به اعتلای کشورمان معتقدیم

نقدی بر تابلوی “دو خواهر درس­خوان” اثر استاد نصرالله سروری

آبتاب دکتر فاطمه مهسا کارآموزیان- اثر هنری “دو خواهر درس­خوان” با تکنیک رنگ و روغن به سبک رئال، روی بومی با متریال کنواس نخی، در ابعاد ۷۵×۱۳۵ سانتیمتر با موضوع زندگی اجتماعی و الهام گرفته شده از شهر مزار بلخ، توسط هنرمند برجسته زنده یاد استاد «نصرالله سروری» در سال ۱۳۵۱ هجری شمسی نقاشی شده است. پشت اثر، پایین سمت چپ، امضای لاتین هنرمند دیده می­شود. این تابلوی زیبا جزو اموال موزه «راه لاجورد» است که مالک آن استاد فریدالله ادیب ­آیین هستند.

استاد سروری با خلق پرتره “دو خواهر درس­خوان”، شکوه دوران طلایی افغانستان معاصر یعنی دوران حکومت «ظاهر شاه»، آخرین پادشاه افغانستان را به تصویر کشیده­ اند، که اهمیت سوادآموزی برای دختران افغان را نشان می­دهد. لازم به یادآوری است که «ظاهر شاه» چهل سال حکومت کرد و طی این مدت روابط دیپلماتیک افغانستان را با بسیاری از کشورها توسعه داد. او به مدرن­ سازی کشور پرداخت و قانون اساسی جدیدی برای افغانستان تهیه و تدوین کرد، ظاهر شاه از هیچ حزب خاصی طرفداری نکرد و توانست دوره ­ای از صلح پایدار را در افغانستان برقرار کند. به او لقب «پدر ملت» داده ­اند. در این تابلو، تصویر دو دختر نوجوان افغان نقاشی شده اند که در دل طبیعت سرسبز و بکر استان بلخ در حال خواندن کتاب و فراگیری دانش هستند. تن­ پوش محلی این دو دختر زیبای افغان به رنگ­ های نارنجی و قرمز حکایت از شور و شوق و امید به زندگانی دارد و همینطور، نشان دهنده قدرت و موفقیت برای آنان است. دست یکی از این دو خواهر بر روی شانه دیگری قرار دارد که به معنای حمایت از خواهر در مسیر سواد آموزی است. فضای سرسبز طبیعت بکری که پشت سر این دو خواهر به چشم می­خورد، بیانگر نشاط زندگی است؛ زندگی­ ای که خالق آن دختران باسواد افغان هستند و آینده روشنی که این زنان برای سرزمینشان رقم خواهند زد. آراستگی ظاهری این دو خواهر نشان از پوشش زیبا و جذاب بومی زنان و دختران افغان دارد. هر دو با چهره ­ای آرام و امیدوار در حال تلاش برای دانش اندوزی که بهترین ثروت برای یک دختر به عنوان یک عضو جامعه موفق دارد، هستند. از آنجا که استاد سروری به خوبی می­دانستند که زنان زادگاهشان افغانستان درگیر خشونت­ های مختلف به دلیل حاکمیت دیدگاه­ های افراطی هستند و حتی گاهی نهادینه شدن یک عرف اشتباه در یک منطقه به علت فقر فرهنگی و مالی، جنگ و خشونت از تحصیل باز می­ مانند، با کشیدن این پرتره درد زنان رنج دیده افغان را و یا بهتر بگویم آمال و آرزوهای آنان را به تصویر کشیده ­اند و یادآوری کرده­ اند که جامعه افغان زمانی پیشرفت خواهد کرد که به حقوق و آموزش زنان و دختران خود اهمیت دهد، چراکه هرچه نرخ بی­ سوادی در یک جامعه کمتر باشد، آن جامعه شانس بقا و پیشرفت دارد و اگر سطح سواد جامعه­ ای بالا باشد، دیگر مردمش اسیر اختلافات قومی، زبانی، مذهبی و خشونت نمی­شوند؛ آنها از حقوق مدنی خود آگاه هستند و زیر بار ظلم نمی­روند. جامعه ­ای که باورهای زن ستیزانه جایی برای خودنمایی در آن نداشته باشند، آینده ­ای روشن در انتظارش است. زنان این سرزمین، همان مادران باسوادی خواهند بود که آینده­ سازان کشور را تربیت کرده و در دامان خود پرورش می­ دهند. در واقع، استاد سروری با خلق این شاهکار هنری، نه تنها رمز پیشرفت و توسعه افغانستان را که همانا پرداختن به علم و دانش در میان همه اقشار جامعه جدا از جنسیت­شان یادآوری کرده ­اند، بلکه فریاد زنان مظلومی را به تصویر کشیده ­اند که درد بی­سوادی و تبعیض را در درونشان پنهان نگه داشته و آروزهایشان را کشته یافته ­اند، هرچند جسم آنان زنده است و نفس می­کشند؛ اما روحشان اسیر تنگنای قفسی بی­ رحم است.

Email
چاپ