فرهنگ و هنر

حکایت ملا نصرالدین

     علی گل گلاب-برگرفته از کانال بن بست علی چپ

ملا نصرالدین، خری داشت تنبل. پیش نمیرفت و اگر هم پیش می رفت پیشرفتش را نه نخبگان میدیدند و نه پخمگان.
ملا می دانست نشادر اثر سوزشی مستمر و مداوم دارد. کمی بر بدن الاغش نشادر زد. الاغ سوز که گرفت بر سرعتش افزود. پیش رفت و دوید تا سوز را و اثرش را جا بگذارد. دوید و دوید و دوید و ملا را جا گذاشت. ملا از ابتکارش خوشش آمده بود، از جیبش آینه ای که در آن محاسنش را مینگریست درآورد نگاهی به خود انداخت. از فیثاغورث هم کاشف تر دیده میشد، اما الاغ دورتر و دورتر میشد.

ملا دوباره فکر بکری به سرش زد. مقداری نشادر به گردن خود مالید و توربوشارژ شد، مثل دلار سرعت نجومی گرفت و دوید. می خواست به الاغش برسد، رسید؛ اما اثر نشادر چنان بود که نتوانست در کنار الاغ متوقف شود. پیش افتاد.

او میدوید و الاغ نیز پشت سرش. به میدان ده رسیدند و دور میدان دویدند. اهالی روستا میخواستند به ملا کمک کنند و الاغش را بگیرند. 
ملا فریاد میزد: “الاغ را رها کنید و مرا نگه دارید.”

اهالی نتوانستند نه ملا را نگه دارند و نه الاغش را.

یک داستان عاشقانۀ تأثیرگذار و شیرین از نویسندۀ رمان محبوب آن شرلی در گرین گیبلز!

به گزارش خبرنگار آبتاب، ثریا ترکاشوند، کتاب کیلمِنیِ باغِ میوه نوشته ی: اِل. اِم (لوسی مود) مونتگُمِری با ترجمه خانم ماندانا قدیانی در ۱۵۴ صفحه، توسط انتشارات مهراندیش با قطع رقعی و در ۱۵۶ صفحه  با قیمت نسخه چاپی ۸۶۰۰۰ تومان منتشر ‌شد. هم اکنون می توانید این کتاب را در فیدیبو با قیمت ۴۳۰۰۰ تومان بخوانید.

     پایگاه خبری آبتاب (WWW.ABTAAB.IR):

در داستان کیلمِنیِ باغِ میوه، می خوانیم که اِریک مارشال مردی جوان است که به تازگی از کالج فارغ التحصیل شده؛ او بنا به پیشنهاد یکی از دوستان قدیمی اش برای تدریس به مدرسه‌ای در جزیرۀ پِرنس اِدوارد می‌رود. او خوش‌ ظاهر، محبوب، ثروتمند و مجرد است. اریک در زندگی معمولی و سادۀ جزیره غرق می شود و به‌ عنوان یک مرد مجردِ شایستۀ محبوبیتش در نزد اهالی آنجا دوچندان می‌شود، اگرچه او هنوز به عشق نمی‌اندیشد؛ اما آن را در غیره منتظره‌ترین مکان می‌یابد.

 او در جزیره با دختری به نام کیلمِنی آشنا می شود. دختری که نمی تواند حرف بزند، اما می تواند بشنود. هنگامی‌که اِریک قدم به باغ قدیمیِ کانرزها می‌گذارد، کیلمِنی را می‌بیند و صدای ویولن زدنش را می‌شنود. کیلمِنی گوردون، ملیح، باهوش و زیباست. این دختر جوان به خاطر ناتوانی‌اش در صحبت کردن، تمام عمرش خانه‌نشین بوده است. او ساعتهایش را با کمک کردن به خاله و دایی‌اش در مزرعه و نواختن ویولنش در جای دنج مورد علاقه‌اش می گذراند. هنگامی‌ که اریک به‌ صورت اتفاقی وارد باغ مخفی او می‌شود، دنیای کاملاً جدیدی را با خود برایش به همراه می‌آورد که موجب وحشت و هیجان دخترک می‌شود. با طولانی شدن روزهای تابستان و شکوفا شدن دوستی‌شان، کیلمنی آرام و ملیح با علاقۀ پرشوری که دارد و نواختن آهنگ زیبایش موفق به انجام کاری می‌شود که نه دختران دانشجوی کالج کوئینزلئا و نه دختران روستای لیندزی موفق به انجام این کار نشدند – تسخیر قلب اریک!

اریک چند بار به دیدن کیلمِنی می‌رود و کم‌کم به او دل می‌بندد. وقتی پیشنهاد ازدواج می‌دهد، دخترک رد می‌کند؛ هرچند او هم دوستش دارد. کیلمنی می‌داند که آن مرد جوان باید به‌ زودی به زادگاه اصلی‌اش برگردد -دنیای جلسات کاری و مهمانی‌ها با آدم‌های متعصب – دنیایی که در آن، او مانع پیشرفت اریک خواهد شد؛ اما هیچ‌کدام از این‌ها برای این مرد جوان مهم نیستند، او تلاش می کند تا به کیلمنی بقبولاند که او تنها زنی است که تا ابد دوستش خواهد داشت!

در این حین، دیوید، یکی از دوستان خوب اریک که پزشک معروف حلق و حنجره است، برای دیدنش به جزیره می‌آید. کیلمِنی را معاینه می‌کند و می‌گوید که هیچ‌چیز درمانش نمی‌کند مگر اینکه نیازِ روانیِ شدیدی به حرف زدن پیدا کند. ادامه این داستان جذاب و عاشقانه را در کتاب کیلمِنیِ باغِ میوه بخوانید.

گفتگوی پرتو آذرخش  با ناب ترین اندیشه ی جهانی 

دیروز که از کوهسار به خانه بر می گشتم. پوراندخت یلدای ابرو کمان و گیس بریده ی بلند بالا را دیدم که یک سبد پر از آجیل و شلغم و زردک و کدو تنبل و انار و هندوانه و دیگر میوه ها در دست راست و یک سبد پر از مهربانی در دست چپ داشت و در راهوار نجابت و وقار.. با گامهایی استوار.. بسوی سرزمین میترایی اهورایی پارس می آمد…
 چشمم که به قد رعنای این اندیشه ی ناب کهن تاریخ سرزمین و زادگاهم افتاد، به وجد آمدم و پر از شوق و شادی شدم و سر از پا نمی شناخنم.
رو بروی رخ زیبای مهربانو یلدا که ایستادم، به رسم ادب به او درود گفتم و پرسیدم: “ماهرخ بلند بالای سرزمین پر گهر پارس،  به کجا چنین شتابان؟”
یلدا بانو بعد از اینکه درود گفتنم را از سر شوق پاسخ داد و با لبخند شیرین اهورایی گفت: “به زادگاهم سرزمین پارس می روم. چراکه اخیراً یک حسی مانند عشق، یک حسی مانند بلند آرروزهای زندگی، یک حسی مانند دلخواستن، یک حسی مانند پرواز به سوی بی نهایت هستی؛ در وجودم تلنگر خورده است که انگار ایرانیان. با هم هماهنگ شده اند تا با کمک گرفتن از فرهنگ مهر و نور میترایی به اصل خویش باز گردند.
 می روم تا به پرتو آذرخش بگویم، آهای! بچه افچنگی بی سواد، آن چند بیت شعر خود را که در شعر پرشیا در جواب مولا سروده ای از دفتر شعرت پاک کن، چرا که شما در جواب مولانا که گفته است
هرکسی کو دور ماند از اصل خویش ‌
عاقبت یابد وصال وصل خویش
و شما گفته ای:  
من ز اصل خویش و خود دورم هنوز
قرق در بیگانگی با آه و سوز
خسته ام از روزگار وصل خویش
گشته ام، پیدا نکردم اصل خویش
 اگر پرتوآذرخش را ببینم میگویم که این چند بیت را از شعر پرشیا پاک کند، چراکه ایرانیان هر ساله با شتاب به استقبال من می آیند.
می روم تا صدای آنانی که به اصل خویش باز گشته اند و مرا از آنسوی فلک افلاک فرا می خوانند جواب گویم و ندای دل آنان را بشنوم و سبدهای خوراکی و مهربانی را هدیه به آنان دهم تا بلندترین شب چرخش دوار زمین را به شور و شادی و رقص و پای کوبی بگذرانند و سپیده دم فردا را به انتظار بنشینند.

رئیس سازمان سینمایی: تا من هستم فیلم بی‌حجاب در سینما اکران نخواهد شد

محمد خزاعی رییس سازمان سینمایی گفت: “تا روزی که من در سازمان سینمایی باشم و آقای اسماعیلی من را در سازمان نگه دارند، هنرمندان شورش و اغتشاش نکنند و نمایندگان مجلس تحصن و تعصب نکنند قطعا فیلمی بدون حجاب بر روی پرده نخواهد رفت. این را مطمئن باشید. ما نیامده ایم برگردیم به دهه ۴۰ و ۵۰ اینجا سینمای جمهوری اسلامی است.”
     پایگاه خبری آبتاب (WWW.ABTAAB.IR):

محمد خزاعی رییس سازمان سینمایی گفت: تا من باشم فیلم بی‎حجاب در سینما اکران نخواهد شد.

به گزارش آبتاب؛ خزاعی در سخنانی در اختتامیه جشنواره حقیقت اظهار کرد: “تا روزی که من در سازمان سینمایی باشم و آقای اسماعیلی من را در سازمان نگه دارند، هنرمندان شورش و اغتشاش نکنند و نمایندگان مجلس تحصن و تعصب نکنند قطعاً فیلمی بدون حجاب بر روی پرده نخواهد رفت. این را مطمئن باشید.”

وی افزو: “ما نیامده ایم برگردیم به دهه ۴۰ و ۵۰ اینجا سینمای جمهوری اسلامی است.”

وی در بخش دیگر از صحبتهای خود در واکنش به صحبت‌های حمید فرخ‌نژاد گفت: “شما حق ندارید به رهبر ما، پیر ما و مرشد ما توهین کنید. آنقدر عرصه هنر بی حساب و کتاب نشده است که هر کسی از راه برسد مبانی اصلی کشور را زیر سؤال ببرد. اینجا هنوز جمهوری اسلامی ایران است. هنوز تبدیل به کشور دیگری نشده است.”

وی افزود: “بعضی از دوستان هنرمند ما در عرصه هنر در توهم هستند. تا کی می خواهیم تحت تاثیر رسانه های شیشه ای دور و برمان باشیم. تا کی می‌خواهیم پیاده نظام یا سواره نظام شبکه های اینترنشنال، منوتو، معاندین و منافقین باشیم.”

غار رنگین کمان

گزارش تصویری خبرنگار آبتاب، ثریا ترکاشوند از جزیره زیبای هرمز؛ واقع در استان هرمزگان.

بر روی نقشه های جغرافی نامش “هرمز” است. جزیره ای کوچک در فاصله ای کوتاه از شهر زیبای بندرعباس در استان هرمزگان، با مردمانی از جنس آفتاب با همان خلق و خوی خاص جنوبی های خونگرم و مهمان نواز که سبک زندگی ای ساده و بدور از زرق و برق شهرنشینان دارند. خاکش گوی رنگین کمان را از آسمان نیلگون خلیج فارس به زمین کشیده تا فرشی زمردین باشد در زیر پای گردشگران و مردمانش. شاهد این ادعا همان بس که قدم بر غار رنگین کمان واقع در این جزیره بگذارید!

         پایگاه خبری آبتاب (WWW.ABTAAB.IR):

 

 

مدیر پردیس سینمایی آزادی: سینما به خاک سیاه نشسته

ایسنا: مدیر پردیس سینمایی آزادی با اعلام اینکه پخش مسابقات فوتبال نیمه نهایی جام جهانی در سینما منتفی شده است، از نحوه عملکرد مدیران چند صنف سینماییِ مرتبط با این موضوع انتقاد کرد.
به گزارش آبتاب؛ سجاد نوروزی بیان کرد: “اخیراً نمایندگانی از انجمن سینماداران به همراه نمایندگانی از تهیه‌کنندگان و پخش‌کنندگان سینما جلسه ای داشتند تا درباره میزان سود حاصل از درآمد پخش مسابقات فوتبال در سینماها تصمیم گیری کنند اما نتوانستند در این باره به توافق برسند و به همین دلیل کل قضیه یعنی پخش مسابقات نیمه نهایی و فینال فوتبال در سینماها منتفی شده است.”
او افزود: “به نظرم این ماجرا طنز جالبی است که تا یکی دو سال آینده در حد یک فیلم سینمایی یا حتی یک آیتم طنز باید به آن پرداخته شود چون در شرایطی که سینما به خاک سیاه نشسته و به صورت مطلق به سمت نابودی می رود، این چند صنف سینمای ایران آن‌قدر قدرت تحلیل و مدیریت شرایط را ندارند که در یک زمین سوخته بر سر غنائم با هم نزاع می‌کنند.”
وی گفت: “این توسعه‌نیافتگی و این نگاه عجیب و غریب صنف و تقلیل جایگاه صنف به یک بنگاه دلالی را کجا می‌توان پیدا کرد؟ این در حالی است که باید در این شرایط نگاه ملی و عام داشت تا ۲۰۰ هزار نفری که در ارتباط با سینماداری در چند وقت اخیر دچار مشکل معیشتی شده‌اند بیش از این آسیب نبینند اما همه این‌ها کنار گذاشته شده و فقط چند نفر که از نگاه من از مقوله اقتصاد هنر درکی ندارند ،این گونه سینما را به نابودی می‌کشانند.”
این سینمادار ادامه داد: “به نظر من در فضای فعلی که وظایف حکمرانی صرفاً به صدور مجوز و جلوگیری از پخش فیلم‌ها تقلیل یافته باید گفت که متاسفانه در کنار این مصیبت، مصیبتی بزرگتری را هم تحمل می‌کنیم و آن هم همین است که این صنف‌های سینمایی به شکل قبیله و طایفه‌ای تصمیم گیری می‌کنند که با این روند باید فاتحه سینما را خواند.”
نوروزی گفت:‌ “کارنامه وزارت ارشاد در ۴۰ سال گذشته مشخص است و گریزی از آن نیست، به هر حال کامیابی‌ها و ناکامی‌هایش معلوم است اما چه کسی قرار است عملکرد کسانی را که ۳۰ سال است اینگونه محفلی در سینما تصمیم‌گیری می‌کنند بررسی کند؟ عده‌ای هستند که هم تهیه‌کننده‌اند، هم پخش‌کننده و هم سینمادار اما مفهوم صنف را به بنگاه دلالی تقلیل داده‌اند. چطور ممکن است صنفی که تفرق و گسست را درباره آن‌ها می‌توان دید به طوری‌که حتی همگی دور یک میز نمی‌توانند بنشینند برای هر موضوعی در سینما تصمیم گیری می‌کنند؟ با این وضعیت چه فرجامی را برای صنعت سینمای کشور می‌توان متصور شد؟ آیا قرار است صرفاً همه چیز را برگردن حاکمیت انداخت آن هم در شرایطی که اکران همین فیلم «بخارست» با حمایت حاکمیت رخ داده است؟”

 

«مفتون امینی» درگذشت

به گزارش آبتاب، محمد متینی‌زاده، داماد این شاعر، با تأیید این خبر گفت: او بعدازظهر پنجشنبه، دهم آذر ماه بر اثر ایست قلبی درگذشت.

او درباره مراسم تشییع و خاکسپاری نیز با بیان این‌که هنوز زمانی مشخص نشده است، گفت: با توجه به تعطیلی فردا و انجام یک‌سری کارهای اداری احتمالا به شنبه نخواهیم رسید. زمان مراسم اطلاع‌رسانی خواهد شد.

«یدالله مفتون امینی» متولد ۲۱ خرداد سال ۱۳۰۵ در شهرستان شاهین‌دژ (آذربایجان غربی) بود. او دانش‌آموخته رشته حقوق قضایی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران بود. امینی در آغاز شاعری کلاسیک و کهن‌پرداز بود اما بعدها به شعر بی‌وزن و قالب‌های نوپردازانه روی آورد. او علاوه بر شعر فارسی، شعرهایی به زبان‌ ترکی نیز سروده است.

مفتون با شاعرانی چون شهریار، رهی‌ معیری و فریدون مشیری دوستی داشته، شعر «دریاچه‌»اش را در خرداد ۱۳۳۱ سروده است.

مجموعه‌های شعر «دریاچه»، «کولاک»، «انارستان»، «عاشیقلی کروان»، «فصل پنهان»، «یک تاکستان احتمال»، «سپیدخوانی روز»، «عصرانه در باغ رصدخانه»، «شب ۱۰۰۲»، «من و خزان و تو»، «اکنون‌های دور»، «نهنگ یا موج»، «از پرسه خیال در اطراف وقت سبز»، «جشن واژه‌ها و حس‌ها و حال‌ها»، «طلایی/ خاکستری/ رگبار»، «گزینه اشعار»، «آجی چای»، «مستقیم تا نرسیده به صبح» از جمله آثار منتشرشده این شاعرند.

نامه رمزگذاری شده کارل پنجم پس از ۵ قرن رمزگشایی شد

سرانجام ۵ قرن پس از نگارش نامه رمزگذاری شده کارل پنجم (شارلکن)، امپراتور مقدس روم و ژرمنیک به سفیرش در فرانسه از این نامه رمزگشایی شد. رمزگشایی از این نامه که در سال ۱۵۴۷ میلادی نوشته شده است، زوایای پنهان روابط کارل پنجم، امپراتوری مقدس روم و فرانسوای اول، پادشاه فرانسه را نمایان می‌کند. چهار محقق روز چهارشنبه در نانسی پس از ۶ ماه نتایج پژوهش خود را ارائه کردند. برای دستیابی به این شاهکار «استثنایی»، رمزنگاران مرکز تحقیقات کامپیوتری لورن (لوریا) با یک مورخ از دانشگاه پیکاردی همکاری کردند.
به گزارش آبتاب، نامه کارل پنجم (شارلکن) که برای قرن‌ها فراموش شده بود، در کتابخانه «استانیسلاس» شهر نانسی در فرانسه نگهداری می‌شود.
سسیل پیرو، رمزنگار در لوریا برای نخستین بار در سال ۲۰۱۹ از یک نامه مرموز و نامفهوم از شارلکن با خبر شد. او که ابتدا گمان می‌کرد این موضوع افسانه‌ای بیش نیست، ۲ سال بعد با دیدن این نامه‌ که به امضای شارلکن رسیده بود، تصمیم گرفت در مورد آن تحقیق کند.
سسیل پیرو در ابتدای کار با طبقه‌بندی ۱۲۰ نماد، تلاش می‌کند تا رابطه آن‌ها را دریابد. او برای این کار به همراه ۲ محقق دیگر مرکز تحقیقات کامپیوتر لوریا تصمیم گرفتند که از رایانه برای سرعت بخشیدن به تحقیقاتشان استفاده کنند. با این حال آن‌ها معتقد بودند که برای رمزگشایی از رمزها انسان نقش محوری را خواهد داشت.
بر اساس گفته سسیل پیرو، علاوه بر شمار زیاد نمادها در نامه، کلمات با یک نماد رمزگذاری شده‌اند و همچنین استفاده از نشانه‌ها به احتمال از زبان عربی الهام گرفته شده است.
یکی دیگر از عناصر گیج‌کننده در این نامه، استفاده امپراتور از نمادهایی است که هیچگونه معنایی ندارند، گویی او برای گمراه کردن دشمنی که سعی می‌کند پیام را رمزگشایی کند، از آن‌ها استفاده کرده است. در نهایت آن‌ها در پایان ماه ژوئن موفق می‌شوند که از چند واژه در این نامه رمزگشایی کنند.
در مسیر رمزگشایی، ۳ رمزنگار از شهر نانسی با یک متخصص رمزنگاری و روابط میان فرانسه و امپراتوری مقدس روم در قرن شانزدهم تماس گرفتند. این مورخ به آن‌ها کمک می‌کند تا با قرار دادن تکه‌های پازل در جایگاه خودشان، کنایه‌های موجود در نامه را بهتر درک کنند. یک «سنگ روزتا» و نامه سفیر امپراتور مقدس روم در فرانسه هم به مسیر تحقیق کمک کرد.

آتشی در انتزاع

گزارش تصویری خبرنگار آبتاب، ثریا ترکاشوند، از آثار جدید استاد فریدالله ادیب آیین از نقاشان پیشگام اکسپرسیونیسم انتزاعی در هنر معاصر؛ شایان ذکر است که نقاشی­ های ایشان از گروه­های تاریخ نقاشی معاصر است، کاری که نقاشان کمتر به آن می­پردازند. 

        پایگاه خبری آبتاب (WWW.ABTAAB.IR):

       ۱- نام اثر: گام

       ۲- نام اثر: نارنج

     ۳- نام اثر: پیچ ها

     ۴- نام اثر: وحشت

     ۵- نام اثر: بازی

انتشار شماره ۶۰۴ ماهنامه فرهنگی آموزشی خردسالان دوست

به گزارش خبرنگار آبتاب، شهناز زنگنه، ماهنامه فرهنگی آموزشی خردسالان دوست شماره ۶۰۴ ویژه آذر ماه توسط مؤسسه چاپ و نشر عروج وابسته به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) چاپ و روانه بازار نشر مجلات گردید.

این مجموعه ویژه خردسالان طراحی شده است که علاوه بر جنبه های آموزشی، تفریحی و سرگرمی، افزایش مهارتهای علمی خردسالان از اهداف اصلی آن است. بریدن، جدا کردن، رنگ آمیزی، حتی خط خطی کردن و هرگونه فعالیت پیش بینی نشده از طرف خردسال، میتواند به ایجاد ارتباط، اعتماد به نفس، شادی و رشد خلاقیت او کمک کند.

او را در شیوه استفاده از مجله آزاد بگذاریم. برای هر قسمت که خواهان کمک یا راهنمایی هستند، یاریشان کنیم.

آدرس فروشگاههای مؤسسه چاپ و نشر عروج:
دفتر مرکزی: میدان انقلاب روبروی دانشگاه تهران بین ۱۲ فروردین و فخر رازی پاساژ ظروفچی مؤسسه چاپ و نشر عروج تلفن: ۰۲۱۶۶۴۰۴۸۷۳
فروشگاه شماره ۱: خیابان انقلاب چهارراه کالج پلاک ۸۸۶ تلفن: ۰۲۱۶۶۷۰۶۸۳۳
و همچنین آثار چاپ شده امام خمینی (س) را می توانید در آدرس سایت: 

 http://shop.imam-khomeini.ir/ مشاهده فرمایید.