بلکه آشنایی بیابند. زن دیگری آمده دنبال برادرش؛ «به ما گفته‌اند نیایید. هر وقت قرار شد آزاد شود، زنگ می‌زنیم، پیامک می‌دهیم. این‌ همه‌‌ روز گذشته و خبری نشده. مگر دل‌مان طاقت می‌‌آورد.»

ظهر است، ۲۴ روز است پاییز رسیده، اما هنوز تابستان تمام و کمال بساطش را جمع نکرده است. آدم‌ها خسته‌اند. تمام جان‌شان انتظار است. بعضی‌ از دیشب پشت دیوارهای اوین نگاه‌شان به آسمان بوده است. بعضی‌ از صبح زود آمده‌اند. چند دختر نشسته‌اند در سایه بلوک‌ سیمانی و آب می‌نوشند. نای حرف‌ زدن ندارند. مامورها لابه‌لای جمعیت می‌گردند و تا صدایی از کسی بلند می‌‌شود همه را می‌تارانند. مردی خسته و بی‌حال که نشان دیشب را دارد. دستی تکان می‌دهد که یعنی جان حرف‌زدن ندارد.

از ساعت ۹ و ۳۰ دقیقه شنبه شب که تصاویر و اخبار آتش در زندان اوین منتشر شد، ۱۶ساعت گذشته است. خیلی‌ها ۱۶ساعت است که پلک روی هم نگذاشته‌اند. معتکف تپه‌های اوین‌اند و خیال برگشت به جایی دورتر از عزیز دربندشان را هم ندارند. تعدادی هم تا نیمه‌های شب اینجا بوده‌اند و صبح، هم‌زمان با طلوع سپیده دوباره به اینجا رسیده‌اند.

 ۴ یا ۸ نفر کشته؟

مامورانی که با لباس سبز نیروی انتظامی در محیط ‌هستند، در پاسخ به هر سوالی، تاکید می‌کنند که نگران نباشید. «دیشب هیچ کشته‌ای در اوین نداشتیم.» او هم بی‌خبر است که چند دقیقه پیش، ساعت ۱۳ و ۱۴ دقیقه مرکز رسانه قوه‌قضائیه از فوت چهار زندانی که جزو محکومین ناشی از سرقت بودند، بر اثر استنشاق دود ناشی از آتش‌سوزی‌ها خبر داده و گفته ۶۱ زندانی هم مجروح شده‌اند. در این گزارش آمده که بیشتر زندانی‌های مجروح‌شده به صورت سرپایی مداوا شدند و فقط ۱۰نفر از آنان در مراکز درمانی بستری هستند و البته حال چهار نفرشان وخیم است.

میان جمعیت یکی از آتش‌‌نشان‌های شب‌گذشته هم هست. آمده جلوی زندان، پی چیزی. سر و صورتش تاول زده: «برای آتش دیشب است. دیشب جنگ بود اینجا. ما برای خاموش کردن آتش آمده بودیم. آنقدر اشک‌ آور زده بودند که خودمان داشتیم خفه می‌شدیم. هرچه گفتیم اینجا که جز ما و شما کسی نیست، برای چه می‌زنید گوش نمی‌کردند. حتی دعوایمان شد.»

صدایش گرفته است: «به خاطر دود و گاز اشک‌آورهای دیشب است. چند نفر به‌ دلیل شدت دود دچار خفگی شدند و چند نفر را هم با تیر زدند. یکی از کسانی که با دود خفه شد پیرمردی بود.» می‌‌گوید شدت آتش‌سوزی دیشب خیلی زیاد بوده است: «واقعاً وحشتناک بود. زندانی‌‌ها خیاط‌‌خانه را آتش زده بودند. تخریب زیاد بود. نتوانسته بودند جلوی آتش را بگیرند و برای همین به جاهای دیگر هم سرایت کرده بود. ما سه، چهار دقیقه بعد از شروع آتش‌سوزی آمدیم و تا ساعت چهار، چهار و ربع اینجا بودیم.»

مردم جمع شده‌اند. یکی می‌گوید: «دیشب لباس‌ شخصی هم زیاد بود.» گرچه در خبرهای رسمی تاکنون مرگ چهار نفر اعلام شده اما این آتش‌نشان می‌گوید: «دیشب ما هشت جنازه تحویل دادیم. حالا اینکه بیشتر بوده یا نه را نمی‌دانم.» در بیانیه مرکز قوه قضائیه در مورد مجروحان هم گفته شده بود که «۵۱ نفر از مجروحان حادثه آتش‌سوزی در زندان اوین به صورت سرپایی درمان شدند و ۱۰ نفر در بیمارستان بستری هستند.» اما این آتش‌نشان می‌گوید بیشتر از ۲۰ نفر به بیمارستان اعزام شدند. از حال آنها هم بی‌خبرم. از پیش از انقلاب این مین‌گذاری‌ها انجام شده بود. تعدادی از زندانی‌ها آمده بودند روی پشت‌بام فرار کنند و دو مین منفجر شد. البته شدت گاز اشک‌آور به قدری بود که چشم چشم را نمی‌دید. متوجه نشدیم کسی از آنها کشته شد یا نه.»

 امنیت زنان مختل شده است

فخرالسادات محتشمی‌پور، فعال سیاسی و همسر مصطفی تاجزاده سیاست‌مدار اصلاح‌طلب که چندی پیش به هشت سال زندان محکوم شد هم جزو کسانی است که برای پیگیری و اطلاع وضعیت همسرش به زندان اوین آمده است. محتشمی‌پور با توجه به وقایع اخیر و نقش و حضور پررنگ زنان در آن به هم‌میهن می‌گوید: «در انقلاب و دوران اصلاحات نقش پررنگ زنان مشهود بود. در شرایط امروز هم شاهد حضور پررنگ زنان هستیم. زنان برای مبارزه با ستم و به شوق آزادی انقلاب کردند و آنگاه که انحراف از هدف و اعمال تبعیض‌ها و‌ نابرابری‌ها را دیدند، به امید تغییر به اصلاحات روی آوردند. زمانی هم که دیدند اصلاحات راهگشا نیست و گوش شنوایی برای شنیدن مطالبات و‌ اعتراضات آنها وجود ندارد، به خیابان‌ها آمدند.»

او معتقد است این به خیابان آمدن برای کسی که تجربه انقلاب را پشت سرگذاشته، چنان دلچسب نیست. «به این دلیل این را می‌گویم که متأسفانه ما انحرافات را به چشم دیده‌ایم. اینک در حکومتی که مدعی احترام به زنان و حرمت جایگاه آنان است، بی‌حرمتی در حق زنان انجام شود. به آزادی بیان و آزادی اجتماعات در قانون اساسی تصریح شده و این امکان باید به معترضان داده می‌شد تا در شرایط و محیطی امن خواسته‌ها و ‌اعتراضات‌شان را بیان می‌کردند. اما حالا متأسفانه به قانون عمل نمی‌شود.»

     پایگاه خبری آبتاب:

محتشمی‌پور می‌گوید پیش از این توصیه‌ مکرر مشفقان این بود که فضا اینقدر تنگ نشود که هر منتقد و معترضی بازداشت و محاکمه شود و حجاب اجباری و گشت ارشاد مانع آزادی و حق انتخاب زنان و جوانان و نوجوانان نشود. چه کسی است که نداند تکلیف و ‌اجبار نه‌ تنها جایگاه حجاب را محکم‌تر نمی‌کند بلکه آن را سست‌ و ‌بی‌پایه می‌کند.

محتشمی‌پور ادامه می‌دهد: «همسرم هیچ‌گاه با حضور مردم در خیابان موافق نبود، اما می‌گفت اگر آن‌ها به این جمع‌بندی برسند، مخالفتی با خواست اکثریت ندارم و در مقابل ایشان نخواهم ایستاد زیرا مردم صاحب‌خانه و صاحب این ملک و کشورند و البته ایشان همیشه دعوت به خشونت‌ پرهیزی می‌کرد. در آخرین دیدارمان هم ضمن تأکید بر حق اعتراض مردم و‌ تقبیح حجاب اجباری و استفاده از گشت ارشاد بر دوری از خشونت از سوی هر دو طرف تأکید جدی داشت.»

محتشمی‌پور می‌گوید او هم مانند سایر خانواده‌های زندانیان از شنبه شب که در زندان اوین آتش‌سوزی رخ داد، مانند اسپند روی آتش است: «بیش از دو هفته است که ملاقاتی با ایشان نداشتم و از یکشنبه هفته گذشته هم تماس تلفنی‌مان قطع شده است.»

ظهر است، گرم است، آدم‌ها زیر در دیوار نشسته‌اند و معلوم است که امسال بی‌مهری ماه مهر بیشتر از این حرف‌ها است.

     منبع: هم میهن

پلیس در مورد رفتار مأموران یگان ویژه در دستگیری یک خانم: دستور ویژه ای برای رسیدگی به این موضوع صادر شده

مرکز اطلاع‌رسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ درباره ویدیوی منتشر شده درباره رفتار مأمور یگان ویژه در حین دستگیری یک زن توضیحاتی را ارایه کرد.

در ادامه این اطلاعیه آمده است:‌ «با توجه به فیلم منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی و ماهواره‌ای و تلاش و دروغ‌پردازی‌های شبکه های معاند در این خصوص با استفاده از تاکتیک‌های عملیات روانی و سیاه‌نمایی برای تشویش اذهان عمومی و برانگیختن احساسات شهروندان، دستور ویژه‌ای مبنی بر رسیدگی به این موضوع از سوی سلسله مراتب فرماندهی صادر شده است پلیس ضمن اقدام در خصوص تامین امنیت شهروندان خود را مکلف به پاسخگویی می‌داند و رفتارهای خارج از ضوابط و مقررات را به هیچ وجه تایید نمی‌کند و در صورت وقوع هرگونه تخلف برابر قوانین و مقررات با متخلفان برخورد خواهد کرد.»

نبرد با سرطان از پشت نیمکت

اولین مدرسه بیمارستانی کشور در بندرعباس به همت حامیان کودکان بیمار سرطانی راه‌اندازی شده است.

به گزارش آبتاب، امسال هم مانند مهرماه ۶ سال گذشته زنگ آغاز سال تحصیلی در مدرسه «نوید زندگی» بیمارستان کودکان بندرعباس به صدا درآمد تا کودکان مبتلا به سرطان هم بتوانند در کنار روند درمان بیماری سرطان به امید بهبودی و سلامتی مثل همه هم‌سن و سال‌هایشان تحصیل در یک مقطع جدید را آغاز کنند.

مدرسه‌ای در دل بیمارستان کودکان بندرعباس، که به‌عنوان نخستین مدرسه بیمارستانی ویژه کودکان سرطانی هم مشهور است. قصه تاسیس این مدرسه و دانش‌آموزان امیدوارش به بهبودی و سلامت دوباره، برمی‌گردد به سال ۹۵. سالی که خیرین استان هرمزگان و همه آنهایی که دلشان پیش این بچه‌ها بود دور هم جمع شدند و آستین بالا زدند تا دیگر هیچ کودک محصلی به بهانه درمان بیماری و بستری در بیمارستان از درس و مشق عقب نماند. آن سال مدرسه کار خود را با ۸۰ دانش‌آموز شروع کرد و حالا تعداد محصلان این مدرسه خیلی بیشتر شده است.

صدیقه کیوانی، مدیر اجرایی مؤسسه خیریه ساحل خلیج‌فارس که کار حمایت از کودکان سرطانی را دنبال می‌کند درباره تاسیس این مدرسه و فعالیت‌هایش می‌گوید: «یکی از موضوعاتی که همواره باعث ناامیدی و ناراحتی بچه‌های بستری در بیمارستان کودکان بندرعباس می‌شد مسئله عقب افتادن کودکان از هم‌کلاسی‌هایشان به‌خاطر دوره‌های درمانی طولانی در بیمارستان بود. به‌خاطر همین تصمیم گرفتیم تا مدرسه‌ای برای این کودکان راه‌اندازی کنیم. همراه با تیم مؤسسه طرح را نوشتیم، خوشبختانه رئیس بیمارستان هم موافقت کرد و ما این طرح را به آموزش‎ و پرورش ارائه کردیم. تابستان ۹۵ کارهای مجوز را شروع کردیم و برای اول مهر، مدرسه برای ورود بچه‌ها آماده شد.»

مدرسه‌ای برای کودکان بیمار

او با بیان اینکه هم سازوکار مدرسه کودکان بیمار مبتلا به سرطان شبیه به مدارس دیگر است، هم کتاب‌های درسی با سایر دانش‌آموزان یکی بوده و زمان امتحان و نوع امتحان هم شبیه به دیگر بچه‌هاست یادآور شد: «تفاوت مدرسه ما با دیگر مدارس در قانون حضور و غیاب دانش‌آموزان است. در واقع، شرایط و تدریس در این مدرسه بستگی به شرایط کودکان بیمار دارد و ساعت حضور معلم و تدریس براساس شرایط جسمانی کودک تنظیم می‌شود.»

نکته قابل توجه در این مدرسه فعالیت خیرخواهانه و داوطلبانه همه معلمان حاضر در این مدرسه است. همه معلمان ما به‌ صورت خیریه کار می‌کنند یعنی وقت آزادشان را به تدریس درس‌ها در مدرسه بیمارستانی ما به بچه‌ها اختصاص می‌دهند.»

مدرسه نوید زندگی در بیمارستان کودکان هرمزگان مانند همه مدارس دولتی دارای کادر آموزشی و مدیر مدرسه است. مدیر نیروی رسمی آموزش ‎و پرورش است و با حضور در مدرسه نسبت به برنامه ‎ریزی معلمان اقدام می‌کند.»

به‌گفته مدیر اجرایی مؤسسه ساحل خلیج‌ فارس، بچه‌هایی که در بیمارستان هستند، اغلب به‌ صورت انفرادی در کلاس درس حاضر می‌شوند. ممکن است که ۲ ماه در بخش بستری باشند. بعد از ترخیص به خانه می‎روند ولی چون ایمنی بدنشان پایین است و نمی‎توانند در مدارس دیگر باشند، از طریق فضای مجازی با آموزگارشان در ارتباط هستند و معلم درس را برای او می‌فرستد سپس در تاریخی، می‌آیند و کارنامه ‎شان را می‎گیرند.

صدیقی می‌گوید: «کودکان ما ‌اگر در بیمارستان بستری باشند، ممکن است در روزهایی در بخش ایزوله باشند؛ بنابراین در آن روزها درس نمی‎خوانند، مثلاً در طول هفته یک روز بچه حالش بهتر است و پزشک می‌گوید که می‌تواند بیرون برود و آموزش را داشته باشد. اما با همه این تفاسیر بچه ‎ها با کارنامه های خیلی خوبی قبول می‌شوند. ما بچه‌ای داریم که بعد از اتمام درمان در مدارس عادی درس می‎خواند. چون دیگر نیازی نیست که در مدرسه ما درس بخواند.»

پیشتازان آموزش غیرحضوری

مؤسسه خیریه ساحل خلیج‌فارس البته قبل از راه‌اندازی مدرسه نوید زندگی و ایجاد زمینه آموزش حضوری آنها در بیمارستان، پیشرو در آموزش مجازی بود. به‌خاطر همین وقتی کرونا همه مدارس و آموزش‌های حضوری را تعطیل و کار آموزش را به فضاهای مجازی کشاند این مدرسه و دانش‌ آموزانش یک قدم از همه دانش‌ آموزان دیگر جلو بودند. در واقع مدرسه نوید زندگی نخستین مدرسه‌ای بود که با توسل مسئولانش به این شیوه آموزشی و بهره‌گیری از امکانات لازم باعث جبران عقب‌افتادگی تحصیلی دانش‌آموزان و فراهم شدن امکان ادامه تحصیل آنها حین درمان شدند.»

مبارزه با سرطان در باشگاه کتابخوانی

کودکان بیمار و نیازمندی که در بیمارستان کودکان بندرعباس در بخش سرطان بستری هستند جزو کتابخوان‌ترین کودکان بیمار هم هستند. آن هم به واسطه کتابخانه‌ای که در این بخش به همت خیرین راه‌اندازی شده و کودکان در باشگاه کتابخوانی بیمارستان حسابی فعالیت دارند.

در واقع، وقتی بنای این کتابخانه و باشگاه کتابخوانی گذاشته شد که خاله صدیقه و دوستانش به راه‌اندازی مدرسه برای کودکان بیمار در بیمارستان راضی نشدند چراکه آنها دوست داشتند با بالا بردن سطح آگاهی بچه‌ها نوع نگاه آنها را به زندگی تغییر دهند، برای همین عزم‌شان را جزم کردند تا باشگاه کتابخوانی را راه‌ اندازی کنند.

کیوانی می‌گوید: «یک کانکس در کنار بیمارستان رها شده بود. تصمیم گرفتیم از فضای این کانکس برای راه‌اندازی کتابخانه بیمارستان استفاده کنیم. همه به یاری ما آمدند؛ از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تا خیرینی که با اهدای کتاب به پربار شدن کتابخانه‌مان کمک کردند. با راه‌اندازی این کتابخانه با عنوان «کافه کتاب ساحل» بچه‌های بستری در بیمارستان بخش زیادی از وقت‌شان را با کتاب خواندن و شرکت در مسابقه‌های کتابخوانی سپری می‌کنند.»

امید دل کودکان بیمار

مؤسسه خیریه ساحل بندرعباس حالا یکی از امیدهای کودکان بیمار و خانواده‌هایشان در مناطق کم‌برخوردار جنوب کشور است. بانی شکل‌گیری این مؤسسه و فعالیت‌های خیرخواهانه‌اش هم دکتر مولوی پزشک خون و سرطانی است که وقتی به بندرعباس آمد و در جریان مشکلات و محدودیت‌های منطقه در این بخش قرار گرفت متوجه شد خانواده کودکان بیمار به‌دلیل مشکلات اقتصادی و نداشتن هزینه درمان و رفت‌ و آمد به مراکز درمانی از شروع درمان بعد از تشخیص بیماری بچه‌ها خودداری می‌کنند. بنابراین عزمشان را جزم کردند برای تاسیس مؤسسه خیریه ساحل، آن هم با کمک جمعی از بانوان محلی که در راس آنها صدیقه کیوانی از پرسنل سابق بیمه خدمات درمانی استان هرمزگان قرار داشت.

آن روزها تعداد کودکان نیازمند و مبتلا به سرطان در بندرعباس ۳۵بیمار بود. برای تأمین هزینه‌های درمان این بچه‌ها لازم بود تا خیرین آستین‌ها را بالا بزنند. به پیشنهاد یکی از پزشکان فوق‌ تخصص خون و سرطان، گروهی از خیرین و داوطلبان برای کمک به این بچه‌ها دور هم جمع شدند و فعالیت‌هایی را آغاز کردند. اما برای اینکه بتوانند هزینه‌های درمان کودکان نیازمند را تأمین کنند، نیاز به کمک‌های مستمر بود.

به کمک‌های خرد مردم امید بستیم

صدیقه می‌گوید: «روی کمک‌های کلان و خیرین بزرگ حسابی باز نکردیم چون ایمان داشتم اطراف ما افراد نیکوکار زیادی حضور دارند که می‌توانند با کمک‌های خرد و همیشگی خود یاریگر ما باشند. به دوستانم پیشنهاد دادم از هنر دست خودشان استفاده کنند و با پخت غذاهای سنتی و محلی بندرعباس و فروش آن در بازارچه خیریه به درآمدزایی برسند. استقبال از برپایی نخستین بازارچه خیریه غذاهای خانگی خیریه ساحل آنقدر زیاد بود که این بساط خیریه به دعوت بانوان محلی خیلی سریع به قشم، بستک، بندرلنگه و… رسید: «قبل از اینکه پای گروه ما به شهرستان‌های کوچک استان هرمزگان برسد خیلی از مردان مخالف مشارک اجتماعی زنان بودند و حضور آنها را در بازارچه‌های خیریه نمی‌پسندیدند اما وقتی ما با نیروهای خودمان نسبت به راه‌اندازی این بازارها اقدام کردیم کم‌ کم این فرهنگسازی‌ در مناطق شکل گرفت و ما شاهد حضور خوب و مشارکت مثمرثمر زنان در فعالیت‌های اجتماعی داوطلبانه بودیم.»

توسعه بخش درمان سرطان

هرچه به عمر مؤسسه خیریه ساحل بندرعباس افزوده می‌شد گام‌های بزرگ‌تری در جهت رفع موانع موجود بر سر راه درمان کودکان سرطانی برداشته می‌شد. به‌ طوری‌ که فعالیت‌های این گروه به جایی رسید که خیرین تصمیم به ساخت بخش آنکولوژی و هماتولوژی در بیمارستان تخصصی کودکان بندرعباس گرفتند: «نبود این بخش‌ها در بندرعباس باعث می‌شد تا خانواده‌ها همراه با کودکان بیمار و بدحال‌شان مسافت بین بندرعباس تا تهران، کرمان یا یزد را با هزار و یک مشکل طی کنند. اما با کمک خیرین خوشبختانه این نیاز در استان هرمزگان و شهر بندرعباس تأمین شد.»

وقتی خیرین موفق می‌شوند موافقت دانشگاه علوم پزشکی را در ساخت بخش آنکولوژی و هماتولوژی بگیرند، همه بانوان در آشپزخانه‌ها مشغول به‌کار ‌شدند و با برگزاری بازارچه‌های خیریه متعدد در گوشه و کنار بندرعباس تمام هزینه‌های ساخت این بخش را تأمین کردند.

صدیقه کیوانی ادامه می‌دهد: «‌بعد از تکمیل این بخش در سال۹۴ آنقدر شور و شوق داشتیم که کار نظافت و آماده‌سازی بخش را به همراه همه بانوان خیر با هم انجام دادیم تا این بخش به خانه‌ای برای همه ما تبدیل شود.»

۴۵۰کودک بیمار نیازمند زیر پوشش یک مؤسسه خیریه

مؤسسه خیریه ساحل خلیج‌فارس حالا ۴۵۰ نفر از کودکان مبتلا به سرطان جنوب کشور را زیر پوشش دارد و تلاش می‌کند به هر طریقی که شده موجبات درمان کودکان سرطانی را فراهم کند.
 صدیقه کیوانی دلش از کرونا و محدودیت‌های تحصیلی‌اش برای بچه‌ها خون است اما می‌گوید: «در این دوران به روش‌های زیادی برای کسب درآمد و کمک به کودکان بیمار نیازمند اقدام کردیم از راه‌اندازی پویش رستگاری درخت‌ها گرفته تا عرضه محصولات در فضاهای مجازی.»

به‌گفته او، در پویش رستگاری درخت‌ها هم اعضای مؤسسه خیریه و هم مردم با جمع کردن کاغذهای باطله و فروش آنها به نفع کودکان سرطانی کمک خوبی به کودکان بیمار نیازمند کردند: «خوشبختانه این پویش مورد استقبال مردم قرار گرفت و ما توانستیم بخش قابل توجهی از هزینه‌های خود را از این طریق تامین کنیم.»

او ادامه می‌دهد علاوه بر این در شرایطی که امکان برپایی بازارچه‌های محلی را نداشتیم با دعوت از بانوان نیکوکار از آنها خواستیم غذاها و محصولات خود را در فضای مجازی عرضه کرده و از این طریق به یاری ما بیایند که خوشبختانه این طرح هم با استقبال خوب بانوان نیکوکار انجام شد.»

آرزوی ما…

خاله صدیقه و دوستانش در مؤسسه خیریه ساحل خلیج‌فارس از سال ۹۵ تا امروز قدم‌های بزرگی برای توسعه بخش درمان بیماران سرطانی به پشتوانه خیرین دنبال کردند اما این روزها تنها آرزویشان تکمیل ساختمان جدید بیمارستان کودکان هرمزگان است: «ساختمان بیمارستان کودکان بندرعباس تنها بیمارستان کودکان این شهر است که قبل از انقلاب مرکز بیماری‌های پوستی بوده و در تمام این سال‌ها بخش‌های مختلف زیادی به این مرکز افزوده شده است افزایش بخش درمان کودکان سرطانی درخواست ما از رئیس بیمارستان بود که خوشبختانه مورد تأیید قرار گرفت و مقرر شد در طرح نوسازی بیمارستان کودکان بندرعباس فضایی را برای بیماران سرطانی درنظر بگیرند که تمام هزینه‌های ساخت و تکمیل این بخش را مؤسسه ساحل بندرعباس متقبل شد. سال۹۶ کلنگ این ساختمان به زمین زده شد و ما موفق شدیم در مدت زمان اعلام شده سهم ۸میلیاردی خود را با کمک خیرین پرداخت کنیم اما متأسفانه این پروژه هنوز کامل نشده و باعث شده تا بخشی از روند درمانی کودکان ما در کانکسی کوچک دنبال شود که فضای محدود این بخش باعث شده تا بیماران با مشکلات بسیاری روبه‌رو شوند.»

کیوانی از کار خستگی‌ناپذیر برای کودکان بیمار نیازمند می‌گوید: «خیلی اوقات همکاران داوطلب من بعد از فوت بچه‌ها ناامید می‌شوند و از ادامه راه باز می‌مانند، اما هر وقت می‌خواهند از کار کنار بکشند، این فرشته‌های معصوم آنها را پشیمان می‌کنند. نمونه‌اش همین چند وقت پیش بود، به‌ علت فوت یکی از بچه‌ها همکارم استعفا داد و قصد ترک ما را داشت. در همین حین محمد عدنان که از دو ماهگی تا امروز که ۸ ساله و تحت درمان است، وارد اتاق شد. ما او را فندق صدا می‌کنیم. پسر تپل و زیبایی که حتی هنگام شیمی‌ درمانی هم لبخند زیبایش فراموشش نمی‌شود. فندق با شیرین‌ زبانی‌هایش کاری کرد که همکارم از خداحافظی پشیمان شد و گفت همین که می‌بینم بودن‌مان باعث شده تا این بچه با وجود درد همچنان بخندند تا روزی که جان در بدن دارم می‌مانم.»

خاله صدیقه می‌گوید ما اینجا یک خانواده‌ایم، هرگاه بچه‌ها می‌خندند، ما هم حال‌مان خوب است، هر وقت کسی غمی دارد، همه غمگین هستیم، اما برای شاد شدن دل آن یک نفر کوتاه نمی‌آییم.

     منبع: روزنامه همشهری

اعتیاد ۸ کودک از هر ۱۰ کودک به موبایل در ایران

به گزارش آبتاب و به نقل از ایسنا، دکتر آسیه اناری عضو تیم تخصصی کودک و نوجوان، همزمان با روز کودک به بیان تعریفی از موبوفوبیا پرداخت و اظهار کرد: موبوفوبیا یعنی هر نوع ترس، استرس و نگرانی که به هنگام دورشدن از موبایل به افراد دست می‌دهد.

به گفته عضو کمیته تخصصی روانشناسی بالینی کودک و نوجوان سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، وقتی موبایل همراه افراد درگیر با “موبوفوبیا” نباشد، این افراد قادر به مدیریت احساس ترس، استرس و نگرانی زیاد خود نخواهند بود و به شدت حالشان بد می‌شود.

این روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه افراد درگیر با “موبوفوبیا” حاضر نیستند در مکان‌هایی که موبایلشان از آنها دور باشد حاضر شوند، تصریح کرد: این افراد اغلب برای دور نشدن از موبایل در خانه می‌مانند تا مبادا شارژ گوشی تمام شده و از شارژر دور باشند.

کودکانی که با موبایل می‌خوابند، با موبایل از خواب بلند می‌شوند و بدون موبایل غذا نمی‌خورند

اناری در بخش دیگر  سخنان خود درباره وضعیت “موبوفوبیا” در کودکان ایرانی با تاکید بر اینکه در این زمینه تحقیقات مدونی وجود ندارد و نمی‌توان آمار دقیقی دراینباره داد، خاطر نشان کرد: با این وجود اما تجربه کار کلینیکی و بالینی ما در مراکز مشاوره نشان می‌دهد تقریبا از هر ۱۰ کودک ایرانی مراجعه کننده به مراکز مشاوره ۸ کودک عادت بسیار شدید به استفاده از موبایل دارند. به طوری که این کودکان با موبایل می‌خوابد، با موبایل از خواب بلند می‌شوند و بدون موبایل حاضر نیستند حتی  غذا بخورد. این کودکان بدون موبایل از خانه بیرون نرفته و بدون موبایل نمی‌توانند در خانه بمانند.

این روانشناس یکی از دلایل آمار زیاد کودکان مبتلا به “موبوفوبیا” (بر اساس مشاهدات کار کلینیکی) را حاصل مراجعه بیش از پیش خانواده‌ها برای درمان این امر به مراکز مشاوره عنوان کرد و ادامه داد: بر اساس تعداد خانواده‌هایی که با گله و شکایت نسبت به این امر به کلینیک‌های ما مراجعه می‌کنند می‌توان گفت که تقریبا از هر ۱۰ کودک ایرانی مراجعه کننده به کلینیک، ۸ کودک نشانه‌هایی از استرس شدید به هنگام دور شدن از موبایل را دارند که به اشکال مختلف خود را نشان می‌دهد. این کودکان وابستگی شدید به موبایل دارند و بدون موبایل به سختی می توانند خود را سرگرم کنند و از همین رو خانواده‌ها برای درمان این قضیه به مراکز مشاوره مراجعه می‌کنند.

وی همچنین درباره نشانه‌های “موبوفوبیا” در کودکان، افزود: اغلب کودکان مبتلا به “موبوفوبیا” بدون موبایل سر میز غذا حاضر نمی‌شوند. بیشتر در خانه می‌مانند و حاضر نیستند هیچ کاری را بدون موبایل انجام دهند و حتی نمی توانند بدون موبایل در خانه بمانند و اگر دور از موبایل باشند حالشان بد می شود. این کودکان حاضر نیستند هیچ فعالیتی را جایگزین استفاده از موبایل کنند.

برای زیر ۱۲ ساله‌هایی که بیش از ۴ ساععت با موبایل هستند، فکری کنید
عضو هیئت رئیسه انجمن روانشناسی بالینی کودک و نوجوان، این را هم گفت که کودکان مبتلا به “موبوفوبیا” دائما در جست‌وجوی موبایل هستند و به وسیله موبایل هر کاری اعم از بازی، تماشای فیلم، دیدن عکس و… را انجام می‌دهند.

اناری، ترس از دور شدن از موبایل، دائما در خانه ماندن برای شارژر داشتن، عصبانیت و پرخاشگری به دلیل دور شدن از موبایل را اصلی‌ترین نشانه “موبوفوبیا” در کوکان دانست و تاکید کرد که اگر کودکی در سن زیر ۱۲ سال روزانه بیش از ۳ تا ۴ ساعت، بی هدف و بدون وجود توجیهی نظیر داشتن کلاس آنلاین از گوشی استفاده کند، می‌توان گفت نشانه‌های بروز “موبوفوبیا” در او وجود دارد.

این روانشناس همچنین تاکید کرد که والدین باید استفاده زیاد از گوشی تلفن همراه توسط کودکان خود را جدی گرفته و آن را عادی نپندارند.

والدین موبوفوبیادار؛ بچه‌های موبوفوبیادار

عضو تیم تخصصی کودک و نوجوان در انجمن ازدواج و خانواده کشور علت ابتلا کودکان به “موبوفوبیا” را در سه بعد عنوان کرد و توضیح داد: از جمله دلایل آن این است که والدین گوشی را خیلی زود و بدون قوانین در اختیار بچه‌ها قرار می‌دهند و از طرف دیگر والدین برای اینکه خودشان راحت بوده و آزادی داشته باشند موبایل را در اختیار بچه‌ها قرار می‌دهند تا سرگرم شوند. از سوی دیگر والدین الگوی کودکان هستند و وقتی والدین همه زندگیشان موبایل می‌شود خواسته و ناخواسته الگوی استفاده بیش از حد از موبایل را برای فرزندان خود می‌سازند.

از درد در دست، پا و گردن تا اختلال در تمرکز و پرخاشگری

عضو کمیته تخصصی روانشناسی بالینی کودک و نوجوان سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور درباره اثرات جسمانی “موبوفوبیا” در کودکان عنوان کرد: در بعد جسمانی و از نظر بدنی به دلیل استفاده زیاد از موبایل این کودکان مبتلا به گردن درد، دست درد و مشکلاتی در ستون فقرات می‌شوند. همچنین مشکلات دیداری و مرتبط به چشم نیز در آنها دیده شود. از سوی دیگر “موبوفوبیا” اثرات ساختاری نیز بر روی مغز می گذارد. به طوری که پژوهش های نوروسایکولوژی نشان داده است استفاده زیاد از موبایل بخش‌هایی از مغز را تحت تاثیر قرار می دهد و می تواند در طولانی مدت به عدم توجه، تمرکز، پرخاشگری و سلب توجه از محیط بیرونی منتهی شود.

وی معتقد است که کنترل هیجان کودکان مبتلا به “موبوفوبیا” به دلیل استفاده بیش از حد از موبایل تحت خطر قرار می‌گیرد و از این رو ارتباط این کودکان با جهان خارج قطع شده و از سوی دیگر توجه و تمرکز آنها به شدت کاهش می‌یابد.

این روانشناس بالینی کودک و نوجوان ادامه داد: کودکان مبتلا به “موبوفوبیا” این نقص در تمرکز و توجه را در تحصیل و درس، محیط اجتماعی و حتی در روابط خود به همراه دارند و می توان گفت اینگونه روابط آنها در دنیای واقعی ساخته نمی‌شود و مهارت‌های آنها به موقع و درست تقویت نمی‌شود.

عضو هیئت رئیسه انجمن روانشناسی بالینی کودک و نوجوان با یادآوری لزوم درمان “موبوفوبیا” در کودکان، خاطر نشان کرد: در عین حال نباید فراموش کرد که نمی‌توان گوشی را از زندگی هیچ کس اعم از بزرگسالان و کودکان حذف کرد و هدف ما در درمان “موبوفوبیا” حذف گوشی تلفن همراه نیست بلکه باید آن را کنترل کرد. استفاده درست و در جای درست از موبایل مد نظر ما است و اصلا حذف موبایل از زندگی مد نظر نیست.

کودک را آرام آرام از موبایل دور کنید

اناری همچنین در بخش دیگر سخنان خود به بیان نکاتی  برای جلوگیری از ابتلا کودکان به “موبوفوبیا” پرداخت و گفت: در حال حاضر با فروکش کردن کرونا و قابل کنترل شدن آن والدین و کودکان باید استفاده خود از تلفن همراه را کمتر کنند. بیشتر بچه‌ها را در کلاس‌های حضوری ثبت نام کرده و کلاس‌های آنلاین را در اولویت آخر قرار دهند. در صورتی که والدین متوجه شدند وابستگی و اعتیاد کودکان به موبایل بیشتر شده است باید حتما برای آن فکری کنند. اولین اقدام آن است که باید برای سرگرم کردن کودک وسیله جایگزینی به جای موبایل داشته باشند و سپس آرام آرام استفاده از موبایل را برای کودک کم کنند چراکه ناگهانی نمی‌توان وسیله‌ای را از کودک دریغ کرد.

این روانشناس بالینی کودک و نوجوان در پایان سخنان خود با بیان اینکه اگر اعتیاد کودک به موبایل با نشانه‌هایی نظیر بی خوابی و کم خوابی همراه شد حتما باید برای درمان از متخصصان کمک گرفت، اظهار کرد: شاید در موارد شدید متخصصان مجبور به استفاده از دارو نیز شوند. با این وجود نباید فراموش کرد تا زمانی که جایگزینی برای موبایل وجود نداشته باشد، کودکان ناچارا برای سرگرم شدن به سمت آن می روند و باید قوانینی در منزل برای استفاده از موبایل وجود داشته باشد.

رئیسی: دشمن تصور می‌کرد می‌تواند در دانشگاه امیال خود را دنبال کند، غافل از اینکه دانشجویان و اساتید ما بیدارند

رئیس جمهور گفت: دشمن تصور می‌کرد که می‌تواند در ظرف دانشگاه امیال خود را دنبال کند، غافل از اینکه دانشجویان و اساتید ما بیدار بوده و اجازه تحقق خیال‌های باطل دشمن را نخواهند داد و حتماً در عرصه علم و دانش نیز مانند دیگر عرصه‌ها دشمن را ناکام خواهند گذاشت.

رئیس جمهور در این مراسم دانشگاه‌ها و مراکز علمی کشور را اتاق اندیشه‌ورزی دولت دانست و گفت: اندیشه‌ورزی دانشگاه‌ها برای یافتن راهکارهای مسائل جامعه همواره مورد توجه دولت خواهد بود.

رئیسی با اشاره به اینکه امروز قریب به ۶۰ درصد از دانشجویان کشور را دانشجویان دختر تشکیل می‌دهند، برخورداری توأمان از روحیه تحقیق و پژوهش با علم و بردباری دختران دانشجو را در این زمینه موثر دانست و افزود: در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی زنان زیادی در عرصه‌های دانشگاهی کشور خوش درخشیده و حتی توانسته‌اند توانایی‌های خود را در عرصه‌های جهانی نیز به رخ جهانیان بکشند.

رئیسی تصریح کرد: وقتی یک بانوی فرهیخته ایرانی در سطح جهانی دستاورد علمی مهمی را ارائه می‌کند، بر سکویی قرار می‌گیرد، پرچم جمهوری اسلامی برافراشته و سرود ملی ایران نواخته می‌شود، این برای کشور قدرت می‌آفریند.

رئیس جمهور با بیان اینکه علم و دانش از مؤلفه‌های مهم قدرت و توانایی هستند، گفت: امروز کشور با همت اساتید و دانشجویان به سطوح بالایی از قدرت و توانایی دست یافته است. در حالی که روزگاری در این کشور نیازمند واردات سیم خاردار بودیم و همان را نیز از ما دریغ می‌کردند، امروز در زمینه‌های مختلف علمی و صنعتی با وجود گسترده‌ترین تحریم‌ها به پیشرفت‌های خیره‌کننده‌ای دست یافته‌ایم و به مدد الهی این مسیر همچنان ادامه خواهد داشت.

رئیسی در بخش دیگری از سخنانش با تبریک به دانشجویان جدیدالورود تصریح کرد: شما همه همت و تلاش خود را وقف تحقیق و پژوهش کنید، دولت نیز همه تلاش خود را برای تمهید لوازم و امکانات لازم برای شما بکار خواهد گرفت.

رئیسی رفع دغدغه اشتغال برای دختران و پسران دانشجو را از تکالیف دولت دانست و گفت: دولت دانشگاه را اتاق اندیشه‌ورزی خود می‌داند و انتظار دارد دانشگاه‌ها و مراکز علمی با اندیشه‌ها و ابتکارات نو به یاری دولت بشتابد.

رئیسی در ادامه سخنان خود با اشاره به «رد پای دشمن» در اتفاقات اخیر اظهار داشت: دشمن تصور می‌کرد که می‌تواند در ظرف دانشگاه امیال خود را دنبال کند، غافل از اینکه دانشجویان و اساتید ما بیدار بوده و اجازه تحقق خیال‌های باطل دشمن را نخواهند داد و حتماً در عرصه علم و دانش نیز مانند دیگر عرصه‌ها دشمن را ناکام خواهند گذاشت.

رئیس جمهور با تبیین منطق دولت در مذاکرات رفع تحریم و تلاش دشمن برای تحمیل شروط خود به ایران گفت: از ابتدا اعلام کردیم میز مذاکره را ترک نخواهیم کرد، اما به مذاکرات عزتمندانه پایبند خواهیم بود و امروز منطق جمهوری اسلامی ایران در دنیا مورد پذیرش است.

پیش از سخنان رئیس جمهور وزرای بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، علوم و تحقیقات و فناوری و نیز نماینده اساتید و نماینده دانشجویان و رئیس دانشگاه الزهرا در سخنانی ضمن تبریک آغاز سال تحصیلی جدید دانشگاه‌ها، مؤسسات و مراکز آموزش عالی، برای دانشجویان آرزوی موفقیت کردند.

یک استاد دانشگاه علم و صنعت: نباید بخاطر علم یک استاد او را به دانشگاه دعوت کنیم

فارس: استاد دانشگاه علم و صنعت با بیان اینکه باید در نحوه جذب اساتید بازنگری شود، گفت: نباید در جذب اساتید فقط علم و تخصص مورد توجه باشد، باید سوابق فرهنگی، تربیتی و اخلاقی اساتید نیز مورد تأکید باشد.

عبدالحمید نقره‌کار استاد دانشگاه علم و صنعت با بیان اینکه در حال حاضر مشخص شده که تمام آشوب‌های اخیر از قبل پیش بینی شده بود، گفت: دشمنان منتظر بهانه بودند تا با بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها در کشور آشوب ایجاد کنند و فکر می‌کنم این موضوع برای همه شفاف و مشخص شده باشد، جز کسانی که سوءنیت دارند و عملا نمی‌خواهند در ایران آرامش و پیشرفت وجود داشته باشد، دیگر مشخص شده که مجموع استکبار جهانی، سازمان‌های جاسوسی، ضدانقلاب، نژاد پرست و سلطنت پرست به دنبال ایجاد آشوب در کشور بودند.

وی با بیان اینکه برخی نمی‌خواهند ایران مستقل باشد و پیشرفت کند، گفت: متاسفانه برخی اساتید دانشگاه نیز به آتش آشوب اضافه کردند و می‌خواستند این آتش را شعله‌ورتر کنند، این اساتید که ارزش علم، دانشگاه و استاد را متوجه نمی‌شوند چطور انتخاب شدند که برای طرفداری از چند دانشجونمایی که حرف‌های رکیک می‌زنند و فضای دانشگاه را آلوده می‌کنند، بیانیه صادر کردند؟

     پایگاه خبری آیتاب:

نقره‌کار گفت: فرهنگ ما فرهنگ قرآنی و تعلیم و تربیت، تخصص و تعهد است، استاد دانشگاه باید در تمام این‌ها کارآمد باشد، نه اینکه تنها بخاطر علم یک استاد او را به دانشگاه دعوت کنیم.

استاد دانشگاه علم و صنعت اظهار داشت: این نحوه جذب اساتید که فقط استاد کارآمد در علم را جذب کنیم مثل مدل آمریکا و اسرائیل و کشورهای مستکبر است که جهان را به خونریزی و فساد کشانده‌اند.

وی با اشاره به نحوه جذب اساتید گفت: نباید در جذب اساتید فقط علم و تخصص مورد توجه باشد بلکه باید بدانیم معلمی شغل انبیاست و باید سوابق فرهنگی، تربیتی و اخلاقی اساتید نیز مورد تأکید باشد، نباید هر کسی که مدرکی از دانشگاه معتبری دارد جذب شود، یک استاد دانشگاه باید تعلیم و تربیت را با هم داشته باشد.

نقره‌کار با بیان اینکه برخی اساتید دانشگاه نماد جاهلیت مدرن هستند، عنوان کرد: باید بازبینی اساسی نسبت به اساتید نفوذی در دانشگاه‌های کشور داشته باشیم.