تاریخ انتشار :

برای دانش آموزان سرزمینم

     نویسنده: کیومرث ترکاشوند

سخنم را با جمله ای از «گاندی» رهبر فقید هند نوین شروع میکنم. او در زمانی که هند را از زیر سلطه انگلستان آزاد کرد، به مردم هند گفت: “اگر برای یک سال می خواهید پیشرفت کنید گندم بکارید، اگر برای ده سال می خواهید پیشرفت کنید درخت گردو کشت کنید؛ ولی اگر میخواهید کشور هند پله های توسعه را طی کند بایستی اولویت اول آموزش و پرورش باشد.

           پایگاه خبری آبتاب (WWW.ABTAAB.IR):

و امروز نتیجه آن سخن گاندی را به روشنی می توان در این کشور پهناور که پرجمعیت ترین کشور دنیا بعد از چین می باشد را دید. کشوری با بیش از ۸۰۰ عقیده وایدئولوژی که بهره کمی از انرژیهای فسیلی برده که زیر بنای صنعت می باشد- دید. هند  به پشتوانه یک نظام مدرن آموزشی توانسته در میان کشورهای صنعتی جایگاهی پیدا کند و با ذکر یک نمونه از برنامه های آموزشی در این کشور پرسه ای در نظام آموزشی کشورمان میزنیم. در کشور هند از همان سال اول ابتدایی دانش آموزان در کنار زبان مادری زبان علمی و بین المللی انگلیسی را فرا میگیرند.”تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.”
برپا ….
بفرمایید، بنشینید. سلام صبح زیبایتان بخیر امیدوارم حال همگی خوب باشه. من “ترکاشوند” معلم ادبیات فارسی شما هستم. زنگ دوم من معلم ریاضی شما هستم. زنگ سوم من معلم علوم شما هستم. من معلم دینی، جفرافی، تاریخ، فیزیک، شیمی، هندسه و …… شما هستم.
فرزندان سرزمینم: ما معلمان؛ صدای شما را شنیدیم. بغض های در گلو مانده اتان، گلویمان را فشرد و با چشمان خود جوانان ایرانمان را دیدیم که بعداز سالها تحصیل و اخذ مدارج بالای دانشگاهی راننده اسنپ و پادوی بنگاه های معاملاتی املاک و گارسن رستورانهای کشورهای غربی شدن.
آرزوهای برباد رفته شماها را که در زنگ انشای می خواندید را دیدم که چگونه باد فنا شد و در هیاهوی دغدغه یک لقمه نان گم شدن.
و امروز بعد از گذشت بیش از ۳۰ سال از آن سالها آمده ام تا درسهایی را که تدریس نکردم و حرفهایی که نگفتم و کارهای که انجام ندادم را برایتان بگویم. امیدوارم مرا ببخشید. من بی تفصیرم، اگر فرصتی بود بیشتر می گویم.
ماشین نظام آموزشی ما فرسوده شده. این ماشین سالهاست که از استانداردهای جهانی جامانده است. نخبگانش پیاده و در مرزهای غربت آواره شدند. مرا ببخش که برایت از شهیدان همت و چیت سازیان و عباس دوران،و رسول زرین که صدام برای سرشان جایزه تعیین کرده بود! نگفتم…
هر وقت آمدم تا از مشاهیر سرزمینت که در شهرهای آنسوی آبها مجسمه اشان در ورودی مراکز علمی نماد دانش و تمدن ایران است و کلامشان به زبانهای زنده دنیا در سر در دانشگاها و سازمان ملل پیام صلح و دوستی و همدلیست برای جهانیان بگویم، زنگ پایان کلاس را زدند!
باور کنید، اگر فرصتی به من میدادند تا کتابی بنام “عبور از اروند” را بنویسم و آن را به کتابهای درسیتان اضافه میکردند تا بدانید که وقتی در زمستان ۱۳۶۴ ایران شهر استراتژیک “فاو” عراق را تصرف ‌کرد، یکی از خبرگزاریهای مهم فرانسه نوشت: “ایران یکی از بزرگترین و محکم ترین استحکامات جنگی دنیا را که حتی در طول جنگ جهانی دوم هم نظیرش وجود نداشته است را در هم شکست.”

امروز؛ بجای سیاه کردن دیوارهای شهر شما دانش آموزان باشوق و عشق ورزیدن به قهرمانان کشورت رشادتهای آن غواصان شهیدم را که با دستان بسته و زنده و دسته جمعی به دست دشمنان دیروز در خاک آرمیدند را به تصویر می کشیدید.
فرزندانم: امروز هم همان دشمنان که برادران شیعه ما را بر علیه ما مسلح کردند، این بار در یک آرایش نظامی متفاوت وارد میدان شده اند. دیروز آنها را در آنسوی خاکریزها با لباس نظامی و سلاح بر دست میدیدیم، اما امروز به شکلهای دیگر و پیچیده حتی وارد مدارس شده تا جایی که با روپوش و لباس فرم مدرسه ات در جایگاه یک همکلاسی در کنارت نشسته اند، پس باید با تکیه بر عرق وطن دوستی برای مقابله با این دشمن نوظهور بجای دلخوش کردن به داشتن موشک و بمب و ماشین جنگی، خود را به فناوریهای مدرن روزتجهیز کنید. سواد رسانه ای خود را بالا ببرید تا خدای نکرده بازیچه عروسک گردانهای معاند فضای مجازی نشوید.
دانش آموزان خوبم، آنجا که باید جانفشانیها و شهامت وشجاعت خلبان شهید عباس دوران و بابایی را فیلمش را می ساختیم، جایش را اخبار قتل خاشقچی گرفت! و ایمان دارم اگر بجای آن کتابهای که بجز هدر دادن بودجه و وقت ثمره ای نداشت از تاریخ سرزمینم و هشت سال ایستادگی در مقابل متجاوزان غربی به رهبری صدام میگفتم و در کلاس با آمار دقیقی از شهیدان خفته در خاک وطنم درس را شروع میکردم حال معنای “امنیت و استقلال و تمامیت ارضی سرزمینت” را میدانستی..
شاگردانم: وقت کلاس رو به اتمام است.
من نیز مانند شما از سخنان تکراری و عمل نشده خسته ام و در این چند دقیقه مانده به زنگ، از شما میخواهم؛ برای آخرین تدریس به دقت به حرفهایم گوش کنید: “فقط به نیمه خالی لیوان نگاه نکنید. میدانم که حرف زیاد دارید. از وعده های که دادند و فراموش شد،اما هنوز آسمان، فکر، هوا، مال توست و خدایی که بر همه چیز ناظر است؛ پس چهره زیبایت را از غم فروبسته مکن و امید و آروزهایت را پر بده و بجای پرسه زدن در دنیای ضد ونقیض فضای آلوده مجازی؛ زیبایهای سرزمینت را ببین. دستاوردهای کشورت را بیاد آر و برای ساختن وطنت گامهایت را استوار بردار و فراموش نکن که آینده از آن توست. این خانه، خانه توست. این خاک گهرخیز آباد نمی شود مگر با دستان تو. به امید روزهای خوش و ایرانی آباد برای همه.”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *