پرطرفدار

کسانی که مهندس بازرگان را پیر خرفت ایران می نامیدند، امروز شرمنده نیستند؟

   نویسنده: علی نظری سردبیر روزنامه مستقل

 

      مهدی بازرگان بنیانگذار نهضت آزادی و سرسلسله جنبش روشنفکری ایران در عصر معاصر در سن ۸۷ سالگی بدرود حیات گفت. بازرگان بعد از استعفای دولت موقت در ۲۴ اسفند سال ۵۸ در انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت کرد و با قدر شناسی مردم تهران مواجه شد. رأی غیر قابل تصور وی بعنوان نفر سوم تهران در لیست ۳۰ نفره تهران به خانه ملت از رخدادهای عجیب انقلاب ماست. بازرگان بعد از کناره گیری از نخست وزیری دولت موقت زیر رگبار تهاجم تبلیغاتی ناجوانمردانه تندروها قرار گرفت. بی اخلاقی ها به بالاترین حد رسید. دیوار نویسی شهرهای کشور با شعار “مرگ بر بازرگان پیر خرفت ایران” نماد جفای زمانه بود که متوجه چهره عالیقدر عصر ما شد. مرد مبارزی که از فردای کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ تا ۲۲ بهمن ۵۷ به مجاهدت و مبارزه با استبداد پرداخته بود. نتایج انتخابات مجلس اول در تهران پیام خاصی دارد و افسوس که این نکته هنوز از چشم میلیونها ایرانی غافل مانده است. بازرگان در حالی با یک میلیون و چهارصد و چهل و هفت هزار رأی نفر سوم پایتخت شد که کاندیدای مشترک حزب جمهوری و نهضت آزادی نبود. این رأی معنادار مردم تهران به نوعی قدردانی از اخلاص و صداقت این راد مرد تاریخ نهضت مقاومت ملی است. وقتی به مجلس اول  راه یافت از ۷ خرداد۵۹ تا ۷ خرداد۶۳ هزینه شجاعت و استقلال نظر خویش را پرداخت. در آبان سال ۶۲ هنگامی که معلم امور تربیتی مدرسه سجاد منطقه ۱۲ بودم، روزی دانش آموزانم را برای تماشای جلسه علنی به مجلس بردم، صحنه تلخ و دردناکی را از خروج بازرگان از ساختمان صحن را مشاهده کردم که هنوز بعد از گذشت ۳۵ سال آزار دهنده و ملال آور است. بازرگان قصد خروج از ساختمان مجلس را داشت که عده ای حدود ۵۰ نفر با شعار “مرگ بر بازرگان پیر خرفت ایران” این انسان شریف را دوره کرده بودند و چه بسا اگر آن روز بچه های سپاه مجلس وارد عمل نمی شدند قطعاً آن مرحوم مورد ضرب و شتم هم قرار می گرفت؟ از مظلومیت بازرگان در مجلس اول همین قدر باید  گفت که دو تن از شاگردانش به نام های مصطفی چمران (نماد شرافتمندانه دفاع مقدس) و محمدعلی رجایی (اسوه ایثار و پاک دستی در فرهنگ انقلابی) ایران  شهره گردیدند. تندروها این دو شاگرد بازرگان را به عرش بردند، اما استاد و معلم “چمران و رجایی” را خائن و آمریکایی می خواندند. این طنز تلخ سالهای نخست انقلاب بود. بازرگان در آتش کینه خشم توده ای ها و افراد نا آگاه سوخت اما به مصداق تعالیم قرآنی در آن روزهای سخت و طاقت فرسا شکوری و صبوری پیشه کرد. او بر گردن همه مردم ایران و به ویژه تهرانی ها حقی بزرگ دارد. همین آب لوله کشی تهران را ما از مهندس بازرگان داریم، ۶۷ سال پیش این پروژه را در پایتخت ایران به بهترین شکل  اجرا کرد. به روح بلندش درود می فرستیم. به مصداق آیه شریفه “فمن یعمل مثقال ذره خیر یره” ایمان داریم  او مزد خدماتش به مردم ایران را از یگانه دادار عادل جهان گرفته است.

ممنوعیت ریاست جمهوری برای زنان

 

 

          شاید اگر نگوییم مؤثرترین، اما بدون شک «شهید بهشتی» یکی از شاخص ترین چهره های انقلاب بود که نقش زیادی در تاریخ انقلاب، پیش و پس از پیروزی ایفا کرد. سال ها پس از شهادتش اما هنوز جنبه هایی از شخصیت وی که شاید برای نسل سوم و چهارم انقلاب پر جاذبه ترین باشد، این بار نه از سوی رسانه های رسمی، بلکه در شبکه های اجتماعی معرفی می شود. از اینرو، امروز مراجعه به نظر شهید بهشتی درباره مسائلی که حل و فصل آن با فراز و نشیب های زیادی همراه است، می تواند به منزله کلیدی برای حل معمای بلاتکلیفی در جامعه باشد. در همین راستا، دکتر سید علیرضا بهشتی با بیان اینکه «شهید بهشتی ممنوعیتی برای ریاست جمهوری زنان قائل نبود» اظهار کرد: قبل از برگزاری رفراندوم قانون اساسی در یکی از جلساتی که در «حسینیه ارشاد» برگزار شد، شهید بهشتی در پاسخ به سؤال یکی از زنان حاضر در جلسه که بحث «ریاست جمهوری زنان» را مطرح کرده بود، گفت: “من خودم به این نتیجه نرسیدم که زنان نمی توانند رئیس جمهور شوند و هیچکدام از این ادله ای را هم که می آورند، دال بر این نمی بینم که ممنوعیتی برای حضور زنان در چنین عرصه هایی پیدا شود.” وی افزود: “این نظر شخصی شهید بهشتی بود اما از آنجا که برای تدوین قانون اساسی، ملاک رأی و نظر اکثریت بود، تنها کاری که ایشان توانستند انجام دهند؛ پیشنهاد واژه «رجل سیاسی» از میان واژگان «مردان» یا «رجال» بود. انتخاب این واژه نیز برای آن بود که راه باز بماند تا بعدها با گروه ها و بحث هایی که ایجاد می شود، این امکان فراهم شود تا بدون تغییر قانون، زنان نیز بتوانند کاندیدای ریاست جمهوری شوند.”

          عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس گفت: “تبلیغاتی که در رسانه های رسمی درباره شهید بهشتی صورت گرفته، تصویری ناقص از شخصیت ایشان را نشان می دهند. این امر ممکن است در برخی اوقات  به سوء برداشت و سوء تفسیر منجر شود. اما فکر می کنم، طی سال های اخیر که به تدریج ۲۶ جلد از آثار ایشان  منتشر شده، نسل جوان به تصویری واقع بینانه تر از شهید بهشتی دست یافته باشند. برای من جالب بود که در نمایشگاه کتاب امسال، بازدید بسیار زیادی از غرفه ایشان شد که انتظار چنین استقبالی را نداشتیم. بیشتر این استقبال از سوی سنین بین ۲۰ الی ۳۰ سال بود. نسل جوان هنوز جویای این مسأله هست که آیت الله بهشتی که بود و چگونه فکر می کرد؟ این نشان می دهد که تبلیغات رسمی به حد کافی آنها را ارضاء نکرده است.” وی با بیان اینکه، نمی خواهد بگوید که متولیان تبلیغات رسمی در قبال ارائه این تصویر ناقص از شهید بهشتی سوء نیتی داشتند، گفت: “به هرحال در تبلیغات رسمی، تصویری ناقص و درهم برهم از ایشان ارائه کردند. متأسفانه در بعضی اوقات نیز از ایشان استفاده ابزاری شده است. امیدوارم که به تدریج، چهره مرحوم بهشتی آنگونه که بود، از طریق آثار و اسنادی که منتشر می شود در دسترس مخاطبان قرار گیرد تا آنها بتوانند یک داوری منصفانه و عالمانه داشته باشند.”

       ایشان در ادامه افزود: “در همین راستا، هیچ چهره تاریخی نیست که مورد بازخوانی مجدد قرار نگیرد. بدون شک ممکن است حقایق دیگر یا تفاسیر دیگری درباره آنها بدست آید که بازخوانی آن شخصیت ها را ضروری سازد، لذا بی تردید کشف حقایق تازه یا تفاسیر متفاوت در قبال چهره های تاریخی هیچ اشکالی ندارد. در آن سالهایی هم که مانع برگزاری دو همایش ما تحت عنوان «نگاهی دوباره» برای شهید بهشتی شدند و دانشگاه مفید و بنیاد نشر مقالات آن را منتشر کرد، تلاش ما این بود که ماوقع را به لحاظ انواع اسنادی که هست؛ ارائه کنیم. این وظیفه ماست که حقایق را منعکس کنیم. با این حال ممکن است افراد به داوری های متفاوتی درباره شخصیت ها برسند که فاقد اشکال است.” علیرضا بهشتی گفت: “این با روش و منش شهید بهشتی سازگار است که مورد نقد قرار گیرد و بررسی شود. بدون شک نه ایشان ادعای عصمت داشت و نه ما چنین ادعایی داریم که آقای بهشتی معصوم بودند. مهم این است که نقد ایشان، نقدی عالمانه و منصفانه باشد. تحولات اجتماعی در سال های گذشته نیز در شناخت بهتر شخصیت «شهید بهشتی» بی تأثیر نبوده است. شاید وقتی هرچه بیشتر آثار ایشان و نقل قول هایی که درباره موضوعات مختلف داشتند، منتشر شد، نسل جوان احساس نزدیکی فکری بیشتری به ایشان کردند. تا قبل از سال ۸۸ آنچنان کار تبلیغی مستقلی درباره شهید بهشتی انجام نشده بود، اما بعدها به دلیل گسترش شبکه های اجتماعی امکان این کار بیشتر فراهم بود. بدیهی است که تا قبل از این مسأله، تبلیغات درباره شهید بهشتی صرفاً از طریق صداوسیما انجام می شد اما بعدها ابزار تبلیغاتی متنوع تر و متعددتر شدند.” فرزند شهید بهشتی گفت: “در مسأله تدوین قانون اساسی با آنکه تدوین این قانون صرفاً بنابر نظر شخصی شهید بهشتی نبود و هفتاد و اندی نفر در این موضوع نقش داشتند، اما در برخی موارد می بینیم که آقای بهشتی دوراندیشی هایی داشت. منتها به دلیل آنکه در اقلیت بود، به آن توجهی نشد. برخی موضوعات نیز به دلیل بی تجربه گی بود، شاید اگر تدوین قانون اساسی امروز رقم می خورد، به شکل دیگری انجام می شد. مهم این بود که در آن زمان، این قانون بر مبنای یک اجماع میان خبرگان که آن زمان تنها فقها نبودند، بلکه غیر فقها نیز در آن حضور داشتند؛ شکل گرفت. اتفاقاً آقای بهشتی از کسانی بود که در جلسات آخر اصرار داشت، راه برای تجدیدنظر در قانون اساسی همچنان باز بماند. منتها در آن زمان نیز اکثریت نپذیرفتند، البته شاید شرایط خاص سیاسی و اجتماعی بود که موجب شد تا اکثریت چنین موضوعی را نپذیرند.” این استاد دانشگاه افزود: “آقای بهشتی می گوید که خود این قانون اساسی، مشروعیتش را از مردم می گیرد، بنابراین اگر روزی مردم در یک رفراندوم رأی دهند که این قانون نباشد، طبیعتاً مشروعیتی نخواهد داشت و شما نمی توانید جلوی این کار را بگیرید. با اینکه نمی توان گفت که آقای بهشتی هر چه گفتند درست بود یا خیر، ولی به هرحال به نظر میرسد که برای ایشان مهم بود که یک جامعه و حکومت قانون مدار وجود داشته باشد.”

   منبع: جماران

 

تولید و مصرف کوکائین در جهان

   نویسنده: دکتر فاطمه مهسا کارآموزیان

 

        کوکائین، یک محصول طبیعی استخراج شده از برگ کوکا است. این درختچه گرمسیری به طور گسترده ای در منطقه آند – آمازون – کشت می شود. کوکا به عنوان یک برگ مقدس توسط برخی از جوامع بومی آمریکا در رشته کوه های آند و آمازون شناخته شده است. منطقه آند قدرت تولید کل کوکائین را دارد. دو شکل از کوکائین وجود دارد: پودر کوکائین و کوکائینی که کمتر رایج است، بنام کرک که یک شکل قابل تدخین می باشد. این ماده مخدر بطور معمول به حالت استنشاقی و یا تدخینی (کرک) مصرف می شود، در حالی که تزریق آن کمتر شایع است. تقریباً کل تولید جهانی کوکا به طور انحصاری فقط در سه کشور متمرکز شده است: بولیوی، کلمبیا و پرو. در سال ۲۰۱۰، تولید کوکا بین ۷۸۸ تا ۱۰۶۰ تن توسط دفتر جرم و مواد مخدر سازمان ملل و  حدود ۸۵۰ تن توسط ایالات متحده تخمین زده شد.

       در حال حاضر، بخش قابل توجهی از کوکائین جهانی به مقصد اروپا حمل می شود. برآوردهای موجود از دهه گذشته، سطح تولید ثابت سالیانه کوکائین را نشان می دهد که بین ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ تن بوده است. در این ارتباط مسیرهای قاچاق جدیدی بوجود آمده اند. استفاده از کوکائین و معضلات مربوط به بهداشت و جامعه، به طور قابل توجهی در اروپا از اواسط دهه ۱۹۹۰ افزایش یافته است. در سال ۲۰۱۰، تعداد تقریبی کاربران کوکائین در جهان بین ۱۳-۲۰ میلیون نفر و یا در حدود ۰.۳-۰.۴ درصد از جمعیت بزرگسال ۱۵-۶۴ ساله برآورد شده است. بیشترین کاربران در شمال آمریکا، آمریکا جنوبی، غرب و مرکز اروپا زندگی می کنند که تخمین زده می شود بزرگترین بازار کوکائین در جهان آنجاست. تخمین زده شده است که مقدار کوکائینی که در اروپا مصرف می شود، از ۶۳  تن در سال ۱۹۹۸ به ۱۲۴ تن در سال ۲۰۰۹ رسیده و ۲ برابر شده است. هرچند این برآورد باید با احتیاط تفسیر شود، با این حال آنچه که قطعی است، اروپا در حال حاضر به بازار بزرگتری برای مصرف کوکائین نسبت به ۱۵ سال پیش تبدیل شده است.

       پرمنگنات پتاسیم یک ماده شیمیایی ضروری برای تولید کوکائین غیر قانونی است. این ماده بطور عمده به عنوان ماده پایه برای تبدیل کوکا به کوکائین بکار برده می شود. این فرآیندی است که عمدتا در «بولیوی»، «کلمبیا» و «پرو» انجام می شود، اما احتمالا در کشورهای همسایه نیز در سطح محدودتر صورت می گیرد. پرمنگنات پتاسیم، در جدولI  سازمان ملل متحد کنوانسیون ضد قاچاق؛ باعنوان ماده مخدر و روانگردان ( ۱۹۸۸) قید شده است. پرمنگنات پتاسیم یک ماده شیمیایی است که به طور گسترده در صنعت و در سراسر جهان استفاده می شود که تلاش برای کنترل غیر قانونی قاچاق را پیچیده می سازد. بطور کلی، کشف و ضبط محموله های غیر قانونی پرمنگنات پتاسیم به شدت از سال ۲۰۰۵ کاهش یافته است و این نشان می دهد که قاچاقچیان نظارت ها را دور زده اند. آنها ممکن است این کار را به روشهای مختلف انجام دهند: ۱- استفاده از یک ماده شیمیایی جایگزین به عنوان یک پیش ماده (اما شواهد کمی در ارتباط با آن وجود دارد.) ۲- تولید پرمنگنات پتاسیم در کشور های تولید کوکائین، به خصوص از دی اکسید منگنز و منگنات پتاسیم. ۳- انحراف محموله های قانونی پرمنگنات پتاسیم در کشورهای همسایه آمریکای جنوبی و یا ساخت آن در آن کشورها و قاچاق آن را به «بولیوی»، «کلمبیا» و «پرو». ۴- تولید غیر قانونی پرمنگنات پتاسیم در کشورها لزوما برای تولید کوکائین نیست، لذا مسئولین کمتر قادر (یا کمتر تمایل) به کنترل محموله های پرمنگنات پتاسیم هستند.

       قاچاقچیان برای جاسازی کوکائین قبل از ارسال آن را در موادی از جمله: موم، کود، انواع مختلفی از پلاستیک، لباس، سبزی، مایعات، کود و لوازم خانگی مخفی می کنند. در این مورد، یک فرآیند شیمیایی معکوس برای استخراج کوکائین از پلاستیک صورت خواهد گرفت. پس از استخراج ثانویه، کوکائین تقلبی می تواند با انواع مختلف برش داده شده و به قالب های تجاری کوکائین با آرم های نقش برجسته تبدیل شود. این کار برای متقاعد کردن خریداران جهت اینکه این محصول کوکائین اصل با خلوص بالاست، صورت می گیرد. به کوکائین “شامپاین مواد مخدر” لقب می دهند که قیمت آن بالاست و مخصوص افراد ثروتمند است. کوکائین در میان مصرف کنندگان تفریحی مواد مخدر، به صورت پودر و یا به طریق استنشاق مصرف می شود. اغلب مصرف کنندگان مبتدی حین درمان مشکل خود را پنهان می کنند. از مشخصات مصرف کنندگان پر مشکل اعتیاد به چند ماده مخدر، تزریق ماده مخدر، و یا کشیدن آن بصورت کرک است که تصویر متضاد و تیره ای از کوکائین ارائه می دهد. بر اساس آخرین نظرسنجی، حدود ۵ درصد از اروپایی ها ۱۵-۶۴ ساله، حدود ۱۵ میلیون نفر حداقل یک بار در عمر خود کرک استفاده کرده اند. از آنالیز فاضلاب به منظور برآورد مصرف کوکائین استفاده می شود که یک رشته علمی است و به سرعت جهت ارزیابی اثر بخشی مداخلات کنترل مواد مخدر در حال توسعه است. دانشمندان با نمونه برداری از یک منبع فاضلاب کل مواد مخدر مصرف شده توسط یک جامعه را با برآورد سطح متابولیت های مواد مخدر دفع شده در ادرار، اندازه گیری کنند.

        گروههای جرائم سازمان یافته، از جمله: گروه های بالکان و ایتالیای غربی، حضور خود را در جنوب آمریکا و آفریقا افزایش داده اند. گروههایی از کلمبیا، و همچنین آرژانتین، بولیوی، برزیل، پرو و ونزوئلا، در قاچاق کوکائین به سمت غرب آفریقا درگیر شده اند. مرزهای نفوذپذیر، کنترل ضعیف مرزها، حاکمیت دولت ضعیف و سطح بالای فساد فعالیت های گروههای جرائم سازمان یافته را تسهیل می کند. تحقیقات اخیر تأیید می کنند که گروههای جرائم سازمان یافته اغلب از غرب بالکان هستند، به ویژه کسانی که متشکل از صربستان، کرواسی یا مونته نگرو بودند، موقعیت های مهم در تجارت کوکائین به دست آوردند. اطلاعات موجود نشان می دهند که برخی از آنها در اقتصاد قانونی در غرب بالکان و کشورهای اتحادیه اروپا سرمایه گذاری کرده اند. با پوشش تجارت قانونی در مسیرها، آنها شرکای خوبی برای گروههای جرائم سازمان یافته در آمریکای لاتین شدند. افراد روس زبان مقیم در آمریکای لاتین، قاچاق کوکائین را به روسیه و اتحادیه اروپا سازمان دهی و تسهیل می کنند. شهروندان اتحادیه اروپا بوسیله گروههای تبهکار روسی به عنوان پیک موادمخدر استخدام می شوند. گروههای گرجستانی نیز در حمل کوکائین از آمریکای جنوبی به روسیه و قفقاز دخیل هستند. شمال غرب اروپا همچنان به عنوان مرکز توزیع اصلی برای محموله های عمده کوکائین مورد استفاده قرار می گیرد. تحقیقات نشان می دهد که در برخی موارد کوکائینی که از جنوب غرب اروپا وارد می شود، ابتدا به شمال غرب اروپا حمل می شود. این می تواند بدان معنی باشد که گروههای فعال جرائم سازمان یافته شبکه های توزیع مجدد را بطور کارآمدی گسترش داده و زیر ساخت های حمل و نقل در منطقه را بطور گسترده ای جهت استفاده خود توسعه داده اند. نفوذ در کسب و کار قانونی برای تسهیل روند قاچاق مواد مخدر و پول شویی فصل مشترک اجرایی برای اکثر گروههای جرائم سازمان یافته است. گروههای جنایتکار سازمان یافته برای حمل محموله های خود یا مالک شرکت هایی هستند که در ماهیگیری، صادرات میوه ها، سبزیجات و دیگر کالاها دخیل هستند و یا بر آن شرکت ها نظارت دارند. باندهای جرائم سازمان یافته از کانتینرها نه تنها برای حمل کوکائین بلکه هروئین، حشیش، و پیش سازهای مواد مخدر مصنوعی نیز استفاده می کنند. یکی از روش های ارجح حمل کوکائین در کانتینر است که به اصطلاح به آن روش “غارت در غارت” می گویند که بیانگر نفوذ فساد در کارکنان گمرک بنادر با هماهنگی و سازماندهی در سطح بالا می باشد. مهر و موم کانتینرها بطور غیر قانونی حذف می شوند و مواد مخدر درون آنها جاسازی شده، سپس مجدداً به طور تقلبی مهر و موم می شوند. این روش بطور مشابه در مقصد هم دنبال می شود.

 

 

 

 

 

بررسی نقش آمریکا در قاچاق مواد مخدر

نویسنده: مرتضی رجائی خراسانی-پژوهشگر علوم سیاسی و اقتصادی

 

       کنستانتین پنزو، یک پژوهشگر روسی است که به دقت منابع جهانی را در زمینه کشت مواد مخدر در آزمایشگاههای نظامی ارتش آمریکا در اوائل دهه ۱۹۵۰ میلادی به طور مخفیانه بررسی کرده و دریافته است که مواد مخدر علت واقعی جنگ «ویتنام» و «افغانستان» بوده اند. «پنزو»، بر این باور است که قاچاق مواد مخدر یک تجارت بین المللی است که در ۶۰ سال گذشته شکوفا شده است و منافع ایالات متحده در مناطق جنگی از آن تأمین می شود. هرچند تصور می شود که ذینفع اصلی این میدان بازارهای موادمخدر هستند و سازمان های دولتی آمریکا نفعی از این سود نمی برند، اما گروه مافیای نخبه  که بطور مستقیم طبقه سیاسی آمریکا را تحت تأثیر قرار می دهند و سرویس های مخفی آمریکا را کنترل می کنند، نقش مهمی دارند. مشخص شده است که حمل و نقل هروئین به ایالات متحده با هواپیماهای نظامی نیروی هوایی ایالات متحده انجام می گیرد. گانگستر آمریکایی، فیلم «ریدلی اسکات» (۲۰۰۷)، عرضه هروئین در مقیاس بزرگ را از سرزمین های منبع از پایگاه های هوایی آمریکا به عمده فروشان و سپس به خرده فروشان کوچک به تصویر می کشد. فیلم بر اساس حوادث واقعی ساخته شده بود.

       هنگامی که الکساندر شولگین، – بیوشیمیست و داروساز-  کار خود را برای شرکت داروهای شیمیایی آغاز کرد، ماده ای را مورد آزمایش قرار داد که بوسیله «آنتون کولیش» – MDMA نام مستعار قرص های اکستازی – ساخته شده بود. وی این دارو را بسیار عالی ارزیابی کرد، پس شروع به تبلیغ این ماده روان گردان در میان دوستان خود در جامعه علمی کرد. پزشکان و روان درمانگران، بر اساس توصیه های علمی شروع به تجویز این دارو برای بیماران خود کردند. آنها به بیمارن خود چیزی شبیه به این می گفتند: “تمام ترس های خود را دور بیندازید، من به شما جدیدترین دارو را خواهم داد که تمام رفتارهای بد شما در مدت ۵ دقیقه محو خواهد کرد.” این دارو در دهه ۱۹۵۰ میلادی، توسط ارتش آمریکا بر روی حیوانات و برخی ژنرال های آمریکایی مورد آزمایش قرار گرفت. در اوائل دهه ۱۹۸۰ میلادی، ویژگی های این ماده مخدر همه را متعجب ساخت و مطبوعات اثرات آنرا در بوق و کرنا بازتاب دادند و بدین ترتیب «اکستازی» بهترین دوست جوانان آمریکائی شد. در نهایت، در سال ۱۹۸۵ میلادی، قانون گذاران آمریکایی مصرف «اکستازی» را ممنوع کردند. این کاری بود که بایستی انجام می شد، ولی تقاضا برای این ماده مخدر بوجود آمده بود. این قانون زمانی تصویب شد که سازمان های دولتی ایالات متحده و شرکت های داروسازی در ترویج و گسترش «اکستازی» درگیر شده بودند. در اینجا ما نمی خواهیم به روزهایی برگردیم که امپراتوری بریتانیا باعث فروش تریاک به چین شد. این معامله قطعا توسط رفیق «مائو تسه تونگ» انجام گرفته بود. سؤال ما این است که به عنوان مثال آمریکایی ها در ویتنام فقیر چه می خواهند؟

      راست یا دروغ، بلافاصله پس از آنکه ایالات متحده در سال ۱۹۷۳ ویتنام را ترک کرد، کارتل کوکائین در آمریکای جنوبی به شدت فعالیت های خود را گسترش داد. در این میان، هالیوود مبارزه ای وحشیانه علیه برخی از افسران پلیس درستکار آمریکا راه انداخت. ستاره پاپ با عجله اعتراف به وابستگی به کوکائین کرد. این در حالی است که برخی از ستاره های افسانه ای راک در اثر مصرف بیش از اندازه مردند.

      پابلو اسکوبار مدلین، رهبر کارتل مواد مخدر در آمریکای جنوبی بود. داستانی حماسی از تولد، مبارزه و مرگ « کارتل مدلین» ساخته شد. طی سالهای ۱۹۹۰ -۱۹۹۷ انحصار تولید کوکائین در کلمبیا عملا در دست «مدلین» بود. آنها شروع به خریدن سیاست گذاران آمریکای لاتین با ارقام بالا کردند. همانطور که می دانید اصول اخلاقی در آن زمان در سطح پایین بود. مقامات دولتی در قبال دریافت پول به جنایتکاران وعده همکاری می دادند و مشخص است که افرادی چون «اسکوبار و پسرانش» در این میان در امان بودند. کاخ سفید این کار را نمی پسندید، بنابراین در سال ۱۹۸۴ تصمیم به اعلام جنگ در برابر امپراطوری کوکائین کرد. این اقدام کاخ سفید کارتل ها را به چالش کشید. در پاسخ به طرح های استراتژیک دولت ایالات متحده، سگ های وحشی کارتل مدلین تسلیم نشدند و از آن به بعد «مثلث آند» به جهنمی تبدیل شد که زندگی انسان در آن هیچ ارزشی نداشت. در اوائل سال ۱۹۹۰ میلادی، “جنگ کوکائین” به طور کلی با پیروزی بی قید و شرط دموکراسی به پایان رسید. همه رؤسای کارتل یا کشته و یا دستگیر شدند. آیا این بدان معناست که سرویس های اطلاعاتی آمریکا حفاظ امنیتی بر روی خاک ایالات متحده آمریکا در برابر کوکائین قرار دادند؟  هرگز!

      با توجه به تحقیقات انجام شده توسط «یوری لاتو» (وزارت کشور روسیه)، پویایی بازارهای خرده فروشی کوکائین نشان می دهد که تأثیر جنگ علیه کارتل ها سؤال برانگیز است.  در ۱۹۸۴-۱۹۸۸، یک کیلو کوکائین در ایالات متحده آمریکا پنج برابر ارزان تر شد و قیمت از ۳۰۰  هزار دلار به ازاء هر کیلو به ۶۰  هزار دلار کاهش یافت. در این دوره زمانی مصرف این مواد مخدر در آمریکا به صرفه تر از قبل شد. این چطور ممکن است؟ آیا کمبود منابع باعث کاهش قیمت در بازار شده بود؟ این امر غیر ممکن است!

     در مثالی دیگر، می توان از «نوریگا» نام برد. او به عنوان عامل سیا عمل می کرد و از آنها پول می گرفت. افتخار ملی لژیون فرانسه به وی اهداء شد. وی املاک و مستغلات در این کشور خریداری کرد، اما ناگهان سیا خدمات خودش را به «نوریگا» قطع کرد به همین دلیل او شروع به بدرفتاری با شهروندان آمریکایی در پاناما کرد. در همان زمان، او به قاچاق مواد مخدر و اسلحه ادامه داد. بنابراین، رئیس جمهور «بوش» او را به زور نیروی ارتش از قدرت حذف کرد. سازمان سیا، خدماتش را قطع کرد و «نوریگا» مانند یک بچه لوس و بداخلاق به قاچاق اسلحه و مواد مخدر ادامه داد. او به انجام همان کاری اصرار داشت که زمانی از واشنگتن بابت آن کمک دریافت می کرد. می توانیم کل ماجرا را درک کنیم. نمی توانیم؟ «بوش» نه تنها کارمند سیا را اخراج کرد، بلکه هیچ دستمزدی به عنوان حقوق هم به او نداد، پس او مجبور بود برای کسب پول به همان راهی که می رفت ادامه دهد. در ۱۵ نوامبر ۱۹۹۶«مایکل روپرت»، یک افسر بخش مبارزه با مواد مخدر در لس آنجلس – او۲۰  سال سابقه کار داشت- بیانیه ای عمومی در مقابل مدیر سیا «جان داچ»، صادر کرد و این سازمان را به تهیه مواد مخدر بر روی خاک ایالات متحده متهم کرد. یک ماه بعد، «جان داچ» پست خود را ترک کرد. «پیتر دیل اسکات»، دیپلمات سابق کانادا و پروفسور دانشگاه کالیفرنیا، می نویسد که دخالت سیا در قاچاق مواد مخدر در جهان یک تابو در محافل سیاسی، مبارزات انتخاباتی و رسانه های جمعی است.

      وضعیت «افغانستان» یک مثال تصویری دیگر از این نمونه است. به محض اینکه واشنگتن احساس نیاز به برقراری دموکراسی در افغانستان کرد، عامل سیا «اسامه بن لادن» ظهور کرد و مدعی شد که هدف اصلی زندگی او مبارزه با امپراطوری هاست و زندگی اش را برای این کار هزینه خواهد کرد. آقای «اسامه» گرفتار و کشته شد. در حالی که ارتش اعزامی آمریکا به افغانستان برای مدت طولانی در آنجا باقی ماند. همه چیز خوب به نظر می رسید. هدف انجام شده بود، آدم های بد شکست خورده بودند و سربازان آمریکایی می توانستند وسائل خود را جمع کنند و با دوستان خود خداحافظی کرده و به خانه بازگردند، اما تنها تعداد نیروهای اعزامی کمتر شد. این امر با در نظر گرفتن شرایط مالی ناپایدار آمریکا بسیار معقول و منطقی به نظر می رسید. در هر صورت، یکی از بزرگترین عملیات ها در تاریخ ایالات متحده، با استفاده از سلاح های منسوخ و تست امکانات جدید سازمان دهی شد و با موفقیت به پایان رسید. طالبان درهم شکسته شد.

     کانال «کوزوو»، نیز یکی دیگر از مکان های مورد بحث است. عمده هروئین افغانستان (بیش از ۷۰٪) به اروپا از طریق «کوزوو» و توسط گروههای آلبانی تبار قاچاق می شود. به گفته «ویکتور ایوانف»، مدیر سرویس فدرال کنترل مواد مخدر روسیه (FDCS) حدود ۱۵ کارتل مواد مخدر بزرگ فعال در قلمرو کوزوو وجود دارد. آنها حمل هروئین افغانستان و کوکائین آمریکای لاتین را به اروپا سازماندهی می کنند. در قاچاق مواد مخدر به اروپا، اهمیت ویژه ای به مسیر بالکان از افغانستان داده می شود که مسیر اصلی آن از کوزوو است. در کوزوو، هروئین پیش فروش شده بسته بندی و آماده حمل به کشورهای اروپایی می شود. مافیای کوزوو پول هنگفتی از قاچاق مواد مخدر بدست نمی آورد، با این حال درآمد آنها بالغ بر ۳ میلیارد دلار در سال تخمین زده می شود. ایالات متحده در «کوزوو» دو پایگاه نظامی دارد. اولی کمپ «بوند استیل» است که یکی از بزرگترین پایگاههای آن نزدیک به شهرستان «فریزاجی» است. ساختار آن به سال ۱۹۹۹ میلادی بر می گردد که در حال حاضر مقر گروههای ضربت تحت فرمان ایالات متحده آمریکا می باشد. پایگاه دوم کمپ «مونتیت» است.

     در این تجارت صحبت از پول است. «کوزوو»، به معنای صدها میلیارد دلار پول بدست آمده از تجارت مواد مخدر است بی آنکه هیچ اظهار نامه مالیاتی پر شود. «آلبانیایی ها» ملتی فقیر و آسیب پذیر هستند. آنان انجام این کار کثیف را رد نمی کنند. به گفته پروفسور «پیتر دیل اسکات» – دیپلمات سابق کانادا – تلاش سیا برای برای تجارت هروئین در افغانستان تکرار داستانی است که قبلا در «برمه»، «لائوس» و «تایلند» طی سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۷۰ اتفاق افتاده است. این کشورها نیز به بزرگترین قاچاقچیان مواد مخدر تبدیل شده اند. «پیتر دال اسکات»، اصرار دارد که منبع عمده تجارت جهانی مواد مخدر در کابل نیست، در واشنگتن است.

 

 

 

قاچاق انسان یک جنایت است

   نویسنده: مرتضی رجائی خراسانی-پژوهشگر علوم سیاسی و اقتصادی

 

      قاچاق انسان، حقیقت دردناکی است که در سرتاسر جهان در حال وقوع است. آنچه که قربانیان تجربه می کنند، به سختی قابل جبران است. کسانی که در دام «برده داری نوین» اسیر می شوند، اغلب شناختی در مورد آنچه که برای آنها اتفاق خواهد افتاد؛ ندارند. طبق آمارهای سازمان ملل متحد، میلیون ها نفر در سراسر جهان قربانی قاچاق انسان بوده اند.  

       دولت ها می توانند در این میان نقش مهمی ایفاء کنند. آنها با تدوین قانونی جامع برای مبارزه با قاچاق انسان می توانند نقشی حفاظتی در برابر این جنایت داشته باشند و بایستی مجازاتی متناسب با جرم برای مجرمان در نظر گرفته شود و تلاش های مؤثری در راستای مبارزه با جرم و جنایت صورت گیرد. همچنین، با دادن آگاهی به مردم می توان آنها را با شیوه های برده داری نوین آشنا ساخت و به راحتی جلوی قربانی شدن افراد بیشماری را در سراسر جهان گرفت. باید سیاست دولت ها و ساختارهای حقوقی به سمتی حرکت کنند تا فرصت های مناسبی برای این قربانیان ایجاد شود، در صورتی که از این قربانیان حمایت صورت گیرد و یا خدمات مناسبی به آنها ارائه شود، آنها می توانند به زندگی عادی بازگردند، از جمله: حمایت از مهاجران.

      یکی از بزرگترین چالش های ضد قاچاق، تلاش برای پیدا کردن قربانیان و خارج کردن آنها از آسیب است. اگر قربانی در دام سوء استفاده و بهره برداری باندهای قاچاق افتاده باشد، شناسایی آنها دشوار است، اما دولت نمی تواند منتظر بنشیند تا قربانیان خود را معرفی کنند، بلکه باید جمعیت های آسیب پذیر را شناسایی کرده و آنها را غربالگری کند. باید در نظر داشت که با یک قربانی نمی توان مانند یک مجرم برخورد کرد.

     یکی از بهترین راهکارها برای شناسایی قربانیان کمک گرفتن از سازمان های مردم نهاد (NGO) و سازمان های بین المللی است. کسانی که تجربه و تخصص کافی در شناسایی قربانیان قاچاق انسان و توجه به نیازهای آنان دارند. رفع فوری نیازهای قربانیان قاچاق پس از شناسایی ضروری است. این افراد اغلب آزارهای فیزیکی و روانی وحشتناک دیده اند و یا متحمل سوء استفاده های جنسی از سوی قاچاقچیان و یا افراد دیگر شده اند. افرادی که به بردگی گرفته شده اند از حق آزادی خود درباره زندگی شان محروم مانده اند. آنها از مراقبت های پزشکی محروم شده اند و به واقع یک قربانی می باشند.

      هنگامی که قربانیان شناسایی شدند، بایستی فورا خدمات بهداشتی به آنان ارائه شود و برای حفاظت این افراد نیاز است که فرد و خانواده اش از مشاوره های لازم روان درمانی بهره مند شوند. این خدمات به صورت ابتدائی برای کاهش بحران ضروری هستند، اما نیاز است تا در درازمدت ادامه یابند. در روند بهبود به این افراد کمک می شود تا «اعتماد به نفس» و «شخصیت خود» را مجددا دریابند و به زندگی خود در آینده ادامه دهند.   

     نقش رسانه ها نیز در پیشگیری از جرم پر رنگ است، چنانچه گزارش هایی از قاچاق انسان با جزئیات بیشتر جهت آگاهی عمومی انتشار یابد و مردم از عواقب این کار آگاه شوند و ترفندها و حیله هایی را که باندهای مخوف قاچاق انسان به کار می برند، را بهتر بشناسند؛ کمتر به دام می افتند. با توجه به اینکه قاچاق انسان سود آورتر از قاچاق مواد مخدر برای باندهای مخوف جرائم سازمان یافته است – چراکه یک انسان بارها فروخته می شود – لذا این جرم در حال گسترش است و نیازمند توجه فوری دولت ها با تصویب قانون محکم و آماده کردن پیش ساخت ها در جامعه جهت کاهش آسیب است.

هروئین بلایی خانمان سوز

     نویسنده: دکتر فاطمه مهسا کارآموزیان

 

    «هروئین» یک فرآورده خام از «دیامورفین» است. این یک محصول نیمه صنعتی است که از استیله کردن مورفین و از تریاک به دست می آید. «دیامورفین» یک داروی مخدر «ضد درد» هست که برای تسکین دردهای شدید بکار می رود. «دیامورفین» برای اولین بار در «قرن نوزدهم» ساخته شده است. شیرابه ای را که از  کپسول خشخاش استخراج می شود، خشک می کنند. این مواد (تریاک) در یک محلول آبی از «آهک هیدراته» (هیدروکسید کلسیم ( حل می شود. سطح قلیایی مواد با افزودن «کلرید آمونیوم» تنظیم می شود، که پایه آن مورفین است. «انیدریک استیک» با «مورفین» جدا شده جوشانده می شود و «کربنات سدیم» به آن اضافه می شود. «دیامورفین» خام بسته به نوع منطقه ممکن است، به صورت تصفیه شده و یا به صورت نمک هیدروکلراید؛ بطور مستقیم مصرف شود. «هروئین»، را ممکن است به صورت سیگاری استعمال کنند و یا در یک اسید ضعیف حل کرده و تزریق نمایند. «افغانستان» بزرگترین تولید کننده غیرقانونی «تریاک» در جهان و تولید کننده مواد خام برای هروئین است.

   جالب است بدانید که «انیدرید استیک» استفاده های مشروع بسیاری به خصوص در صنعت داروسازی دارد (به عنوان مثال برای تولید آسپرین). از طرف دیگر، «انیدرید استیک» به عنوان یک عامل استیله جهت تبدیل مرفین به هروئین استفاده می شود، و ماده شیمیایی اصلی مورد استفاده در تولید هروئین است.  با توجه به اینکه تولید و تجارت «انیدرید استیک» در جهان قانونی است و ابعاد آن گسترده است، جلوگیری از تولید غیر قانونی وظیفه ای بسیار دشوار است.

   طی سال ۱۹۹۰ میلادی، در اروپا مصرف هروئین رواج پیدا کرد. با افزایش میزان تزریق، نگرانی در مورد ویروس هایی که به علت مصرف مواد مخدر سبب نقص در سیستم ایمنی بدن می شوند مانند: ویروس ایدز (HIV) و هپاتیت C (HCV)، فوت ناگهانی به علت اور دوز و خشونت افزایش پیدا کرد. امروزه، شاخص های کلی نشان می دهند که مصرف هروئین رو به کاهش است. در برخی از کشورها مصرف مواد مخدر صنعتی از قبیل: داروهای صنعتی، تولید غیرقانونی فنتانیل- fentanyl -(مواد مخدر مصنوعی با قدرت بالا همراه با مرگ و میر زیاد به علت اور دوز) و حتی محرک هایی مانند کاتینونز- cathinones – جایگزین شده اند.  

   تولید هروئین در اکثر کشورها با قوانین کیفری سختی مواجه است، به طور مثال، در «ایرلند» محدوده مجازات تا حبس ابد است. تلاش شده است تا مجازات های تعیین شده از سوی دادگاه برای قاچاق مواد مخدر همتراز جرم باشد. مجازات باید “مؤثر، متناسب و بازدارنده” باشد. در چارچوب تصمیم گیری قانونی پیشنهاد شده که اشد مجازات برای افرادی در نظر گرفته شود که در قاچاق مقادیر زیادی از مواد مخدر دست داشته اند و یا حین جرم مرتکب خشونت و قتل شده اند. نتیجه یک بررسی در ایالات متحده نشان داده است که برای افرادی که مرتکب جرم های سبک تر شده اند – چنانچه مدت کوتاهی زندان در نظر گرفته شود – این افراد پس از گذراندن دوران محکومیت خود کمتر تمایل بازگشت به جرم را از خود نشان داده اند و این در حالی است که افرادی که مدت زیادی را در زندان سپری کرده اند آنجا را به عنوان خانه خود پذیرفته و از بازگشت به آن ابایی ندارند. همچنین، لازم به ذکر است که هر یک از این مجازات ها بر بازار مواد مخدر اثر دارد که هنوز ناشناخته است.

نامه دکتر محمد مصدق به غلامرضا تختی

   نامه دکتر محمد مصدق به غلامرضا تختی:

       آقای تختی عزیز، مردم ایران هر گاه گامی برداشته اند که می توانسته منجر به آزادی و بهروزی آنها شود، با کج فهمی و خیانت و استبداد راه ایشان سد شده و حاصل بی نتیجه مبارزات صادقانه ایشان تنها افسردگی عمومی و خزیدن در لاک بی تفاوتی و نسیان بوده. این مردم پاک لایق بهترین شادی ها هستند و عموماً بدترین غصه ها نصیب شان میشود، گویی این تقدیر محتوم ملت شریف مان است، تقدیر سیاهی که اراده ملی مان را سست و ناامیدی را بر کشور مان مسلط کند. مردم حالا تمام شکست های ملی و اجتماعی شان را پس از آن کودتای شوم با طعم شیرین پیروزی های شما جبران می کنند. امروز اگر در حصر خانگی نبودم به استقبال تان آمده و بر دست هایی که مردم افسرده ایران را شاد کردند بوسه میزدم.

   دکتر محمد مصدق

امنیت بین المللی و تجارت غیرقانونی مواد مخدر

   نویسنده: مرتضی رجائی خراسانی

 

        به رغم چندین دهه جنگ با مواد مخدر،  تجارت جهانی مواد مخدر به عنوان یک مشکل مهم برای امنیت بین المللی مطرح است، که با توجه به سطح گسترده فناوری اطلاعات و ارتباطات؛ همچنان ادامه دارد. سیستم کنترل بین المللی مواد مخدر در کاهش ابعاد بازارهای مواد مخدر بی تاثیر است. پیدایش داروهای جدید و راههای جدید برای قاچاق مواد مخدر سبب بی ثباتی در سراسر جهان شده است. تحقیقات انجام شده نشان می دهند که «سیاست های فعلی مواد مخدر» در جهان با توجه به قانون های کیفری که در این زمینه اجرا می شوند، سبب وارد کردن آسیب بیشتری به فرد و جامعه شده اند.

       بر اساس برآوردهای دفتر جرم و مواد مخدر سازمان ملل متحد (UNODC)، بازار مواد مخدر در جهان سالانه  ۳۲۰ میلیارد دلار سود آوری دارد، به نحوی که بزرگترین بازار تجارت دنیا پس از «نفت» و «اسلحه»؛ متعلق به «مواد مخدر» است. هرچند، صحت این رقم مانند هر تخمینی بر روی فعالیتهای مواد مخدر زیر سؤال است.

     تجارت بین المللی مواد مخدر، به طور گسترده ای به عنوان یک کسب و کار پر سود به رسمیت شناخته شده است. بطوری که، سردسته کارتل مکزیکی «سینالوآ» در گروه میلیاردرهای جهان در لیست مجله «فوربس» قرار گرفته است. «تجارت بین المللی مواد مخدر» سالیانه باعث مرگ و میر تعداد زیادی در سراسر جهان می شود. در سال ۲۰۱۱، UNODC تعداد مرگ و میر مربوط به مواد مخدر را حدود ۲۱۱۰۰۰ نفر برآورد کرد. این رقم در مقایسه با نرخ سالانه مربوط به استفاده از الکل و تنباکو در سراسر جهان (به ترتیب ۲.۵ میلیون تا نزدیک به شش میلیون) نسبتا پایین بود. مرگ و میرهای مربوط به تولید مواد مخدر و قاچاق آن، در درجه اول بعلت اعمال خشونت مسلحانه هستند. هرچند بطور کلی، هیچ برآورد قابل اعتمادی وجود ندارد.

     «تجارت بین المللی و غیرقانونی مواد مخدر» پایه جنایات سازمان یافته و فساد می باشد. تولید و قاچاق مواد مخدر تاثیر منفی جدی بر توسعه بین المللی می گذارد. به عنوان مثال، یک چهارم از تمام کوکائینی که در غرب اروپا مصرف می شود از طریق غرب آفریقا قاچاق می شود. سود تجارت «کوکائین» از طریق “گینه بیسائو” بزرگتر از تولید ناخالص داخلی این کشور است، بطوری که امنیت داخلی آن کشور را تضعیف کرده است. در این منطقه علاوه بر «ضعف امنیتی»، «ضعف اقتصادی»، «عدم ثبات اجتماعی»؛ «ضعف حکومت» نیز وجود دارد.

      «سیستم کنترل بین المللی مواد مخدر» بر پایه تعدادی از کنوانسیون ها و معاهدات سازمان ملل متحد شکل گرفته است. در سال ۱۹۶۱ تنها یک کنوانسیون برای مبارزه با مواد مخدر وجود داشت که در سال ۱۹۷۱ با کنوانسیون «مواد روانگردان» و در سال ۱۹۸۸ با کنوانسیون «مبارزه با قاچاق مواد مخدر و مواد روانگردان» تکمیل شد. همانطور که اشاره شد، این سیستم بر آن اعتقاد بود که یک رابطه خطی ساده بین مقیاس بازار مواد مخدر و سطح آسیب به سلامت انسان و رفاه وجود دارد (بعنوان مثال: بازار کوچکتر، آسیب کمتر). بنابراین، تمرکز این سیستم به تنهایی بر روی کاهش ابعاد بازار مواد مخدر غیرقانونی با هدف نهایی” جهانی عاری از مواد مخدر” بوده است، که توسط سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۸ تصویب شده است. لازم به یادآوری است که سازمان ملل متحد و کشورهای عضو آن در کاهش ابعاد بازار مصرف و تولید موفق بوده اند.

      UNODC در سال ۲۰۰۸  اشاره کرد که اگر میزان شیوع استفاده از مشتقات خشخاش (تریاک) در همان سال های اولیه قرن ۲۰ باقی مانده بود، جهان با ۹۰ میلیون کاربر مشتقات خشخاش مواجه بود که بیشتر از ۱۷ میلیونی است که ما باید امروز مراقب آنها باشیم. «دفتر ملی سیاست گذاری کنترل مواد مخدر ایالات متحده» در سال ۲۰۱۲ اشاره کرد که نرخ آمریکایی هایی که امروزه از مواد مخدر استفاده می کنند، تقریبا یک سوم نرخ اواخر دهه ۷۰ است. با این حال، «سیستم کنترل بین المللی مواد مخدر» در کاهش تقاضا، قاچاق و تولید مواد مخدر و همچنین میزان قیمت و خلوص مواد مخدر و در نهایت ابعاد بازار جهانی، بی اثر بوده است.

      تقاضای جهانی برای مواد مخدر نه تنها همچنان ادامه دارد، بلکه بیشتر شده است. هرچند در برخی از کشورها تقاضا برای «مواد مخدر سنتی» کاهش داشته است، اما تقاضا برای مواد دیگر از جمله «مواد روانگردان» با افزایش رو به رو بوده است. در نتیجه وجود تقاضای مداوم برای مواد مخدر در سراسر جهان، سطح قاچاق مواد مخدر همچنان بالاست. قاچاقچیان تاکتیک های خود را با «تغییرات تقاضا» و «اقدامات قانونی» منطبق کرده اند، و از «ابزارهای ابتکاری» برای قاچاق استفاده می کنند. استفاده از کشتی های کوچک به جای کشتی های بزرگ، استفاده از زیر دریایی برای جا به جایی محموله، کاربرد دستگاه پرتابگر برای جا به جایی مواد مخدر، هواپیماهای بدون سرنشین و حفر تونل، بهره کشی از قاطر برای حمل محموله های قاچاق مواد مخدر در سطح بین المللی، استفاده از ابزارهای اینترنتی ( بازار سیاه آنلاین فرصتی برای گروه های جرائم سازمان یافته جهت انجام معاملات کم خطر بوجود آورده است) و در نهایت، استفاده از پولشویی و سرمایه گذاری در اقتصاد قانونی سبب بقا گروه های جرائم سازمان یافته شده است.

     شواهد نشان می دهند که سیاست های مبارزه با مواد مخدر از لحاظ جلوگیری از تولید مواد مخدر به طور کلی شکست خورده اند. موفقیت در کاهش تولید مواد مخدر در یک کشور اغلب با افزایش تولید در کشورهای همسایه همراه بوده است. این پدیده ای است که بطور گسترده به آن “اثر بالون” گفته می شود. فشردن بادکنک در یک طرف سبب متورم شدن آن در طرف دیگر می شود، پس اعمال کنترل شدید جهت کاهش تولید در یک نقطه سبب افزایش تولید در نقطه دیگر می شود. UNODC  اشاره کرده است که موفقیت در کنترل عرضه مواد مخدر غیرقانونی در “چین” در اواسط قرن ۲۰، مشکل مواد مخدر را به سمت «مثلت طلایی» جا به جا کرده است. بطور مثال، موفقیت در «تایلند» سبب ایجاد مشکل در «میانمار شده است. از دهه ۷۰ میلادی به بعد نیز یک روند مشابه در جنوب غرب آسیا آغاز شد، بطوری که موفقیت در کنترل عرضه مواد مخدر در «ترکیه»، «ایران» و «پاکستان» سبب ایجاد مشکل در «افغانستان» شده است.

     از سوی دیگر داده های “مرکز بین المللی علوم سیاست گذاری مواد مخدر” (ICSDP) نشان می دهند که با وجود افزایش اقدامات «ممنوعیت تولید» مواد مخدر با هدف «کاهش ابعاد بازار» و« افزایش قیمت مواد مخدر»، قیمت مواد مخدر کاهش داشته است؛ زیرا «درجه خلوص مواد مخدر» با استفاده از روش های جدید و پیشرفته آزمایشگاهی امروزی در سراسر جهان افزایش یافته است.

     همچنین، ممنوعیت کشت مواد مخدر «معیشت» بسیاری از کشاورزان را در افغانستان نابود می کند و برنامه های «کشت جایگزین» برای معیشت کشاورزان موفقیت محدودی داشته است، چراکه با موانع ساختاری و سیاسی مواجه هستند و این واقعیت هم وجود دارد که برخی کشاورزان افغانستان “خشخاش” را برای «مصارف پزشکی» می کارند. در آمریکای لاتین نیز سمپاشی های هوایی مزارع کوکائین تا به حال اثرات منفی بر «خاک» و «سلامت جوامع محلی» به جا گذاشته است. اخیرا مقاله ای منتشر شده است که اثر بخشی سم پاشی هوایی را که ایالات متحده بر روی آمریکای لاتین انجام می دهد، ارزیابی می کند  و می گوید: “اگر اثر آن صفر نباشد، بسیار کم است”. علاوه بر این، شواهد نشان می دهند که قرار گرفتن در معرض سمپاشی هوایی با استفاده از «گلیفوسیت» احتمال بروز اختلالات پوستی و سقط جنین را افزایش می دهد.

       موضوع مواد مخدر چالشی است که «بهداشت» و «سلامت» افراد را تهدید می کند. در «پرتغال»، قانونی مبنی بر عرضه دارو تنها برای مصرف ده روز، ارائه شد که اجرای آن مصرف دارو در میان نوجوانان را به طور قابل ملاحظه ای کاهش داد و همچنین، موجب کاهش سطح مشکلاتی از قبیل: «مرگ و میر»، «عفونت HIV » و «جمعیت زندان» شد. در «ونکوور»، “کانادا”، در راستای سیاستهای اجرایی کاهش آسیب اقداماتی مانند: «توزیع کاندوم» و «سرنگ» انجام گرفت که این منطقه را به امن ترین مکان شمال آمریکا در سال ۲۰۰۳ تبدیل کرد. سازمان بهداشت جهانی  (WHO)رسما اعلام کرد که به شدت از سیاست «کاهش آسیب» حمایت می کند، چراکه شواهد نشان می دهند که در پیشگیری از آلودگی به «عفونت HIV» در معتادان تزریقی مؤثر بوده است.  

      در نهایت، باید گفت که وجود مشکلات فعلی و پیچیدگی کار نمی تواند توجیهی برای انفعال و سستی در سیاست گذاری های مربوط به مواد مخدر باشد. تاثیرات منفی سیاست های مواد مخدر باعث ایجاد سطحی پایدار از «خشونت»، «ناامنی» و «فساد» می شوند که مسیرهای تجاری را تغییر می دهند و باعث بی ثباتی در مناطق جدید و ظهور مواد مخدر جدید می شوند. در سال (۲۰۱۲)، «سانتوس» رئیس جمهور “کلمبیا” گفت: گاهی اوقات همه ما احساس می کنیم که داریم بر روی یک دوچرخه ثابت رکاب می زنیم. ما به سمت چپ و راست نگاه می کنیم، ولی همچنان چشم انداز ثابتی را می بینیم. سیاست های مبارزه با مواد مخدر در جهان در بهترین حالت ثابت و بی اثر است و در بدترین حالت اثر عکس بر تولید می گذارد، لذا نیاز است تا دولت ها ابتدا سیاست های داخلی خود را مورد بررسی قرار دهند و در کنار آن به مباحث فراملی و بین المللی بپردازند و بسیار مهم خواهد بود تا پاسخی مناسب برای چالش های پیش رو بیابند تا بتوانند آسیب های ناشی از مصرف «مواد مخدر»، «قاچاق» و «تولید» آن را کاهش دهند.

منابع:

 ,Benoît Gomis,2014,Illicit Drugs and International Security: Towards UNGASS 2016

Chatham House

https://www.crcpress.com/authors/i7265-benot-gomis.

http://www.worldpoliticsreview.com/authors/818/benoit-gomis

 

 

چگونه همه‌ ما خواهان حفظ وضع موجودیم؟

   نویسنده: عادل ایران خواه

 

    یکی از و شاید خطیرترین وظایف ما این است که بدانیم وضع موجود که همه‌ ما از آن نالانیم چگونه و به چه صورتی ادامه می‌یابد و باز تولید می‌شود؟ چیزی که از منظر بنیامین معادل فاجعه است (فاجعه آن نیست که همه چیز یک آن تغییر کند. فاجعه دقیقا این است که هیچ چیز تغییر نکند)، به عبارتی دیگر؛ چگونه است که همه از این اوضاع بیزاریم، اما این وضعیت حفظ می‌شود؟ همه‌ ما پییر بوردیو را متفکری می‌دانیم که همه چیز را اجتماعی می‌دانست و قاعدتاً هم غیر از این نیست، اما به واقع نه به این سادگی! تلاشِ دستگاه فکری بوردیو این است که عاملیت و ساختار را توأمان در نظر بگیرد. از این ‌رو مفاهیمی (عادت واره، هم دستی) را وضع و کاربست می‌دهد که فرد و عامل انسانی را نیز در چگونگی حفظ/تغییر اوضاع لحاظ کند. بوردیو با به کارگیری مفهوم “عادت واره”  به ما گوشزد می‌کند که چگونه ساختارهای بیرونی به درون ما می‌خزند و بخشی از وجود ما را فرا می‌گیرند. پس این دو جدای از هم نیستند و در بده بستان باهم قرار دارند. ناخوشایند است اما آنچه که در بیرون جریان دارد، در درون ما نیز در جریان است، آنچه که در بیرون رخ می‌دهد، رخ نمی‌داد مگر با “همدستی” ما! از این روست که بوردیو حکمی خلاف آمدِ نگاه جامعه‌ شناختی‌ اش را صادر می‌کند؛ “یک مبارزه‌ سیاسی رادیکال، همواره از درون خود فرد آغاز می‌شود!”  هرچند که می‌شود بر این حکم خورده‌ هایی گرفت، اما به نظرم دیدن چنین سویه‌ هایی برای ما ضروریست. در فیلم استاکر، منطقه‌ ای وجود دارد که آرزوها را برآورده می‌کند و استاکر راهنمایی‌ ست که مردم را به منطقه می‌برد. استاکر داستان استاد خویش “خارپشت” را تعریف می‌کند که با آرزوی زنده شدنِ برادرِ مرده‌ اش وارد اتاق شد، اما هنگامی که به خانه برگشت؛ به جای زنده شدنِ برادرش خود را ثروتمند یافت. منطقه آرزوهایی را برآورده می‌کند که در درون آدم خواسته می‌شود و نه آرزوهایی را که فقط گفته می‌شوند. از این منظر ما خارپشت‌ هایی هستیم که مدام آرزوی تغییر وضع موجود را فریاد می‌زنیم، اما در درونمان چیزی دیگر در جریان است. متنفر از وضع موجود و ترسان از تغییر آن، دشمنش و همدستش. در انجیل آمده است که مسیح خطاب به مردم چنین گفت:” آنچه در تاریکی گفته اید، در روشنایی خواهید شنید و آنچه پشت درهای بسته نجوا کرده‌اید؛ روی بام‌ها خواهید شنید.”

 

 

ماده مخدر شیشه

    نویسنده: دکتر فاطمه مهسا کارآموزیان

 

    ماده شیمیایی “n- متیل- ۱- فنیل پروپان -۲- آمین” ، متامفتامین نامیده می شود که بطور مخفف به آن «مت» می­گویند. در تهران “دى متامفتامین هیدروکلراید” به زبان عامیانه «شیشه» نامیده می­شود که یک ماده قدرتمند، اعتیاد آور و محرک صنعتی است. «شیشه» ماده ­ای شفاف است که به رنگ« صورتی»، «آبی» و «سبز» موجود می­باشد. این برای اولین بار در آلمان توسط یک شیمیدان رومانیایی (Edeleano, 1887) سنتز شد. شیشه یک محرک مصنوعی برای سیستم عصبی مرکزی است. 

    متأسفانه در سالهای اخیر، استفاده از متامفتامین در ایران افزایش داشته است. در برخی نقاط ایران «کریستال» اشاره به «متامفتامین» دارد و در برخی از بخش های دیگر کشور «کریستال» اشاره به هروئین کراک دارد که استفاده از آن به جای مخدرهای سنتی چون «تریاک» رواج پیدا کرده است.  افدرین که یک ماده پیش­ ساز برای متامفتامین است، دارویی ضد احتقان و سرماخوردگی است که به همراه فسفر قرمز و اسید هیدریک متامفتامین را شکل می­دهد.

   آمار نشان می­دهند که برای اولین بار مصرف این ماده از هروئین پیشی گرفته­است و در حال تبدیل شدن به دومین ماده مخدر بعد از تریاک می­باشد.  برای فروش «شیشه» در خیابان کودکان و نوجوانان مورد سوء استفاده قاچاقچیان قرار می­گیرند، تا در صورت دستگیری راهی برای فرار از زندان برای آنها وجود داشته باشد. یکی از این کودکان فروشنده می­گوید: “جوانان پولدار از مشتریان دائمی من هستند و شیشه را بعنوان یک داروی لوکس خریداری می­کنند که بسیار قوی­تر از هروئین است.”

    دردآور است که بگوییم «شیشه» در میان زنان بعنوان یک داروی لاغری ارزان قیمت بدون مورفین استفاده می­شود، که در تصور غلط آنها کم ­خطرتر و کم هزینه­ تر از جراحی است. از طرف دیگر این ماده برای قاچاقچیان کم­ خطر­تر است و مانند: «هروئین» و «تریاک» نیاز نیست تا آن را از مرز افغانستان عبور دهند.

    زمانی که فردی شیشه مصرف می کند چه اتفاقی می افتد؟

    «شیشه» یک ماده آرام بخش است و می­توان گفت تزریق آن با یورش سریع انرژی همراه است. مصرف این ماده حالتی از «سرخوشی» و «اعتماد به نفس کاذب» در فرد بوجود می­ آورد. افرادی که شیشه استفاده می­کنند، تبدیل به افرادی پرحرف و شاعر می­شوند. بعد از ایجاد حالت «سرخوشی» دمای بدن به شدت کاهش می­یابد و فرد پوست بدن خود را به شدت خشک احساس می­کند. او همچنین در دهان خود احساس خشکی می­کند و احساس افسردگی شدید قلبش را می ­فشرد. علائم میگرنی خفیف در فرد ظاهر می­شود و او بی خواب می­گردد. زمانی که جوانان «شیشه» مصرف می­کنند به تمایلات جنسی­ شان اجازه پرواز می­دهند. هرچند «پدران و مادران»، «رسانه ­ها» و «روحانیون» آنها را از این کار باز می­دارند، اما این قبیل محرک­ ها شیوه زندگی سنتی را رد می­کنند و جوان با استفاده از آنها احساس می­کند که «مدرنیته» را تجربه می­کند. شیشه سیلی از “دوپامین” را در فضای سیناپسی بین سلول های عصبی به راه می اندازد که در مرحله اول منجر به «افزایش آگاهی و ادراک در فرد» می­شود. در آن زمان او تصور نمی­کند که اعتیاد به شیشه منجر به جنونش خواهد شد. مصرف شیشه در دراز مدت منجر به بیماری «افسردگی دو قطبی» در افراد می­شود و آنها دائما از خستگی گلایه می کنند و پوستشان زرد رنگ می­شود. فشار خون بالا می­رود. این افراد دچار توهم می­شوند و عاقبت آنها جنون های وحشتناکی است که حتی شنیدن آن نیز دشوار است.  به خاطر داشته باشید که بدن درد، عرق کردن، سردرد، سردرگمی و بی خوابی از علائم شایع مصرف «شیشه» می­باشد. در زنان باردار و شیرده، شیشه از جفت و شیر عبور می­کند. روش­های مصرف در ایران در لوله های شیشه­ای،  به شکل قرص، استنشاق، تزریق و تدخینی باشد که نوع تدخینی مانند سیگار شایع ­تر است و ممکن است آنرا داخل مقعد و یا مثانه قرار دهند. 

    علائم مصرف شیشه عبارتند از:

  • سرخوشی
  • افزایش انرژی و سطح هوشیاری در مرحله اول مصرف
  • اسهال و حالت تهوع
  • عرق ­کردن بیش از حد
  • از دست دادن اشتها، بی­خوابی، لرزش، فشار دادن فک و دندان­ها
  • تحریک، تحریک­ پذیری، وراجی و پرحرفی، وحشت، خود شیفتگی، خشونت و اغتشاش
  • افزایش میل جنسی
  • افزایش فشار خون، درجه حرارت بدن، ضربان قلب، قند خون، اتساع برونش ­ها
  • تنگ شدن دیواره رگ­ها

    آثار استفاده مزمن از شیشه

  • بالا رفتن تحمل (نیاز به گرفتن دوز بیشتر دارو)
  • ولع مصرف مواد مخدر
  • کاهش موقت وزن
  • افسردگی
  • فساد شدید دندان ها
  • روان گردانی که ممکن است اثرات آن ماهها و سالها پس از ترک باقی بماند

     نشانه های مصرف بیش از حد

  • آسیب مغزی
  • احساس خشکی پوست شدید
  • پارانویا، توهم، هذیان، سردرد تنشی
  • فروپاشی عضله که به کلیه آسیب جدی وارد می کند

     درمان شیشه

    درمان­ های مختلف پزشکی مانند: بوپروپیون، مدافنیل، دکستروآمفتامین، و نالترکسون برای درمان «شیشه» مورد استفاده قرار گرفته اند. اما هیچ درمان دارویی با اثر بخشی تعیین شده برای آن وجود ندارد و هچ دارویی برای درمان آن توسط مسئولین بخش درمان توصیه نمی­شود. برخی شیشه را درد بی­ درمان نامیده اند. شیوع «متامفتامین» یک­ بار درمانی به بخش بهداشت تحمیل می­کند.  استفاده از «شیشه» که ماده ای ارزان قیمت است و به راحتی در آزمایشگاه های مخفی تهیه می­شود، می­تواند عامل گسترش عفونت های ویروسی مثل «ایدز» و «هپاتیت» در میان معتادان تزریقی باشد.

    گفته می­شود که برنامه درمان سرپایی و بستری شدن هر دو برای درمان «شیشه» بکار می­روند. از آنجا که این داروی روان گردان برای بازگشت بسیار وسوسه انگیز است، برخی نیاز به بازپروری در یک محیط پایدار و دریافت کمک به صورت رایگان هستند. دو نوع برنامه درمان سرپایی برای متامفتامین وجود دارد: در یک برنامه کاربر روزانه با یک مشاور ملاقات دارد و در برنامه دیگر به مدت ۸ ساعت در روز در کلنیک بستری خواهد بود. از آنجا که برنامه درمان سرپایی وقت اندکی از روز را می­گیرند، بنابراین فرد می­تواند مابقی روز را با خانواده خود بگذراند. برنامه درمانی بستری به کاربر اجازه بازپروری در محیطی به دور از وسوسه دوباره مصرف را دهد. شرکت در جلسات گروه درمانی، جلسات درمانی فردی، فعالیت­های تفریحی طراحی شده به کاربران کمک می کند تا روند درمان را بهتر و سریعتر طی کنند.

    لازم به ذکر است که تجارت مواد مخدر در جهان تجارتی سودآور است، لذا بازاری فعال و پویا دارد. قاچاقچیان از فن آوری­ های اطلاعاتی جدید جهت پیشبرد کار خود استفاده می­کنند و با استفاده از شیوه­های ابتکاری در مقابل روشهای کنترل و مبارزه مقاومت می کنند، شاید بهترین راه و اولین گام برای کاهش تقاضا آموزش جهت پیشگیری از خردسالی باشد. بسیاری از افرادی که به دام مصرف مواد مخدر افتاده اند از آن شناختی نداشته و نمی­ دانستند که چه عاقبتی در انتظار آنهاست. بسیاری از خانواده­ها از اعتیاد فرزندشان بی خبر هستند و یا با وجود مواد متنوع صنعتی امروزی شناختی از این مواد نداشته و نمی­توانند آثار سوء مصرف آن را در فرزندشان بشناسند و از طرف دیگر محققان گزارش کرده اند که مصرف «شیشه» توسط افراد بزرگتر منجر به «افزایش کودک آزاری» و «غفلت از کودک» می­شود. مصرف شیشه شوخی نیست و متأسفانه به خاطر ارزانی در بازار مصرف در میان جوانان رشد داشته است. کسی که اولین بار مصرف می­کند در حال سقوط است. او نیازمند به کمک فوری است. ما با ماده مخدری روبه رو هستیم که با یک جایگزینی ساده در ماده پیش­ ساز محصولی جدید خواهیم داشت که اثرات پیش­بینی نشده ای بر روی ارگانهای بدن یک انسان به جای می­گذارد. ما نمی­دانیم به راستی در ترکیب این دارو چه چیز وجود دارد، لذا بررسی مسئله و ارائه راهکار اهمیت زیادی پیدا می­کند. شاید بتوان گفت که در کنار پیشگیری و بالا بردن سطح آگاهی، شناسایی اقشار آسیب­ پذیر و تعدیل معیشت آنها نیز از اهمیت ویژه­ ای برخوردار است.

 منابع

EU DRUG MARKET REPORTS
www.unodc.org

 http://fav-meth-head-of-the-day.com/2014/04/18/methamphetamine-abuse-drives-ephedrine-smuggling-in-india

www.theguardian.com/world/iran-blog/2014/may/13/crystal-meth-tehrans-new-drug-of-choice

www.drugabuse.gov/drugs-abuse/methamphetamine

 Vocci FJ, Appel NM. Approaches to the development of medications for the treatment of methamphetamine dependence. Addiction. 2007;102:96–۱۰۶.

 http://chemistry.about.com/od/medicalhealth/a/crystalmeth.htm

http://www.tootoo.com/idetail/methylamphetamin-e-metamfetamin-e-methamphetamin-e-desoxyephedrine-deoxyephedrine-cas-no-51062-14_6824814_749975_7097407_1/

 Brackins T, Brahm NC, Kissack JC. Treatments for methamphetamine abuse: a literature review for the clinician. J Pharm Pract. 2011;24:541–۵۵۰. doi: 10.1177/0897190011426557

 Rawson RA, Gonzales R, Marinelli-Casey P, Ang A. Methamphetamine dependence: a closer look at treatment response and clinical characteristics associated with route of administration in outpatient treatment. Am J Addict. 2007;16:291–۲۹۹. doi: 10.1080/10550490701389864.

  Lashkaripour K, Torbati E. Methamphetamine dependency. Int J High Risk Behav Addcict. 2012;1:7–۸. doi: 10.5812/ijhrba.5336

  Alam mehrjerdi Z, Noroozi AR. An emerging trend of methamphetamine injection in Iran: A critical target for research on blood borne infection diseases. Hepat Mon. 2013;2:1–۳. doi: 10.5812/hepatmon.8154.

 http://drugabuse.com/library/how-to-help-a-crystal-meth-addict