پزشکی و سلامت

کرونا با کودکان چه کرد؟

به گزارش آبتاب و به نقل از پرسون، مهدی تهرانی دوست، فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان بیان داشت:‌درباره کرونا با چالش‌های زیادی روبرو بوده‌ایم.

وی ادامه داد:‌ یکی از چالشها را در فاز حاد بیماری داشتیم که توام با ترس و نگرانی و احیانا رفتارهای وسواسی در مقابل این بیماری بود که خوشبختانه این فاز حاد گذرانده شده و ترس و نگرانی کاهش یافته است.

این فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان اضافه کرد: در عین حال فاز مزمن این اختلال و همه گیری عوارضی به دنبال داشته؛ از جمله اینکه بچه‌ها به مدت تقریبا ۲ سال از تحصیل حضوری محروم بودند؛اگرچه تحصیل به صورت مجازی بوده اما مزایای تحصیل حضوری را نداشته و ارتباطات با دوستان کاهش پیدا کرده است.

تهرانی دوست با بیان اینکه بچه‌ها در منزل درگیری و چالش‌های زیادی در درس خواندن و تکالیف داشتند،گفت: در این دوران تحریک پذیری بیشتر بوده و کارهای سرگرمی و بازی کمتر شده است.

وی متذکر شد: همین مسئله بدرفتاری بچه‌ها را در خانه بیشتر کرده؛ به خصوص کودکانی که مشکلاتی از قبیل بیش فعالی داشتند.

این روانپزشک کودکان و نوجوانان ابراز کرد: این مسئله در یادگیری آنها تاثیر گذار بوده است؛ضمن اینکه امروزه که تقریبا به دوران افول کرونا وارد شدیم با عوارض بعدی که ممکن است کرونا در کودکان و نوجوانان ایجاد کند مواجه هستیم.

تهرانی دوست ادامه داد:‌ طبیعتا اشتغال زیاد کودکان و نوجوانان به فضای مجازی خواهد بود که باید والدین آن را مدیریت کنند؛ به طوری که یکی از مشکلات و عوارضی که در بحران کرونا داشتیم بحث همه گیری فضای مجازی در کودکان و نوجوانان بوده است.

مصرف زیاد آنتی بیوتیک‌ها در ایران

به گزارش آبتاب، محمدتقی بیگ محمدی، رئیس بیست و سومین کنگره بین المللی میکروب شناسی ایران صبح امروز در نشست خبری ، با اعلام برگزاری این کنگره در روزهای ۸ تا ۱۰ شهریور ۱۴۰۱ در محل دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، گفت: علم میکروب شناسی جزو علوم پایه بوده و عجین با سلامت مردم است و رفتار نادرست با میکروب شناسی موجب آسیب به سلامت مردم خواهد شد.

رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران با اشاره به این موضوع که ما در بستری از میکروب‌ها زندگی می‌کنیم که در سلامت مردم نقش دارند، ادامه داد: هر چه جلوتر می‌رویم، مقابله با میکروب‌ها سخت‌تر می‌شود و باید روش‌های نوین در مقابله با میکروب‌ها را در پیش بگیریم که کار سنگینی است.

بیگ محمدی با اعلام اینکه میزان مصرف آنتی بیوتیک ها در کشور ما به صورت بی رویه و خیلی بالا است، افزود: ۵۰ درصد بیماران در کشور آنتی بیوتیک مصرف می‌کنند که متأسفانه بیش از این میزان مصرف می‌شود، در واقع آنتی بیوتیک‌ها جزو داروهای بدون نسخه نیستند، اما به دلیل درخواست بیمار داروخانه‌ها بدون نسخه هم این داروها را عرضه می‌کنند.

وی با بیان این مطلب که آنتی بیوتیک بدون ضرر نیست، افزود: متأسفانه مصرف آنتی بیوتیک ها افزایش یافته است و این موضوع تبدیل به معضل جهانی شده است، در دوران کرونا مصرف آزیترومایسین به شدت افزایش یافت که مؤثر بودن این دارو رد شده است.

بیگ محمدی گفت: در بخش‌های ICU بیشتر شاهد عفونت‌های میکروبی ناشی از مصرف آنتی بیوتیک ها هستیم.

در ادامه، محمدمهدی فیض آبادی رئیس انجمن میکروب شناسی ایران با اشاره به این که در کنگره امسال راه‌های درمان بیماری‌های میکروبی مورد بررسی قرار می گیرد، افزود: آزیترومایسین داروی بسیار با ارزشی است اما نباید در دسترس همگان قرار گیرد، زیرا باعث شکست درمان شود.

مژده حاکمی والا دبیر علمی بیست و سومین کنگره بین المللی میکروب شناسی ایران نیز گفت: با شروع پاندمی کرونا، کنگره میکروب شناسی متوقف نشد و در دو سال گذشته کنگره را به صورت مجازی برگزار کردیم.

حاکمی والا گفت: ما پنل مخصوص مقاومت دارویی را در کنگره امسال داریم و از این طریق، دستاوردهای جدید دنیا با دانشمندان ایرانی مورد تبادل نظر قرار می‌گیرد، یک سری کارگاه آموزشی نیز در کنگره امسال برای همکاران برگزار می‌شود. همچنین ۷۲۰ مقاله به دبیرخانه کنگره ارسال شده که برخی از آنها در قالب سخنرانی و پوستر ارائه می‌شود.

مریم پورحاجی باقر دبیر اجرایی بیست و سومین کنگره بین المللی میکروب شناسی ایران، هدف از برگزاری این کنگره را ارتقا ارتباط میان متخصصین علوم پایه و علوم بالینی و تبادل به روزترین دستاوردهای علمی- پژوهشی جمع کثیری از اساتید برجسته دانشگاهی، محققین و پژوهشگران داخلی و همچنین تعدادی از پژوهشگران صاحب نظر خارجی از کشورهایی همچون آلمان، استرالیا، آمریکا، ایتالیا، بلژیک، سوئد، عمان، کانادا، هند و یونان در این حوزه دانست و گفت: در این رویداد بین المللی، به محورهای گوناگونی همچون وضعیت، درمان، واکسیناسیون و کنترل بیماری کووید ۱۹، بررسی بیماری‌های نوپدید و بازپدید از جمله بیماری آبله میمونی، فاژ تراپی و اهمیت آن در درمان، متاژنومیکس: روشی نوین در تشخیص بیماری‌های عفونی، مقاومت دارویی و روش‌های جدید تعیین آن، کنترل عفونت‌های بیمارستانی، نقش پروبیوتیک ها در بیماری‌های عفونی، وضعیت عفونت‌های ادراری، وضعیت بیماری سل در ایران و جهان و اهمیت سل مقاوم به درمان، اهمیت بیماری‌های عفونی در بیماران با نقص ایمنی، کارآفرینی و دستاوردهای تشخیصی و…، پرداخته می‌شود.

بیست و سومین کنگره بین المللی میکروب شناسی ایران از ۸ تا ۱۰ شهریور ۱۴۰۱ در محل دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار می‌شود.

 

استفاده از ویروس‌های باکتری‌خوار برای درمان عفونت ریه

به گزارش آبتاب، بیست عفونت پیچیده و مقاوم به آنتی بیوتیک ریه توسط پژوهشگران دانشکده پزشکی دانشگاه کالیفرنیا سن دیگو و دانشگاه پیتسبرگ آمریکا با استفاده از ویروس‌های باکتری‌خوار درمان شدند. هیچ عارضه جانبی منفی پس از استفاده از این روش وجود نداشت و بیش از نیمی از بیماران تحت درمان، نتایج بالینی مطلوبی داشتند.

احتمال آنکه بیماران مبتلا به فیبروز سیستیک (Cystic Fibrosis) یا سایر اختلال‌های مزمن که طی آن نایژه‌های ریه (شبکه‌ای از لوله‌هایی که اکسیژن و سایر گازها را در سراسر اندام‌ها حمل می‌کنند) آسیب دیده یا از بین می‌رود، به عفونت‌های غیر مایکوباکتریوم توبرکلوزیس (NTM) مبتلا شوند، بالاتر است. عفونت‌های غیر مایکوباکتریوم توبرکلوزیس (NTM) به طور فزاینده‌ای در میان بیماران مبتلا به فیبروز سیستیک یا سایر بیماری‌های مزمن، شایع است.

به دلیل مقاومت باکتریایی به آنتی‌بیوتیک‌ها، درمان عفونت‌های غیر مایکوباکتریوم توبرکلوزیس به‌ویژه عفونت‌هایی که توسط “Mycobacterium abscessus” ایجاد می‌شوند، چالش برانگیز است. بر اساس گزارش مرکز کنترل ‌و پیشگیری از بیماری‌های آمریکا (CDC)، سالانه ۳۵ هزار نفر در ایالات متحده در اثر ابتلا به تقریبا سه میلیون عفونت که به همه آنتی بیوتیک‌ها مقاوم هستند، جان خود را از دست می‌دهند.

ویروس‌هایی که به عنوان باکتریوفاژ (bacteriophages) شناخته می‌شوند برای مورد هدف قرار دادن و از بین بردن گونه‌های باکتریایی خاص توسعه یافته‌اند. هر جا که باکتری‌ها زندگی می‌کنند، فاژها ممکن است در تعداد بیشتری از سایر اشکال زنده یافت شوند. آنها برای اولین بار در اوایل قرن بیستم شناسایی شدند و از آن زمان با رشد و گسترش باکتری‌های مقاوم به آنتی بیوتیک، تحقیقات بیشتر و بیشتری بر روی آنها برای تعیین پتانسیل دارویی آنها انجام شده است.

در سال ۲۰۱۶، دانشمندان و پزشکان دانشکده پزشکی دانشگاه کالیفرنیا سن دیگو از یک فاژ درمانی وریدی آزمایشی برای درمان و معالجه همکارشان دکتر “تام پترسون” که بر اثر عفونت باکتریایی مقاوم به چند دارو در حال فوت بود استفاده کردند. این درمان موفقیت آمیز بود. پترسون، اولین مورد ثبت شده در ایالات متحده بود که از فاژهای داخل وریدی برای ریشه کن کردن عفونت باکتریایی سیستمیک در بدن وی استفاده شد. معالجه چند بیمار دیگر با این روش به ایجاد مرکز کاربردی و درمانی نوآورانه فاژ (IPATH) در دانشگاه کالیفرنیا سن دیگو منجر شد.

دکتر “کانستنس بنسون” (Constance Benson) استاد دانشکده پزشکی دانشگاه کالیفرنیا سن دیگو گفت: ما فکر می‌کنیم این یک موضوع و مطالعه انقلابی است که از نتایج آزمایش بیمار اصلی ما یعنی دکتر تام پترسون به دست آمد است.

در حال حاضر، کاربرد این روش محدود است و علت آن نیز تا حدی به این خاطر است که هرگونه فاژ تنها یک گونه باکتری را جستجو کرده و از بین می‌برد و تسلیحات فعلی فاژهای مفید شناخته شده از نظر درمانی، نسبتا کوچک است. در نتیجه، آزمایش فاژ درمانی در حال حاضر محدود به درمان‌های تجربی است که در آن همه درمان‌های جایگزین دیگر یا ناموفق هستند یا شکست خورده‌اند.

مطالعه جدید شامل گروهی متشکل از ۲۰ بیمار مبتلا به عفونت‌های مایکوباکتریایی پیچیده و مقاوم به آنتی‌بیوتیک بود. همه بیماران شرایط زمینه‌ای متفاوتی داشتند. اکثر آنها فیبروز سیستیک (CF) داشتند. فیبروز سیستیک یک بیماری ارثی و پیش‌رونده است که باعث آسیب شدید به ریه‌ها و سایر اندام‌ها می‌شود. در حال حاضر، هیچ درمانی برای فیبروز سیستیک وجود ندارد. متوسط طول عمر افراد مبتلا به فیبروز سیستیک که تا بزرگسالی عمر می‌کنند تقریبا ۴۴ سال است.

بیماران شرکت‌کننده در این مطالعه بر اساس قانون “استفاده دلسوزانه” (compassionate use) سازمان غذا و داروی ایالات متحده واجد شرایط بودند. این قانون اجازه آزمایش داروها یا محصولات تحقیقاتی در شرایط تهدیدکننده حیات فرد و زمانی که هیچ درمان جایگزین قابل مقایسه یا رضایت‌بخشی وجود ندارد را می‌دهد.

بنسون و همکارانش در این مطالعه ۲۰۰ بیمار مبتلا به بیماری علامت دار ریه را غربالگری کردند تا سویه‌های باکتریایی را که احتمالا به فاژها حساس هستند شناسایی کنند. محققان در نهایت ۵۵ سویه را شناسایی کردند سپس فاژها به ۲۰ شرکت‌کننده این مطالعه به صورت داخل وریدی یا توسط آئروسل‌سازی از طریق نبولایزر یا با استفاده از هر دو روش دو بار در روز طی یک دوره متوسط شش ماهه تجویز شدند، اگرچه برخی از بیماران درمان‌های کوتاه‌تر یا طولانی‌تری بر اساس پاسخ بالینی یا میکروبیولوژیک داشتند.

نبولایزر یا ریزپاش وسیله‌ای برای رساندن دارو به قسمت‌های مختلف دستگاه تنفس از طریق استنشاق می‌باشند، این درمان بخصوص در وضعیت‌هایی مانند برونشیت و آسم شدید بسیار مؤثر هستند و به دلیل سریع بودن تأثیر دارو و جلوگیری از تأثیر دارو بر بافت‌های دیگر بدن بسیار مورد توجه می‌باشد و با توجه به نوع داروی مصرفی باعث بهبود تهویه، افزایش عملکرد ماهیچه‌های تنفسی، بهبود استقامت فعالیت‌های عمومی، جلوگیری از تجمع ترشحات ریوی، بهبود سرفه، پیشگیری از آتلکتازی، کاهش‌چسبندگی، کمک به بازگشت خون، کاهش درد و کاهش اسپاسم می‌شود.

پس از آن بیماران از نظر عوارض جانبی، علائم بهبود یا کاهش حضور باکتری، ظهور مقاومت فاژی و یا خنثی سازی فاژها توسط سیستم ایمنی تحت نظر قرار گرفتند. نویسندگان بدون توجه به نوع عفونت باکتریایی یا انواع فاژهای مورد استفاده یا روش‌های درمانی استفاده شده، هیچ واکنش نامطلوبی به فاژ درمانی را در هیچ یک از بیماران گزارش نکردند. ۱۱ بیمار از ۲۰ بیمار تا حدودی بهبود علائم یا کاهش حضور باکتری را نشان دادند. پنج بیمار پیامدهای غیرقطعی داشتند و چهار بیمار هیچ پاسخی به درمان نشان ندادند.

بنسون گفت: با توجه به پیچیدگی شرایط بیماران و شرایط فردی آنها، نمی‌توان نتیجه‌ گسترده‌ای گرفت اما می‌توان گفت درمان فاژی عفونت‌های مایکوباکتریایی امیدوارکننده است و باید بیشتر مورد بررسی قرار گیرد.

 

قلاب موفقیت

     نویسنده: زهرا رجبی پور

     در ابتدا لازم است تعریفی از قلاب ارائه شود. قلاب یا نشانه میتواند یک کلمه یا یک بو یا یک حس یا حتی یک شیئ باشد. بطور مثال اگر شخص خاصی همیشه از یک نوع عطر خاص استفاده کند به نوعی استشمام بوی آن عطر نوعی قلاب برای حضور آن شخص ایجاد میکند. قلاب ها بسیار پر قدرت هستند چرا که میتوانند به سرعت به وضعیت های خاصی که عموماً پر از احساس هستند دسترسی پیدا کنند. دنیای ما پر از قلاب است. بعضی عمیق و با معنا هستند و برخی دیگر بیهوده و بی معنی. به طور خلاصه قلاب انداختن یعنی ایجاد ارتباط بین افکار و ایده ها و احساسات و یا وضعیت ها بوسیله­ ی محرک خاص.

     قلاب انداختن مفیدترین تکنیکی است که برای جهت دهی سازنده به رفتارهای قدرتمند ناخودآگاه ما وجود دارد. هر جایی که فرد در آن وضعیت قرار میگیرد، جایی که ذهن و بدن به شدت با هم درگیر هستند و یک محرک خاص به صورت دائمی و پی در پی در بالاترین ارتعاش آن وضعیت فرد را تحریک می­کند، وضعیت و محرک سبب تحریک سیستم عصبی می شوند. بنابراین هر زمانی که محرک بوجود آید همان وضعیت با شدت زیاد به صورت خودکار اتفاق میافتد. در اینجا نحوه­ ی بهره جستن از قلاب را می­ آموزیم.

     و اما یک قلاب موفقیت این است که فرد بتواند قلاب هایی از محیط افراد خود که سبب قرارگیری در وضعیت­های منفی و غیرمفید میشود را شناسایی و حذف کند و در همان حال قلاب­ های مثبتی در خود و دیگران جایگزین کند. خود را در موقعیت­های مثبت قلاب کنید مثلاً با زدن یک قاب عکس شاد و لبخند بر لب در کنار خانواده یا دوستان مدام شادی و روزهای خوش را به خودتان یادآور شوید و یا آوردن موفقیت های کاری و تحصیلی به طور مداوم و تکرار در این کار قلاب اعتماد بنفس را در خود زنده نگه دارید.

     به همین صورت می توانید برای ثروتمند بودن، عاشق بودن و هیجان زده بودن و اعتماد به نفس داشتن و آرامش مطلق داشتن برای خود قلاب سازی کنید و با تاکید بر آنها این احساسات را در خود زنده نگه دارید و تقویت نمایید. برای تقویت اعتماد به نفس و افزایش حس خود اتکایی میتوانید دفترچه ای تهیه کنید. روزانه تمام کارهای مفیدی که برای روح و جسم خودتان انجام میدهید و یا هر فعالیت در زمینه­ ی رشد شخصی و یا کمک به دیگران و… را در آن یادداشت نمایید و از خودتان تقدیر کنید بدین ترتیب حس اعتماد بنفس را در خود تقویت کرده­ اید.

 

سیگار و سرطان

     سیدکمال الدین میرعباسی

بیش از چهار هزار ماده شیمیایی در تنباکو وجود دارد که حداقل ۶۹ ماده آن موجب بروز سرطان در بدن انسان می شود. بر اساس آمار دولتی سال ۲۰۱۵ در ایالات متحده، حدود ۵۹۹ ماده افزودنی سرطان زا به توتون مجاز شمرده شده بود که این لیست را مدتها محرمانه نگه داشته بودند. مواد شیمیایی تولید شده از دود کردن توتون و تنباکو و مواد افزودنی آن بیش از هفت هزار برآورد شده است که هفتاد مورد آن عامل شناخته شده سرطان می باشند. برخی از این مواد شیمیایی منجر به بروز بیماریهای قلبی و ریوی می شوند که می توانند، کشنده باشند. حال سؤال این است که آیا مصرف سیگار موجب ابتلا به سرطان می شود؟ پاسخ این است که بله! مصرف سیگار علت حداقل ۳۰ درصد از مرگهای ناشی از سرطان در ایالات متحده است و دلیل ۸۷ درصد از مرگهای ناشی از سرطان ریه در مردان و ۷۰ درصد در زنان به علت مصرف سیگار است.

تعدادی از مواد شیمیایی موجود در دود سیگار عبارتند از: “سیانید، بنزن، فرمالدئید، متانول (الکل چوب)، استیلن (سوخت مورد استفاده در دیگهای جوش)، آمونیاک.” همچنین، دود سیگار شامل گازهای سمی مونوکسید کربن و اکسید نیتروژن است. نیکوتین که ماده اصلی سیگار است، اعتیادآور می باشد و یکی از خطرناک ترین مواد شیمیایی موجود در سیگار است. شایان ذکر است که برگ توتون و تنباکو حاوی مواد رادیواکتیو، بسته به خاکی که گیاه در آن رشد می کند و کودی که برای داشت گیاه استفاده شده؛ می باشد. بنابراین، افراد سیگاری با آتش زدن هر نخ سیگار مقدار کمی مواد رادیواکتیو هم وارد ریه های خود می کنند. این مهم نیز یکی دیگر از عوامل اصلی و مهم بروز سرطان ریه در افراد سیگاری است.

کشیدن سیگار باعث بروز سرطان حفره بینی، لب، حنجره، دهان، حلق، مری و مثانه می شود. همچنین، مصرف سیگار موجب توسعه سرطانهای لوزالمعده، رحم، تخمدان، کولورکتال، کلیه، معده و برخی از انواع سرطان خون است. و اما متأسفانه، بر اساس آمارهای ارائه شده بیش از ۱۲ تا ۱۵ میلیون نفر در ایران به استعمال سیگار اعتیاد دارند. رتبه جهانی ایران در مصرف سیگار در میان ۱۲۱ کشور در جهان با مصرف سرانه ۷۶۴ نخ در سال در رده شصت و هفتم قرار گرفته است که پیش از ایران، انگلیس و عراق با مصرف ۷۹۰ و ۷۸۴ نخ در سال قرار دارند و پس از ایران نیز سوئد و کره شمالی با مصرف ۷۵۱ و ۷۱۴ نخ در سال قرار دارند. متأسفانه سن مصرف سیگار در ایران به ۱۱ سال رسیده است که کارشناسان در این مورد هشدار داده اند، لذا لازم است تا با تدوین قوانین پیشگیرانه و فراهم سازی بسترهای مناسب اجتماعی جلوی بروز این آسیب گرفته شود.

     منابع

http://www.voestalpine.com/nortrak/static/sites/c022/downloads/en/products

Wellness/OnTrack_January_2015.pdfَ

http://www.zendegany.com/smoking-statistics/56-smoking.html

 

انعطاف پذیری درست یا غلط

     دکتر زهرا رجبی پور

انعطاف پذیری به معنای موافقت کامل و بی چون و چرای فرد در برابر دیگران نیست، چراکه در این صورت فرد از من واقعی خود دور میشود و هر روز بیش از پیش عزت نفسش تخریب میگردد و فرد به جایی میرسد که دیگر اثری از خود واقعی­ اش در خود نمیابد و این مساله به شدت بر میزان احساس رضایت از زندگی اثر گذار است؛ لذا در این مقاله سعی شده است راهکاری جهت ارائه نظر واقعی خود فرد بدون جبهه گیری فرد مقابل ارائه شود.

همه­ ی افراد به طور طبیعی انعطاف پذیر نیستند و یا ممکن است آنرا به عنوان یک ضعف قلمداد کنند. اکثریت افراد به یک دعوا که شبیه مسابقه­ ی بوکس لفظی هست عادت کرده­ اند. هرکسی میکوشد مسابقه را به نفع خود به پایان ببرد، در حالیکه ما باید قادر باشیم نیرویی که به سمت ما می آید را کنترل و مهار کنیم. باید در ابتدا خود را با آن نیرو هم جهت کرده؛ سپس آن را به سمت و سوی که میخواهیم هدایت کنیم. درست شبیه ورزش­های رزمی شرقی ای کیدو و تای چی چوان.

باید بدانیم که اکثر افراد از شنیدن عقاید مخالف ناخشنود میشوند. کلمات و جملات خاصی هستند که مقاومت و مشکلات را میسازند. بطور مثال “اما” و “ولی” و یا “اگرچه”. مثلاً اگر کسی بگوید: “حرف شما درست است، اما” در واقع فرد هر چیزی را که قبل از آن گفته شده را نقض می کند. تا به حال به جادوی کلمه “و” بجای “اما” و “ولی” دقت کرده­ اید؟ اگر به جای آنها کلمه­ “و” را جایگزین کنید چه اتفاقی می افتد؟ مثلاً بگویید: “این درست است و در جای دیگری مطلب دیگری هست که آن هم به نظر درست می­ آید” در این حالت به جای برانگیخته کردن احساس حقارت و مخالفت با فرد مقابل مسیری برای تغییر جهت ایجاد کرده­ اید.

پیشنهاد میشود از ابزار ارتباطی به شما معرفی می شود، استفاده نمایید زیرا قادر هستید بدون اینکه نظر حقیقی تان را پنهان کنید، احساس خود را در مورد مساله دقیقاً بیان کنید و آن ابزار، چارچوب موافقت نام دارد.

چارچوب موافقت را استفاده از عباراتی از این قبیل می سازند.

” نظر شما بسیار قابل احترام است و …”

” من موافقم و …”

” نظر شما تحسین برانگیز است و …”

در این ساختارها شما با وارد شدن به دنیای طرف ابتدای امر خود را با او همراه ساخته ­اید  و بجای اینکه او را نادیده بگیرید یا کوچک بشمارید از ارتباط با او قدردانی کرده­ اید. در واقع، شما چارچوب موافقتی را ساخته ­اید که شما را به فرد مقابل وصل میکند و دری را گشوده ­اید که بتوانید بدون هیچ مقاومتی نظر او را به سمت دیگری سوق دهید.

افزوده شدن یک بند به سوگندنامه بین المللی پزشکان

     دکتر فاطمه رجبی پور

واپسین نشست عمومی انجمن پزشکی جهانی (World Medical Association) در شیکاگوی آمریکا، شاهد تغییراتی در متن اعلامیه ژنو (Declaration of Geneva) بود. اعلامیه ژنو که نسخه به‌روز‌ شده سوگندنامه ۲۵۰۰ ساله بقراط به شمار می‌رود، نخستین بار در سال ۱۹۴۸ تدوین و منتشر شد. تفاوت کلیدی اعلامیه ژنو با اسناد مشابه مانند اعلامیه هلسینکی، توجه بیشتر به پزشکان در کنار تاکید بر حقوق بیماران بوده است. در تدوین نسخه جدید اعلامیه ژنو به فشارهای حرفه‌ای بر روی پزشکان و آثار بالقوه‌ای که استرس شغلی بر سلامت و عملکرد آنان دارد توجه شده که حاصل آن اضافه شدن عبارت زیر به متن اعلامیه است:

I WILL ATTEND TO my own health، well-being، and abilities in order to provide care of the highest standard

در خدمت رفاه، سلامت و توانمندی خود خواهم بود تا بتوانم مطابق با بالا‌ترین استاندارد‌ها در خدمت بیماران باشم.

این عبارت علاوه بر تأکید روی جنبه انسانی پزشکان، نشان می‌دهد که سلامت پزشکان، تأثیر مستقیم بر سلامت بیماران دارد. فرسودگی شغلی یا کارزدگی (Occupational burnout)، در لغت به‌ مفهوم تحلیل قوای روانی، گاهی همراه با افسردگی است. فرسودگی شغلی، نشانگان خستگی مفرط عاطفی به دنبال سال‌ها درگیری و تعهد نسبت به شغل است. به‌ عبارت دیگر، فرسودگی شغلی، خستگی جسمی، عاطفی و روحی در پی قرار گرفتن طولانی مدت در موقعیت کار سخت است. این نشانگان حالتی است که در آن قدرت و توانایی افراد کاهش یافته و رغبت و تمایل آنان برای ادامه کار و فعالیت حرفه‌ای کاهش پیدا می‌کند.

قرص جدیدی که احتمال بازگشت سرطان پستان را کاهش می‌دهد

با مصرف روزانه دو عدد از این قرص، خطر عود سرطان پس از برداشتن تومور کاهش می‌یابد

حدود ۴۰۰۰ زن مبتلا به سرطان پستان می‌توانند از قرص جدیدی که تأییدیه خدمات ملی سلامت بریتانیا (NHS) را دریافت کرده است، دو بار در روز استفاده کنند.

موسسه ملی تعالی سلامت و مراقبت (NICE) اعلام کرده است که اکنون به زنان واجد شرایط، آبماسیکلیب ارائه می‌‌کند، این دارو خطر عود سرطان را پس از برداشت تومور کاهش می‌دهد.

موسسه خیریه «اکنون سرطان پستان» (Breast Cancer Now) از این تصمیم استقبال کرده و آن را اقدامی «‌فوق‌العاده» خوانده است.

این دارو تولید شرکت داروسازی الی لی‌لی (Eli Lilly) ایالات متحده آمریکا است و برای افرادی مناسب است که گیرنده هورمون-مثبت، هرتو-منفی و گره-مثبت‌اند و در معرض خطر شدید بازگشت بیماری قرار دارند و جراحی شده‌اند.

Eli Lilly Inc

نتایج آزمایش بالینی نشان داد کسانی که ترکیب آبماسیکلیب و هورمون‌‌درمانی دریافت می‌کنند، در مقایسه با آن‌هایی که فقط هورمون‌درمانی شدند، بیش از ۳۰ درصد شانس بهتری داشتند که سرطان بعد از جراحی عود نکند.   

بارونس دلیث مورگان، مدیر اجرایی [خیریه] «اکنون سرطان پستان»، گفت: «این فوق‌العاده است [که] هزاران زن مبتلا به سرطان پستان در مراحل اولیه، اکنون گزینه درمانی بیشتری در ان‌اچ‌اس دارند که به کاهش خطر عود بیماری بیشتر کمک می‌کند.»

«ترس از بازگشت سرطان پستان یا گسترش آن به سایر قسمت‌های بدن و درمان‌ناپذیر شدن برای بسیاری از زنان و عزیزانشان اضطراب بسیار زیادی ایجاد می‌کند.»

«بنابراین، از درمان‌های مؤثر جدیدی مانند آبماسیکلیب که به زنان بیشتری فرصت می‌دهد که خطر عود بیماری را کاهش دهند، بسیار استقبال می‌شود و این تغییر مسیری مهم در گزینه‌های دارویی موجود برای این گروه از بیماران به شمار می‌رود.»

هلن نایت، مدیر موقت ارزیابی دارو در نایس، گفت: «پیش‌نویس پیشنهاد مثبت امروز که کمتر از یک ماه بعد از دریافت مجوز آبماسیکلیب ارائه می‌شود، خبر فوق‌العاده‌ای است.»   

«این واقعیت که توانسته‌ایم پیش‌نویس توصیه‌ها را به این سرعت تهیه کنیم گواه تحقق آرزوی ما برای حمایت از دسترسی هرچه سریع‌تر بیماران به درمان‌های بالینی و مقرون‌به‌صرفه است.»

«تاکنون هیچ درمان هدفمندی برای افراد مبتلا به این نوع سرطان پستان وجود نداشت.»

«آبماسیکلیب همراه با هورمون‌درمانی پیشرفت چشمگیری در شیوه درمان است، زیرا امکان درمان هدفمند بلافاصله پس از جراحی، شانس درمان بیماری را افزایش می‌دهد و احتمال ابتلا به بیماری پیشرفته درمان‌ناپذیر را کاهش می‌دهد.»

بر اساس پژوهش‌های سرطان، در بریتانیا هر ساله نزدیک به ۵۶ هزار مورد ابتلا به سرطان پستان تشخیص داده می‌شوند. سرطان پستان هرتو-منفی شایع‌ترین نوع سرطان است که حدود ۷۰ درصد از کل سرطان‌های پستان را شامل می‌شود. برآورد می‌شود که سرطان پستان در مراحل ابتدایی پس از درمان اولیه در حدود ۳۰ درصد افراد عود می‌کند.

© The Independent

بحران جمعیت نداریم

     مصاحبه خبرآنلاین با دکتر شهلا کاطمی پور

یک جمعیت‌شناس گفت: «به محدوده سنی ۱۵ تا ۶۴ سال پنجره جمعیتی می‌گویند، اقتصاددانان از اصطلاح فرصت جمعیتی استفاده می‌کنند، گاهی هم از فرصت طلایی جمعیت برای آن استفاده می‌شود. وقتی دو سوم جمعیت هر کشوری بین ۱۵ تا ۶۴ سال باشند آن جمعیت وارد پنجره می‌شود، ولی الزاماً پنجره به فرصت تبدیل نمی‌شود، زمانی پنجره جمعیتی معنی فرصت پیدا می‌کند که این گروه جمعیتی در اشتغال  تام باشند و بهره‌وری بالایی داشته باشند، طوری‌که بتوانند اقتصاد جامعه را رشد بدهند.»

     مستوره برادران نصیری، مظاهر گودرزی: این روزها از تریبون‌های رسمی و صحبت برخی کارشناسان صدای بحران جمعیت به‌گوش می‌رسد، کاهش ازدواج، کاهش فرزندآوری و کلی شاخص‌های جمعیتی دیگر ردیف می‌شوند تا این بحران رنگ آمار و ارقام به خود بگیرد. اما شهلا کاظمی‌پور، جمعیت‌شناس بیان می‌کند: «در حال حاضر بحران جمعیت نداریم بلکه در پنجره و فرصت طلایی جمعیت هستیم.»

او همچنین نگران آمارهای کاهش ازدواج نیست، چون معتقد است کاهش ازدواج به‌دلیل کاهش جمعیت در معرض ازدواج است.

کاظمی‌پور با بیان این‌که در کشورهای دیگر این‌گونه نیست که با اجبار مردم را بترسانند که برای بچه‌دار شدن‌شان وسایل پیشگیری از بارداری را حذف می‌کنیم. بیان می‌کند: این وسایل از حقوق اولیه افراد محسوب می‌شود. اما آن‌چه این جمعیت‌شناس را نگران کرده عدم تبدیل پنجره معیتی به فرصت است. طوری‌که حدود ۱۵ سال به بسته شدن این پنجره زمان باقی مانده اما همچنان برخی شاخص‌ها مانند اشتغال و بیمه برای داشتن یک جمعیت باکیفیت و سلامت تامین نشده است. نقد و بررسی ابعاد مختلف قانون «حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» از دیگر موضوعاتی بود که در این نشست به آن پرداخته شد. متن کامل این گفت‌وگو در ادامه آمده است.

     آیا ما در ایران با بحران جمعیت مواجه هستیم؟

خیر، در حال حاضر بحران جمعیت نداریم بلکه در پنجره و فرصت طلایی جمعیت هستیم، ولیکن در آینده ممکن است جمعیت در کشور ما سالخوره شود. من خودم کلمه بحران را استفاده نمی‌کنم چراکه خیلی از کشورها الان جمعیت‌شان سالمند است اما در بحران نیستند، چون از سالها قبل برنامه‌ریزی کردند و مشکلات خودشان را حل کردند.

    پس چرا در جاهای مختلف، از تریبون‌های رسمی گرفته تا رسانه‌ها این صدا شنیده می‌شود که ما با بحران جمعیت مواجه هستیم؟

بخشی از این‌ها بحث‌های غیرکارشناسی است، خیلی از کشورها همین مسیر را طی کردند و من جایی ندیدم که بگویند بحران داریم، حتی جمعیت‌شناسان برجسته که جمعیت کشورشان سالمند شده از اصطلاح خاکستری شدن جمعیت استفاده کردند، در واقع، از اصطلاحات کارشناسی شده دارند استفاده می‌کنند، تا این‌که بیایند فضا را شلوغ کنند. درباره جمعیت حتماً باید متخصص‌ها صحبت کنند، اگر هم مشکلی هست متخصص باید درباره چرایی وجود مشکل صحبت کند، سیاه نمایی کردن با گفتن کلمه بحران هیچ فایده‌ای ندارد.

     جامعه هم بحران جمعیت را نپذیرفته است، فکر می‌کنید چرا؟

برای این‌که افراد غیر کارشناس دارند صحبت می‌کنند، این افراد ممکن است از سر دلسوزی صحبت کنند اما چون کارشناس نیستند، صحبت‌ها و اغراق‌هایی که می‌کنند به دل مردم نمی‌نشیند.

     در هر جامعه‌ای ورود حاکمیت می‌تواند به افزایش جمعیت کمک کند؟

بله می‌تواند، اما سیاست‌های آن مهم است.

    توضیح می‌دهید؟

سیاست‌گذاری‌ها باید دراز مدت بوده و تداوم داشته باشند، ضمن این‌که اثربخشی آن‌ها مهم است، فقط با صحبت‌هایی که می‌خواهند مردم را بترسانند چیزی تغییر نمی‌کند.

    کشورهای دیگر چه کارهایی انجام داده‌اند؟

من سیاست‌های جمعیتی چندین کشور را بررسی کردم، این‌طوری نیست که با زور و اجبار مردم را بترسانند که چون شما باید بچه‌دار شوید وسایل پیشگیری از بارداری را حذف می‌کنیم، این سیاست‌ها می‌تواند اثرات منفی داشته باشد.

     سیاست‌های تشویقی برای فرزند آوری در برخی کشورها مانند عربستان و سوئد اجرا می‌شود، آیا این بسته‌ها در فرزندآوری اثرگذار هستند؟

خیلی عالی هستند، به نظرم ۸۰ الی ۹۰ درصد این بسته‌ها حتی آن‌هایی که در ایران طراحی شده و قرار است اجرایی شود جنبه رفاهی دارند، مثلاً چیزی مانند بیمه مادر، حمایتی که باید همیشه وجود داشته باشد، یک زن حامله باید همیشه بیمه باشد، در خیلی از کشورها این کار را انجام می‌دهند، یا مثلاً دادن سبد تغذیه به مادر تا فرزند متولد شده از کیفیت جسمی مناسبی برخوردار باشد، بنابراین خیلی از این سیاست‌ها جنبه رفاهی دارد و من سوالم این است که چرا تا حالا وجود نداشتند، نباید این بسته‌ها را نفی کنیم، باید آن‌ها را تایید کنیم تا دولت ملزم به اجرا و تدام آن شود. اما توجه به یک نکته مهم است، این‌که ما با اجرای این سیاست‌ها حتماً بتوانیم باروری را بالا ببریم معلوم نیست.

     تجربه دنیا چه می‌گوید، مثلاً در کشورهای اروپایی که این قبیل سیاست‌ها را دارند توانسته‌اند باروری را بالا ببرند؟

تا حدودی اثرگذار بوده، فرض کنید اگر باروری ۱.۸ بوده با اجرای این سیاست‌ها به ۱.۹ رسیده است، فقط یک‌ تا دو دهم زیاد شده است، اما این‌که یکدفعه خانواده‌ها تبدیل به سه یا چهار فرزنده شوند خیر این‌طور نبوده است. البته این قبیل از اقدامات بسته‌های سیاستی هستند و نیاز به اجرای جنبه‌های مختلف آن در بازه زمان طولانی دارد، نباید این‌طور باشد که یکی دو سال اجرا و بعد رها شوند.

     وعده یک میلیون تومانی سیاست‌های فرزندآوری در دوره آقای احمدی‌نژاد هم همین سرنوشت را پیدا کرد؟

بله، قرار بود یک میلیون تومان به حساب خانواده‌ها واریز کنند که به صورت سپرده برای آینده آن بچه جمع‌آوری شود، تقریباً برای پنج ماه واریز شد و دیگر تداوم نداشت، جالب این‌که به آن خانواده‌هایی هم که تعلق گرفته بود با مراجعه به بانک متوجه شدند اصلاً پولی وجود ندارد.

     احتمال دارد سیاست‌های اخیر درباره فرزندآوری یا همان قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت به همین سرنوشت دچار شود؟

نمی‌دانیم، برای همین در جلسه‌ای که مدتی قبل برگزار شد و دکتر بانکی‌پور، نماینده مجلس هم آن‌جا حضور داشتند، من گفتم سنگ بزرگ علامت نزدن است، مواد این طرح زیاد است، گویی مجلس فقط تصویب کرده درحالی‌که مجری طرح دولت است، دلیل این‌که این طرح حدود ۱۰ سال معطل شد همین بار مالی زیادی بود که داشت، لذا دولت‌های قبلی چندان دنبال تصویب آن در مجلس نبودند، حالا که این قانون تصویب شده دولت باید بداند بار مالی آن روی دوش اوست. و در بودجه‌ها باید آن را پیش‌بینی کند، من بار مالی تمام مواد این قانون را بررسی کردم، بانک مرکزی گفته است ما بودجه نداریم، اما مجلس می‌گوید ما دولت را  مجبور کردیم، اجبار کردن به جایی می‌رسد که بانک مرکزی ممکن است مجبور به چاپ پول شود و همین مسئله به افزایش تورم دامن بزند، حتی ممکن است در یک بازه زمانی کوتاه بتوانند تامین اعتبار کنند اما در دراز مدت از عهده آن برنیایند، البته اگر بتوانند در تامین اعتبار موفق شوند خیلی خوب است.

     خانم دکتر، مهم‌ترین ایراداتی که می‌شود به این قانون گرفت چه چیزهایی است؟

من چندان نمی‌خواهم به آن انتقاد کنم.

    چرا؟

برای این‌که خودم در تدوین آن بودم، ما در سال ۱۳۹۰ اساس این قانون را در ۱۲۰ ماده و با انجام کارهای مطالعاتی و کارشناسی نوشتیم، الان ده سال گذشته است، شرایط اجتماعی با آن‌ سال‌ها تغییر کرده است.

    یعنی قانونی که تصویب شده نسبت به پیش‌نویس ۱۰ سال قبل آن تغییر نکرده است؟

مقداری کمتر شده است، اما در این بازه زمانی که قانون تصویب نشد مقداری از بندهای آن را در برنامه ششم توسعه گنجاندند، مواد ۱۰۱، ۱۰۲، ۱۰۳، برنامه ششم در مورد جمعیت است، اما برنامه ششم هم به پایان رسید با این وجود هیچ اثری از سیاست‌های جمعیتی ندیدیم، الان هم برنامه هفتم را دارند می‌نویسند که احتمال دارد این قانون بازهم روی زمین بماند. اما نکته این است در بازه‌ای که قانون اجرا نشد بعضی از بندهای ایذایی آن را انتخاب و اجر کردند، مثلاً مسکوت ماندن برنامه‌های پیشگیری از بارداری، یا درس تنظیم خانواده در دانشگاه دیگر ارائه نشد، اکثر مواد این قانون جنبه‌های تشویقی دارد، فقط حدود ۶ الی هفت ماده آن جنبه ایذایی دارد، اجرای صرف این جنیه‌های ایذایی سبب می‌شود اذهان عمومی و مردم حالت تدافعی به قانون بگیرند. یک نکته مهمی در این بین وجود دارد، اگر قرار است هر سیاستی خوب اجرا شود در گام اول باید نخبه‌ها نسبت به آن به اجماع برسند، بعد به کمک تبلیغ و موارد دیگر به لایه‌های دیگر جامعه تزریق شود، اما وقتی هنوز در میان نخبه‌ها اجماع ایجاد نشده و یک عده‌ای این قانون را نقد می‌کنند و از طرفی مدافعان این قانون نمی‌توانند به خوبی از آن دفاع کنند، قانون به خطر می‌افتد. مثلاً عده‌ای عنوان می‌کنند قانون جدید سقط جنین را ممنوع کرده درحالی‌که سقط جنین از قبل از انقلاب ممنوع بوده است، پس ممنوع بودن آن چیز جدیدی نیست.

     اما اشاره منتقدان به سقط درمانی برای جلوگیری از تولد نوزادان با مشکلات خاص است، آن‌ها معتقدند در قانون جدید موانع جدی‌ای برای سقط درمانی ایجاد شده است، این‌طور نیست؟

سقط درمانی الان هم وجود دارد.

     اما در قانون جدید روند اجرای آن سخت‌تر شده است؟

برای این‌که اصطلاحاً به خاکی می‌زدند.

     منظورتان چیست؟

یعنی بعضی از پزشکان سقط عمدی را به صورت سقط درمانی جا می‌زدند.

     اما چیزی که می‌گویید چندان کار ساده‌ای نیست، برای این‌که سقط درمانی در مواردی خاص انجام می‌شود و نیاز به حکم قاضی دارد؟

ببیند، ابتدای راه سقط درمانی، غربالگری است، تمام مشکلات از این‌جا شروع می‌شود، من درباره این موضوع تحقیق کردم، در دنیا معمولاً از هر صد حاملگی سه الی پنج درصد غربالگری می‌شود، درحالی‌که در ایران این عدد حدود ۳۰ درصد بود، و سر همین غربالگری استرس زیادی برای مادر ایجاد کردند، طوری‌که پزشک با دیدن یک نکته کوچک در سونوگرافی بلافاصله می‌گوید خطرناک است و باید غربالگری کنید.

     یعنی منظورتان این است که این تعداد غربالگری به مافیای پزشکی برمی‌گردد؟

نه نمی‌خواهم بگویم مافیا بوده است، در اصل هنوز آن تخصص وجود ندارد، طوریکه پزشک به خودش می‌گوید غربالگری که هست من هم نسبت به جنین این بیمار تردید دارم، بنابراین بلافاصله برای غربالگری معرفی می‌کنم، علت این‌که غربالگری را مسکوت گذاشتند به این خاطر است که در ایران بد دارد اجرا می‌شود، در قانون جدید نوشته شده که فعلات مسکوت است تا یک دستورالعمل جامع و استاندارد درباره غربالگری اتخاذ شود.

     یعنی شما از حذف غربالگری دفاع می‌کنید؟

غربالگری نباید حذف شود، بلکه باید به صورت استاندارد اجرا شود.

     اما در جامعه‌ای مثل ما که تعداد زیادی از ازدواج‌ها، از حیث فرهنگی فامیلی است، و ما می‌دانیم ازداوج فامیلی شانس ایجاد مشکل در جنین را افزایش می‌دهد، گمان نمی‌کنید ایجاد محدودت زیاد برای غربالگری منجر به تولد نوزادان با محدودیت‌ها جسمی و ذهنی شود؟

ببینید، من در جلسات وزارت بهداشت هم حضور داشتم، آن‌ها توضیح دادند که غربالگری استرس زیادی در خانواده‌ها ایجاد می‌کرده، ما فعلاً آن را مسکوت گذاشتیم تا زمانی‌که یک راهکار علمی برای غربالگری پیدا کنیم، تا مانند سطح جهانی در حد سه الی پنج درصد انجام شود، نه این‌که ۳۰ درصد بارداری‌ها غربالگری شوند.

    اما این‌که ما بخواهیم یک ایرادی را برطرف کنیم بدتر سبب بوجود آمدن مشکلات دیگر شویم اشتباه نیست، به‌ نظرتان نباید تعداد زیاد غربالگری را به طریق دیگر کاهش داد تا این‌که جلوی آن گرفته شود؟

ببینید، هرکدام از این بندهای قانون نیاز به کارهای کارشناسی دارد، اما وقتی دائم عجله وجود دارد تا این قانون تصویب شود گویی با مسئله، ساده‌انگارانه برخورد می‌شود.

     شما گفتید در برخی جلسات تصمیم‌گیران حضور داشتید، قطعاً این صحبت‌ها هم آن‌جا انجام شده است، واکنش‌شان چیست؟

مشکل فقط مسئله جمعیت نیست، گره مشکلات در ایران عدم برنامه‌ریزی است، سازمانی رشد می‌کند که رئیس آن ۳۰ درصد کارهای روزمره را انجام دهد، ۷۰ درصد از وقت خود را به دنبال برنامه‌ریزی باشد، امکانات موجود را با خواسته‌ها مورد بررسی قرار دهد و چاره‌ای پیدا کند. هیچ سازمانی نباید مرکز تحقیقات داشته باشد، مرکز تحقیقاتی که از رئیس سازمان حقوق می‌گیرد نمی‌تواند منتقد درستی باشد، تحقیق یعنی گفتن واقعیت‌ها تا رئیس یک سازمان بتواند به خوبی برنامه‌ریزی کند، اما در کشور ما برنامه‌ریزی وجود ندارد و تمام روسای ما در حال انجام امور روزمره هستند.

     در همان قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، حذف ابزارهای پیشگیری از بارداری وجود دارد، شما گفتید خودتان در طراحی این قانون نقش داشتید، یعنی در جریان این بند بودید؟

نه، این یک مورد از اول وجود نداشت بلکه بعداً اضافه کردند.

     نقدی به این تصمیم دارید؟

ببینید وسایل پیشگیری از بارداری به عنوان یکی از حقوق انسان‌ها دیده شده است، طوری‌که هر زنی باید به این وسایل دسترسی داشته باشد. در ایران و درخصوص این قانون من هم سوالاتی از تصمیم‌گیران پرسیدم، آن‌ها گفتند که ما وسایل پیشگیری از بارداری را ممنوع نکردیم اما ارائه رایگان آن در خانه های بهداشت و روستاها متوقف شده است. یک زمانی به کسی‌که فرزند سوم و چهارم داشت به اجبار گفتند که باید لوله‌ها رحمی را ببندی یا مردان وازکتومی کنند، به دلیل همین افراط‌ها تصمیم گرفتند فعلاً این خدمات در مراکز دولتی اجرا و ارائه نشود. با این تصمیم شاید حدود ۲۰ درصد از مردم از دسترسی به لوازم پیشگیری از بارداری جا بمانند، ۸۰ درصد زنان شهری که این لوازم را نه از خانه بهداشت بلکه از داروخانه‌ها تهیه می‌کنند.

     اتفاقاً پرسش همین‌جاست، به‌نظر می‌رسد جامعه هدف این قانون همان مناطق کم بهره هستند، مناطق روستایی که درآمدهای چندانی ندارند، این نگرانی وجود دارد اجرای این قانون سبب‌ساز این شود که بار اصلی ایده‌ی رشد جمعیت بر دوش زنان روستایی بیفتد، جاهایی که ازدواج فامیلی زیادی هم انجام می‌شود و رعایت نکات بهداشتی سخت‌تر از شهر است، این نگرانی وجود دارد ما در آینده شاهد تولد نوزادان دارای کم‌توانی ذهنی یا جسمی در این مناطق کم برخوردار باشیم، این‌طور نیست؟

بله، ممکن است این اتفاق بیفتد طوری‌که آدم‌های که فقیرتر هستند و زمانی لوازم پیشگیری از بارداری می‌گرفتند، الان به دلیل محدودیت تعداد فرزندان‌شان بیشتر شود. ولیکن من باز نگران این مسئله نیستم. اگر با اجرای حمایت ها و کنترل هایی که برای مادران باردار در این قانون دیده شده است.

     چرا؟

برای این‌که از حیث باروری در کشور به یک همگرایی رسیدیم، طوری‌که روستایی و شهری تقریباً دو فرزند دارند، میانگین فرزندآوری روستا و شهر دو دهم با هم فرق دارد.

     اجازه بدید درباره پنجره طلایی جمعیت بپرسیم، گفته می‌شود پنجره طلایی جمعیت بین ۱۵ تا ۶۴ سال است، الان وضعیت پنجره طلایی جمعیت در ایران چگونه است؟

زمانی که باروری خیلی بالا است، هرم سنی جمعیت مثلثی شکل است با قاعده وسیع، در چنین وضعیتی ما می‌گوییم جمعیت جوان است. یعنی بیش از ۴۰ درصد جمعیت زیر ۱۵ سال باشد، سال ۱۳۶۵ حدود ۴۶ درصد جمعیت ایران زیر ۱۵ سال بود، شاید در جهان اول بودیم. اما بعد از دهه شصت با اجرای سیاست‌های کنترل جمعیت، این وضعیت تغییر کرد. هر کشوری که بیش از دو سوم جمعیت‌اش ۱۵ تا ۶۴ ساله باشد می‌گویند که در پنچره جمعیتی قرار دارد، اگر کشوری بیش از هفت درصد جمعیت‌اش بالای ۶۵ سال باشد دارد وارد سالخوردگی جمعیت می‌شود. خود سالخوردگی جمعیت سه مرحله دارد، جمعیت بالای ۶۵ سال بین ۷ تا ۱۴ درصد مرحله اول سالخوردگی است، ۱۴ تا ۲۱ درصد مرحله دوم و ۲۱ درصد به بالا مرحله سوم سالخوردگی جمعیت است، ایران از سال ۱۳۹۵ به بعد وارد مرحله اول سالخوردگی جمعیت شده است. یعنی بیش از ۷ درصد جمعیت ایران ۶۵ سال به بالا هستند. کشوری مانند ژاپن الان وارد مرحله سوم شده است. عبور از هر کدام از این مراحل برای کشورهای مختلف فرق دارد، ممکن است یک کشوری ۵۰ سال این مسیر را سپری کند، اما با شرایط موجود کشور ایران تقریباً طی بیست سال آینده به مرحله سوم سالخوردگی جمعیت می‌رسد.

     این‌که گفته می‌شود کشورها اگر از فرصت پنجره طلایی استفاده نکنند و به سمت توسعه گام برندارند انگار دیگر در دایره فقر می‌افتند درست است؟

ببینید، جمعیت شناسان به این محدوده سنی ۱۵ تا ۶۴ سال پنجره جمعیتی می‌گویند، اقتصاددانان از اصطلاح فرصت جمعیتی استفاده می‌کنند، گاهی هم از فرصت طلایی جمعیت برای آن استفاده می‌شود. وقتی دو سوم جمعیت هر کشوری بین ۱۵ تا ۶۴ سال باشند آن جمعیت وارد پنجره می‌شود، ولی الزاماً پنجره به فرصت تبدیل نمی‌شود، زمانی پنجره جمعیتی معنی فرصت پیدا می‌کند که این گروه جمعیتی در اشتغال تام باشند و بهره‌وری بالایی داشته باشند، طوری‌که بتوانند اقتصاد جامعه را رشد بدهند، در این صورت به پنجره طلایی جمعیت تبدیل می‌شود. کشورهای آسیای جنوب شرقی که به غول‌های اقتصادی تبدیل شدند در همین مرحله پنجره جمعیتی این اتفاق برای‌شان میسر شد.

     وضعیت ایران چگونه است؟

ایران از سال ۱۳۸۵ وارد مرحله پنجره جمعیتی شده است، معمولاً ۳۰ الی ۴۰ سال طول می‌کشد که جمعیت از پنجره خارج شود، علت این‌که جمعیت ایران در فاصله کوتاه‌تری به سالمندی می‌رسد به این خاطر است که در دهه ۶۰ باروری خیلی زیادی داشتیم، این باروری زیاد سبب شد که جمعیت ناگهان به پنجره برسد و همین‌طور با شتاب بیشتر از پنجره خارج شود. ما در ایران ۱۵ سال از پنجره جمعیت را سپری کردیم و حدوداً ۱۵ تا ۲۰ سال باقی مانده است، و در این شرایط هم فعلاً رشد اقتصادی ایران منفی است و اشتغال مناسب نداریم.

     و اگر در این بازه زمانی ۱۵ ساله تا بسته شدن پنجره نتوانیم این مشکلات اقتصادی را جبران کنیم می‌شود گفت ایران وارد دایره فقر می‌شود؟

اگر نتوانیم جبران کنیم آن نگرانی که همه به فکر سالمند شدن جمعیت هستند این‌جا بروز پیدا می‌کند.

     اما الان باید نگران ۱۵ سال بعد باشیم چون اگر ۱۵ سال آینده برسد و سیاست‌های جمعیتی و اقتصادی موفق نباشد آن واقعه که همه نگران هستند اتفاق افتاده است.

الان نباید نگران باشیم، الان باید برنامه ریزی کنیم. اصلاً چرا سالمندی جمعیت مشکل است، برای این‌که یک فرد در دوران سالمندی مصرف کننده است، باید یک جمعیت جوان تولید کننده وجود داشته باشد تا سالمندان تامین شوند. امروز صندوق‌های بازنشستگی هم نتوانسته تامین کننده نیاز بازنشسته‌ها باشد. ببینید واقعیت این است که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم بالای ۲۰ درصد از جمعیت ما در ۲۰ سال آینده سالمند است، جلوی این را نمی‌شود گرفت، حتی با سیاست‌های افزایش باروری این ۲۰ درصد ممکن است به ۱۸ درصد برسد، اگر نگران جمعیت هستیم باید در کنار بالا بردن موالید نگران سالمندان هم باشیم.

     دقیقاً پرسش این‌جاست، این قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت گویی پیوست اقتصادی ندارد و فقط به فکر تولد نوزاد است، پیوست اقتصادی آن کجاست؟

ندارد.

     این ضعف بزرگی است، اینطور نیست؟

بله، بنابراین باید بگوییم با این قانون، جمعیت از نظر ساختاری تعدیل می‌شود اما اگر قرار است در آینده جمعیت سالمندی ما ۲۰ میلیون شود از حالا باید برای آن‌ها برنامه‌ریزی کنیم، یعنی جمعیتی که قرار است در آینده سالمند شوند الان باید دارای شغل باشند، باید تحت پوشش بیمه باشند، تحصیلات داشته باشند تا سال‌ها بعد تبدیل به سالمندانی شوند که روی پای خودشان بایستند. ما باید علاوه بر سیاست‌های افزایش جمعیت به دنبال سیاست‌های سالمندی سالم و فعال باشیم، درصورتی‌که الان جمعیت جوان ما مشکل سلامتی دارد. همین‌ها وقتی سالمند شدند، یک سالمند ناتوان هستند، سلامت از بدو تولد آدم‌ها شروع می‌شود، بنابراین در کنار سیاست افزایش جمعیت باید به فکر سیاست سلامت جمعیت هم باشیم.

     به‌ همین دلیل خیلی‌ها انتقاد می‌کنند سیاست‌های افزایش جمعیت در ایران فقط دنبال افزاش موالید است، نه دنبال یک جمعیت سالم و با کیفیت با این ویژگی‌هایی که شما گفتید، ما فقط ۱۵ سال تا بسته شدن پنجره جمعیتی وقت داریم و اگر با قانون اخیر تعداد موالید افزایش پیدا کند چندان کمکی نمی‌کند که پنجره جمعیتی تبدیل به فرصت شود، این‌طور نیست؟

من می‌گویم که این قانون باید اجرا شود، ولیکن مسئولان ما نباید به این قوانین دلخوش باشند، باید جنبه‌های دیگر را هم ببینند. اعتقادم این است که باید تلاش کنیم که این قانون اجرا شود و بعد تلنگرهای بعدی را به مسئولین بزنیم، به تصمیم‌گیران بگوییم که باید راجع به مهاجرت، اشتغال، بیمه و بهداشت همگانی برنامه‌ریزی داشته باشیم، نمی‌شود بچه‌ای را که به دنیا آمد رها کنیم. من یک مقاله نوشتم و در آن توضیح دادم اگر نگران رشد جمعیت هستید باید بدانید که عامل رشد جمعیت درکنار موالید، مرگ‌ومیر و مهاجر پذیری و مهاجر فرستی است. اگر ما باروری را بالا ببریم در مقابل زیربناهای لازم به اندازه کافی رشد نکند و بچه‌ای که متولد می‌شود در آینده گرفتار انواع سوانح و آلودگی‌های زیست محیطی شود و از بین برود و یا مهاجرت کنن. تلاش بیهوده است.

     اصلاً اگر زیربناها درست نشود ممکن است با جمعیتی مواجه شویم که به دلیل همین سوانح و انواع بیماری‌ها هزینه‌های زیاد درمان و نگهداری را بر دوش جامعه و دولت بگذارد، این‌طور نیست؟

بله، ممکن است بیشتر شود. و رشد جمعیت باید با کیفیت باشد.

     ولیکن قانون جدید این را نمی‌گوید و فقط دنبال افزایش جمعیت است؟

قوانین ما خوب است، اما باید جوانب را در نظر بگیرند. ببینید الان مرگ‌ومیر کشور ما در مقایسه با کشورهای توسعه یافته کمتر است، اما ما هنوز مرگ و میر نوزاد، مرگ و میر ناشی از زایمان و مرگ و میر ناشی از حوادث زیاد داریم، نمونه‌اش همین متروپل. اگر نگران جمعیت هستیم تا نوزاد متولد شود باید کاری کنیم که فرد در ادامه زندگی هم تلف نشود. این‌ها نیاز به تغذیه و بهداشت سالم دارد، ضمن این‌که کشور ما چندان کشور مهاجر پذیری نیست. خیلی از کشورهای توسعه یافته برای تعدیل ساختار جمعیتی علاوه بر سیاست‌های افزایش ولادت، سیاست‌های مهاجر پذیری اتخاذ کردند، ما در ایران نه تنها سیاست‌های مهاجر پذیری نداریم، با اقداماتی که انجام می‌دهیم مهاجر فرستی هم داریم. چقدر باید بودجه خرج کرد که سالی ۱۰۰ هزار بچه بیشتر متولد شود، درحالی‌که شاید سالی همین تعداد نخبه، تحصیل‌کرده و نیروی کار از کشور مهاجرت می‌کنند. اگر قرار است با این سیاست‌ها فردی متولد شود در ادامه هم باید سیاست‌هایی وجود داشته باشد که فرد سالم متولد شود، بتواند زنده بماند و در ادامه بازدهی بالایی داشته باشد، و بعد از آن سیاست‌های مهاجر پذیری و مهاجر فرستی درستی برنامه‌ریزی کنیم.

     آیا تجرد قطعی در ایران افزایش پیدا کرده است؟

برای دختران بله زیاد شده است، قبلاً دو درصد بود که پنج درصد شده است. اما برای متولدین دهه ۷۰ به بعد چون تعداد دختران دارد کم می‌شود و معمولاً با پسران بزرگتر از خودشان ازدواج می‌کنند، دیگر بحث مضیقه ازدواج را نخواهیم داشت. سال ۱۳۸۵، هشت میلیون دختر مجرد داشتیم ولیکن سال ۱۳۹۵، ۵ میلیون و ششصد هزار نفر شده‌اند. در جلسه‌ای بودیم که برای کاهش ازدواج ابراز نگرانی می‌کردند، اما من معتقدم کاهش ازدواج به دلیل کاهش جمعیت در معرض ازدواج است. باید با جمعیت در معرض ازدواج مقایسه شود.

     ازدواج در کشور ما کم شده است؟

نه، زیاد هم شده است، سال ۱۳۸۹، سالانه ۸۹۰ هزار ازدواج در کشور داشتیم، الان این تعداد حدود ۷۰۰ هزار ازدواج شده است، روی همین مسئله می‌گویند ازدواج کم شده، درحالی‌که جمعیت در معرض ازدواج هم کم شده است. سال ۱۳۸۵، ۱۶ میلیون متاهل داشتیم، سال ۱۳۹۵ نزدیک به ۲۲ میلیون متاهل داشتیم. به همین دلیل من به شورای عالی انقلاب فرهنگی گفتم اصلاً با عدد خام نباید بررسی کرد، بلکه باید با میزان خالص مطالعه‌ها را انجام داد. یعنی جمعیت در معرض را در نظر بگیرید، ازدواج را به مجردها و طلاق را به متاهل‌ها تقسیم کنید.

     ولی همچنان کار خودشان را می‌کنند؟

چون بلد نیستند.

     اگر بخواهید به یک خانواده توصیه کنید، چند فرزند را پیشنهاد می‌دهید؟

دو تا سه فرزند، تا به میانگین برسد.

     منظورتان عدد ۲.۱ سطح جانشینی است؟

     بله، ما در باروری هم افراط و تفریط داشتیم، یک زمانی یک خانواده ۱۴ بچه به دنیا می‌آورد که ۸ تای آن‌ها زنده بماند، اما الان باروری کم شده است، الانم بعضی‌ها می‌گویند با این مشکلات موجود بچه نمی‌خواهیم، درحالی‌که اگر خودمان را با گذشته مقایسه کنیم وضع‌مان از گذشته بهتر است.

     اما سطح مطالبات زنان هم تغییر کرده است، نمی‌شود به یک زن گفت درس نخوان، کار نکن، اگر درس خواندی از آن بهره نبر، بنابراین طبیعی است با این خواسته‌های منطقی فرزندآوری هم کم شود؟

بله، همه این بحث‌ها شده است، در اکثر مواقع وقتی از کسی پرسیده می‌شود چرا فرزند کم دارید دلایل اقتصادی را مطرح می‌کنند، همین قانون اخیر هم مسئله را صرفاً اقتصادی دیده است، تنها کسی که می‌گوید کاهش فرزندآوری فرهنگی است من هستم.

     یعنی الان مسئله جمعیت در ایران بیشتر فرهنگی است؟

اگر هم اقتصاد مطرح است نقش ثانویه را دارد، اساساً مشکل فرهنگی است، همان مواردی که شما درباره زنان مطرح کردید که برخی از آن‌ها بیمارگونه است.

     یعنی زیاده خواهی هستند؟

بله

     یعنی زنی که می‌خواهد مدیر یا استاد دانشگاه شود زیاده‌خواهی است؟

نه؛ توجه کنید؛ اتفاقا او می‌تواند مدیر بشود. بگذارید اینطور بگویم جوانان ما وقتی ازدواج می‌کنند چاله‌های زیادی برای اردواج خودشان درست می‌کنند، من با مهریه، جهیزیه و هزینه‌های ازدواج مخالف هستم، ما دهه هشتاد، سال‌های ۸۳ یا ۸۴، تحقیق کردیم و حدود ۷۰ درصد جوانان گفتند که ما دوست داریم از طریق دوستی ازدواج کنیم، یعنی چیزی شبیه به غرب، احتمالاً این آمار الان بیشتر شده است، اما سوالم این است کسانی‌که روش غربی را برای ازدواج انتخاب می‌کنند در نحوه ازدواج هم همین کار را انجام دهند، مگر جوانان غربی جهیزیه می‌برند، یا مهریه دارند، یا جشن‌های آن‌چنانی می‌گیرند، من منظورم این نیست زنان درس نخوانند یا مدیر نشوند، منظورم اشاره به این چاه‌هایی است که بر سر مسئله ازدواج قرار می‌دهند. برای همین سبک زندگی جامعه ایرانی بیمارگونه است، طوری‌که خانه یک زوج جوان ایرانی شبیه به عتیقه فروشی شده و از سادگی خبری نیست، با این شرایط موفق نمی‌شویم.

     خانم دکتر همان‌طورکه گفتید یکی از عوامل تاثیرگذار در رشد جمعیت مهاجرت است، خیلی از جامعه‌شناسان می‌گویند ما با بحران مهاجرت مواجه هستیم، نظر شما چیست؟

من مهاجرت را بحران نمی‌دانم و به جامعه شناس‌هایی که از این واژه برای مهاجرت استفاده می‌کنند نقد دارم. بحران یعنی یک وضعیت مقطعی، اجازه بدید درباره مهاجرت داخلی بگویم، ما از سال ۴۲ همواره مهاجرت از روستا به شهر داشتیم، الان هم شکل مهاجرت به مهاجرت شهر به شهر تغییر کرده است. از نظر من مهاجرت پدیده مثبتی است، خیلی از افراد با مهاجرت شکوفا می‌شوند، اما در زمانی‌که مهاجر به دلیل عوامل دافعه مبدا مهاجرت کند، این پدیده تبدیل به مسئله می‌شود، کسانی‌که به دلیل عوامل دافعه مبدا مهاجرت کنند احتمالاً بی‌سوادتر، فقیرتر و حاشیه‌نشین هستند، این گروه وقتی مهاجرت کنند در مقصد هم حاشیه‌نشین می‌شوند. پس مهاجرت همیشه بحران نیست.

     مهاجرت از کشور چطور؟

ببییند ما این روزها با پدیده مهاجرت نخبگان مواجه هستیم، در کشورهای دیگر هم این وجود دارد، مثلاً هندی‌ها و چینی‌ها هم مهاجرت دارند اما وقتی تحصیل‌شان تمام شد به کشور برمی‌گردند، چیزی که در ایران اتفاق می‌افتد این است که حدود ۱۰ الی ۱۵ درصد نخبه‌ها بعد از مهاجرت به ایران برمی‌گردند، این را می‌شود به عنوان یک مسئله اجتماعی مطرح کرد.

     رشد مهاجرت به خارج از کشور در سال‌های اخیر چطور بوده؟

بعد از کرونا مقداری بیشتر شده است، ولیکن در ۱۰ سال اخیر روند یکنواختی داشته، طوری‌که فارغ‌التحصیلان برجسته دانشگاه‌ها اکثراً برای ادامه تحصیل از کشورهای دیگر پذیرش می‌گیرند و دیگر برنمی‌گردند.

ببینید ما در خصوص مهاجرت داخلی و خارجی برنامه‌ریزی نداریم، به خصوص درباره مهاجرت داخلی، اگرچه قانون گفته هرکسی آزاد است هرجایی دوست داشت زندگی کند اما باید برای مهاجرت‌ها برنامه‌ریزی داشت تا یک بچه روستایی وقتی وارد شهر شد گرفتار آسیب نشود. بیشتر این مهاجرت‌های داخلی هم به‌دلیل عوامل دافعه مبدا مانند نداشتن مدرسه، امکانات بهداشتی و شغل است، ما در این ۴۰ سال نتوانستیم برای این‌ها برنامه‌ریزی کنیم، با شعار نمی‌شود روستایی را در روستا نگه داشت.

     در مهاجرت داخلی نقش عوامل دافعه مبدا را پررنگ دانستید، درخصوص مهاجرت به خارج از کشور چطور؟

بله عوامل دافعه مبدا تاثیر دارد. وقتی ما با این بچه‌های نخبه صحبت می‌کنیم، یکی از دلایل مهاجرت‌شان را این می‌دانند که در ایران نمی‌توانند رشد کنند، معتقدند مراکز پژوهشی و دانشگاهی ما نمی‌تواند سبب رشد آن‌ها شود؛ این یک دافعه است، در عوض امکانات پژوهشی و بورس تحصیلی که می‌گیرند از عوامل جاذبه مقصد است. حتی دانشجویانی که در سال‌های قبل برای اعزام به خارج از کشور وثیقه گذاشته‌اند،خیلی‌های‌شان برنگشتند.

اعتیاد به پورنوگرافی

     دکتر کامیار سنایی

مقدمه

همانگونه که در مقاله‌ی قبل ذکر شد، پتانسیل (درمان) اعتیاد به پورنوگرافی در افرادی که به تماشای آن می‌پردازند بسیار بالا است. دلایل آن را می‌توان در پدیده اثر کولیج، شرطی شدن سریع در هنگام ترشح دوپامین، حساسیت‌زدایی (Desensitization) یا پدیده تولارنس (مقاوت تدریجی در برابر دارو) که عبارت است از نیاز به تحریک بیشتر برای رسیدن به مقدار اثر قبلی دانست.

بنابر تحقیقات موسسه ماکس پلانک، تماشای بیشتر پورن با فعالیت کمتر مدار پاداش در زمان تماشای عکس‌های جنسی همبستگی دارد. طبق مطالعات این موسسه، تأثیر پورونوگرافی بر مغز از طریق تضعیف ارتباط بین مدار پاداش و کورتکس پری فرونتال می‌باشد. هرچه فرد بیشتر به تماشای پورن بپردازد، ارتباط بین مدار پاداش و کورتکس پری فرونتال در مغز ضعیف‌تر می‌شود. این نکته‌ای است که در بین اعتیادهای مختلف مشترک است. تضعیف این ارتباط باعث می‌شود فرد رفتارهای تکانه‌ای و بدون فکر انجام دهد و نتواند به نتایج رفتار خود بیندیشد.

به‌عبارت دیگر، فرد تنها به لذت آنی رفتار خود فکر می‌کند و توانایی برآورد نتایج بلندمدت رفتار خود را ندارد، نمی‌تواند رفتار خود را مدیریت کند و قدرت قضاوت خود را از دست می‌دهد. (پری فرونتال بخشی از مغز است که توانایی تفکر و تعقل را به فرد می‌دهد و او می‌تواند درباره خود و رفتارهایش بیندیشد، پدیده‌ای که در رابطه با حیوانات نمی‌توان یافت.)، بنابراین توانایی خارج شدن از این دور باطل برای او هر روز سختتر می‌گردد.

در مجموع، تأثیر پورونوگرافی بر مغز و تغییراتی که تماشای پورنوگرافی در مغز ایجاد می‌کند، فرد را آماده اعتیاد به پورنوگرافی می‌کند. این امر از طریق ۴ پدیده زیر که نتیجه مشترک ۳۵ تحقیق انجام شده در زمینه تأثیر پورونوگرافی بر مغز است به‌ دست آمده است:

شرطی شدن (sensitization):

مغز نسبت به خاطرات و نشانه‌های رفتارهای اعتیادگونه خود به‌شدت شرطی می‌شود. به‌طور مثال، فرد به روشن کردن کامپیوتر، تنهایی، اتاق خواب و … شرطی می‌شود و همگی او را به‌سمت خواستن دوباره پورن می‌کشاند. به‌دلیل آنکه تماشای پورن همراه با ترشح زیاد دوپامین می‌باشد، فرد به‌سرعت شرطی می‌شود و بنابراین فرد با وارد شدن به اتاق خود وارد تونلی می‌شود که تنها به یک مسیر ختم می‌شود و آن تماشای فیلم پورنوگرافیک است.

حساسیت‌زدایی (desensitization):

در این پدیده، فرد حساسیت خود را نسبت به پاداش از دست می‌دهد و تحمل او بالا می‌رود. بنابراین فرد باید برای رسیدن به مقدار لذت قبلی تحریک بیشتری دریافت کند. این امر منجر به آن می‌شود که فرد زمان بیشتری را صرف تماشای پورن کند، خواهان تنوع بیشتری در فیلم‌های پورن باشد، به‌دنبال فیلم‌های خشن و غیرمعمول بگردد؛ زیرا اضطراب، شوک و سورپرایز شدن همگی باعث ترشح بیشتر دوپامین می‌شوند. ترشح زیاد هورمون دوپامین باعث می‌شود عصب‌های دریافت کننده دوپامین از بین بروند و در نتیجه تفاوتی در میزان درک لذت توسط فرد ایجاد نمی‌شود.

این پدیده به زبان ساده می‌گوید ساختار مغز انسان به‌گونه‌ای طراحی شده است که هر چه بیشتر به‌دنبال لذت می‌رود، کمتر آن را می‌یابد. این پدیده باعث کرختی فرد نیز می‌گردد و او نسبت به لذت‌های روزمره زندگی احساسی ندارد. دیگر طبیعت و سفر او را به هیجان نخواهد آورد و فرد تنها نسبت به هرچه مرتبط به اعتیاد او است، به هیجان می‌آید (شرطی شدن). این دو پدیده در ضمن باعث می‌شود فرد در رابطه با شریک جنسی خود نیز برانگیخته نشده و احساس رضایت نکند.

اختلال در مدار پری فرونتال:

تأثیر پورونوگرافی بر مغز، همچنین از طریق تضعیف ارتباط بین سیستم پاداش و مدار پری فرونتال صورت می‌گیرد. این پدیده باعث ضعف اراده و انجام واکنش‌های آنی و بدون تفکر می‌شود. این پدیده همچنین باعث می‌شود فرد توانایی مدیریت رفتارهای خود را از دست بدهد و بر اساس لحظه عمل کند. در واقع جنگی بین دو قسمت از مغز شما در می‌گیرد. قسمت شرطی شده مغز می‌گوید: «می‌خواهم، می‌خواهم»، ولکن سطح بالاتر مغز شما می‌گوید: «نه، دیگر نه». ولی از آنجایی که قسمت کنترل کننده مغز شما تضعیف شده است، قسمت شرطی شده این جنگ را می‌برد و شما مجدداً فیلم پورن تماشا می‌کنید.

اختلال در عملکرد سیستم استرس:

براساس تحقیقات انجام‌شده مشخص گردید مدارهای پاداش و استرس با یکدیگر تنیده شده‌اند. دیگر تأثیر پورونوگرافی بر مغز از طریق تغییرات چندگانه‌ای است که بر سیستم استرس می‌گذارد. تماشای زیاد پورن باعث تغییر در سیستم استرس مغز می‌گردد و انتشار هورمون‌های آدرنالین و کورتیزول را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. اختلال در عملکرد سیستم استرس باعث کاهش استرس و درنتیجه اشتیاق بیشتر و تماشای مجدد پورن می‌شود.

در سال ۲۰۱۷ محققین از استفاده‌کننندگان پورن درباره علائم تماشا نکردن پورن سوال کردند. پاسخ‌های آنها روشن کرد که توقف تماشای پورن علائمی مشابه علائم ترک مواد را به‌همراه دارد. این اختلال باعث می‌شود فرد هنگام تلاش برای کنارگذاشتن اعتیاد به پورنوگرافی به‌عوارضی همچون افسردگی، اضطراب، بی‌خوابی، بی‌قراری و نوسان خلق که زمان ترک همه اعتیادهای دیگر نیز شایع است، دچار گردد.

بنابر آنچه ذکر شد، محققین نشانه‌های اعتیاد به پورنوگرافی را اینگونه برمی‌شمارند: ۱) دغدغه ذهنی نسبت به پورنوگرافی، ۲) کم‌شدن علاقه به رابطه جنسی با شریک جنسی خود، ۳) علائم ترک مانند بی‌قراری، اضطراب و عصبانیت در هنگام ندیدن پورن. ۴) تماشای پورنوگرافی برای برطرف کردن احساسات بد، ۵) ناتوانی در توقف تماشای پورنوگرافی با وجود مشکلاتی که به‌وجود آورده است و ۶) افزایش تدریجی زمان، شدت و کیفیت فیلم‌های پورن.

شاید اگر بخواهیم یک نشانه برای اعتیاد به هر چیز و از جمله پورنوگرافی ذکر کنیم، عبارت است از استفاده مکرر با وجود نتایج منفی آن. این تست را انجام دهید تا ببینید آیا فرایند اعتیاد در مغز شما در حال شکل‌گیری است؟ (آزمون اعتیاد)

(با وجود نتایج بیشمار تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته، ولکن در کتاب DSM هنوز اعتیاد به پورنوگرافی ذکر نشده است. لازم به‌ذکر است که اعتیاد جنسی با اعتیاد به پورنوگرافی متفاوت است. در اعتیاد جنسی فرد نیازمند یک فرد واقعی است، درحالیکه در اعتیاد به پورنوگرافی فرد تنها به کامپیوتر و اینترنت نیاز دارد.)

نتایج اعتیاد به پورنوگرافی

اثرات اعتیاد به پورنوگرافی را به‌صورت خلاصه می‌توان اینگونه ذکر کرد: (لازم به‌ذکر است که تاثیرات ذکر شده در این مقاله بر پایه تحقیقات علمی‌ای است که در قسمت منابع ذکر شده‌اند)

  • مشکل در حفظ نعوظ (بالاخص در هنگام پوشیدن کاندوم)
  • دیر انزالی
  • از دست دادن میل جنسی
  • خود ارضایی زیاد و رضایت کم
  • ناتوانی جنسی در رابطه جنسی با همسر و یا شریک جنسی دائمی
  • به ارگاسم رسیدن تنها در حین تماشای فیلم‌های پورنوگرافیک
  • اضطراب اجتماعی و عدم اعتماد به‌نفس
  • مشکل در نعوظ حتی با وجود تماشای فیلم‌های پورنوگرافیک
  • تغییر دیدگاه‌ها و رفتارهای جنسی و جهت‌گیری جنسی
  • اختلال در تمرکز و بی‌قراری
  • اضطراب و افسردگی

در ابتدای مقاله خودارضایی از اسطوره تا واقعیت، ساختار و نحوه شکل‌گیری اکثر مشکلات فهرست شده است. این مشکلات خود علت ایجاد مشکلات سطح دومی می‌شوند که متاثر از مشکلات ایجاد شده سطح اول هستند. علاوه بر تاثیر عوامل ذکر شده در بالا براساس نظریه یادگیری مشاهده ای بندوار، افراد برای یادگیری یک رفتار نیازی به تایید و تشویق ندارند، بلکه تنها مشاهده یک رفتار برای یادگیری و بازتولید یک رفتار کافی است. آنچه که در فیلم‌های پورن به نمایش در می‌آید بهیچوجه شباهتی به رفتارهای جنسی معمول واقعی ندارد و تنها برای ارضای تنوع‌طلبی مخاطب و جلب و جذب او به نمایش کشیده می‌شود. اولاً این رفتارها و واکنش‌ها توسط هنرپیشه‌ها و تکنیک‌های سینمایی قابل اجرا می‌باشد و ثانیاً فرد مشاهده می‌کند که بازیگر پس از انجام این رفتارها لذت زیادی می‌برد. تحقیقات انجام شده نیز تاییدکننده یادگیری مشاهده‌ای و تاثیری است که پورنوگرافی بر روی مخاطب دارد.

علاوه بر آن، مشاهده زیاد پورنوگرافی باعث می‌شود فرد از زندگی واقعی فاصله بگیرد و مهارت‌های لازم برای آن را به‌دست نیاورد، ضمن آنکه به جهت تاثیری که پورنوگرافی بر عزت نفس دارد، فرد خود را از دیگران کنار می‌کشد.

از بیشمار تحقیقات انجام شده، نتایج زیر را برای اعتیاد به پورنوگرافی می‌توان نام برد:

  • میزان تماشای پورنوگرافی با میزان رضایت از زندگی رابطه عکس دارد.
  • نرخ تماشای پورنوگرافی با میزان خشونت در مدرسه رابطه مستقیم دارد.
  • میزان تماشای پورنوگرافی و  خود ارضایی با احساس تنهایی و احساس شرم رابطه مستقیم دارد.
  • نرخ تماشای پورنوگرافی با میزان تعاملات اجتماعی رابطه عکس دارد.
  • میزان تماشای پورنوگرافی با رفتارهای ضد اجتماعی همچون مصرف زیادالکل، زد و خورد، استفاده از اسلحه و مواد مخدر و قمار رابطه مستقیم دارد.
  • مقدار تماشای فیلم‌های خشن، ترسناک و پورن با نمرات پایین در مدرسه همبستگی دارد.
  • میزان تماشای پورنوگرافی با حمایت از خشونت علیه زنان همبستگی دارد.
  • تماشای زیاد پورنوگرافی با از دست دادن احساس شفقت و دلسوزی نسبت به زنانی که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند و زنان در کل همبستگی دارد.
  • میزان تماشای پورنوگرافی با تلقی زن به‌عنوان یک شی‌ء جنسی رابطه مستقیم دارد.

وقتی صحبت از تماشای پورنوگرافی می‌شود

همه‌ی نگاه‌ها به‌سمت مردان است. اگرچه در این امر حقیقتی نهفته است و صنعت پورن اصولاً بر روی مردان متمرکز است و اکثر تحقیقات انجام شده نیز بر روی مردان بوده است، ولی آمار نشان می‌دهد یک نفر از سه نفر مشاهده‌کنندگان پورنوگرافی زنان هستند و زنان نیز همانند مردان به تماشای پورنوگرافی اعتیاد پیدا می‌کنند و تاثیر پورنوگرافی بر مغز زنان نیز همانند تاثیر پورنوگرافی بر مغز مردان است. ولکن بر اساس تحقیقات صورت‌گرفته، علاوه بر تاثیر پورنوگرافی بر مغز هردو جنس، پورنوگرافی اثراتی دارد که مختص زنان است. از جمله:

  • احساس شرم و گناه
  • حس ناخوشایند از تصویر بدنی خود (به‌جهت مقایسه خود با بازیگران فیلم‌های پورن)
  • احساس فشار بر اجرای رفتارهایی که در فیلم‌های پورنوگرافی مشاهده می‌کنند.
  • رابطه جنسی واقعی کمتر.
  • پذیرش رفتارهای جنسی ناهنجار مردان به‌عنوان امری نرمال.
  • مقایسه خود از لحاظ رفتارهای جنسی با بازیگران در فیلم‌های پورنوگرافی و احساس ناتوانی و نابسنده بودن در روابط جنسی.
  •  حساسیت واژن نداشتن.
  • پذیرش نگاه جنسی به خود از سوی مردان و طبیعی دانستن آن.
  • مشغله ذهنی زیاد به سکس و تخیلات جنسی و فعالیت زیاد جنسی از جمله خود ارضایی مکرر.
  • احتمال طلاق بیشتر در یک زوج، زمانی‌که زن مشاهده‌گر فیلم‌های پورنوگرافی است نسبت به زمانی‌که مرد مشاهده‌گر پورن است.

اعتیاد به پورنوگرافی- تصویر ۳- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

چه زمان فرد از خط قرمز میزان تماشای پورنوگرافی گذر کرده است؟

سوالی که اکثراً به‌ذهن متبادر می‌شود آن است که چه مقدار از تماشای فیلم‌های پورنوگرافی مضر است و تاثیرات بدی روی من می‌گذارد. آیا من که تنها آخر هفته‌ها دو سه ساعت فیلم پورن تماشا می‌کنم نیز مشمول قوانین فوق می‌شوم؟ حد تماشای آن چقدر است و چه مقدار من را از خط خارج می‌کند؟ تاثیر پورنوگرافی بر مغز من از چه زمانی شروع می‌شود؟

مساله همه یا هیچ نمی‌باشد. اینکه شما یا معتاد به پورن هستید و یا آنکه هیچ مشکلی ندارید تلقی نادرستی از موضوع است. تغییرات ایجاد شده در مغز به‌واسطه تماشای پورن به‌صورت سیاه و سفید نیست که اگر از حدی بگذرد آسیب‌زا باشد و کمتر از آن مشکلی نداشته باشد. این اثرات طیفی است. به زبانی دیگر، به میزانی که فرد به تماشای فیلم‌های پورن می‌پردازد، ساختار مغز او نیز تغییر می‌کند. مغز بر اساس خاصیت الاستیسیتی خود همواره در حال یادگیری، تغییر و تطبیق خود با شرایط محیطی می‌باشد. برای مثال، در تحقیقی مشاهده شد تنها ۵ روز طول می‌کشد تا افراد به بازی‌های ویدیویی شرطی شوند و اشتیاق زیادی به بازی در آنها ایجاد شود. آنها معتاد بازی نشده بودند، اما تغییر ساختار مغز باعث شده بود نسبت به لذت حاصل از بازی شرطی شوند و ذهن آنها به‌دنبال بازی کامپیوتری باشد.

در تحقیقی دیگر موش‌ها برای چند روز در معرض مقدار زیادی غذاهای جانک فود که باعث ترشح مقدار زیادی دوپامین در مغز می‌شود، قرار گرفتند. پس از آن مشاهده شد که گیرنده‌های دوپامین در مغز آنها کاهش پیدا کرده است (پدیده حساسیت زدایی که فرد را مجبور می‌کند برای رسیدن به همان مقدار لذت تحریک بیشتری دریافت کند). بنابراین سوال از حد تماشای پورنوگرافی ناشی از عدم درک ساختار مغز می‌باشد.

منابع:

https://www.yourbrainonporn.com/doing-what-you-evolved-to-do
https://www.yourbrainonporn.com/porn-novelty-and-the-coolidge-effect
https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC4600144/.
http://www.tandfonline.com/doi/abs/10.1080/10720160590933653
http://pornharmsresearch.com/wp-content/uploads/Research_Hilton_Sex-Addiction-as-a-Disease_2015

https://www.yourbrainonporn.com/should-compulsive-sexual-behavior-be-considered-addiction-2016
https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/20888038
https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/21117979
http://onlinelibrary.wiley.com/doi/10.1111/hcre.12108/full
https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/27388511
https://link.springer.com/article/10.1007/s10834-014-9391-6
http://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0747563215302612
https://www.researchgate.net/publication/240305604_The_Dual-Control_Model_The_role_of_sexual_inhibition_excitation_in_sexual_arousal_and_behavior
https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/15140364
https://www.researchgate.net/publication/38041887_Pornography_and_Attitudes_Supporting_Violence_Against_Women_Revisiting_the_Relationship_in_Nonexperimental_Studies.
https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/18182882
https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC4094516/
https://www.yourbrainonporn.com/enhanced-attentional-bias-towards-sexually-explicit-cues-individuals-and-without-compulsive-sexual
https://www.yourbrainonporn.com/brain-structure-and-functional-connectivity-associated-pornography-consumption-2014
https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/26519779
http://www.psyneuen-journal.com/article/S0306-4530(16)31025-3/abstract