به اعتلای کشورمان معتقدیم

نگاه

در نگاهت پرنده ای ست
که مرزهای زمین را
به رسمیت نمی‌شناسد.

روی ابرها خیال میبافد
دل سرابها را آب میکند
بی گذرنامه
تا سیبری میرود
و راز قلبهای گرم را
به گوش درناها میرساند.

در نگاهت، پرنده‌ای ست
وسط چله بزرگ
بهار را
به پنجره‌ می کوبد.

به کارگران عیدی نگرفته دلگرمی میدهد
نرخ تورم را کنترل می کند
به شاخصهای فلک زده بورس
امید می بخشد
چراغها را برای تاکسیهای بی مسافر میدان آزادی سبز می کند
و نمی گذارد
دختران خیابان انقلاب
که روسریشان را به باد داده اند
برق بگیرد.

در نگاهت
پرنده ای پلک می زند
و دهان من و تو و
او که هیچوقتّ ساده نخندیده است،
فلزات سبک و سنگین
حتی جیوه که به دمی، بخار می شود
یا همین سیمهای خاردار که کارشان
گرفتن راه از باغچه است
بوی دوستت دارم می گیرد.

شاعر: استاد علی گل گلاب

Email
چاپ
آخرین اخبار