فرهنگ و هنر

تغییر سرنوشت

   نویسنده: ویکتور فرانکل

 

      انسان وقتی با وضعی اجتناب ناپذیر مواجه می‌ شود و یا با سرنوشتی تغییر ناپذیر روبروست، مانند بیماریِ درمان ناپذیری و یا مبتلا به بعضی از انواع سرطان، این فرصت را یافته است که به عالی‌ ترین ارزش‌ ها و به ژرف‌ ترین معنای زندگی یعنی رنج کشیدن دست یابد. درد و رنج بهترین جلوه‌ گاه ارزش وجود انسان است و آنچه که اهمیت بسیار دارد، شیوه و نگرش فرد نسبت به رنج است و شیوه‌ ای که این رنج را به دوش می‌ کشد. برای روشن شدن مطلب مثال زنده‌ ای می‌ آورم: روزی پزشکی سالخورده که از افسردگی شدیدی رنج می‌ برد، برای معالجه و درمان نزد من آمد. او توان این را نداشت که با اندوه فراوان زاییده از مرگ همسرش در دو سال پیش کنار بیاید. نیروی چیره شدن بر این درد و رنج را در خود نمی‌ دید. او همسرش را به شدت دوست می‌ داشت. از دست من چه کمکی ساخته بود؟ باید به او چه می گفتم؟ لحظاتی در سکوت گذشت و سپس از او پرسیدم: «دکتر چه می‌ شد اگر شما مرده بودید و همسرتان زنده می‌ ماند؟» گفت: «وای که دیگر این خیلی بدتر بود، بیچاره او چگونه می توانست این همه درد و رنج را به تنهایی تحمل کند.» از این فرصت استفاده کردم و در پاسخ گفتم: «دکتر پس می‌ بینید که این درد و رنج نصیب او نشد و این شما هستید که رنجش را به جان خریده اید و اکنون باید آن را تحمل کنید.» سکوت کرد، تنها به آرامی دستم را فشرد و مطب را ترک کرد. رنج وقتی معنا یافت، معنایی چون گذشت و فداکاری، دیگر آزار دهنده نیست. البته این گفتگو و کاری که من با این پزشک کردم، در حکم درمان نبود؛ زیرا نخست اینکه افسردگی و یأس او بیماری نبود، دو دیگر من قادر به تغییر سرنوشت او نبودم، نمی‌ توانستم همسرش را به او باز گردانم. اما من در آن لحظه تنها توفیق یافتم نگرش و برخورد او را نسبت به سرنوشت تغییر دهم و در آنجا بود که او معنایی در رنجی که می‌ کشید یافت.

سال نو میلادی مبارک

      نویسنده: استاد کیومرث ترکاشوند

 

با اینکه سال میلادی ربطی به فرهنگ و سنن ما ندارد ولی برای جـذب شادی ها و سرخوشی ها به هر آئینی تمسک می جوییم.

برای شادمانی، حتی تولد یک کودک در کنیا برای من شادی آور است.

برای یک حال خوب ، پیـوند می زنم آئین نامه احساسم را به انجیل عیسی مسیح،  با اینکه قبله مان یکی نیست ولی در انسانیت اشتراکات فراوان داریم.

برای رسیدن به یک انرژی مثبت تمام مرزها را جابه جا می کنم و در کریسمس به کودکان فالـگیر سر چهارراه سکه ای از سکه های “اسکروچ” را تقدیم می کنم و به میمنت شادی او تـمام فال هایش را می خرم و تقدیم شما می کنم.

و در آغاز این سـال نـو و من به تعــداد جمعیت زمیـن گل رز در گلـدان های پشت پنجـره ها کشت خواهم کـرد. و با شیـره جانم آنهـا را آبیـاری نمـوده و آرزویی جـز “صلح و دوستی و سـلامتی ” بـرای ساکنان کره زمین نخــواهم داشت.

“سال و فال و حال و مال و اصـل و نسب و تخت و بخت….

بادت انـدر شهریاری بر قرار و بر دوام”

برای سالی فارغ از کرونا، التماس خدا را می کنم با هر دینی که او می پسندد.

برای رسیدن به آنچه شما نازپسندان پسندید، منت هر کوچه گرد شاعری را می کشم.

ناز نگاهتان را می کشیم تا نیازتان را به احساس خوب، نماز کنیم و اقامه.

 هوای دلتـان برای همیشه آفتابی

مصاحبه با یکی از نوابغ استان کرمان، استاد اشرف گنجوئی

     مصاحبه از: استاد ناصر شجاعی-پژوهشگر ایران باستان و بنیانگزار سایه نگاری در باستان شناسی

 

        نهم خرداد ماه ۱۳۳۴ در روستای  سرآسیاب فرسنگی متولد شدم، تحصیلات ابتدائیم راهمین روستا گذراندم، دیپلمم از شهر کرمان و دانشگاهی شدم. تحصیلاتم در رشته آب و خاک دانشکده کشاورزی جندی شاپور به اتمام رسید. سالهای ۶۱ و ۶۲  مسئولیت ستاد بازسازی و نوسازی کشاورزی مناطق جنگی آزاد شده استان ایلام را داشتم. استاندار وقت ایلام خواست که با بازدید از مناطق جنگ زده استان طرح ها و پیشنهاداتم رو برای بازسازی ارائه دهم، تعویض ۷۵ موتور پمپ تخریب شده منطقه دشت عباس و دهلران توسط عراقی ها، تسطیح یکصد کیلومتر مربع خاکریز و سنگر عراقی، تشکیل مشاع های کشاورزی برای چاه تلمبه های راه اندازی شده، کانال سازی بطول یک و نیم کیلومتر برای هر موتور پمپ، احداث بادشکن، همکاری و همیاری با کلیه روستا نشینان منطقه که با رویداد جنگ ترک محل کرده بودند، برای بازگشت، و…و….و..از جمله طرح های پیشنهادی بودند که با پذیرفتن استاندار و معاونین بمدت ۱۶ ماه با همه امکاناتی که در اختیارم گذاشتند، با بهترین کیفیت در دشت عباس، دهلران، مهران، موسیان، عین خوش، فکه، اجرائی نمودم. بعد از موفقیت در آزمون استخدامی سازمان ترویج در استان کرمان، شهرستان بافت و ارزوئیه مشغول به کار شدم، از آنجا برای آموزش های تکمیلی اداره کل مهندسی زراعی کرج (مرکز سنتو) رفتم. دوره های عالی مهندسی آب و خاک  زیر نظر اساتید مجرب و کارآزموده دیدم. بواسطه رشد و پیشرفتی که داشتم به دوره روش های پیشرفته سدهای خاکی در سطح فوق لیسانس همراه با سی نفر از کارشناسان آب و خاک استانهای کشور به دانشگاه صنعتی شریف معرفی شدم. پس از اتمام بعنوان مهندس ناظر پروژه های سد خاکی برنجستانک و سنبل رود مازندران مشغول وپس از اتمام این پروژه ها، تا سال ۱۳۷۳ در گروه های سد سازی و دفتر مطالعات آب و خاک معاونت امور زیر بنایی وزارت کشاورزی  بصورت کشوری از پروژه های آب  و خاک استانها بازدید و  نظارت داشتم. جمع آوری اطلاعات از قنوات کشور و انتقال آنها به مجلس شورای اسلامی و پیگیری تا حد ثبت طرح ملی قنوات از جمله فعالیت هایم بود. از سال ۱۳۷۳ بعنوان کارشناس تامین آب، مسئول آب و خاک، آبخیزداری، ناظر مقیم سد خاکی کریم آباد ماهان، پنج سال کارشناس مسئول آب و خاک بازرسی استانداری در استان کرمان کار کردم، و در حال حاضر کارشناس رسمی و محقق تأمین آب هستم.

       با توجه به خلاصه فوق الذکر سوابق کاری مستمر از سال  1373در استان کرمان، مطالعه و ارزیابی روشهایی تأامین آب، خصوصا آب شرب  {به بن بست خوردن آب سفره های زیرزمینی دشت های استان، ناکارآمدی بارور کردن ابرها، آبهای ژرف، مشکلات انتقال آب حوزه به حوزه، مشکلات انتقال آب شرب از دریا} از دو هزار رشته قنات دائر استانمان بیش از شصت در صد آنها را از مادر چاه تا مظهر بازدید و خلاصه اطلاعات آنها را جمع بندی و تلفیق نمودم، اثبات شد که مادر چاه ها یا چاه های گمانه قنوات قرنها قبل به پشتوانه تحقیق از مناطق کوهستانی گسترده با جنس رسوبی، آبدار حفر و با توجه به امکانات محدود (قلم، چکش، دلو، چرخ چاه) به سمت دشت برا مظهر شدن چاه میله ای و کوره قنات دائر می نمودند. تحقیقات بیشتر روشن نمود که امکان گمانه یابی در حال حاضر هم وجود دارد،و میتوان چنین مکانهای را در مناطق کوهستانی مشخص نمود.  با این تفاوت که با توجه به امکانات روز{تونل زنی، حفاری در سنگ با پیکور، هوارسانی به داخل تونل در هر عمق …و….} میتوان کوره قنات به قطر یک الی یک و نیم متر از محل گمانه شناسائی شده در دل کوهستان تعبیه نمود. این طرح به نام قنات کوه (بیدانجیر) نام گذاری و بعنوان بدعتی نو در راستای تکامل اندیشه قنات و قنات داری نیاکانمان برای تأمین آب شرب مطرح و قاطعانه پیگیری می نمایم.

نقش‌آفرینی زنان در جهان اسلام

           کتاب «نقش‌ آفرینی زنان در جهان اسلام، مباحثی برای استنباط تاریخی ـ سیاسی» به کوشش بیانکا ماریا اسکارچا و لیلا کرمی به زبان ایتالیایی در ایتالیا منتشر شده است. این کتاب به نقش‌آفرینی زنان در کشورهای ایران، مصر، سوریه، مغرب، فلسطین، لبنان، ترکیه، عراق، افغانستان، پاکستان، سومالی و اندونزی می‌پردازد. در هر فصل، تاریخچه‌ای ارائه شده که به موقعیت زنان در خانواده و اجتماع اشاره می‌کند و شرایط زندگی و خواسته‌های زنان را در این کشورها بیان می‌کند.

      لیلا کرمی درباره‌ این کتاب گفت که کتاب حاضر، مجموعه مقالاتی است که در یازده همایش در سال‌های ۹۳-۹۰ در رم ارائه شده است. حجم بسیار بالای پیش داوری‌های جامعه‌ عادی ایتالیا (آن بخش از جامعه که همواره تحت تأثیر روزنامه نگاران و خبرسازان است) در مورد زنان مسلمان در کشورهای اسلامی ما را به فکر برگزاری سمینارها انداخت. پیش داوری‌ها عبارت هستند از نگرش نادرست به مسئله‌ حجاب، فرومایه دیدن زنان اسلامی در تمام شرایط زندگی، قوانین مربوط به خانواده، ناتوان دیدنِ زنان در مقابله با بی‌عدالتی‌های اجتماعی و یکسان تصوّر کردن شرایط زنان در تمام جوامع اسلامی؛ به همین دلیل فکر کردیم که نشست‌های دسته‌جمعی می‌توانند فرصت خوبی باشند برای رویارویی از زاویه‌ای دیگر با پیش داوری‌ها. از گروهی از کارشناسان دانشگاهی دعوت کردیم تا در محیطی غیر آکادمیک، هم برای مسلمانان و هم برای غیرمسلمانان از زنان نقش آفرین مسلمان و نحوه‌ نقش آفرینی آن‌ها در کشورهای اسلامی (و نه پس از مهاجرت به کشورهای غربی) سخن بگویند. اعتراف بر این است که نتوانستیم گروه گسترده‌ای از زنان را به درون سمینارها بیاوریم، ولی با چاپ کتاب توانستیم هم این مسائل را به دیگر شهرهای ایتالیا ببریم و هم با برگزاری رونمایی‌های کتاب توجه بسیاری از افراد طبقه‌ی متوسط را به تلاش‌های زنان اسلامی در کشورهای خودشان جلب کنیم. کتاب حاوی مقدّمه‌ای به قلم خانم بیانکاماریا اِسکارچا اَمورِتّی؛ سه منطقه‌ اصلیِ «دریای مدیترانه»، «خاورمیانه» و «خلیج فارس و اقیانوس هند» و کشورهای مصر، سوریه، مغرب، فلسطین، لبنان، ترکیه، عراق، ایران، افغانستان پاکستان، جزیره‌العرب، سومالی و اندونزی می‌باشد؛ تعدادی عکس و منابعی که تقسیم بندی جداگانه برای هر کشور دارند، می‌باشد. در ابتدا چند خطی در مورد اهداف کتاب، یعنی همان مسائلی که در ابتدا در مورد مقابله با پیش داوری‌ها ذکر شد آمده است. سپس مؤلفین، لیلا کرمی و بیانکاماریا اسکارچا امورتی، خود را معرفی می‌کنند: اینکه من ایرانی و مسلمان شیعه هستم، هم به سمینارها و هم به کتاب برگه‌ اعتباری می‌دهد و اینکه خانم بیانکاماریا اسکارچا امورتی به مدت چهل سال در دانشگاه‌های ایتالیا، اسلام شناسی و شیعه شناسی تدریس کرده به سمینارها و کتاب، برگه‌ موثق اعتباری دیگری می‌دهد. اسلام به‌عنوان دین، شریعت، سنـّت، واقعیات اجتماعی و سیاسی؛ نحوه‌ پیروی از الگوی پیامبر؛ زنان صدر اسلام؛ زنان در نهادهای دولتی کشورهای اسلامی؛ الهیات زنان که به‌نوعی تفسیر غیر سنتی از متون مقدس است. آیات قرآن که در مورد زن در رویارویی با خالق، زن در رویارویی با مخلوق، برابری آدم و حوا در رانده شدن از بهشت، رفتار خالق با حضرت مریم هستند توصیف می‌شوند. تعریف فقه و اینکه اسنادی در دست است که در گذشته زنان می‌توانستند با رجوع به قاضی از او حق خواهی بکنند، یعنی زنان مورد توجّه فقه بوده‌اند. در این بخش در مورد نحوه‌ تأیید چند زنی (نساء، ۳)، نحوه‌ ردّ تهمت زنا (نور، ۳- ۹)، حق زن در داشتن لذّت جنسی (روم، ۲۱ و ۳۰) آیاتی از قرآن ذکر شده‌اند.  در  گذشته بین کشورهای اسلامی مرزی وجود نداشته و تمام مناطقِ زیرِ پوششِ اسلام «امّت اسلامی» بودند و خلیفه به‌ عنوان اجرا کننده‌ احکام اسلام وظیفه‌ اجرای عدالت را برای تمام زیردستانش داشته، هم برای زنان و هم برای مردان. در حالی که براندازی امپراتوری گورکانی به سال ۱۸۵۷ از جانب انگلیس، حضور استعمار، فروپاشی امپراتوری عثمانی، تشکیل دولت‌های ملّی، جهانی سازی یا همان استعمارِ نو آسیب التیام ناپذیری به امـت اسلامی وارد می‌کند. در واقع، استعمار هم مانع از راه یافتن کشورهای اسلامی به مدرنیته از طریق روندی درونی می‌شود و هم مانع از شکل گیری «مسئله‌ی زن» طبق فرهنگ کشورهای اسلامی است. کتاب حاضر به داعش و دولت اسلامی البغدادی نمی‌پردازد، ولی آنچه مکرر آمده شناخت اندک گروه‌های تکفیری از اسلام، چه به‌عنوان دین چه به‌عنوان فرهنگ، می‌باشد. لازم به ذکر است که برای تمام کشورها تاریخچه‌ای ارائه شده، زیرا نقش آفرینی زنان در درون مسائل تاریخی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن کشور باید مطالعه شوند.

       مصر: با اینکه زنان کارگر در کارخانه‌های پنبه ریسی از نیمه‌ سال‌های ۱۸۰۰ از برخی حقوق بارداری و شیردهی برخوردار بودند ولی نقطه‌ تحوّل با انتشار کتاب «تحریر المرأه» قاسم امین به سال ۱۸۹۹ (۱۲۷۷- ۱۲۷۸ ه. ش.) رقم می‌خورد و به دنبال آن تکاپو برای تعلیم و تربیت زنان به سبک مدرن و نه مکتب خانه‌ای و عقاید محمد عبدوه در مورد بازگشت به اسلام و انتقاد از روش غربی برای زنان مسلمان شکل می‌گیرد. در این دوره انتشارات نشریات زنان مشهود هستند. دولت ناصر و نگرش مدرن به سبک غربی به زن با سیاست‌های طراحی شده از جانب دولت پیوند می‌خورند. بدون شک در کنار گروه زنانی که تلاش برای رفع نابرابری قوانین خانواده می‌کنند، زینب الغزالی با تشکیل بخش زنان در درون اخوان المسلمین مانع از فروپاشی کامل بعد از سرکوب سنگین آن‌ها در سال‌های ۱۳۳۰ ه. ش. می‌شود. در پایان این فصل تجربه‌ی شخصی خانم اَتزورّا مِرینگولو (َAzzurra Meringolo) که در سال ۲۰۱۲ در روزهای بهار عربی در قاهره با اسماء محفوظ مصاحبه می‌کند، می‌آید.

       سوریه: پس از ذکر تاریخچه‌ سوریه از فتوحات اسلامی تا تشکیل دولت مستقل، خانم کریستیانا بَلدَتزی  (Cristiana Baldazzi) از نشست‌های ادبی خانگی تا تشکیل انجمن زنان که در ابتدا به همت زنان منتقد حجاب مثل نظیره زین‌الدین و سپس دیگر زنان بوده می‌پردازد. او گره خوردن مسائل اجتماعی با مسائل ملّی و را بررسی کرده و از نقش زنان در استقلال ۱۹۴۶ (۱۳۲۴ ه. ش.) از فرانسه تا تشکیل دولت بعث، ایدئولوژی بعث سوری درباره‌ی زنان و تکاپوی گروه‌های اسلامی برای مقابله با زنان و گسترش کمونیست و نفوذ اخوان المسلمین در شکل گیری برخی گروه‌های اسلامی زنان مثل قبیسیات و حلقه‌ کفتاریه می‌نویسد.

         مغرب: که در برگیرنده‌ کشورهای الجزایر، تونس، لیبی و مراکش می‌باشد با ذکر مختصری از تاریخ آغاز می‌شود. محور اصلی وضع «قانون اهالی (۱۸۸۱)» از جانب فرانسه است که افراد محلی از امتیاز کمتری نسبت فرانسوی‌ها برخوردار می‌شوند؛ و همچنین به حضور چهره‌های دینی و گروه‌های صوفی در مبارزه با استثمار توجه شده. همان‌طور که خانم دِبورا اِسکولارت (Deborah Scolart) می‌گوید در تمام کشورهای مغرب انجمن‌های زنان خیلی دیر شکل می‌گیرند و تقریباً دستخوش تحولات بزرگ‌تری هستند ولی دغدغه‌ اصلی آن‌ها پس از رهایی از استعمار قانون خانواده است. به‌ عنوان مثال، پس از استقلال تونس، رئیس جمهور حبیب بور قیبه، برخی تغییرات را بر قوانین خانواده وارد می‌کند، مثل تغییر قانون طلاق، ممنوعیت چند همسری، حذف حجاب و دیگر اقدامات و برای اعتبار دادن به عملیات خود از بزرگ‌ترین عالم دینی تونس یاری می‌طلبد، یعنی از بن عاشور؛ و در لیبی «کتاب سبز» کُلنل قذافی در بخش سوم به مسئله‌ی زنان پرداخته شده که نگرشی پر تناقض به مسئله‌ زن دارد. یکی از مشکلات اصلی زنان الجزایر به‌کارگیری قوانین اسلامی است که به‌نوعی به‌مثابه‌ تلاش برای استعمارزدایی می‌تواند به ‌حساب بیاید. در مورد مراکش به وقف‌های زنان و وجود آرامگاه‌های زنان مقدس که احترامی شبیه به احترام به امامزادگان شیعه دارند اشاره شده و همچنین درباره‌ «مدونه» در مراکش و اصلاحات اخیر آن سخن آمده است.  

        فلسطین:  با ذکر تاریخچه‌ای که از ابتدای اسلام تا استقلال از انگلیس است آغاز می‌شود. بر اساس تاریخ شفاهی، قبل از دولت اسرائیل انجمن‌های زنان در تکاپو برای آموزش دختران بوده‌اند؛ که متأسفانه تمام دست آوردهای زنان پس از تشکیل دولت اسرائیل از دست رفته و منحصر می‌شود به زندگی و آموزش دختران در کمپ‌های فلسطینیان و زنده نگه داشتن تاریخ شفاهی و روح دادن به شغل‌های سنتی مثل پخت و پز نان به سبک سنتی و کارهای دستی که برای فروش به بازارهای اروپا عرضه شده و درآمد آن‌ها برای مصرف روزانه‌ شرایط ناگوار در کمپ‌ها است. قوانین خانواده به سه بخش تقسیم می‌شود. سرزمین‌های اشغالی، کرانه‌ی باختری و نوار غزّه؛ و اهالی کرانه‌ باختری از قانون خانواده‌ اردن و اهالی نوار غزّه از قانون خانواده‌ مصر پیروی می‌کنند.

      لبنان: از آنجا که تا پیش از فروپاشی امپراتوری عثمانی و استقلال از فرانسه بخشی از سوریه‌ بزرگ (شام) به‌حساب می‌آمده، موقعیت زنان شبیه به زنانِ سوریه است. وجود ادیان مختلف در آن مشهود است و طبق آخرین سرشماری سال ۱۹۳۸ (۱۳۱۶ ه. ش.) برای تقسیم قدرت بین فرقه‌های کشور رئیس جمهور مارونی است، نخست وزیر مسلمان سنّی است و رئیس پارلمان از بین مسلمانان شیعه انتخاب می‌شود. بر اساس بررسی خانم لیلا مصطفی (Layla Mustapha) اولین زنان تحصیل کرده‌ لبنان مسیحی هستند که از طریق میسیونرها به آموزش عالی دست می‌یابند؛ و مسائل زنان ابتدا از نشست‌های ادبی خانگی شروع می‌شوند و سپس انجمن‌ها و نشریات زنان شکل می‌گیرند. جنگ داخلی و ناآرامی‌های مکررِ پس از قرارداد طائف امکان بررسی دقیق از شرایط زنان را فراهم نمی‌کند، ولی اخیراً زنان شیعه‌ خاندان صدر بنیادهای خیریه‌ای پایه گذاری کرده‌اند که به بهبود شرایط آموزش و سلامت زنان کمک شایانی می‌کنند.

      ترکیه: خانم عایشه ساراچ جیل (Ayse Saraçgil) در قالب تاریخ این کشور به وقف زنان و طرح تعلیم و تربیت زنان از سال ۱۸۷۰ از جانب امپراتوری عثمانی و شرکت زنان در گروه‌های «ترکان جوان» و در دیگر گروه‌های ملّی خواهی می‌پردازد. بر اساس سیاست‌های از بالا طراحی شده‌ آتاترک اقداماتی هم بر قانون خانواده وارد می‌شود که تغییر قانون طلاق، ممنوعیت چند همسری، حذف حجاب هستند. انجمن‌های زنان برای مقابله با مشکلات ناشی از قتل‌های ناموسی فعال بوده و در سال‌های اخیر به دلیل حضور اخوان المسلمین برخی انجمن‌های اسلامی زنان هم شکل گرفته‌اند.

     عراق: این بخش تماماً به قلم لیلا کرمی و بیانکاماریا اِسکارچا اَمورِتّی (Biancamaria Scarcia Amoretti, Leila Karami) نگاشته شده. عراق در تاریخ اسلام نقش بخصوصی دارد. سرزمین بین النهرین، هزار و یک شب، خلفای عباسی و در دوران معاصر، سرزمین علمای شیعه‌ متجدد و مکانی که در آن مبحث «حکومت اسلامی» و «ولایت فقیه» و انقلاب ایران پایه ریزی می‌شود، است. در سال ۱۹۲۰ تحت الحمایه‌ انگلیس شده و همزمان تکاپو برای تعلیم و تربیت دختران در انجمن‌ها شکل می‌گیرد. تشکیل دولت بعث و سیاست‌های از بالا طراحی شده‌ صدام حسین، برخی اقدامات را برای زنان در راستای آموزش عالی و اشتغال زنان فراهم می‌کند. در حال حاضر، اشغال نظامی آمریکا شرایط بسیار ناگواری را ایجاد کرده و فقط گروه‌های زنان شیعه هستند که در قالب اسلامی و شیعه در این کشور به فعالیت و نقش آفرینی می‌پردازند.

      ایران: این بخش که مفصل‌ترین بخش کتاب است با ذکر تاریخ ایران از پیشینه تا انقلاب شروع می‌شود و دربرگیرنده‌ سه مقاله‌ «جنبش‌های زنان» به قلم خانم نادیا پیتزوتی(Nadia Pizzuti)، نقش و چهره‌ زنان در سینمای ایران» به قلم خانم بیانکا ماریا فیلیپینی (Bianca Maria Filippini) و نقش آفرینی‌های زنان در ایران به قلم لیلا کرمی می‌باشد .لیلا کرمی(Leila Karami)  در آغاز مقاله‌ خود به وقف‌های زنان از دوره‌ی تیموریه تا دوره‌ی قاجار و به حضور پر رنگ زنان در شیعه در تعزیه، زیارت آرامگاه‌های امامان و احترام به امامزادگان اشاره می‌کند؛ و همچنین به بررسی زنان در مبارزات ملّی (نهضت تنباکو، مشروطیت و غیره)، در ادبیات (معایب الرجال، خاطرات تاج السلطنه، سفرنامه حج زنان)، تشکیل انجمن‌ها و نشریات زنان و تأسیس مدارس دخترانه می‌پردازد. به دوره‌ رضا شاه پهلوی، کشف حجاب، انحصاری کردن مسائل اجتماعی و سیاسی، آموزش اجباری و غیره می‌پردازد و همچنین دوره‌ محمدرضا شاه پهلوی و مباحثی مثل قانون حمایت از خانواده، حق رأی زنان و مبارزات زنان اسلامی را در پیروزی انقلاب تشریح می‌کند و در پایان از دست آوردهای زنان پس از انقلاب در زمینه‌های اجتماعی، حقوقی و اقتصادی بر اساس تاریخ بندی سه دهه نام می‌برد.

      افغانستان: در ابتدا تاریخچه‌ای از افغانستان و تشکیل دولتی مستقل از ایران می‌آید و به درگیری‌های مختلفی که با انگلیس به دلیل هم مرزی با هند داشته اشاره می‌شود و همچنین، به حضور زنان در برخی نبردها بر علیه حملات انگلیس. از مخالفت سران قبیله و متعصبین مذهبی بر شدّ اصلاحات امان الله خان (۱۹۱۹- ۱۹۲۹)/ (۱۲۹۸- ۱۳۰۸ ه. ش.) برای بهتر کردن شرایط زنان سخن می‌رود؛ و خانم ماریزا پائولوچی (Marisa Paolucci) از نقش مینا کمال در بنیانگزاری «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» در سال ۱۹۷۷ (۱۳۵۵/۱۳۵۶ ه. ش.) و چاپ نشریه ای به زبان اردو، پشتو و فارسی، معزلات ناشی از حمله‌ نظامی روسیه (۱۹۷۹/ ۱۳۵۷ ه. ش.) و طالبان (۱۹۹۲/ ۱۳۷۱ ه. ش.) و اشغال نظامی سازمان ملل متحد ۲۰۰۳/ ۱۳۸۲ ه. ش؛ و نقش ملالی جویا و دیگرانی که نسل جنگ هستند سخن می‌گوید و اینکه یکی از مشکلات افغانستان نبود یکپارچگی ملِی و قانونی برای تمام قبایل است و در واقع، بسیاری از قبایل از عرف پیروی می‌کنند و نه از شریعت و این مسئله به شرایط زنان ضربه سختی وارد می‌کند.

        پاکستان: در این قسمت خانم دانی یِلا بردی (Daniela Bredi) به نحوه‌ تأسیس پاکستان می‌پردازد و به نقش زنانِ نزدیک یا وابسته به رهبران ملی اشاره می‌کند. وابستگی انجمن‌های زنان به سیاست‌های بزرگ‌تری که حزبی هستند بسیار مشهود است و اینکه نوع نقش آفرینی‌شان بیشتر در درون قالب‌های سیاسی می‌باشد و حقوق زنان درگیر سنت و مدرنیته و عرف و شریعت و قوانینی مثل Hudood  Ordinance و Zina Ordinance است. بدون شکّ موج اسلامی تناقضات و مشکلات هویتی و اجتماعی را به همراه دارد.

      خلیج فارس: کشورهای خلیج اگر چه در یک فصل قرار گرفته‌اند، هرکدام تاریخ جداگانه و منحصر به فردی دارند. آنچه باید مد نظر داشت اینکه در سال‌های ۱۹۶۰ ماهیتی به‌عنوان دولت در آن‌ها شکل می‌گیرد است و مسلماً تاریخ آن‌ها با کشورهایی که تاریخ چندین هزارساله دارند بسیار متفاوت می‌باشد و اصولاً در تمام آن‌ها مسائل زنان از بالا طراحی شده‌اند، با اینکه سرمایه گذاری‌های کلانی برای آموزش دختران و اشتغال زنان می‌شود. خانم اِرسی لیا فرانچسکا (Ersilia Francesca) معتقد است که در عربستان اکثر زنانی که سمت‌های کلیدی دارند از طبقه‌ خاصه‌ جامعه و از آل سعود هستند. در مورد یمن که از تمدن شهر نشینی هزار ساله برخوردار است می‌توان گفت که در یمن جنوبی در قانون خانواده مسئولیت زن و شوهر در خانواده یکسان بوده در صورتیکه در یمن شمالی قانون خانواده از مذهب زیدیه پیروی می‌کرده و پس از اتحاد دو یمن، زنان بخش جنوبی امروزه از حقوق کمتری برخوردار هستند. عمان پس از بحران اقتصادی سال‌های ۹۰ سیاستی اتخاذ می‌کند مبنی بر توقف جریان مهاجرت از کشورهای آسیای صغیر و پاکستان و بنگلادش و اشتغال عمانی‌ها (زنان و مردان) و این به بهبود شرایط شغلی زنان کمک بسیاری می‌کند. در کویت سواد آموزی دختران در سال‌های ۱۹۲۰/ ۱۲۹۹ ه. ش. شروع می‌شود و اولین انجمن‌های زنان در سال‌های ۱۹۳۰/ ۱۳۰۹ ه. ش.و پس از جنگ عراق و به دلیل جنگ در سال ۱۹۹۰/ ۱۳۶۹ ه. ش. زنان به شغل‌های غیر ستنی (مردانه) روی می‌آورند.

      سومالی:  تاریخچه‌ای از حضور اسلام تا استعمارهای ایتالیا، فرانسه و انگلیس و شرکت زنان در مبارزات برای استقلال می‌آید و خانم ماریا ویتوریا تِسیتوره (Maria Vittoria Tessitore) به کودتای زیاد باره در سال ۱۹۶۹/ ۱۳۴۸ ه. ش؛ و اقدامات سواد آموزی در مناطق شهری و روستایی و تلاش برای یکپارچه کردن قانون خانواده اشاره می‌کند و اینکه خشونت‌های جنگ داخلی از ۱۹۹۱/ ۱۳۷۰ ه. ش تا امروز و نبود دولت مرکزی و قوی امکان هرگونه دسترسی دقیق به مسائل زنان را مشکل می‌کند.

      اندونزی: این بخش به صورت پرسش و پاسخ از طریق ایمیل نوشته شده و خانم کیارا فورمیکی  (Chiara Formichi) به استعمار هلند که سه قرن و نیم طول کشیده اشاره می‌کند و از مباحث اصلی مربوط به زنان به شکل نقسیم بندی تاریخی نام می‌برد: ۱۹۰۸/۱۲۸۶ ه. ش. تأسیس اولین مدسه‌ دولتی دخترانه، ۱۹۱۱/ ۱۲۸۹ ه. ش. نشر نامه‌های رادن آدژنگ کارتینی که به انتقاد از شرایط سخت زنان می‌پردازد، ۱۹۱۲/ ۱۲۹۰ تشکیل انجمن‌های زنان، ۱۹۴۵ / ۱۳۲۴ ه. ش. استقلال از هلند و برابری حقوق زن و مرد در قانون اساسی، ۱۹۷۳ / ۱۳۵۲ ه. ش. پیشنهاد قانونی یکسان برای مذاهب مختلف و ممنوعیت چند همسری، ۲۰۰۱ / ۱۳۹۰ ه. ش. مگاواتی سوکارنو پوتری رئیس جمهور می‌شود ولی توجهی به مسائل و مشکلات زنان نشان نمی‌دهد.

 

 

 

نقدی مختصر بر آثار جین آستین

    مترجم: ماندانا قدیانی

     در شماره ی قبل در مورد زندگی «جین آستین» صحبت کردیم. در این قسمت به شرح آثار این نویسنده بزرگ می پردازیم. داستان «عقل و احساس»، در فاصله سالهای ۱۷۹۷-۱۷۹۲ میلادی در منطقه ای در جنوب غربی انگلستان می گذرد. شخصیت های اصلی آن دو خواهر به نام های «الینور» و «ماریان دشوود» هستند که به خانه ای جدید نقل مکان می کنند و درگیر و دار ماجراهای عاطفی شان، عشق و دلشکستگی را تجربه می کنند. عنوان این کتاب را می توان بازتابی از دو شیوه تفکر و رفتار در جریان های فلسفی و سایر جریان های فکری رایج در قرن هجدهم دانست که یکی متأثر از فلسفه دکارت و عصر روشنگری بود و دیگری برآمده از آثار ادبی نویسندگانی چون «جان میلتون» و فیلسوفانی نظیر: «جان لاک». «غرور و تعصب»، دومین رمان جین آستین؛ کتابی بسیار مشهور از این نویسنده انگلیسی است. اکثر منتقدین آن را بهترین اثر جین آستین دانسته و حتی خود او هم به آن لقب “بچه ی دلبند خود” را می دهد. این رمان مدت ها توسط ناشران رد می شد تا اینکه پس از بازنویسی در سال ۱۸۱۳ به چاپ رسید. داستان این اثر معروف راجع به آقا و خانم بنت است که پنج دختر داشتند. «جین و الیزابت» بزرگتر از سه خواهر دیگر بودند و زیباتر و سنگین تر، چندی بود که در همسایگی شان مردی سرشناس و ثروتمند به نام «چارلز بینگلی» در باغی به نام «ندرفیلد» زندگی می کرد که بسیار با محبت و خوش چهره بود. خانم بنت می کوشید تا هر طور شده این مرد جوان را مایل به ازدواج با یکی از دختران خود کند. در یک مهمانی که بینگلی ترتیب داده بود، خانواده بنت هم حضور داشتند. آقای دارسی دوست شوهر خواهر چارلز هم در آن مهمانی شرکت داشت. او سر و وضعی آراسته و پر غرور داشت. جین با بینگلی آشنا شد. بعد از تمام ماجراهای جالب در این رمان، سرانجام الیزابت بنت به دارسی علاقه مند شده و با وی ازدواج می کند. «منسفیلد پارک»، اثری کاملاً متفاوت از آثار جین آستین نویسنده بزرگ و توانمند معاصر است. در خانه ای مجلل در منسفیلد پارک، افرادی گرفتار روابطی عاشقانه و محرمانه می شوند، فانی در برابر ناملایمات و حوادث غیر منتظره، چنان خواننده را مجذوب و شیفته ی خود می کند که خواننده همواره خود را همدرد و در کنار او احساس می کند. داستان «اِما» درباره «اِما وودهاس» دختری است خوش قلب اما خیالباف که تصور می کند همه ی آدمها را می شناسد و می تواند سرنوشت آنها را رقم بزند. به تدریج پرده پندار به کنار می رود و در جریان حوادث، از خود فریبی به خودشناسی می رسد. داستان «نورثنگر ابی» در مورد دختری به نام کاترین مورلند است که از کلبه ی روستایی خود به دنیای پر تب و تاب و پیچیده شهری شلوغ سفر می کند، با آدم های تازه ای آشنا می شود و تجربه های زیادی را از سر می گذراند؛ اما در عالم خیال همه چیز را با داستان هایی که خوانده مقایسه می کند و خود را قهرمان این رمان ها می داند. سرانجام در می یابد که دنیای اطراف واقعی تر از دنیای رمان است. رمان وسوسه درباره «آن الیوت» دختری می باشد که عاشق مردی به نام «ونت ورث» است و پیمان عشق و نامزدی آنها در پی آنکه دو خواهر «آن الیوت» تصور می کنند که این دو نفر زوج مناسبی برای هم نخواهند بود، شکسته شده و آنها از هم جدا می شوند اما بعد از گذشت هشت سال دوباره با هم روبرو می شوند. آخرین رمان او «ساندیتون» نام دارد که داستان دختر جوان و بسیار باهوشی به نام شارلوت است که طی اتفاقاتی با خانواده اش راهی عمارت ساندیتون می شود و در آنجا با جوان خوش صحبت و محبوبی بنام سیدنی آشنا می گردد. شارلوت همراه با خانواده پرجمعیت و خوشبخت خود در مزرعه ای زندگی می کند. روزی درشکه ای در نزدیکی خانه ی آنها دچار سانحه گشته و بدین ترتیب باب دوستی میان دو خانواده باز می شود و پارکرها از شارلوت می خواهند تا مدتی به عنوان مهمان نزد آنها برود و البته، سیدنی پارکر جذاب و زیبا در آن شهر به شارلوت خواهد پیوست.                                                                             

بهار

   شاعر: نکیسا رجائی خراسانی

یک روز شادی در آسمان موج می زند

گرد پری ها در آسمان پخش می شود

بوی خوش بهار می آید

رنگین کمان نمایان می شود و از آسمان قلب دوستی می بارد

 

مادر مهربانم

   شاعر: نکیسا رجائی خراسانی

 

مادر مهربانم چقدر تو خوب و نازی

بهار آمد دوباره

گلها شکوفا شدند

خانه تکانی کردی

پرده ها تمیز و براق

یک گلدان زیبا در خانه ی ما

شمعدان و آینه

تخم مرغ رنگی چیدی روی سفره هفت سین

مادر مهربانم دوستت دارم یک دنیا

دنیای زیبا

    شاعر: نکیسا رجائی خراسانی

من در پارک هستم

شادان و خندان

سرسره و الاکلنگ

هستند در پارک

بچه­ ها بازی می­ کنند

بچه­ ها شادی می­ کنند

پر از خنده است آنجا

چه زیباست دنیا!

 

تأثیر رنگ بر معماری داخلی

    نویسندگان: میترا ایاز، کارشناس دکوراسیون و زهرا رستمی، مهندس معماری

    

 

        معماری داخلی، مجموعه دانش، فن و هنری است که با عناصر وابسته و مرتبط از قبیل: فرم، رنگ، بافت سعی در بهینه سازی فضاها و دستیابی به کارآیی و کارکرد مناسب در کنار زیبایی معانی و معناها دارد. هدف معماری داخلی، بهبود عملکرد فیزیکی و روانی فضا برای راحت سازی زندگی در آن است. رنگها می توانند به شیوه های مختلف، تأثیرهایی بنیادین در زندگی بر جای گذارند و هر کدام به سبب ویژگی های شیمیایی و روانشناسانه ای که دارا هستند، منبع مهمی از انرژی، به شمار می روند. انتخاب رنگ در معماری داخلی رویکردهای مختلفی را در طراحی ایجاد می کند و بیشتر از هر عامل مستقل دیگری می تواند فضای کسالت بار و یکنواخت محیط داخل را به مکانی دلنشین و روح بخش مبدل سازد.

معماری داخلی، طیف گوناگونی از عناصر و مؤلفه ها از قبیل: فرم، نور، رنگ، بافت، کف، سقف، دیوار، عناصر کارکردی و تزئینی و مبلمان را در برمی گیرد. این عناصر ابزارهای کار طراح هستند و همگی باید به طور هماهنگ و متناسب در یک طرح مرتبط و خوشایند قرار گیرند.

طراحی داخلی، فرآیندی است که همزمان باید سویه های زیبا شناختی وعملکردی را سامان دهد. طراحی داخلی یک ساختمان، داستانی است که شخصیت اصلی آن خود انسان است. در این بین، حضور او در این فضا، چگونگی آن و ویژگی های فضایی که انسان در آن قرار می گیرد، می تواند تداعی کننده اصولی باشد که برخی از آنها عبارتند از :نور را دریاب؛ فرم را بشناس؛ فضا را احساس کن؛ بافت را لمس کن؛ شکل را بیازمای؛ رنگ را درهم  بیامیز؛ و حجم را بشناس.

عوامل مختلفی بر معماری تأثیر می گذارند که یکی از این عوامل رنگ است. تأثیر روانی رنگها در محیط، انکار ناپذیر است.  در معماری رنگ، تعریف های ویژه و جدیدی برای فضا ارائه می شود. آگاهی نداشتن از این مسئله تأثیرهای جبران ناپذیری درپی دارد به همین دلیل است که رنگ های به کاربرده شده در یک کتابخانه با یک زندان و یک مهدکودک تفاوت دارد؛ زیرا تعریف ها از فضا در این فضاها متفاوت است. رنگ بسته به زمینه های فرهنگی افراد، حس های متفاوتی را در افراد ایجاد می کند که اگر این مسئله در انتخاب رنگها مورد توجه قرار نگیرد، موجب بروز پریشانی و سردرگمی می شود. برخی رنگ را خاصیت بصری فرم دانسته اند. در حقیقت، عنصر فرم از طریق رنگ معنا می یابد. رنگ در طراحی داخلی، احساس آدمی را تحت تأثیر قرار می دهد و روی فرم تأکید می کند؛ ضمن آن که باعث حس مقیاس هم می شود. کاربرد رنگ از یک فضای داخلی به فضای دیگر فرق می کند. در کاربرد رنگ، توجه به ویژگی های روانی افراد ضرورت دارد. رنگها باعث ایجاد پاسخهای فیزیولوژیکی متفاوتی در فشار خون، ضربان قلب، سیستم تنفسی، گوارشی و دمای بدن می شوند.

همچنین، جهت گیری یک اتاق یا فضا، تأثیر زیادی بر کیفیت نور و درک افراد از رنگ محیط دارد. هر فضایی شکل مشخص و تناسب های خودش را دارد و طبیعتاْ رنگ متناسب با آن فضا را می طلبد. نادیده گرفتن ارتباط میان مجموعه های رنگی از اتاقی به اتاق دیگر، می تواند احساسی گسیخته در کل فضا ایجاد کند. در نظر گرفتن مجموعه رنگها به عنوان گذار از میان ترکیبی یکپارچه و واحد، باعث پیدایش محیطی یکدست با حسی از آرامش می شود .فرم فضا و رنگ آن، در ایجاد مفهوم و بیان حالت یکدیگر را تقویت می کنند. توجه داشته باشید که سه شکل اصلی مربع، مثلث، و دایره نیز مانند سه رنگ قرمز، زرد و آبی دارای ارزشهای مفهومی و بیان حالت هستند و هر کدام از رنگها در فضاهایی هندسی مختلف می توانند مفهوم های مختلفی را القاء کنند. در نهایت باید گفت که واکنش افراد و سلیقه آنان برای انتخاب رنگ، نه تنها در جوامع مختلف باهم تفاوت دارد، بلکه در بین گروه های مختلف یک جامعه نیز با هم فرق می کند.

رنگ در معماری با نقاشی متفاوت است و اولین دلیل آن این است که رنگ در معماری سه بعدی است .به علاوه، رنگ در معماری با تغییرات نور خورشید مواجه است و مهم تر از همه، مسائل مربوط به عمر مصالح به کار رفته و مقاومت و خواص آنها در برابر نور، آب و هوا، رطوبت و … در این ارتباط دخیل هستند. برای مثال، چوب با گذشت زمان به رنگ خاکستری و قهوه ای بر می گردد. نورو سایکولوژیست ها، ادعا می کنند که  حتی افراد کور رنگ دارای نوعی دریافت حسی اند که آنها را» کورت گلدستین «قادر می سازند رنگ را از طریق پوستشان حس کنند. گفتنی است، حدود ۸ درصد  مردان و ۱ درصد زنان دارای اختلال بینایی هستند که به عنوان کور رنگی شناخته می شود.

من خدا را در هر انسانی می بینم

   مادر ترزا-برنده جایزه صلح نوبل ۱۹۷۹

 

     من خدا را در هر انسانی می بینم. وقتی زخم های یک جزامی را می شویم، احساس می کنم که از خود خدا پرستاری می کنم. این به نظر شما زیبا نیست؟

      در پایان زندگی، از روی تعداد مدرک هایی که گرفته ایم، میزان مالی که اندوخته ایم و کارهای بزرگی که به انجام رسانده ایم، درباره ما داوری نخواهد شد!

     بلکه از ما خواهند پرسید: آیا گرسنه ای را سیر کردی؟ برهنه ای را لباس پوشاندی و بی خانه ای را پناه بخشیدی؟

     گرسنه ی نه فقط لقمه نان که گرسنه ی عشق، برهنه ی نه فقط از تن پوش که برهنه ی از عزت و احترام انسانی،

    و بی خانه ای نه فقط از خشت و گل که بی خانمان به سبب طرد و رانده شدن.