فرهنگ و هنر

دانشمندان می‌گویند بشر باید برای رویارویی با بیگانگان آماده باشد

دانشمندان نمی‌خواهند در مورد احتمال وجود حیات فرازمینی محافظه کار باشند و می‌گویند بشر از همین حالا باید خود را برای رویارویی با بیگانگان آماده کند. یک گروه از پژوهشگران در دانشگاه “سنت اندروز” در اسکاتلند می‌خواهند طرحی را تنظیم کنند مبنی بر اینکه در صورت مواجهه با بیگانگان در زمین باید چه کاری انجام شود. آن‌ها با کمک کارشناسانی از سراسر جهان به ارزیابی معاهدات و پروتکل‌های محکم و همچنین هرگونه شواهدی از تمدن‌های هوشمند خواهند پرداخت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یک گروه از پژوهشگران در دانشگاه “سنت اندروز” در اسکاتلند می‌خواهند طرحی را تنظیم کنند مبنی بر اینکه در صورت مواجهه با بیگانگان در زمین باید چه کاری انجام شود.

آنها با کمک کارشناسانی از سراسر جهان به ارزیابی معاهدات و پروتکل‌های محکم و همچنین هرگونه شواهدی از تمدن‌های هوشمند خواهند پرداخت. کار مقدماتی آنها در یک مرکز پژوهشی جدید در دانشگاه سنت اندروز انجام خواهد شد که به جستجوی هوش فرازمینی(SETI) اختصاص دارد.

دکتر جان الیوت (John Elliott) دانشمند کامپیوتر و هماهنگ کننده مرکز SETI می‌گوید: “داستان‌های علمی-تخیلی مملو از کاوش‌های تأثیر بر جامعه بشری پس از کشف و حتی مواجهه با زندگی یا هوش در جای دیگری از کیهان است، اما ما باید از تفکر در مورد تأثیر آن بر بشریت فراتر برویم.”

وی افزود: “ما باید دانش تخصصی خود را نه تنها برای ارزیابی شواهد، بلکه برای در نظر گرفتن واکنش اجتماعی انسانی هماهنگ کنیم و زمان انجام این کار هم‌اکنون است.”

وی ادامه داد: “اسکن سیگنال‌های احتمالی خارج از زمین برای شناسایی ساختارهای زبانی و پیوست معنا، فرآیندی پیچیده و زمان‌بر است که طی آن دانش ما در مراحل متعددی در مورد فرا زمینی‌ها ارتقا می‌یابد.”

این گروه پژوهشی احساس می‌کند که در صورت شناسایی اطلاعات بیگانه تاکنون توجه محدودی به عواقب آن شده است. در حالی که سازمان ملل فرآیندها و نهادهایی را برای تهدید برخورد یک سیارک به زمین ایجاد کرده است، هیچ چیز مشابهی در مورد حیات فرازمینی وجود ندارد.

ناسا در ماه ژوئن اعلام کرد که اولین مطالعه خود را در مورد پدیده‌های هوایی ناشناس (UAP) معروف به یوفو (UFO) آغاز کرده است. دانشمندان در طول ۹ ماه به بررسی داده‌های فعلی در مورد UAPها خواهند پرداخت و مشخص می‌کنند که کدام رویت‌ها به طور طبیعی رخ می‌دهند یا کدام یک از آنها ارزش بررسی بیشتر را ندارند.

پژوهشگران نوشتند: “به دلیل کشف هزاران سیاره در اطراف ستاره‌های دور در کهکشان خودمان و نزدیک‌تر به زمین، از طریق کاوش در جهان‌های نزدیک مانند مریخ و زهره، علاقه اجتماعی به طور قابل توجهی برای شناسایی حیات در گذشته یا حال افزایش یافته است.”

کشف بالقوه حیات میکروبی احتمالاً انواع مختلفی از نگرانی‌ها را در پی کشف حیات هوشمند ایجاد خواهد کرد. این در حالی است که ما هنوز کاملاً برای یک حیات هوشمند آماده نیستیم. اکنون این گردهمایی موسوم به “SETI Post-Detection” اولین خانه دائمی را برای توسعه یک چارچوب جامع برای آنچه پس از دریافت سیگنال رادیویی بیگانه اتفاق می‌افتد، فراهم می‌کند.

دانشمندان فرآیند کامل جستجوی شواهد، تأیید تشخیص، تجزیه و تحلیل و تفسیر الگوهای زبانی و مدیریت پاسخ بالقوه را مدیریت خواهند کرد. آنها با دانشگاهیان در علوم مختلف و همچنین اعضای جامعه SETI کار خواهند کرد. آنها همچنین با کارشناسان سیاسی در زمینه رمزگشایی پیام، تجزیه و تحلیل داده‌ها، قوانین فضایی، توسعه مقررات و استراتژی‌های تأثیر اجتماعی هماهنگ می‌شوند تا به رفع شکاف اطلاعات سیاسی آن کمک کنند.

دکتر الیوت می‌گوید: “آیا هرگز پیامی از بیگانگان دریافت خواهیم کرد؟ نمی‌دانیم. همچنین نمی‌دانیم چه زمانی این اتفاق می‌افتد. اما می‌دانیم که نمی‌توانیم برای رویدادی که ممکن است فردا به واقعیت تبدیل می‌شود، از نظر علمی، اجتماعی و سیاسی آماده نباشیم.”

یک مطالعه در ماه ژوئیه نشان داد که بیگانگان می‌توانند با استفاده از ارتباطات کوانتومی پیام‌هایی را از طریق فضای میان‌ستاره‌ای ارسال کنند. گروهی از دانشگاه ادینبرو(Edinburgh) محاسباتی را بر روی حرکت پرتوهای ایکس در فضای خالی انجام دادند تا ببینند آیا با موانعی مواجه خواهند شد یا خیر.

ذرات کوانتومی، مانند فوتون‌های نور، شکننده هستند و در صورت مواجهه با هر نوع تداخلی، مانند میدان گرانشی به راحتی شکسته می‌شوند. با این حال مشخص شد که این کوانتا (جمع کوانتوم) می‌تواند حداقل در صدها هزار سال نوری سفر کند که معادل فاصله‌ای بیشتر از کل کهکشان راه شیری است. این تا حد زیادی به دلیل کوچک بودن چگالی متوسط ​​ماده در فضا است که احتمال انحراف یک ذره کوانتومی را کاهش می‌دهد.

به گفته پژوهشگران، سطح اطلاعاتی که می‌توان با استفاده از کوانتا با سرعت بالا به طور ایمن منتقل کرد، می‌تواند آن را به روشی مناسب برای ارتباط با سایر اشکال حیات تبدیل کند. پژوهشگران ادعا می‌کنند در حال حاضر هیچ جرم شناخته شده‌ای وجود ندارد که به طور طبیعی پیام‌های کوانتومی را که می‌تواند با سیگنال‌های بیگانه اشتباه گرفته شود، منتقل کند.

این در حال حاضر تنها یک حدس و گمان است، اما این تحقیقات نشانه دیگری از حیات را به متخصصان می‌دهد که باید به دنبال آن باشند. پژوهشگران می‌گویند: “در اصل، باید به جایی برسیم که بتوان سیگنال کوانتومی را که از یک جرم اخترفیزیکی می‌آید یا حتی یک سیگنال هوشمند از یک تمدن فرازمینی را تشخیص داد.”

منبع: ایسنا

حقایقی شگفت‌آور درباره بتهوون؛ او امیدوار بود پس از مرگ بشنود

بتهوون در سال ۱۷۷۰ در شهر بن آلمان متولد شد و به یکی از اثرگذارترین آهنگسازان تبدیل شد که ده‌ها سمفونی، کنسرتو، سونات پیانو و کوارتت زهی نوشته است. بتهوون بیشتر دوران جوانی خود را به عنوان یک پیانیست آموزش دید و همین طور طی گذر سال‌ها شنوایی خود را از دست می‌داد و در نهایت، به طور کامل به آهنگسازی روی آورد. اینکه دقیقاً آخرین کلمات بتهوون چه بوده است، مشخص نیست که البته دوستانش و بیوگراف‌ها نسخه‌های متفاوتی از آخرین کلمات زندگی او را جمع‌آوری کرده‌اند که شامل «حیف، حیف… بسیار دیر»، «دست بزنید دوستان من، کمدی به پایان رسید»، «در بهشت خواهم شنید» بوده است.
استادانی که بتهوون نزد آنها آموزش دید تا آخرین کلماتی که بر زبان آورد، در اینجا می‌توانید حقایقی شگفت‌آور را درباره این نوازنده پیانو و آهنگساز آلمانی بخوانید.

بتهوون بیشتر دوران جوانی خود را به عنوان یک پیانیست آموزش دید و همین طور طی گذر سال‌ها شنوایی خود را از دست می‌داد و در نهایت به طور کامل به آهنگسازی روی آورد.

باوجود اینکه یکی از مهم‌ترین حس‌های پنج گانه خود را به عنوان یک موسیقیدان از دست می‌داد، با این حال او ماندگارترین آثار خود را زمانی ساخت که وضعیت شنوایی اش رو به وخامت بود.

     لودویگ فان بتهوون سومین نفر در خانواده خود با این نام بود

آن نقل قول معروف از بتهوون که می‌گوید: «هزاران پرنس وجود دارد و خواهد داشت ولی بتهوون تنها یک نفر است»، دقیقا درست نیست.

اولین لودویگ فان بتهوون پدربزرگ او بود که موسیقیدان در بن بود و دومین لودویگ فان بتهوون برادر بزرگتر او بود که چند روز بعد از تولد او درگذشت.

     او با معلم موزارت آموزش دید؛ یوزف هایدن

بعد از اینکه بتهوون در اوایل ۲۰ سالگی اش به وین مهاجرت کرد، درس‌هایی را با هایدن که اغلب پدر سمفونی خوانده می‌شد، گذراند.

هایدن همچنین موزارت یکی از نخستین الگوهای بتهوون را آموزش داده بود.

گفته می‌شود که بتهوون قبل‌تر از این ماجرا سفری به وین داشته تا درس‌هایی را از موزارت بیاموزد ولی اطلاعاتی از اینکه آیا این دو واقعا ملاقات کرده‌اند یا نه؟ در دسترس نیست.

اگرچه که بتهوون و استادش هایدن اغلب با هم جر و بحث داشتند ولی با این وجود بتهوون قطعه Piano Sonatas, Op. 2 را به هایدن اختصاص داد.

     در عشق بد شانس بود

بتهوون در ابتدا عاشق یک کنتس جوان به نام جولی  (Giulietta) در سال ۱۸۰۱ شد اما نتوانست با او ازدواج کند؛ چراکه نجیب‌زاده نبود. قطعه معروف سونات پیانوی او به نام Piano Sonata No. 14, Moonlight برای این او نوشته شده است.

این آهنگساز چند سال بعد هم عاشق کنتس دیگری به نام Josephine Brunswick شد که از سال ۱۷۹۹ آموزش موسیقی به او را شروع کرده بود. آنها نامه‌های عاشقانه زیادی برای هم ارسال کرده بودند که ۱۵ تا از آنها که توسط بتهوون نوشته شده بود، باقی مانده است تا زمانی که خانواده کنتس آنها را برای خاتمه دادن به رابطه تحت فشار گذاشته‌اند.

     علت ناشنوا شدن بتهوون مشخص نیست

البته تئوری‌های مختلفی درباره علت این امر وجود دارد که محکم‌ترین آن تیفوس یا آبله‌ای است که در دوران کودکی به آن مبتلا شد.

لحظه مرگ او با طوفان رعد و برق همراه بود

بتهوون ۲۶ مارچ ۱۸۲۷ بعد از تحمل یک دوره طولانی بیماری درگذشت. دوست بتهوون لحظه درگذشت بتهوون را با سمفونی‌های او که صداهای ناگهانی آنها همچون کوبیدن بر در سرنوشت می‌ماند، مقایسه کرده است.

اینکه دقیقا آخرین کلمات بتهوون چه بوده است، مشخص نیست که البته دوستانش و بیوگراف‌ها نسخه‌های متفاوتی از آخرین کلمات زندگی او را جمع‌آوری کرده‌اند که شامل «حیف، حیف… بسیار دیر»، «دست بزنید دوستان من، کمدی به پایان رسید»، «در بهشت خواهم شنید» بوده است.

منبع: ایسنا

حمله دوباره معترضان به تابلوهای نقاشی؛ این بار تابلویی از ونگوگ

     آبتاب، گروهی از معترضان حوزه محیط زیست، در ادامه حمله‌های نمادین به آثار هنری مشهور جهان، این بار سراغ تابلو نقاشی «برزگر» اثر «ون‌گوگ» رفتند.

به گزارش  رویترز، شماری از معترضان ایتالیایی حوزه محیط‌زیست، روز جمعه بر روی یکی از تابلوهای نقاشی اثر «وینسنت ون‌گوگ» که در نمایشگاهی در «رم» به نمایش گذاشته شده بود، سوپ نخودفرنگی ریختند و سپس خودشان را با چسب به دیوار گالری چسباندند.

این بار نقاشی «برزگر» اثر «ون‌گوگ» هدف حمله چهار زنی قرار گرفت که از اعضای گروه فعال محیط‌زیستی «آخرین نسل» بودند. این گروه از معترضان حین این اقدام شعارهایی علیه استفاده از سوخت‌های فسیلی و گرمایش زمین سر می‌دادند.

این گروه با انتشار بیانیه‌ای اعلام کردند: «چنین مسائلی باید هر دقیقه در صفحات نخست شبکه‌های خبری و دستور کار سیاسی قرار بگیرند، اما همچون صبح امروز، به عنوان اقداماتی «شرم‌آور» قلمداد می‌شوند.»

وزیر فرهنگ ایتالیا حمله به این نقاشی را محکوم کرد. حمله به نقاشی «برزگر» درحالی انجام شد که پیش‌تر گروهی از معترضان حوزه محیط‌زیست به نقاشی «آفتاب‌گردان‌ها» اثر «ون‌گوگ» در لندن حمله کرده بودند.

وزیر فرهنگ ایتالیا در بیانیه‌ای اعلام کرد: «باید از فرهنگ، که بخش مهمی از هویت ما است، محافظت شود و نباید از آن به عنوان بلندگویی برای روش‌های مختلف اعتراض استفاده شود.»

پیش از این نیز گروهی از معترضان به «دختری با گوشواره مروارید»، شاهکار عصر طلایی «یوهانس ورمیر» در «موزه مائریتشویس» واقع در «لاهه» حمله کرده بودند. علاوه بر این نقاشی گران‌قیمت «کومه‌ها» اثر «کلود مونه» نیز هدف معترضان قرار گرفته بود.

منبع: ایسنا

آموزش و پرورش: انتخاب زبان خارجی در مدارس اختیاری می‌شود

مهر: دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش گفت که این حق برای دانش آموزان محفوظ است که خودشان زبان خارجی مورد علاقه خودشان را انتخاب کنند.

دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش افزود: بدین ترتیب کودکانی که مایل هستند می‌توانند از امکان کانون زبان در زمینه آموزش زبان غیرانگلیسی استفاده کنند. در همایش مدیران کانون ملی زبان هم این مسئله را مطرح کردیم. با مدیریت کانون زبان هم این موضوع مطرح شده است و برنامه راهبردی هم از سوی آنان ارائه شده است.

امانی طهرانی با بیان اینکه طبق سند تحول بنیادین آموزش و پرورش آموزش انتخاب زبان خارجی امری داوطلبانه است؛ گفت: “یعنی زبان خارجی جز دروس انتخابی است لذا این حق برای دانش آموزان محفوظ است که خودشان زبان خارجی مورد علاقه خودشان را انتخاب کنند.”

وی ادامه داد: “برای دانش آموز در مدرسه این امکان فراهم می شود که اگر نمی‌خواهد زبان انگلیسی بخواند مجبور به شرکت در کلاس های زبان انگلیسی مدرسه نباشد مشروط بر این‌که از کلاس های زبان غیرانگلیسی کانون ملی زبان استفاده کند.”

دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش خاطر نشان کرد: “این طرح در مرحله کارشناسی است و بعد از اینکه در کمیسیون برنامه های درسی شورای عالی آموزش و پرورش نهایی شود در صحن شورای عالی به تصویب خواهد رسید و این طرح قطعاً به سال آینده خواهد رسید.”

لباس اقوام کرج

     نویسنده و عکاس: ثریا ترکاشوند

ایران کوچک واژه ای که برای هر ایرانی که فقط یک بار گذرش به کرج افتاده باشد، معنا پیدا می کند. شهری در دامنه رشته کوه البرز با تنوع فرهنگی که بخاطر همجواریش با پایتخت و متمرکز شدن کارخانجات و همچنین واقع شدن درمسیر دوشاهراه یکی به تهران و دیگری به شمال پذیرای مهاجران زیادی از سراسر ایران شده است. زمانی آن را شهر هفتاد و دو ملت می نامیدند، و به نوعی نماد وحدت اقوام مختلف شناخته می شود. برای درک بیشتر این موضوع کافیست بدانید که ۲۴ استان کشورمان برای رسیدن به پایتخت بایستی از کرج عبور کنند. تمام این موارد از کرج شهری با اقوامی مختلف از تمام استان های ایران را بوجود آورده و گاهاً در یک مجتمع شاهدیم که همسایگان هر کدام از یک استان با ویژگیهای خاص قومی خود ساکنند. با توجه به این موضوع برای ایجاد وحدت در بین ساکنان این شهر برگزاری جشنواره های مختلف می تواند به تقویت این وحدت کمک کندکه به طور نمونه برپایی جشنواره لباس سنتی  اقوام کرج در سال ۱۳۹۸ بود که برای اولین به همت عباس فتاحیان ریاست موزه مردم شناسی کرج و اداره ارشاد اسلامی استان البرز، سازمان میراث فرهنگی، پژوهشکده کرج شناسی، و عکاسخانه ایران قدیم برگزار شد که از ۱۰ طرح از المان های استان های مختلف کشور برای استفاده روزمره رونمایی شد. این جشنواره برای  شناساندن فرهنگ پوشش مردم گوشه وکنار کشور بسیار مفید بوده و همچنین در مسیر تحقق فرهنگ حمایت از تولید کننده داخلی نیز مؤثر واقع شد.

     پایگاه خبری آبتاب (WWW.ABTAAB.IR):

دختری با گوشواره مروارید هدف حمله جدید

اثر هنری یوهانس ورمیر که در لاهه به نمایش گذاشته شده، آخرین اثر هنری بود که مورد هدف معترضان به تغییرات آب و هوایی قرار گرفت. یک نفر سرش را به تابلو چسباند و دیگری دستش را به دیوار.

این شیرین‌کاری‌ها اخیرا شامل پرتاب پوره سیب زمینی به سمت نقاشی کلود مونه و پاشیدن سوپ گوجه‌فرنگی روی نقاشی ونسان ون گوگ بوده است.

نقاشی مشهور ورمیر متعلق به سال ۱۶۶۵ بخشی از مجموعه موزه کوچک موریتشویس است که نقاشی‌های هلندی و فلاندری قرن هفدهم را به نمایش می‌گذارد.

کلیپ یک دقیقه ای این اتفاق، مردی را نشان می دهد که به نقاشی نزدیک می‌شود و سر خود را به آن می‌چسباند. در همان زمان، مرد دیگری دست خود را به دیوار کنار اثر هنری می‌چسباند و ماده قرمز رنگی را روی سر و بدن مرد اول می‌ریزد.

     پایگاه خبری آبتاب (WWW.ABTAAB.IR):

دختری با گوشواره مروارید هدف حمله جدید / حمله سوم معترضان در یک ماه

معترضی که دست خود را به دیوار چسبانده، تماشاچیان عصبانی را که در اطرافش تجمع کرده‌اند، مورد خطاب قرار می‌دهد:

«وقتی می‌بینید چیزی زیبا و گرانبها جلوی چشمتان نابود می‌شود، چه احساسی دارید؟ آیا احساس خشم می‌کنید؟ خوب وقتی می‌بینید این سیاره جلوی چشمان شما در حال نابودی است، این احساس خشم شما کجاست؟»

رنه تیمرمنز، سخنگوی موزه موریتشویس، تایید کرد که این حادثه حوالی ساعت ۲ بعد از ظهر به وقت محلی رخ داده است. او گفت که این اثر هنری زیر یک لایه شیشه قرار داشته و آسیب ندیده است و در اسرع وقت دوباره به نمایش گذاشته خواهد شد.

آقای تیمرمنز گفت: «هنر بی‌دفاع است و موریتشوئی‌ها تلاش برای آسیب رساندن به اثر هنری با هر هدفی را نمی‌پسندد.»

پلیس هلند در توییتر اعلام کرد که سه نفر را در ارتباط با این حادثه دستگیر کرده است.

حواشی پیرامون این نقاشی، که یک زن جوان زیبا با سربند و گوشواره مروارید درخشانی را به تصویر می‌کشد، در طول دهه‌ها افزایش یافته است و احتمالا با رمانی که تریسی شوالیه درباره دختر این نقاشی با همین عنوان نوشت، تقویت شد، که البته فیلمی هم با بازی اسکارلت جوهانسون بر اساس آن ساخته شده است.

خانم شوالیه در بیانیه‌ای گفت که گرچه با ناراحتی فعالان تغییرات اقلیمی همدردی می‌کند، اما امیدوار است که آن‌ها اهدافی را انتخاب کنند که «به وضوح بیشتر از نقاشی مورد علاقه من با هدفشان مرتبط باشد. برای من، دیدن آن نقاشی که خراب می‌شود، مانند تماشای حمله به دختری واقعی است. خوشحالم که این نقاشی با شیشه محافظت می‌شود.»

حداقل سه حمله به آثار هنری توسط فعالان آب و هوایی در این ماه گزارش شده که دو تا در انگلیس و آلمان و این آخری در هلند اتفاق افتاده است.

معترضانی که روز پنجشنبه «دختری با گوشواره مرواریدی» را هدف قرار دادند، پیراهن هایی با لوگوی «Just Stop Oil» به تن داشتند که نشانه گروهی مخالف پروژه های نفت و گاز در بریتانیا است.

لوسی گریوز، سخنگوی این گروه در بیانیه‌ای گفت که این گروه این اقدام را سازماندهی نکرده است.

او گفت: «ما مردم عادی را که حاضرند اقدام کنند و در کنار ما می‌ایستند تحسین می‌کنیم…»

او ادامه داد: «اگر ما جلوی آسیب‌های ناشی از سوزاندن سوخت‌های فسیلی را نگیریم، دیگر کسی نخواهد بود که به شاهکارها نگاه کند.»

در ۱۴ اکتبر، دو نفر از اعضای گروه به تابلوی آفتاب‌گردان‌ ونسان ونگوگ، یکی از محبوب‌ترین نقاشی‌های گالری ملی لندن سوپ گوجه‌فرنگی پرتاب کردند.

آنا هالند، دانشجوی ۲۰ ساله و یکی از حمله‌ کنندگان به نقاشی ونگوگ، آن اقدام را «درمان‌کننده‌ترین و جذاب‌ترین لحظه زندگی‌ام» و اقدامی «در سمت درست تاریخ» نامید.

یکی دیگر از شرکت‌کنندگان در اعتراض نگران است که ممکن است به زندان بیفتند. فیبی پلامر گفت: من جنایتکار نیستم؛ من یک بچه ترسیده هستم که سعی می‌کنم برای آینده خود بجنگم. وقتی سیاره ما و مردم در حال نابودی است، آن واکنش احساسی کجاست؟ وقتی قرار است آفتابگردان‌های واقعی خود را از دست بدهیم، این شوک کجاست؟»

و در اوایل سال جاری، در پاریس، یک فعال محیط زیست حقه‌ای مفصل را به کار گرفت و خود را به شکل زنی روی ویلچر درآورد و شیرینی‌ای را روی مونا لیزا در موزه لوور مالید.

در نهایت هیچ آسیب ماندگاری به آثار هنری وارد نشده است، چرا که همه پشت شیشه بودند.

     منبع: همشهری

جلال مقامی صدای ماندگار دوبله درگذشت

ایرنا: جلال مقامی مجری برنامه‌ی معروف و گوینده شناخته شده عرصه دوبله که با اجرای برنامه دیدنی ها از تلویزیون شهرت بسیاری درمیان هنردوستان پیدا کرد در سن ۸۱ سالگی به دلیل کهولت سن درگذشت.

به گزارش خبرنگار آبتاب شهلا زنگنه، محسن سوهانی مدیرکل هنرهای نمایشی رادیو و رادیو نمایش از درگذشت جلال مقامی خبر داد و گفت: این پیشکسوت عرصه‌ی گویندگی و دوبله ساعتی پیش به علت کهولت سن درگذشت.

استاد جلال مقامی در سال ۱۳۴۴ در ۲۴ سالگی با فیلم من مادرم اولین تجربه بازیگری خود را بدست آورد و تا شروع نقلاب اسلامی در ۴ کار سینمایی ایفای نقش کرد. وی بعد از انقلاب نیز در ۳ فیلم بازی کرد اما عمده شهرت وی به اجرای برنامه تلویزیونی دیدنی ها بود.

مقامی از سال ۱۳۶۲ در ۴۲ سالگی با اجرای برنامه تلویزیونی دیدنی ها به تلویزیون آمد و بمدت ۱۲ سال در روزهای جنگ و پس از آن در قاب تلویزیون های سیاه و سفید چهره متفاوتی به نمایش گذاشت.

جلال مقامی مدیریت دوبله‌ آثاری نظیر؛ «معصوم» (۱۳۷۷) و «تعقیب سایه‌ها» (۱۳۶۹)، را برعهده داشته‌است.

وی همچنین سرپرستی گویندگان آثاری نظیر؛ «لانه‌ی عقاب‌ها» (۱۳۷۸)، «خلبان» (۱۳۷۶)، «مرد نامرئی» (۱۳۷۴)، «سفر بخیر» (۱۳۷۳)، «هبوط» (۱۳۷۲)، «بدوک» (۱۳۷۰)، «آهوی وحشی» (۱۳۶۹)، «باد سرخ» (۱۳۶۷)، «شب حادثه» (۱۳۶۷)، «تشکیلات» (۱۳۶۵)، «گمشده (۱۳۶۴) و «قصه خیابان دراز» (۱۳۵۷)، را در کارنامه دارد.

جلال مقامی به‌جای شخصیت‌های سریال‌هایی نظیر؛ «لبه‌ی تاریکی» (ران کریون) با بازی باب پک، «ارتش سری» (سرگرد آروین برانت)، «پوآرو» (آرتور هستینگز/ دستیار پوآرو) با بازی هیو فریزر، «شرلوک هولمز» (دوبله اول/ دکتر واتسون)، «شرلوک هولمز» (دوبله دوم/ شرلوک هولمز) با بازی جرمی برت و «هشدار برای کبرا ۱۱» (سمیر) و راوی اصلی مجموعه مستند «شاهد عینی»، صداپیشگی کرده‌است.

وی همچنین به‌جای بازیگران فیلم‌هایی نظیر؛ «نیش»، «بوچ کسیدی»، «ساندنس کید» و «پابرهنه در پارک» با بازی رابرت ردفورد، «دکتر ژیواگو» و «لورنس عربستان» با بازی عمر شریف، «بانی و کلاید» و «شکوه علفزار» با بازی وارن بیتی، «بربادرفته» (اشلی) با بازی لزلی هاوارد، «شورش در کشتی بونتی» با بازی ریچارد هریس، «کابوی نیمه‌شب» با بازی داستین هافمن و «غزل» مسعود کیمیایی با بازی فرامرز قریبیان، صداپیشه بوده‌است.

مقامی در آثاری نظیر؛ «راز گل شب بو» (۱۳۷۲)، «گالان» (۱۳۶۹)، «زنگ اول» (۱۳۶۳)، «آلونک» (۱۳۴۷)، «گردباد زندگی» (۱۳۴۷)، «ایستگاه ترن» (۱۳۴۵) و «من مادرم» (۱۳۴۴)، به نقش‌آفرینی پرداخته‌ است.

از مهران مدیری بودن خسته‌ام

مهران مدیری با انتشار متنی به حواشی اخیر به ویژه شایعه همکاری‌اش برای ربودن علی کریمی واکنش نشان داده، از کسانی که درباره اوشایعه می‌سازند گله کرد. وی نوشت: اگر از من متنفرید، به هر دلیلی که باشد، قابل احترام است، چرا که از اندیشه‌تان سرچشمه می‌گیرد، اما این میزان از ناجوانمردی در هیچ لغتنامه‌ای معنا نشده‌… دیروز دوستی از من پرسید خسته ای؟ گفتم بله. گفت از مردم؟ گفتم هرگز. گفتم از خودم… من از مهران مدیری بودن خسته‌ام.
     پایگاه خبری آبتاب (WWW.ABTAAB.IR):

ایسنا: مهران مدیری با انتشار متنی به حواشی اخیر به ویژه شایعه همکاری‌اش برای ربودن علی کریمی واکنش نشان داده، از کسانی که درباره او شایعه می‌سازند گله کرد.

متنی که مهران مدیری_بازیگر و کارگردان_ در واکنش به حواشی که در هفته های اخیر درگیرشان بوده، منتشر کرده، به شرح زیر است:

“ساعت ۳ نیمه شب جمعه ۶ آبان است که می‌ نویسم.

این نوشته دفاعیه نیست، دلنوشته است‌. دلنوشته‌ای غمگین و سرشار از حیرت.

می‌نویسم برای مردمی که بیش از سی سال برایشان شاید مهمترین و قطعاً پربیننده‌ترین سریالهای طنز تلخ این کشور را ساخته‌ام‌. لذت را برده‌ام، رنجش را هم کشیده‌ام.

اما در حیرتم از این میزان کینه و دشمنی… از این همه سناریوهای حیرت‌انگیز، که نه از مردم، که از آدمهایی که نمی‌شناسم، تا به حال ندیدمشان و حتی صدایشان را هم نشنیده‌ام، بیرون می‌زند.

چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ نمی‌دانم….

این‌ موجودات شریف کجا هستند؟ کجا زندگی می‌کنند؟ نمی‌دانم…

شغلشان چیست؟ نویسنده‌اند؟ منتقدند؟ سیاسی‌اند؟ نمی‌دانم…

فقط می‌پرسم شما شب‌ها راحت می‌خوابید؟ شما بعد از ۱۲۰ سال راحت می‌میرید؟ فرزندانتان که بزرگ شدند، برایشان از حقیقت می‌گویید؟

از شایعه کثیف چک ۳۰ میلیاردی شروع شد که طبیعی است، هر فیلم‌نامه‌ای نیاز به آغاز دارد.

با شایعه کثیف سفر ۶ روزه من به دبی ادامه پیدا کرد که من این ۶ روز در وین بودم، و فیلم‌نامه با یک پایان شگفت‌انگیز تعقیب و گریز و عملیات بر روی قایق‌های تندرو خاتمه یافت.

چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ آن پشت چه خبر است؟

اگر از من متنفرید، به هر دلیلی که باشد، قابل احترام است، چرا که از اندیشه‌تان سرچشمه می‌گیرد، اما این میزان از ناجوانمردی در هیچ لغتنامه‌ای معنا نشده‌…

اما چیزی که غمگین ترم می‌کند، سکوت است. سکوت کسانی‌که این همه سال مرا می‌شناسند و هیچکس حرفی نزد.

در این چند روزی که مانند ده سال گذشت فقط خانواده و عزیزان، انبوهی از فن پیج های دوست داشتنی، چند نفر ار دوستان با معرفت و مردمی که در کوچه و خیابان هنوز اظهار لطف می‌کنند و دست تکان می‌دهند و با همه اندوه این روزها نگاهشان مهربان است، مرا به زندگی امیدوار نگه داشتند.

شاید بگویید در این روزهای کشور از خود حرف زدن خودخواهی است. بله این درست است اما همه این حرف‌ها از سر خستگی و دلشکستگی بود.

بعد از این باز هم بنویسید، باز هم بنویسید، باز هم بنویسید، قلمتان روی چشم.

دیروز دوستی از من پرسید خسته ای؟ گفتم بله. گفت از مردم؟ گفتم هرگز. گفت از کی؟ گفتم از خودم… من از مهران مدیری بودن خسته‌ام.

خدانگهدار”

حمله به نقاشی ۱۱۰ میلیون دلاری؛ پوره سیب‌زمینی روی “خرمن غله” اثر کلود مونه

     آبتاب: در ادامه سری اقدامات با هدف جلب توجه به تغییرات آب و هوا و تخریب محیط زیست، معترضان روی یک تابلوی گران قیمت اثر «کلود مونه» را برای مدت کوتاهی با نشاسته پوشاندند.

یک گروه فعال آلمانی با نام «آخرین نسل» که این اقدامات اعتراضی را رهبری می‌کند در بیانیه‌ای اعلام کرد: «نقاشی در این اقدام آسیب ندیده است. کاملاً برخلاف رنج بی‌اندازه‌ای که سیل‌ها، طوفان‌ها و خشکسالی‌ها امروز به عنوان منادی فاجعه قریب‌الوقوع بر ما وارد می‌کنند.»

این گروه همچنین به رسانه‌ها گفته‌اند: «این اقدام به منظور برجسته کردن تضاد بین طبیعت زیبای به تصویر کشیده شده در اثر «کلود مونه» و خطراتی که در حال حاضر برای صحنه های واقعی مانند آن وجود دارد، انجام شده است. مونه طبیعت را دوست داشت و زیبایی منحصر به فرد و شکننده آن را در آثارش به تصویر کشید. چگونه است که خیلی‌ها بیشتر از آسیب دیدن به این تصاویر می‌ترسند تا از نابودی خود دنیای واقعی ما، جادویی که مونه آنقدر تحسین می کرد؟»

موزه باربرینی هم در صفحه اجتماعی خود با اشاره به این که این اثر نقاشی به دلیل محافظت با شیشه آسیبی ندیده، از نمایش عمومی دوباره آن از روز چهارشنبه خبر داد.

پیش از این نیز یک گروه فعال در انگلیس با عنوان «Just Stop Oil» دست به اقدامات مشابهی در گالری ملی لندن، گالری و موزه هنری گلاسکو، گالری هنر منچستر و آکادمی رویال زده است و در کشورهای ایتالیا، استرالیا و چند کشور دیگر نیز اعتراضات مشابهی انجام شده است.

چندی پیش دو جوان معترض در گالری ملی لندن با سس گوجه فرنگی به تابلوی معروف گلهای آفتابگردان اثر «ونسان ون‌گوگ» حمله کردند و پس از آن دست‌های خود را دیواره پائین تابلوی نقاشی چسباندند. انها هدف از این اقدام خود را فشار آوردن به دولت بریتانیا برای اقدام سریع‌تر جهت مبارزه با آثار تغییرات آب و هوایی توصیف کردند. در این اتفاق هم آسیبی به تابلوی ون‌گوگ نرسید.

این اقدام بیشترین خشم را به همراه داشت و منتقدان، سیاستمداران و سایرین، این گروه را به عدم درک اثرات مخرب بالقوه اقدامات اعتراضی خود متهم کردند.

منبع: ایسنا

کارگری که نامش بین فعالترین هنرمندان قرن می درخشد

کارگر استودیو شبکه باران، با فعالیتهای رسانه ای شخصی خود از جمله حضور در جشنواره های فیلم و فیلمنامه، همچنین حضور به عنوان نویسنده و خبرنگار در رسانه های بین المللی خوش درخشید.

به گزارش خبرنگار آبتاب، شهلا زنگنه برخی رسانه ها در خبری اعلام کردند: نام حجت بقایی به عنوان فرد رسانه ای (خبرنگار – مستندساز – شاعر و ترانه سرا – تکنسین رسانه) فعال قرن بیستم در نشریاتی چون scientiano – geniano – regime – stringfix – flock و amazon و نشریات دیگر معرفی شده است. این برای پانزدهمین سال متوالی است که نام این هنرمند رشتی در این نشریات می درخشد.

بقایی به عنوان پژوهشگر فعالیت خود را از مرکز نظرسنجی ارشاد آغاز کرد و بعدها با مراکز پژوهشی به همکاری ادامه داد.

ایشان در حوزه های فیلمنامه نویسی، ادبیات، خبرنگاری هم فعالیتهایی دارند.

بقایی تاکنون بیش از سیصد مستند و برنامه ترکیبی را تهیه یا کارگردانی کرده است.

در این رسانه ها ذکر شده: حجت بقایی از سال ۱۳۹۵ رسماً در امور مشاوره فعالیت می کنند و از افتتاح باشگاه مشاورین زیست بوم کسب و کار با باشگاه همکاری می نماید.

حجت بقایی تجربه همکاری بامجمع جهانی اهل بیت، سازمان پژوهشهای علمی وصنعتی ایران، مرکز تحقیقات علمی کشور، جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران، دانشگاه ابن سینای گرجستان و دانشگاه جهانی ورزش، رسانه های محلی، ملی و بین المللی را در کارنامه دارد.

برای مصاحبه با این هنرمند که در اغلب جشنواره ها مسابقات به عنوان هنرمند گیلانی حضور یافته تماس گرفتیم، موفق به مصاحبه کامل در این مورد نشدیم.

بقایی فقط گفت: من به کارگری خود افتخار می کنم، این هم که این مورد را گفتم دوستان منتشر کنند صرفا به مناسبت جسارتی بود که دو تن از دوستان مدیر فرمودند.

عضو خانه سینما، عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران و خبرنگاران ایران، عضو جامعه تولیدکنندگان ویدیویی کشور، عضو جامعه مدیران میانی کشور، عضو جامعه روابط عمومی کشور و … از جمله فعالیتهای اجتماعی این کارگر استودیویی شبکه باران است.