فرهنگ و هنر

گزارش تصویری / گالری استاد ادیب آئین

گزارش تصویری خبرنگار آبتاب، لیلا نصیری سروری، از گالری استاد فریدالله ادیب آئین؛ سیاستمدار، مخترع، کارآفرین، مالک موزه ارزشمند راه لاجورد -که دربرگیرنده آثار استاد نصرالله سروری می باشد- و همینطور مالک موزه اوراسیا؛ ایشان از نقاشان پیشگام اکسپرسیونیسم انتزاعی در هنر معاصر هستند که بیش از ۳۵ سال از عمر خود را با عشق در این راه سپری کرده اند.

         پایگاه خبری آبتاب (WWW.ABTAAB.IR):

 

نقد و بررسی آثار اکسپرسیونیسم انتزاعی با تأکید بر آثار استاد فریدالله ادیب آیین

      نویسنده: دکتر فرزانه ارج-دکترای هنرهای تجسمی  

اکسپرسیونیسم انتزاعی یکی از مهمترین جنبشهای هنری مدرن است که به واسطه ویژگی­ های خاصش در عمق روح زندگی بشر امروزی رخنه کرده است. این سبک هنری، نوعی تخلیه ایدئولوژیکی محسوب می­شود که در عین قرابت بسیار با احساس هنرمند، به شیوهای رمزگونه، بیان می­گردد؛ لذا بررسی و نقد  آثار اکسپرسیونیسم انتزاعی با توجه به شرایط جامعه و احساسات مخاطب صورت گرفته و روندی پویا و بدون قطعیت دارد.  

همانگونه که می­دانیم، زبان دارای دو وجه محتوا و بیان می­باشد و هنر نیز به ­عنوان صورتی از زبان از این قاعده مستثنا نیست. زبان هنر، زبانی استعاری است و آنچه ما از هنر دریافت می ­کنیم معنای منحصربه­ فردی ندارد و این بدان علت است که ذهنیت هنرمند وقتی بالفعل می­شود، بدیع و ناشناخته است تا آنجا که در برخی موارد، هنرمند خود نیز نمی­تواند توضیح دقیق و واقعی از آن ارائه دهد که این ویژگی به ­خصوص در آثار انتزاعی به چشم می­خورد.

 به بیانی دیگر میتوان گفت مدلول هنری، دال مشخصی ندارد و برای دال ­های هنری، مدلول ذهنی خاصی نمی­توان متصور بود و همین استعاری بودن زبان هنر، ذهن انسان را به دلیل ماهیت آن در شناخت محرک های بیرونی وادار به تعبیر و تفسیر می­کند؛ به­ ویژه آنکه روند شکل ­گیری زبان نوین تجسمی از وقتی آغاز شد که هنرمندان غربی از اصول سنت طبیعت ­پردازی و جهان بیرونی به سمت درون و جهان ناپیدا و نامرئی روی گردانیدند و اکسپرسیونیسم انتزاعی، به ­عنوان یکی از رویکردهای جدید و مدرن، هیجانات و درونیات هنرمند را با فرمت شخصی و ابهام گونه بیان کرد. کلاین از هنرمندان جنبش اکسپرسیونیست انتزاعی بیان میدارد: «من چیزی را که میبینم نمیکشم، بلکه احساسی که از دیدن آن صحنه در من برانگیخته میشود را ترسیم میکنم». در این سبک فرم و صورت­های خاص جایگزین حوزه­ های ملموس و جهانی هستند، لذا نقد و بررسی این آثار معمولاً از دو دیدگاه زیبایی ­شناسی فرمالیستی و زیبایی­ شناسی محتوا گرای ذاتی صورت می­گیرد. اساس زیبایی­ شناسی فرمالیستی بر پایه نظریه کانت مبنی بر ابژه بدون علقه و غاییت بدون غایت، بنا نهاده شده و به اعتقاد او هر آنچه از زیبایی­ شناسی یک اثر هنری دست می­ دهد ناشی از صورت هنر است که خود محتوای هنر محسوب می­شود. زیبایی­ شناسی بر اساس نظریه هگل با تأکید بر ویژگی بیانگر هنر شکل گرفته که از این منظر عالی­ترین صورت­های هنری، نمایشی از محتوای درونی آن می­ باشند. آنچه امروز از مجادله فرم و محتوا برمی­ آید، تقریباً نتیجه متعادلی را نشان داده لذا می­توان آثار انتزاعی را از هر دو دیدگاه موردبررسی قرار داد. اکسپرسیونیستهای انتزاعی، دارای مانیفستی بودند که بسیاری از ویژگی­های این سبک هنری را تبیین می­نمایند و برخی موارد مهم آنکه مطالب مفیدی در زمینه نقد این آثار برای ما روشن می­کنند که عبارتند از: ۱- هیچ تفسیری نمی­تواند نقاشی­ هایم را توصیف کند، توصیف آنها باید از یک تجربه کامل بین تصویر و بیننده بیرون بیاید. ۲- هنر برای ما مانند ماجراجویی در یک دنیای ناشناخته است که تنها کسانی که مایلند خطر کنند، می­توانند آن را کشف کنند. ۳- این دنیای تصورات، شدیداً مخالف احساسات معمولی است. ۴- وظیفه ما به ­عنوان هنرمند این است که کاری کنیم تا بیننده دنیا را از چشم ما ببیند، نه به شیوه خودش. ۵- ما طرفدار اشکال بزرگ هستیم چون تأثیر صریحی دارند، ما طرفدار اشکال مسطح هستیم چون توهم را از بین می­برند و حقیقت را آشکار می­کنند.

این سبک از هنر همزمان می­تواند هم نقدپذیر و هم نقد­گریز باشد. نقدپذیر از آن­جهت که به دلیل قانون­گریز بودنش از اصول اولیه، همواره تازگی­ هایی برای منتقدین به همراه دارد و نقد­گریز به این سبب که همواره از بند دلالت می­ گریزد و ماهیت آن دلیل ناپذیر است. وقتی آثار اکسپرسیونیست­ های انتزاعی را مشاهده می­ کنیم گویی شاهد نوعی متن هستیم که قصد دارد هم دلالت­ گر باشد و هم دلالت گریز. تام ولف، در کتاب «کلمه نقاشی شده» در رابطه با درک آثار اکسپرسیونیسم انتزاعی می­نویسد: «سالها من مانند بسیاری از افراد دیگر مقابل آثار پولاک، دکونینگ، روتکو، راشنبرگ و…  می­ ایستادم، خم می­ شدم چشمم را از حدقه در می ­آوردم، جلو می­ رفتم، عقب می­ رفتم و خلاصه منتظر بودم تا پیامی از تابلو برخیزد و به چشم من برسد. تمام این سالها گمان می­ کردم حداقل در هنر، دیدن همانا ایمان آوردن است؛ اما کاملاً موضوع را برعکس درک کرده بودم. حالا فهمیدم که دیدن، ایمان آوردن نیست بلکه ایمان آوردن، دیدن است. نقاشی مدرن، تنها بازتاب ایمان مدرن است.

این مقاله در راستای نقد و بررسی آثار اکسپرسیونیسم انتزاعی با تأکید بر آثار استاد فریدالله ادیب آیین به این پرسش که چگونه نقاشی­های وی مسیر را برای ارائه آنچه مدنظر داشته، فراهم نموده است، پاسخ می­دهد. این تحقیق با رویکردی توصیفی- تحلیلی و به صورت کیفی، بر اساس داده­ها و اطلاعات جمع­آوری­شده از منابع مرتبط و مصاحبه مستقیم با دکتر فرید الله ادیب آیین انجام گردیده و به بررسی چهار اثر از ایشان پرداخته و این نتیجه حاصل گردیده است که استاى ادیب آیین در این چهار اثر مهمترین دغدغه خود را که همانا وضعیت کشور و زادگاهش افغانستان بوده است را با بیانی اکسپرسیو و انتزاع­ گونه به تصویر کشیده اند تا توجه همگان را بدان جلب کرده و علاوه بر بیان احساس، حق خود را نسبت به کشورش ادا کند.

استاد فریدالله ادیب آیین، از نقاشان پیشگام اکسپرسیونیسم انتزاعی در هنر معاصر افغانستان است که بیش از ۳۵ سال از عمر خود را با عشق در راه هنر سپری کرده اند. این هنرمند بزرگ زاده ۱۶ آبان ۱۳۴۴ در شهر باستانی هرات می ­باشند، و در خانواده ای اهل هنر و فرهنگ متولد شده اند. در ۵ سالگی وارد مدرسه شدند و تحصیلات متوسطه خود را در هرات به پایان رساندند. در اسفند ماه ۱۳۵۷، پدر ایشان در دفاع از حقوق مردم سرزمینش در برابر دولت وقت افغانستان، مجبور به ترک وطن شده و به خاک ایران پناهنده شدند. در این زمان استاد فریدالله ادیب آیین ۱۴ سال داشتند، ایشان یک سال پس از مهاجرت پدر به ایران آمدند و هنر نقاشی را نزد عموی بزرگ خود، زنده یاد استاد نصرالله سروری که از نقاشان بزرگ افغانستان بودند، را آموختند. استاد ادیب آیین در ابتدا به فراگیری سبک رئالیسم پرداختند، اما بعدها سبک آبستره و اکسپرسیونیسم انتزاعی را در پیش گرفتند. استاد ادیب­ آیین مدرک دکترای تخصصی هنر و مهندسی برق از دانشگاه گرجستان دارند. ایشان سیاستمدار، مخترع، کارآفرین، مالک موزه بزرگ راه لاجورد -که دربرگیرنده آثار استاد نصرالله سروری می باشد- و موزه اوراسیا هستند.

 باید گفت که بسیاری از آثار استاد فریدالله ادیب آیین، به لحاظ تکنیکی می­توان جزو آثار اکسپرسیونیسم انتزاعی به شمار آورد. ویژگی آثار او قالب­ ها و نشانه­ های ساده و نسبتاً ابتدایی است که فقط تصوری از شیء یا فرد را ایجاد می­ کند که گستره لکه­ های رنگی او تمام محدوده نقاشی را دربر میگیرد و جریان متناوبی از هم­آیی و پس­آیی را ایجاد می­کند. پراکندگی طرح­های ساده ­شده انتزاعی به همراه مفهوم انرژی رنگ­ها که بر پویایی ادراک آن استوار است، درخشش خاصی در نگاه اول ایجاد می­کنند. در آثار استاد ادیب آیین، نوعی کل پوشانی دیده می­شود و از هرگونه تأکید و تمرکز اجتناب شده و هیچ­ چیز قابل­ تمایزی در سطح بوم خودنمایی نمی­کند لذا ترکیببندی و ساختار اثر به مفهوم روابط اجزا با یکدیگر کنار گذاشته­ شده و همه قسمتهای تابلوی نقاشی از ارزش یکسانی برخوردار می­باشد. این نکته می­تواند مبین از بین رفتن تمایزهای سلسله مراتبی در جامعه مدنی امروز است که مبلغ نوعی دموکراسی در اجتماع می­باشد. همچنین، به واسطه ریتم گردش و در هم تنیدن الگوهای چرخشی در یک نظام از خطوط مواج، ذهن بیننده به­ عنوان یک مخاطب می­تواند آزادانه آنچه را که می­خواهد در لابه­ لای آنها تصور کند و چه­ بسا گاه خود را در میان آن همه لکه رنگی پیدا کند. ایشان در خلق بسیاری آثارشان بوم را به­طور افقی روی زمین گذاشته و با استفاده از ابزار متفاوتی چون ماله، کاردک، چوب و …با استفاده از تکنیک­های کششی، مالشی و چکه گذاری اثری بی نظیر به تصویر می­کشند. در ادامه به بررسی و نقد چند اثر از آثار ایشان پرداخته خواهد شد.

         ۱- اثر هنری مقام افیون

این تابلو در ابعاد ۳۰۰ در ۱۹۰ سانتیمتر با تکنیک آکریلیک روی بوم ترسیم­ شده است که تصویر آن در کتاب میراث فرهنگی به چاپ رسیده و میتوان گفت معروفترین اثر استاد ادیب آیین محسوب می­شود. زمینه پر از رنگ و درهم ­تنیدگی خطوط و لکه ­های رنگی بیانگر آشوب و درهم­ ریختگی تصور نقاش از فضای مورد نظرش در این اثر می­باشد. در میان این­همه آمیختگی لکه ­ها و رنگ­ها که بیانگر فرم ­های خلاصه­ شده و انتزاعی از اشیاء و موجودات دنیای بیرونی هستند تصویری از سر یک گاو با فرمتی انتزاعی با شاخ ­های هلال و نوک ­تیز و اسکلتی با فرم بال در دو سوی سر، که با لکه­ های سفید آذین بسته ­شده و نمادی از افیون می­باشد، خودنمایی می­کند. آنچه از نام این تابلو برمی­ آید نمایش مقام افیون در کشور افغانستان -زادگاه نقاش این اثر- می­باشد که به­ واسطه قرار گرفتن بر روی سر گاو آن را به نمایش گذاشته است. برای دریافت این جایگاه بررسی نماد گاو ضروری است. باید گفت که در متون کهن گاو با شیر خود، فریدون را که بنیانگذار پادشاهی ایران است، می­پروراند؛ لذا می­تواند نمادی از قدرت و سلطنت باشد و آویختن کیسه­ های افیون بر شاخ و بال گاو نشان از پادشاهی مافیای مواد مخدر در افغانستان دارد. همچنین، در قدیم بسیاری از ظروف را به شکل سر گاو درست می­کردند و عقیده داشتند که قدرت درون آن به کسی که آن را مینوشد؛ منتقل می­شود. علاوه بر این در طول سالیان دراز، گاو همواره نمادی از باروری و حاصلخیزی زمین بوده و در ایران باستان نیز با نحوه زندگی مردم در پیوند بوده است و می­تواند اشاره به مزارع پرورش خشخاش و حاصلخیزی آن داشته باشد. برخی بر این عقیده­ اند که سر گاو نر مهمترین بخش گاو است که نیروی حیاتی دارد و به مفهوم قربانی و مرگ است. در واقع، پارادوکس بین دو مفهوم «قدرت» و «مرگ» در نماد سر گاو جایگاه قدرتمند افیون و همراهی آن با مرگ را به­ خوبی نمایش می­دهد. باید گفت که شاخ گاو نمادی از هلال ماه بوده و درگیری شیر به­ عنوان نماد خورشید و گاو به عنوان نماد ماه در متون کهن آمده است، لذا شاخ­های گاو می­تواند بیانگر شب و تاریکی باشند که کیسه­ های افیون را در خود جای ­داده اند و اینکه از بال­ های انتزاعی گاو نیز چیزی جز اسکلت باقی نمانده و آنچه پرها را از بین برده وجود همان کیسه­ ها بر روی بال­ هاست که بزرگترین قابلیت بال را تحت­ الشعاع قرار داده و آن را از توانایی­ های گاو سلب نموده است. عینک قرمز روی صورت گاو نیز نمادی از خون و مرگ تجارت کثیف مواد مخدر است و اینکه چهره واقعی این کار در کل دنیا مخدوش مانده و بسیاری از قدرتمندان سعی در پوشاندن هویت واقعی خود در این کار دارند.

       ۲- اثر هنری چاله ها

این تابلو در ابعاد ۳۰۰ در ۱۹۰ سانتیمتر با تکنیک رنگ آکریلیک با سبک اکسپرسیونیست انتزاعی روی بوم نخی ترسیم­ شده است. در این اثر با پیش ­زمینه آبی که رنگ غالب تابلو بوده و رنگ پوشش غالب زنان افغان و یا رنگ غالب کره زمین و یا حتی آسمان می­باشد، شبکه­ ای از رشته ­ها و لکه­ های رنگی را در خود جای­ داده که در ارتباط با یکدیگر چشم بیننده را در کل تابلو می­ چرخانند. علاوه بر این، کاربرد رنگ­های شاد و زیبا، رشته­ های تاریک که گویا از اتصال لکه­ های تیره کوچکتر شکل­ گرفته ­اند در این اثر قدرت­ نمایی می­کنند؛ گویا زمین در حال پوشیده شدن با این سیاهی­ هاست و چاله­ ها نیز نام استعاری است که برای این تیرگی­ ها منظور شده است. از نگاه نقاش، این تاریکی منشعب و فزاینده می­تواند جنگ باشد که سرزمین افغانستان را فراگرفته و زیبایی­ های آن را تحت سیطره خود قرار داده است و لکه ­های قرمز در اطراف آن نیز خون­هایی است که در این جنگ­ها ریخته شده است. همچنین، میتوان در برداشتی کلی­ تر از این تابلو اینگونه تصور نمود که نقاش ضمن انتقاد از وضعیت جنگ در کل دنیا -به ویژه در افغانستان- به همه انسانها هشدار می­دهد تا زمین را بیش از پیش دریابید. با اندکی تأمل و رهاسازی ذهن میتوان لکه ­های رنگی در این اثر را به اشکال و فرم­های متنوع بیرونی مثلاً انسان­های در حال کار و فعالیت و یا حتی فرم­ های حیوانی دید. زندگی در این تابلو جریان داشته و پویایی و حرکت به واسطه فرم و رنگ ­ها به خوبی نمایش داده شده است، ضمن اینکه آشوب و درهم تنیدگی و ایجاد فضایی شلوغ و پر ازدحام که از ویژگیهای دنیای امروز است نیز به راحتی قابل دریافت است.

         ۳-اثر هنری راگا مالا

این تابلو در ابعاد ۳۰۰ در ۱۹۰ سانتیمتر با تکنیک رنگ آکریلیک با سبک پست مدرن روی بوم نخی ترسیم­ شده و تصویر آن در کتاب میراث فرهنگی نیز به چاپ رسیده است. نام آن راگا مالا است که از نام نوعی سبک موسیقی در هند گرفته شده است. راگا، برگرفته از واژه سانسکریت «رانگا» به معنی رنگ است؛ البته رنگ با مفهومی استعاری از حالات روحی و احساسات. هندی­ها معتقدند که زیبایی راگا، ذهن شنونده را به سوی صلح و آرامش رهبری می­کند و لذتی وافر برای او به ارمغان می­آورد. نقاشی­های راگامالای هند که نماینده بزرگترین و مستقیم ­ترین سنت نقاشی موسیقی در شرق­ اند، بر پایه همین سیستم راگاها بنا شده و هر نقاشی با یک موومان ملودیک خاص مرتبط شده است و بر اساس اعتقادی عامیانه اما فراگیر، دارای همان تأثیری بر بیننده است که راگای خاص آن بر شنونده می­ گذارد. یک مثال، در میان موسیقی­ دانان هندی رواج دارد که می­گوید هیچ راگایی تا قبل از آنکه اجرا شود، وجود ندارد این گفته نشان از پیچیدگی و در عین حال انعطاف ­پذیری بالای مفهوم راگا دارد که عنصر بداهه­ پردازی و ارزش آن در موسیقی را در خود جای می­دهد. راگا، یک مفهوم انتزاعی است که به هیچ عنوان ساختاری قطعی ندارد. در تابلوی راگا مالای استاد ادیب آیین نیز می­توان این ویژگی­ها را مشاهده نمود، انتزاعی بودن اثر و عدم قطعیت مفهوم لکه ­ها و رنگ­ها که­ در هر شرایط و موقعیتی توسط بیننده تعبیر و تفسیر می­شود. همچنین، بداهه پردازی که به واسطه مهارت نوازنده موسیقی ایجاد می­شود توسط نقاش این اثر در تابلو رؤیت می­شود. رنگ­های غالب در این تابلو، آبی و قرمز هستند ولی همانطور که مشاهده می­شود، طیف وسیع و بیشماری از رنگ ­ها را می­توان در آن مشاهده نمود که به زیبایی در کنار هم قرارگرفته­ اند؛ همانند نوازنده راگایی که بر اساس راگایی خاص می­تواند ساعتها بنوازد. این نقاشی و لکه­ های رنگی آن کوچه­ پس کوچه­ ها، خیابان­ها و مردم افغان را نشان می­دهند که در عصبیت و تنیدگی اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی کشورشان نظامی پیچیده را شکل داده اند و سردرگمی و عدم قطعیت سرنوشت کشورشان در پیچیدگی رنگ­ها و فرم­های این تابلو قابل مشاهده است.

        ۴-اثر هنری اناب

این اثر هنری در ابعاد ۳۰۰ در ۱۹۰ سانتیمتر با تکنیک آکریلیک روی بوم خلق شده است. وجه تسمیه این تابلو به واسطه احساس خوب و خوشایند مخاطبین از دیدن رنگ­های شاد و گرم در نقاشی بانام اناب به معنای «بوی خوش» نشأت گرفته است. این تابلوی پر از رنگ با غلبه رنگ­ های گرمی چون قرمز، زرد و نارنجی نشان از شور و شوق و حال و هوای دلپذیر دارد؛ کما اینکه لکه­ های رنگی آبی نیز برای ایجاد هارمونی در لابه ­لای این رنگ­ها به صورت درخشان دیده می­شوند، ولی آنچه در بین این همه زیبایی و رنگ توجه بیننده را جلب می­کند خطوط تیره می­باشد که در سرتاسر تابلو به صورت پراکنده و با ضخامتی بیش از سایر خطوط ترسیم شده است و سبب می­شود عیش ما با دیدن رنگ­های یکسره شاد کامل نشود؛ هرچند این خطوط از لحاظ بصری و زیبایی­ شناسی جلوه­ای خاص به  تابلو بخشیده است و آنها را جذاب ­تر نموده ولی فکر و ذهن انسان را به واسطه وجه معناگرا و بیانگر خود مغشوش می­دارد. این خطوط با قدرت خود در فراگیری و ضخامت تصمیم دارند که سیطره­ای بر رنگ­های شاد و فرم­های این نقاشی ایجاد کنند. این خطوط از نگاه نقاش همان جنگ­ها و درگیری­های افغانستان می­باشد که کام مردم را تلخ و خاطرشان را مکدر نموده است. 

در نهایت، می­توان گفت آنچه در این مقاله از بررسی آثار استاد فرید الله ادیب آیین و مصاحبه با ایشان به دست آمده این است که ایشان بخشی از هویت وجودی خویش را مربوط به زادگاهشان -افغانستان- دانسته و وجود جنگ­ها، نابسامانی­ ها و شرایط دشوار کشورشان سبب مخدوش نمودن آن بخش از هویت و مغشوش شدن ذهن و عواطف ایشان گشته؛ لذا برای بیان احساس و فراغت از این فشار دست به خلق آثاری در این قالب هنری نموده اند تا علاوه بر کسب آرامش از این راه با انتشارشان، بخشی از دین خود را به مردمان سرزمین مظلوم افغانستان ادا کند. لکه­ ها، رنگ­ ها و فرم­ های درهم تنیده که به نحوی کل تابلو را پوشانده اند بیانگر ویژگی ­های دنیای مدرن امروزی­ اند که حکایت از درک نقاش از فضای مورد نظرشان دارد. ایشان در این آثار فرمها و لکه­ های رنگی را آگاهانه و با استفاده از نمودهای خارجی آنها گاهی به صورت کامل و گاهی به صورت جزئی از کل به بیننده عرضه داشته است.

     منبع: خبرگزاری هنرمند

یاقوتهای سرخ کویر

     ثریا ترکاشوند

تشبهی زیبا و بجا برای معرفی میوه ای لذیذ که در ادیان اسلام، یهود و مسیحیت در زمره هفت میوه مقدس، بشمار آمده و در کتاب آسمانی قرآن کریم سه بار از این میوه نام برده شده؛ پس بی دلیل نیست که آن را میوه ای بهشتی می خوانند. حدستان درست است. نامش انار است و یکی از میوه های مرغوب ایران که در بیشتر نقاط این سرزمین کشت می شود و بیش از صد گونه در شکل و ظاهر و طعم متفاوت یافت می شود.
تیمور گورکانی در کتاب منم تیمور جهانگشای می گوید: “در قریه، بجستان اناری خوردم که هسته نداشت. و در هیچ جا اناری به خوش طعمی آن نخورده بودم.”
جدا از طعم دلچسب این میوه شکل و ظاهر زیبای آن می باشد تا جایی که در فرهنگ و رسوم اقوام ایرانی، از اهمیت بالای برخوردار و جایگاه خاصی در میان میوه های دیگر دارد و نامش همیشه برای ما یادآور شب یلدا و خانه های گرم و با صفای مادر بزرگهاست و در بیشتر مناطق از کشورمان هم زمان با فصل برداشت مراسم های زیبای همراه با شادی و موسیقی واجرای سنت های خاص برگزار می شود.

در این میان به سراغ یکی از این مراسم ها رفته که در منطقه تاریخی “بادرود” شهری در نزدیکی کاشان از استان اصفهان در سرزمینی کویری برگزار شد و با عرضه مشتقات و فرآورده های این محصول مانند: رب انار، لواشک، و سرکه عرضه شد. در پایان جا دارد از برادر خوبمان جناب آقای ذبیح الله صولتیان مسئول محترم کتابخانه عمومی شهر بادرود بخاطر همکاری صمیمانه در تهیه این گزارش کمال تشکر را به عمل آورد.

           پایگاه خبری آبتاب (WWW.ABTAAB.IR):

 

 

چاپ سیزدهم کتاب اربعون حدیثاً الامام الخمینی (ره) منتشر شد

به گزارش خبرنگار آبتاب، شهلا زنگنه، کتاب اربعون حدیثاً الامام الخمینی (قدس سره) چاپ سیزدهم توسط مؤسسه چاپ و نشر عروج وابسته به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) منتشر شد این کتاب ۷۰۸ صفحه در قطع وزیری و جلد گالینگور روانه بازار نشر شد.
امام خمینی (س)، چهل حدیث از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام که در کتب معتبر صحابه و علما نوشته شده است را جمع آوری فرموده و هر حدیثی را با توضیحی که در خور فهم عموم باشد توضیح می دهند و از این نظر آن را علاوه بر زبان عربی به زبان فارسی نیز به رشته تحریر در آورده اند تا فارسی زبانان هم از آن بهره مند گردند و شاید با آن ـ انشاء الله ـ از کسانی شوتد که در حدیث خاتمیت وارد شده است. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: «کسی که چهل حدیث برای امت من حفظ کند و ما از آن بهره مند شویم، خداوند او را در روز قیامت فقیهی عالم می فرستد.»
آدرس فروشگاههای مؤسسه چاپ و نشر عروج:
فروشگاه مرکزی: میدان انقلاب روبروی دانشگاه تهران بین ۱۲ فروردین و فخر رازی پاساژ ظروفچی مؤسسه چاپ و نشر عروج تلفن: ۰۲۱۶۶۴۰۴۸۷۳
فروشگاه شماره ۱: خیابان انقلاب چهارراه کالج پلاک ۸۸۶ تلفن: ۰۲۱۶۶۷۰۶۸۳۳
و همچنین اطلاعات کامل آثار چاپ شده مرتبط با حضرت امام خمینی (س) را می توانید در آدرس سایت: http://shop.imam-khomeini.ir/ مشاهده فرمایید.

دانشمندان می‌گویند بشر باید برای رویارویی با بیگانگان آماده باشد

دانشمندان نمی‌خواهند در مورد احتمال وجود حیات فرازمینی محافظه کار باشند و می‌گویند بشر از همین حالا باید خود را برای رویارویی با بیگانگان آماده کند. یک گروه از پژوهشگران در دانشگاه “سنت اندروز” در اسکاتلند می‌خواهند طرحی را تنظیم کنند مبنی بر اینکه در صورت مواجهه با بیگانگان در زمین باید چه کاری انجام شود. آن‌ها با کمک کارشناسانی از سراسر جهان به ارزیابی معاهدات و پروتکل‌های محکم و همچنین هرگونه شواهدی از تمدن‌های هوشمند خواهند پرداخت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یک گروه از پژوهشگران در دانشگاه “سنت اندروز” در اسکاتلند می‌خواهند طرحی را تنظیم کنند مبنی بر اینکه در صورت مواجهه با بیگانگان در زمین باید چه کاری انجام شود.

آنها با کمک کارشناسانی از سراسر جهان به ارزیابی معاهدات و پروتکل‌های محکم و همچنین هرگونه شواهدی از تمدن‌های هوشمند خواهند پرداخت. کار مقدماتی آنها در یک مرکز پژوهشی جدید در دانشگاه سنت اندروز انجام خواهد شد که به جستجوی هوش فرازمینی(SETI) اختصاص دارد.

دکتر جان الیوت (John Elliott) دانشمند کامپیوتر و هماهنگ کننده مرکز SETI می‌گوید: “داستان‌های علمی-تخیلی مملو از کاوش‌های تأثیر بر جامعه بشری پس از کشف و حتی مواجهه با زندگی یا هوش در جای دیگری از کیهان است، اما ما باید از تفکر در مورد تأثیر آن بر بشریت فراتر برویم.”

وی افزود: “ما باید دانش تخصصی خود را نه تنها برای ارزیابی شواهد، بلکه برای در نظر گرفتن واکنش اجتماعی انسانی هماهنگ کنیم و زمان انجام این کار هم‌اکنون است.”

وی ادامه داد: “اسکن سیگنال‌های احتمالی خارج از زمین برای شناسایی ساختارهای زبانی و پیوست معنا، فرآیندی پیچیده و زمان‌بر است که طی آن دانش ما در مراحل متعددی در مورد فرا زمینی‌ها ارتقا می‌یابد.”

این گروه پژوهشی احساس می‌کند که در صورت شناسایی اطلاعات بیگانه تاکنون توجه محدودی به عواقب آن شده است. در حالی که سازمان ملل فرآیندها و نهادهایی را برای تهدید برخورد یک سیارک به زمین ایجاد کرده است، هیچ چیز مشابهی در مورد حیات فرازمینی وجود ندارد.

ناسا در ماه ژوئن اعلام کرد که اولین مطالعه خود را در مورد پدیده‌های هوایی ناشناس (UAP) معروف به یوفو (UFO) آغاز کرده است. دانشمندان در طول ۹ ماه به بررسی داده‌های فعلی در مورد UAPها خواهند پرداخت و مشخص می‌کنند که کدام رویت‌ها به طور طبیعی رخ می‌دهند یا کدام یک از آنها ارزش بررسی بیشتر را ندارند.

پژوهشگران نوشتند: “به دلیل کشف هزاران سیاره در اطراف ستاره‌های دور در کهکشان خودمان و نزدیک‌تر به زمین، از طریق کاوش در جهان‌های نزدیک مانند مریخ و زهره، علاقه اجتماعی به طور قابل توجهی برای شناسایی حیات در گذشته یا حال افزایش یافته است.”

کشف بالقوه حیات میکروبی احتمالاً انواع مختلفی از نگرانی‌ها را در پی کشف حیات هوشمند ایجاد خواهد کرد. این در حالی است که ما هنوز کاملاً برای یک حیات هوشمند آماده نیستیم. اکنون این گردهمایی موسوم به “SETI Post-Detection” اولین خانه دائمی را برای توسعه یک چارچوب جامع برای آنچه پس از دریافت سیگنال رادیویی بیگانه اتفاق می‌افتد، فراهم می‌کند.

دانشمندان فرآیند کامل جستجوی شواهد، تأیید تشخیص، تجزیه و تحلیل و تفسیر الگوهای زبانی و مدیریت پاسخ بالقوه را مدیریت خواهند کرد. آنها با دانشگاهیان در علوم مختلف و همچنین اعضای جامعه SETI کار خواهند کرد. آنها همچنین با کارشناسان سیاسی در زمینه رمزگشایی پیام، تجزیه و تحلیل داده‌ها، قوانین فضایی، توسعه مقررات و استراتژی‌های تأثیر اجتماعی هماهنگ می‌شوند تا به رفع شکاف اطلاعات سیاسی آن کمک کنند.

دکتر الیوت می‌گوید: “آیا هرگز پیامی از بیگانگان دریافت خواهیم کرد؟ نمی‌دانیم. همچنین نمی‌دانیم چه زمانی این اتفاق می‌افتد. اما می‌دانیم که نمی‌توانیم برای رویدادی که ممکن است فردا به واقعیت تبدیل می‌شود، از نظر علمی، اجتماعی و سیاسی آماده نباشیم.”

یک مطالعه در ماه ژوئیه نشان داد که بیگانگان می‌توانند با استفاده از ارتباطات کوانتومی پیام‌هایی را از طریق فضای میان‌ستاره‌ای ارسال کنند. گروهی از دانشگاه ادینبرو(Edinburgh) محاسباتی را بر روی حرکت پرتوهای ایکس در فضای خالی انجام دادند تا ببینند آیا با موانعی مواجه خواهند شد یا خیر.

ذرات کوانتومی، مانند فوتون‌های نور، شکننده هستند و در صورت مواجهه با هر نوع تداخلی، مانند میدان گرانشی به راحتی شکسته می‌شوند. با این حال مشخص شد که این کوانتا (جمع کوانتوم) می‌تواند حداقل در صدها هزار سال نوری سفر کند که معادل فاصله‌ای بیشتر از کل کهکشان راه شیری است. این تا حد زیادی به دلیل کوچک بودن چگالی متوسط ​​ماده در فضا است که احتمال انحراف یک ذره کوانتومی را کاهش می‌دهد.

به گفته پژوهشگران، سطح اطلاعاتی که می‌توان با استفاده از کوانتا با سرعت بالا به طور ایمن منتقل کرد، می‌تواند آن را به روشی مناسب برای ارتباط با سایر اشکال حیات تبدیل کند. پژوهشگران ادعا می‌کنند در حال حاضر هیچ جرم شناخته شده‌ای وجود ندارد که به طور طبیعی پیام‌های کوانتومی را که می‌تواند با سیگنال‌های بیگانه اشتباه گرفته شود، منتقل کند.

این در حال حاضر تنها یک حدس و گمان است، اما این تحقیقات نشانه دیگری از حیات را به متخصصان می‌دهد که باید به دنبال آن باشند. پژوهشگران می‌گویند: “در اصل، باید به جایی برسیم که بتوان سیگنال کوانتومی را که از یک جرم اخترفیزیکی می‌آید یا حتی یک سیگنال هوشمند از یک تمدن فرازمینی را تشخیص داد.”

منبع: ایسنا

حقایقی شگفت‌آور درباره بتهوون؛ او امیدوار بود پس از مرگ بشنود

بتهوون در سال ۱۷۷۰ در شهر بن آلمان متولد شد و به یکی از اثرگذارترین آهنگسازان تبدیل شد که ده‌ها سمفونی، کنسرتو، سونات پیانو و کوارتت زهی نوشته است. بتهوون بیشتر دوران جوانی خود را به عنوان یک پیانیست آموزش دید و همین طور طی گذر سال‌ها شنوایی خود را از دست می‌داد و در نهایت، به طور کامل به آهنگسازی روی آورد. اینکه دقیقاً آخرین کلمات بتهوون چه بوده است، مشخص نیست که البته دوستانش و بیوگراف‌ها نسخه‌های متفاوتی از آخرین کلمات زندگی او را جمع‌آوری کرده‌اند که شامل «حیف، حیف… بسیار دیر»، «دست بزنید دوستان من، کمدی به پایان رسید»، «در بهشت خواهم شنید» بوده است.
استادانی که بتهوون نزد آنها آموزش دید تا آخرین کلماتی که بر زبان آورد، در اینجا می‌توانید حقایقی شگفت‌آور را درباره این نوازنده پیانو و آهنگساز آلمانی بخوانید.

بتهوون بیشتر دوران جوانی خود را به عنوان یک پیانیست آموزش دید و همین طور طی گذر سال‌ها شنوایی خود را از دست می‌داد و در نهایت به طور کامل به آهنگسازی روی آورد.

باوجود اینکه یکی از مهم‌ترین حس‌های پنج گانه خود را به عنوان یک موسیقیدان از دست می‌داد، با این حال او ماندگارترین آثار خود را زمانی ساخت که وضعیت شنوایی اش رو به وخامت بود.

     لودویگ فان بتهوون سومین نفر در خانواده خود با این نام بود

آن نقل قول معروف از بتهوون که می‌گوید: «هزاران پرنس وجود دارد و خواهد داشت ولی بتهوون تنها یک نفر است»، دقیقا درست نیست.

اولین لودویگ فان بتهوون پدربزرگ او بود که موسیقیدان در بن بود و دومین لودویگ فان بتهوون برادر بزرگتر او بود که چند روز بعد از تولد او درگذشت.

     او با معلم موزارت آموزش دید؛ یوزف هایدن

بعد از اینکه بتهوون در اوایل ۲۰ سالگی اش به وین مهاجرت کرد، درس‌هایی را با هایدن که اغلب پدر سمفونی خوانده می‌شد، گذراند.

هایدن همچنین موزارت یکی از نخستین الگوهای بتهوون را آموزش داده بود.

گفته می‌شود که بتهوون قبل‌تر از این ماجرا سفری به وین داشته تا درس‌هایی را از موزارت بیاموزد ولی اطلاعاتی از اینکه آیا این دو واقعا ملاقات کرده‌اند یا نه؟ در دسترس نیست.

اگرچه که بتهوون و استادش هایدن اغلب با هم جر و بحث داشتند ولی با این وجود بتهوون قطعه Piano Sonatas, Op. 2 را به هایدن اختصاص داد.

     در عشق بد شانس بود

بتهوون در ابتدا عاشق یک کنتس جوان به نام جولی  (Giulietta) در سال ۱۸۰۱ شد اما نتوانست با او ازدواج کند؛ چراکه نجیب‌زاده نبود. قطعه معروف سونات پیانوی او به نام Piano Sonata No. 14, Moonlight برای این او نوشته شده است.

این آهنگساز چند سال بعد هم عاشق کنتس دیگری به نام Josephine Brunswick شد که از سال ۱۷۹۹ آموزش موسیقی به او را شروع کرده بود. آنها نامه‌های عاشقانه زیادی برای هم ارسال کرده بودند که ۱۵ تا از آنها که توسط بتهوون نوشته شده بود، باقی مانده است تا زمانی که خانواده کنتس آنها را برای خاتمه دادن به رابطه تحت فشار گذاشته‌اند.

     علت ناشنوا شدن بتهوون مشخص نیست

البته تئوری‌های مختلفی درباره علت این امر وجود دارد که محکم‌ترین آن تیفوس یا آبله‌ای است که در دوران کودکی به آن مبتلا شد.

لحظه مرگ او با طوفان رعد و برق همراه بود

بتهوون ۲۶ مارچ ۱۸۲۷ بعد از تحمل یک دوره طولانی بیماری درگذشت. دوست بتهوون لحظه درگذشت بتهوون را با سمفونی‌های او که صداهای ناگهانی آنها همچون کوبیدن بر در سرنوشت می‌ماند، مقایسه کرده است.

اینکه دقیقا آخرین کلمات بتهوون چه بوده است، مشخص نیست که البته دوستانش و بیوگراف‌ها نسخه‌های متفاوتی از آخرین کلمات زندگی او را جمع‌آوری کرده‌اند که شامل «حیف، حیف… بسیار دیر»، «دست بزنید دوستان من، کمدی به پایان رسید»، «در بهشت خواهم شنید» بوده است.

منبع: ایسنا

حمله دوباره معترضان به تابلوهای نقاشی؛ این بار تابلویی از ونگوگ

     آبتاب، گروهی از معترضان حوزه محیط زیست، در ادامه حمله‌های نمادین به آثار هنری مشهور جهان، این بار سراغ تابلو نقاشی «برزگر» اثر «ون‌گوگ» رفتند.

به گزارش  رویترز، شماری از معترضان ایتالیایی حوزه محیط‌زیست، روز جمعه بر روی یکی از تابلوهای نقاشی اثر «وینسنت ون‌گوگ» که در نمایشگاهی در «رم» به نمایش گذاشته شده بود، سوپ نخودفرنگی ریختند و سپس خودشان را با چسب به دیوار گالری چسباندند.

این بار نقاشی «برزگر» اثر «ون‌گوگ» هدف حمله چهار زنی قرار گرفت که از اعضای گروه فعال محیط‌زیستی «آخرین نسل» بودند. این گروه از معترضان حین این اقدام شعارهایی علیه استفاده از سوخت‌های فسیلی و گرمایش زمین سر می‌دادند.

این گروه با انتشار بیانیه‌ای اعلام کردند: «چنین مسائلی باید هر دقیقه در صفحات نخست شبکه‌های خبری و دستور کار سیاسی قرار بگیرند، اما همچون صبح امروز، به عنوان اقداماتی «شرم‌آور» قلمداد می‌شوند.»

وزیر فرهنگ ایتالیا حمله به این نقاشی را محکوم کرد. حمله به نقاشی «برزگر» درحالی انجام شد که پیش‌تر گروهی از معترضان حوزه محیط‌زیست به نقاشی «آفتاب‌گردان‌ها» اثر «ون‌گوگ» در لندن حمله کرده بودند.

وزیر فرهنگ ایتالیا در بیانیه‌ای اعلام کرد: «باید از فرهنگ، که بخش مهمی از هویت ما است، محافظت شود و نباید از آن به عنوان بلندگویی برای روش‌های مختلف اعتراض استفاده شود.»

پیش از این نیز گروهی از معترضان به «دختری با گوشواره مروارید»، شاهکار عصر طلایی «یوهانس ورمیر» در «موزه مائریتشویس» واقع در «لاهه» حمله کرده بودند. علاوه بر این نقاشی گران‌قیمت «کومه‌ها» اثر «کلود مونه» نیز هدف معترضان قرار گرفته بود.

منبع: ایسنا

آموزش و پرورش: انتخاب زبان خارجی در مدارس اختیاری می‌شود

مهر: دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش گفت که این حق برای دانش آموزان محفوظ است که خودشان زبان خارجی مورد علاقه خودشان را انتخاب کنند.

دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش افزود: بدین ترتیب کودکانی که مایل هستند می‌توانند از امکان کانون زبان در زمینه آموزش زبان غیرانگلیسی استفاده کنند. در همایش مدیران کانون ملی زبان هم این مسئله را مطرح کردیم. با مدیریت کانون زبان هم این موضوع مطرح شده است و برنامه راهبردی هم از سوی آنان ارائه شده است.

امانی طهرانی با بیان اینکه طبق سند تحول بنیادین آموزش و پرورش آموزش انتخاب زبان خارجی امری داوطلبانه است؛ گفت: “یعنی زبان خارجی جز دروس انتخابی است لذا این حق برای دانش آموزان محفوظ است که خودشان زبان خارجی مورد علاقه خودشان را انتخاب کنند.”

وی ادامه داد: “برای دانش آموز در مدرسه این امکان فراهم می شود که اگر نمی‌خواهد زبان انگلیسی بخواند مجبور به شرکت در کلاس های زبان انگلیسی مدرسه نباشد مشروط بر این‌که از کلاس های زبان غیرانگلیسی کانون ملی زبان استفاده کند.”

دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش خاطر نشان کرد: “این طرح در مرحله کارشناسی است و بعد از اینکه در کمیسیون برنامه های درسی شورای عالی آموزش و پرورش نهایی شود در صحن شورای عالی به تصویب خواهد رسید و این طرح قطعاً به سال آینده خواهد رسید.”

لباس اقوام کرج

     نویسنده و عکاس: ثریا ترکاشوند

ایران کوچک واژه ای که برای هر ایرانی که فقط یک بار گذرش به کرج افتاده باشد، معنا پیدا می کند. شهری در دامنه رشته کوه البرز با تنوع فرهنگی که بخاطر همجواریش با پایتخت و متمرکز شدن کارخانجات و همچنین واقع شدن درمسیر دوشاهراه یکی به تهران و دیگری به شمال پذیرای مهاجران زیادی از سراسر ایران شده است. زمانی آن را شهر هفتاد و دو ملت می نامیدند، و به نوعی نماد وحدت اقوام مختلف شناخته می شود. برای درک بیشتر این موضوع کافیست بدانید که ۲۴ استان کشورمان برای رسیدن به پایتخت بایستی از کرج عبور کنند. تمام این موارد از کرج شهری با اقوامی مختلف از تمام استان های ایران را بوجود آورده و گاهاً در یک مجتمع شاهدیم که همسایگان هر کدام از یک استان با ویژگیهای خاص قومی خود ساکنند. با توجه به این موضوع برای ایجاد وحدت در بین ساکنان این شهر برگزاری جشنواره های مختلف می تواند به تقویت این وحدت کمک کندکه به طور نمونه برپایی جشنواره لباس سنتی  اقوام کرج در سال ۱۳۹۸ بود که برای اولین به همت عباس فتاحیان ریاست موزه مردم شناسی کرج و اداره ارشاد اسلامی استان البرز، سازمان میراث فرهنگی، پژوهشکده کرج شناسی، و عکاسخانه ایران قدیم برگزار شد که از ۱۰ طرح از المان های استان های مختلف کشور برای استفاده روزمره رونمایی شد. این جشنواره برای  شناساندن فرهنگ پوشش مردم گوشه وکنار کشور بسیار مفید بوده و همچنین در مسیر تحقق فرهنگ حمایت از تولید کننده داخلی نیز مؤثر واقع شد.

     پایگاه خبری آبتاب (WWW.ABTAAB.IR):

دختری با گوشواره مروارید هدف حمله جدید

اثر هنری یوهانس ورمیر که در لاهه به نمایش گذاشته شده، آخرین اثر هنری بود که مورد هدف معترضان به تغییرات آب و هوایی قرار گرفت. یک نفر سرش را به تابلو چسباند و دیگری دستش را به دیوار.

این شیرین‌کاری‌ها اخیرا شامل پرتاب پوره سیب زمینی به سمت نقاشی کلود مونه و پاشیدن سوپ گوجه‌فرنگی روی نقاشی ونسان ون گوگ بوده است.

نقاشی مشهور ورمیر متعلق به سال ۱۶۶۵ بخشی از مجموعه موزه کوچک موریتشویس است که نقاشی‌های هلندی و فلاندری قرن هفدهم را به نمایش می‌گذارد.

کلیپ یک دقیقه ای این اتفاق، مردی را نشان می دهد که به نقاشی نزدیک می‌شود و سر خود را به آن می‌چسباند. در همان زمان، مرد دیگری دست خود را به دیوار کنار اثر هنری می‌چسباند و ماده قرمز رنگی را روی سر و بدن مرد اول می‌ریزد.

     پایگاه خبری آبتاب (WWW.ABTAAB.IR):

دختری با گوشواره مروارید هدف حمله جدید / حمله سوم معترضان در یک ماه

معترضی که دست خود را به دیوار چسبانده، تماشاچیان عصبانی را که در اطرافش تجمع کرده‌اند، مورد خطاب قرار می‌دهد:

«وقتی می‌بینید چیزی زیبا و گرانبها جلوی چشمتان نابود می‌شود، چه احساسی دارید؟ آیا احساس خشم می‌کنید؟ خوب وقتی می‌بینید این سیاره جلوی چشمان شما در حال نابودی است، این احساس خشم شما کجاست؟»

رنه تیمرمنز، سخنگوی موزه موریتشویس، تایید کرد که این حادثه حوالی ساعت ۲ بعد از ظهر به وقت محلی رخ داده است. او گفت که این اثر هنری زیر یک لایه شیشه قرار داشته و آسیب ندیده است و در اسرع وقت دوباره به نمایش گذاشته خواهد شد.

آقای تیمرمنز گفت: «هنر بی‌دفاع است و موریتشوئی‌ها تلاش برای آسیب رساندن به اثر هنری با هر هدفی را نمی‌پسندد.»

پلیس هلند در توییتر اعلام کرد که سه نفر را در ارتباط با این حادثه دستگیر کرده است.

حواشی پیرامون این نقاشی، که یک زن جوان زیبا با سربند و گوشواره مروارید درخشانی را به تصویر می‌کشد، در طول دهه‌ها افزایش یافته است و احتمالا با رمانی که تریسی شوالیه درباره دختر این نقاشی با همین عنوان نوشت، تقویت شد، که البته فیلمی هم با بازی اسکارلت جوهانسون بر اساس آن ساخته شده است.

خانم شوالیه در بیانیه‌ای گفت که گرچه با ناراحتی فعالان تغییرات اقلیمی همدردی می‌کند، اما امیدوار است که آن‌ها اهدافی را انتخاب کنند که «به وضوح بیشتر از نقاشی مورد علاقه من با هدفشان مرتبط باشد. برای من، دیدن آن نقاشی که خراب می‌شود، مانند تماشای حمله به دختری واقعی است. خوشحالم که این نقاشی با شیشه محافظت می‌شود.»

حداقل سه حمله به آثار هنری توسط فعالان آب و هوایی در این ماه گزارش شده که دو تا در انگلیس و آلمان و این آخری در هلند اتفاق افتاده است.

معترضانی که روز پنجشنبه «دختری با گوشواره مرواریدی» را هدف قرار دادند، پیراهن هایی با لوگوی «Just Stop Oil» به تن داشتند که نشانه گروهی مخالف پروژه های نفت و گاز در بریتانیا است.

لوسی گریوز، سخنگوی این گروه در بیانیه‌ای گفت که این گروه این اقدام را سازماندهی نکرده است.

او گفت: «ما مردم عادی را که حاضرند اقدام کنند و در کنار ما می‌ایستند تحسین می‌کنیم…»

او ادامه داد: «اگر ما جلوی آسیب‌های ناشی از سوزاندن سوخت‌های فسیلی را نگیریم، دیگر کسی نخواهد بود که به شاهکارها نگاه کند.»

در ۱۴ اکتبر، دو نفر از اعضای گروه به تابلوی آفتاب‌گردان‌ ونسان ونگوگ، یکی از محبوب‌ترین نقاشی‌های گالری ملی لندن سوپ گوجه‌فرنگی پرتاب کردند.

آنا هالند، دانشجوی ۲۰ ساله و یکی از حمله‌ کنندگان به نقاشی ونگوگ، آن اقدام را «درمان‌کننده‌ترین و جذاب‌ترین لحظه زندگی‌ام» و اقدامی «در سمت درست تاریخ» نامید.

یکی دیگر از شرکت‌کنندگان در اعتراض نگران است که ممکن است به زندان بیفتند. فیبی پلامر گفت: من جنایتکار نیستم؛ من یک بچه ترسیده هستم که سعی می‌کنم برای آینده خود بجنگم. وقتی سیاره ما و مردم در حال نابودی است، آن واکنش احساسی کجاست؟ وقتی قرار است آفتابگردان‌های واقعی خود را از دست بدهیم، این شوک کجاست؟»

و در اوایل سال جاری، در پاریس، یک فعال محیط زیست حقه‌ای مفصل را به کار گرفت و خود را به شکل زنی روی ویلچر درآورد و شیرینی‌ای را روی مونا لیزا در موزه لوور مالید.

در نهایت هیچ آسیب ماندگاری به آثار هنری وارد نشده است، چرا که همه پشت شیشه بودند.

     منبع: همشهری