یادداشت

توانمندسازی علیه توانمندسازی

     زینب نصیری – مددکار اجتماعی

توانمندسازی مفهومی است که در دهه‌های گذشته از طرف سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزان و مدیران اجرائی مورد توجه قرار گرفته است و اکثر سازمان‌های دولتی و غیردولتی هر ساله بخشی از سرفصل‌های برنامه و بودجه‌ای خود را به این مفهوم اختصاص می‌دهند. از توانمندسازی کودکان، زنان سرپرست خانوار، افراد آسیب‌دیده و در معرض آسیب اجتماعی تا توانمندسازی بازنشستگان و کارکنان یا توانمندسازی در قالب صندوق‌های کارآفرینی، مدل‌های کارآفرینی اجتماعی و راه‌اندازی مراکز و مؤسسات توانمندسازی، همه اشکال متفاوتی از استفاده از این مفهوم هستند که متأسفانه اجرای آن فاصله عمیق و معناداری با توانمندسازی اصیل و واقعی داشته و نه‌ تنها به درستی اتفاق نمی‌افتد، بلکه با ارائه توانمندسازی پدرمآبانه موجب از‌ بین‌ رفتن حداقل فرصت‌های توانمندسازی و ناامیدی افراد جامعه نسبت به امکان عملی تحقق آن شده است؛ ‌اما در مقابل اجرای حداقلی و کاریکاتوری این مفهوم، توانمندسازی واقعی رویکردی است که بر اهمیت کسب قدرت بین افراد، خانواده‌ها، گروه‌ها و جوامع تأکید دارد و اگر به درستی محقق شود توانایی نفوذ در جریان زندگی و اداره جنبه‌های فردی و عمومی آن، احساس ارزشمند بودن فردی، توان تأثیرگذاری و امید اجتماعی را به همراه دارد؛ بنابراین هسته اصلی توانمندسازی نه آموزش، مهارت‌افزایی و اشتغال‌زایی بلکه تقسیم قدرت، با هم قدرتمند شدن، رابطه برابر و مبتنی بر همکاری متوازن و به‌طور کلی حرکت از بی‌قدرتی به سمت کسب قدرت است. در این فرآیند، نگاه به رویکرد توانمندسازی و افراد درگیر در آن، نه به عنوان فرآیند کمک‌کننده به افراد نیازمند بلکه به عنوان رویکردی حساس به توزیع قدرت، مبتنی بر به‌ رسمیت‌ شناختن فردیت و ویژگی‌های منحصر به‌فرد افراد، باور به حق برخورداری برابر همه افراد به منابع و امکانات، تبادل اطلاعات شفاف و صادقانه، باور به حق تعیین سرنوشت و تصمیم‌گیری فردی، باور به گفت‌وگو، باور به رابطه برابر و مبتنی بر مشارکت فعال و نگاه به همه افراد درگیر در فرآیند توانمندسازی به عنوان یک منبع اجتماعی ارزشمند و نه یک فرد مشکل‌دار و دریافت‌کننده است. بنابراین تأکید بر مفهوم توانمندسازی بدون باور به الزامات آن و تقسیم قدرت با مردم در سطح خانواده، گروه، سازمان یا جامعه بزرگ‌تر نه‌ تنها جامعه را ارتقاء نمی‌دهد بلکه ضمن تقویت بی‌قدرتی در بین گروه‌های بی‌صدا و محروم، به دلیل ناکامی در تضمین حقوق قانونی و انسانی هر شهروند و فقدان دسترسی عادلانه به فرصت‌ها، امکانات و منابع عمومی موجب ترویج نوعی از درماندگی آموخته‌ شده و ناتوانمندسازی نهادی می‌شود که برای جامعه بسیار خطرناک است. تأکید بر این نکته ضروری است که شکست در برنامه‌های توانمندسازی به دلیل عدم توانمندی گروه‌های محروم، کمتربرخوردار یا سایر ذی‌نفعان درگیر در پروژه‌های توانمندسازی نبوده و ناشی از ساختار سیستمی است که از سویی موجب دسترسی محدود و نابرابر این گروه‌ها به منابع اجتماعی و فرصت‌های کسب قدرت می‌شود و از سوی دیگر بی‌توجه به اشکال گوناگون بی‌قدرتی ناشی از فقر، نابرابری‌های آموزشی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، سن، جنس، جنسیت، معلولیت، باورها و… به بازتولید چرخه بی‌قدرتی دامن می‌زند. مقاومت ناخودآگاه متخصصان و بازیگران عرصه توانمندسازی در درگیرکردن و جلب مشارکت ذی‌نفعان در فرایند تصمیم‌گیری، عدم آگاهی عاملان توانمندسازی نسبت به ضرورت تحقق فرایند اشتراک قدرت و برابری رابطه به عنوان مؤلفه اصلی فرآیند توانمندسازی، از عوامل اصلی ناکامی این رویکرد در عرصه عمل تلقی می‌شود. ضمن اینکه حتی در موقعیت‌های محدودی که این فرآیند به درستی اجرا می‌شود نیز معمولاً برنامه‌های توانمندسازی پس از کسب قدرت افراد و گروه‌ها متوقف می‌شود که ناشی از تضاد مطالبات آنها با منافع صاحبان قدرت است؛ از این‌رو در پایان ذکر این نکته ضروری است که برنامه‌های توانمندسازی بدون باور به الزامات آن توسط سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزان، مدیران و کارشناسان، نه‌ تنها به توانمندسازی جامعه کمکی نمی‌کند، بلکه موجب کاهش توانمندی‌های افراد جامعه نیز می‌شود.

     توجه: مطلب مندرج صرفاً دیدگاه نویسنده است و رسانه آبتاب در قبال آن هیچ موضعی ندارد.

     منبع: شبکه شرق

ظلمت شب

گویند مرا چو زاد مادر!
از زادن خود شده پشیمان!
هم ناله نمودمی شب و روز
هم شیر نخوردمی ز پستان!
چون حالت من پدر بدیده
افسرده شده زار و پریشان!

-چون قابله ناف بنده را زد
سکنی بگزیده لوت کرمان
چون خواهر من به دیدن آمد
انگشت تحیرش به دندان!
روزی که مرا عمو بدیده
رو کرده بدان ایزد منان…
هم‌ صبر طلب نموده بسیار
هم چاک نموده بس گریبان
هر کس که بساط ما بدیده
مانده چو‌ خری میان میدان!

چون‌ شیخ شنیده شرح حالم
مکتوب نموده در گلستان…
اینگونه نوشته آن سخنور
آن نادره شریف دوران:

دیدم‌ پسری لوس و ننر را
کو‌ زاده شده به شهر تهران
هم لیفت نموده هر دو‌ گونه
هم سرمه کشیده هر دو چشمان
هم‌ صاف نموده خط اخمش
هم بسته طلا به هر دو گوشان!
بالای دو ابرو جای مُهر است
در دست چپش دعا و قرآن
او مال همه کشیده بالا
هم مخلص کردگار سبحان!
هر دو چمدان پر از دلار و
شاکر ز خدا دین و ایمان!
هم «آی دی» خود نموده آپدیت
هم چت بنموده سهل و آسان
یک روز دهد فحش طبیب و
روز دگر التماس ایشان!
یک روز طرفدار رفیق است
فردا بدهد حال به غریبان!
او حامی طرح مسکن مهر
سکنی بگزیده در لواسان
او معتمد اهل محله…
هم جاعل اسناد فراوان
از حاصل رنج وکار مردم
ژستی بگرفته چون رئیسان!
با دفتر و دستکی مرتب
با نسخه خوشرنگِ وکیلان!
بس قول و قرارِ خوش نهاده
بس سود ببرده از سهامان

صد حمله نموده شرق اوکراین
هم داعیه دار حق انسان!
هم طالب حق دیگران است
هم لشکر خود برده به افغان
او گردن صد پدر بریده
هم گریه نموده بر یتیمان
هم‌ دربدر رژیم جمهور!
هم منتظر نظام شاهان

آهسته به زیر لب چنین گفت:
چون‌ شیخ بداده هر دو گوشان

میگفت که من شیر نخواستم
شیشلیک بزنید،کباب زنجان!

ایضاً که منم اشرف مخلوق!
شیرین ترم از قند فریمان!

از گفته و کردار عجیبش
ملت همه خفته در بیابان

آن شیخ فلک زده بناگه
دستار فکند و شد گریزان
آن گاه چو ماجرا رقم زد
بر گردن خود فکنده ریسمان
این گونه به روی سنگ قبرش
مانده دو سه جمله از قدیمان:

در حیرتم از خلقت آدم
این دربدر تمام دوران!
لولیده به عالم مجازی!
دوری بگزیده از رفیقان
با آنهمه علم و دانش و فن
مانده به گِل کووید ووهان
بیچاره ز بس مشغله دارد
همواره ز اصل خود گریزان

یا رب گذری به کوی ما کن
از بنده خود نظر مگردان
باشد که شوی تو رهنمایش
بر ظلمت شب نور بیفشان…

(اردیبهشت ۱۴۰۱، افشار. الفرار)

طالبان نفس کشیدن زن را گناه می‌داند

طالبان بر خلاف ادعاهایش، نفس بانوان را در سینه حبس کرده است و جنس زن را گناهی برای جامعه‌اش می‌داند و شیوه‌های مورد پسند خود را حتی در زندگی خصوصی مردم افغانستان پیاده می‌کند.

به گزارش آبتاب، طالبان در جدیدترین دستورالعمل خود محدودیت‌هایی را برای سفر زنان و منحصر به همراهی مردی محرم وضع کرده است. طالبان در سه ماه اخیر که قدرت را دوباره در دست گرفتند، دستورالعمل‌های دیگری نیز در مورد تحصیل و کار زنان اعلام کرده‌اند.

هم اکنون طالبان در بیشتر ولایت‌های افغانستان دختران دانش آموز را از رفتن به مدرسه، بالاتر از کلاس ششم محروم کرده است.

در این دستورالعمل تازه که وزارت “امر به معروف و نهی از منکر” طالبان، از رانندگان وسایل نقلیه خواسته شده است که تنها زنان با حجاب اسلامی و همراه با محرم مرد را در مسیرهای طولانی‌ سوار کنند. سخنگوی این وزارت گفته است که: “به زنانی که بیش از ۴۵ مایل (۷۲ کیلومتر) سفر می‌کنند، در صورتی که یکی از اعضای نزدیک خانواده آنها همراه نباشد، نباید اجازه سواری داده شود.” با این وجود «احمد الله وثیق» ، سخنگوی طالبان مدعی است که این دستورالعمل جنبه “توصیه” دارد و “دستوری” نیست.

در دوره قبلی حکومت طالبان، زنان در داخل شهرها بدون محرم شرعی اجازه بیرون رفتن از خانه را نداشتند و در صورتیکه بدون همراه محرم در بیرون خانه دیده می شدند، توسط مامورین امر به معروف و نهی از منکر طالبان، ضرب و شتم می‌شدند.

طالبان پیشتر نقش آفرینی زنان در نمایشنامه‌های تلویزیونی را نیز ممنوع کرده بودند و در “دستور‌العمل” ۸ ماده‌ای وزارت امر به معروف دولت طالبان پخش “فیلم‌های مغایر اصول شرعی و افغانی، فیلم‌هایی‌ که سبب بد‌اخلاقی اجتماعی می‌شوند، برنامه‌های تفریحی انتقادی از شخصیت‌ها، انتشار تصاویر نیمه‌برهنه مردان، پخش اخبار از سوی زنان بی‌حجاب و تصاویر پیامبران و صحابه” را در رسانه‌های تصویری منع می‌کند.

وضعیت رقت بار مردم افغانستان بویژه زنان به نقض حقوق ابتدایی بشری آنها محدود نمی شود. معاون کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل وضعیت کودکان در افغانستان را نگران‌کننده توصیف کرده و گفته است ( که بواسطه فقر شدید) کودکان از سوی طالبان و داعش به سربازی استخدام می‌شوند.

سازمان ملل می‌گوید که: « با فرارسیدن زمستان زنان، مردان و کودکان دچار گرسنگی و فقر شدید شده‌اند و دسترسی بسیار محدود به خدمات عامه به خصوص خدمات بهداشتی دارند. به خاطر وضعیت بد اقتصادی، برخی خانواده‌ها مجبور به اقداماتی از روی ناچاری شده‌اند؛ اقداماتی از جمله مجبور شدن کودکان به کار شاقه، ازدواج کودکان به خاطر اطمینان از نفقه و زنده ماندن و حتی بنا به برخی گزارش‌ها فروش کودکان است.”

براساس آمار یونیسف، از میان بیش از چهارمیلیون کودکی که در حال حاضر از رفتن به مکتب/مدرسه محرومند، ۶۰ درصد از آن‌ها دختر هستند و به جز موارد محدود، زنان از کار در بیرون ممنوع و محدود شده‌اند. حال آنکه درنظرگیری حقوق زنان نه تنها یک اولویت حقوق بشری است، بلکه یک اولویت توسعه‌ای و اقتصادی نیز هست.

از نگرانی‌های جدی سازمان ملل یکی هم “نگران گزارش‌ها درباره کوچ اجباری و آوارگی داخلی به خصوص در مورد مردم هزاره و دیگر اقلیت‌ها نیز هستیم و حقوق اقلیت های قومی بویژه هزاره ها به طور سیستماتیک نقض می‌شود.»

ممنوعیت زنان از کار حدود یک میلیارد دلار به اقتصاد کشور افغانستان ضربه می‌زند. سازمان ملل تایید کرده است که از آبان ماه ١۴٠٠ دست کم هشت فعال مدنی و دو خبرنگار در این کشور از سوی افراد مسلح ناشناس کشته شده‌اند.

دفتر نمایندگی سازمان ملل در افغانستان (یوناما)، ۵۹ مورد ظاهراً بازداشت‌های فراقانونی، ضرب و شتم و تهدید علیه خبرنگاران، فعالان مدنی و کارمندان کمیسیون حقوق بشر از سوی دولت دوفاکتوی فعلی (طالبان) را ثبت کرده است.

    طالبان به مانکن‌ها هم رحم نکردند

طالبان به فروشگاه‌های لباس افغانستانی اعلام کرده است که سر آدمک مانکن‌ها، خلاف اسلام است. طالبان به دکانداران در ولایت هرات دستور داده که سر مانکن ها را بیرون آورده و قطع کنند.

طالبان می‌گوید این مدل‌ها شبیه «بت» بوده و در اسلام ممنوع شده‌اند. در ابتدا به مغازه داران گفته شد که باید مانکن ها را کاملاً دور بریزند.

اما پس از شکایت‌هایی که گفتند باعث کاهش خرید و فروش لباس می‌شود، طالبان اعلام کرد که تنها سر مانکن‌ها باید قطع شود.

    ایست بازرسی طالبان برای بررسی ریش مردم

طبق ویدیوهای منتشر شده در شبکه‌های مجازی گروه طالبان ایست‌های بازرسی را در پایتخت افغانستان یعنی کابل مستقر کرده است.

گروه طالبان پیش تر سوار کردن زنان بی حجاب و پخش موسیقی را در خودرو ممنوع اعلام کرده بود. در این ویدیوها همچنین نشان داده می‌شود که اعضای ایست بازرسی طالبان به افرادی که ریش خود را کوتاه کرده‌اند تذکر می‌دهند.

پنج دلیل که تغییرات آب و هوایی بر زنان بیش از مردان تأثیر می‌گذارد!

سازمان ملل متحد روز ۹ نوامبر را «روز جنسیت» نامیده است. امسال برنامه‌های مرتبط با این روز در حالی اجرا می‌شود که همزمان نشست آب و هوایی سازمان ملل نیز تحت عنوان کوپ۲۶ در گلاسگو در حال برگزاری است. به همین دلیل بسیاری از موضوعات مطرح در این روز، حول محور تأثیر تغییرات آب و هوا بر زنان و دختران در سراسر جهان است.

اگرچه تغییرات اقلیمی همه کشورها و همه مردم را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اما این موضوع به طور گسترده پذیرفته شده است که جمعیت‌های آسیب پذیر از جمله فقرا، آنهایی که غذا و مسکن ناپایدار دارند و کسانی که به کشاورزی متکی هستند، بیش از دیگران در معرض خطر پیامدهای نامطلوب آن هستند. زنان و دختران نیز که در حال حاضر بطور قابل توجهی در سراسر جهان با نابرابری‌های جنسیتی روبرو هستند، از جمله گروه‌های آسیب پذیر در مقابل تغییرات آب و هوایی محسوب می‌شوند. 

در ادامه به برخی مستندات می‌پردازیم که نشان می‌دهد چگونه زنان بیش از مردان قربانی تغییرات آب و هوایی هستند.

افزایش خشونت‌ها جنسی

در سال ۲۰۱۹ میلادی پژوهشگران «برنامه توسعه سازمان ملل متحد» موسوم به UNDP مدتی را در اوگاندا و در میان افرادی گذراندند که برای امرار معاش خود به کشاورزی وابسته هستند. به این ترتیب آنها توانستند چگونگی تاثیر تغییرات آب و هوایی بر الگوی زندگی، کاهش محصولات کشاورزی و کاهش شمار دام‌های مردم در جوامع را درک کنند. آنها همچنین در کمال تعجب متوجه شدند که تغییرات آب و هوایی باعث تشدید خشونت‌ها علیه زنان می‌شود. در این جوامع، زنان و دختران را مجبور می‌کردند که در فصل‌های خشکسالی، برای به دست آوردن آب و غذا به سفرهای طولانی بروند. همچنین در این دوران، زنان به فروشندگان، کشاورزان و صاحبان زمین واگذار می‌شدند که نتیجه آن تجاوز گسترده جنسی به آنها بود. تحمیل سفرهای طولانی برای یافتن آب و غذا و تحمیل کار بیشتر باعث شده بود که این زنان خسته و فرسوده، تمایلی به رابطه جنسی با همسران خود نیز نداشته باشند و بسیاری از آنها برای پژوهشگران «برنامه توسعه سازمان ملل متحد» بازگو کردند که چگونه همسرانشان با خشونت آنها را مجبور به رابطه جنسی کرده‌اند.

این تحقیق همچنین نشان داد که چگونه محصول کشاورزی کمتر، از دست دادن دام، درآمد کم و ناامنی غذایی ناشی از خشکسالی بر مردان به عنوان تأمین‌کننده خانواده فشار می‌آورد و مردان نیز برای مقابله با «شکست‌های» خود، اغلب به الکل پناه می‌بردند که نتیجه آن نیز خشونت خانگی بیشتر علیه زنان و کودکان است. علاوه بر این، افزایش بلایای طبیعی باعث افزایش آوارگی‌ها و به تبع آن روی آوردن زنان به کمپ‌های موقت می‌شود، جایی که بار دیگر زنان در معرض خشونت‌ و تجاوز، عمدتا از سوی غریبه‌ها قرار می‌گیرند. ساتی، دختر ۱۴ ساله‌ای از بنگلادش که در اثر آبگرفتگی خانه‌اش مجبور به نقل مکان به کمپ آوارگان شده، در گفتگو با سایت «ReliefWeb» فعال در زمینه اطلاع رسانی درباره فجایع طبیعی و آثار آن بر جوامع انسانی می‌گوید: «شب‌ها نمی‌توانم بخوابم. دری وجود ندارد. فقط یک ورقه پلاستیکی بالای سرمان است. مادرم هرگز نمی‌خوابد. او نگران من و خواهرم است.»

ازدواج کودکان

برای خانواده‌هایی که در حال حاضر در فقر و ناامنی شدید و فقدان آموزش زندگی می‌کنند، بلایای طبیعی ناشی از تغییرات آب و هوایی گاه عاملی است تا خانواده‌ها برای بقای خود مجبور شوند به ازدواج اجباری دخترانشان روی آورند. در حالی که ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و ازدواج کودکان هنوز در سطح جهانی موضوع تحقیقات جامع نبوده یا به اثبات نرسیده، اما گزارش‌ها نشان می‌دهد خانواده‌ها برای محافظت از دختران و شهرت خانوادگی خود، آنها را در سنین پایین به عقد دیگری درمی‌آورند. سرمین، دختر ۱۴ ساله در بنگلادش یکی از این دختران است که مجبور به ازدواج اجباری شده و می‌گوید: «زندگی برای دختران جوان در روستای ما بسیار سخت است.» خانواده سرمین پس از وقوع چند سیل همه چیز خود را از دست دادند و در نتیجه او را به ازدواج دیگری درآوردند تا او را در امان نگه دارند و دست‌کم دغدغه سیر کردن شکمش را نداشته باشند.

پیشگیری از بارداری

کمک به زنان آواره برای پیشگیری از بارداری در جریان جابجایی‌های اجباری ناشی از بحران‌های مختلف زیست محیطی، از دیگر چالش‌های موجود است. بررسی‌های سازمان غیردولتی «MSI Reproductive Choices» که در زمینه مراقبت‌های بهداشتی باروری فعال است، در ۲۶ کشوری که تحت تاثیر تغییرات آب و هوایی قرار گرفتند نشان داد که از سال ۲۰۱۱ میلادی حدود ۱۱.۵ میلیون نفر به دلیل جابجایی‌های مرتبط با آب و هوا، دسترسی منظم به امکانات پیشگیری از بارداری را نداشته‌اند. این سازمان پیش بینی می‌کند که در صورت ادامه وضع موجود و عدم دسترسی این گروه از زنان به امکانات پیشگیری از بارداری، در یک دهه پیش‌رو ۶.۲ میلیون حاملگی ناخواسته، ۲.۱ میلیون سقط جنین ناایمن و ۵۸۰۰ مرگ مادر روی دهد.

سانو جنینگ، مدیر منطقه‌ای این سازمان می‌گوید: «من اهل سنگال هستم، در آنجا فرسایش سواحل بسیاری از خانواده‌ها را مجبور به ترک خانه‌های خود و نقل مکان به کمپ‌های موقت کرده است. چیزی که بسیاری از زنان ساکن این مناطق آسیب‌پذیر با صدای بلند می‌گویند این است که باردار شدن در زمان بحران آخرین چیزی است که آنها می‌خواهند. این ضروری است که ما به آنچه آنها می‌گویند گوش دهیم.»

آموزش

زمانی که خانواده‌‌ها در جوامع فقیر با بحران آب و هوایی مواجه می‌شوند، توقف تحصیل دختران یکی از اولین چیزهایی است که به آن فکر می‌کنند.

داوئل، دختری ۱۴ ساله از اتیوپی که به دلیل خشکسالی مجبور به ترک تحصیل شده می‌گوید: «در جامعه ما باران نمی‌بارد. ما هر روز بیش از ۸ ساعت پیاده روی می‌کنیم تا به آب برسیم و برای خانواده آب بیاوریم. به همین دلیل نتوانستم در کلاس درس شرکت کنم و مجبور به ترک تحصیل شدم. من عاشق ریاضیات هستم و می‌خواهم معلم شوم، اما حالا نمی‌دانم آینده‌ام چه خواهد شد.»

گسترش آموزش دختران راه موثری است تا بتوان به این وسیله آن از ازدواج کودکان، حاملگی زودهنگام و ختنه آنها جلوگیری کرد. این کار همچنین به ایجاد ثبات در جوامع و تقویت اقتصاد کشورها کمک می‌کند. بنیاد ملاله یوسف‌زی تخمین می‌زند که با وجود همه مزایایی که آموزش دختران دارد، در سال ۲۰۲۱ میلادی رویدادهای مرتبط با آب و هوا باعث شود که دست‌کم چهار میلیون دختر در کشورهای با درآمد متوسط و پایین از تکمیل تحصیلات خود باز بمانند و اگر این روند ادامه یابد، تا سال ۲۰۲۵ میلادی تغییرات اقلیمی عاملی مؤثر در عدم تکمیل تحصیلات دست‌کم ۱۲.۵ میلیون دختر خواهد شد.

مرگ و جراحت

حدود دو سوم از مجموع ۵۳ تحقیقی که در موضوع تلفات بحران‌های آب و هوایی انجام شده، نشان داده‌اند که زنان بیشتر در معرض مرگ یا آسیب‌دیدگی ناشی از تغییرات شدید آب و هوایی قرار گرفته‌اند. شکی نیست که هم مردان و هم زنان آسیب پذیر، اثرات تغییرات آب و هوایی را تجربه خواهند کرد، اما این زنان هستند که بیشتر قربانی پیامدهای منفی آن خواهند بود. فرانچسکا رودز از انجمن «CARE International» که در امور بشردوستانه فعال است نیز این موضوع را تایید می‌کند که «تغییر آب و هوا نابرابری‌های موجود را تشدید می‌کند.»

    منبع: یورونیوز

ورود واکسن اچ‌آی‌وی “مدرنا” به مرحله آزمایش انسانی!

 

     واکسن اچ‌آی‌وی شرکت “مدرنا” که همانند واکسن کرونای این شرکت بر پایه mRNA ساخته شده است، این هفته به طور رسمی وارد مرحله آزمایش انسانی خود می‌شود. به عبارت دیگر، بشر احتمالا به افق پیشگیری از یکی از بدترین بیماری‌های صد سال گذشته نزدیک شده‌ است. 

نشان ویژه برای کارگردان زن ایرانی

   لیلا سجادیان-خبرنگار

 

     افسانه سالاری کارگردان زن ایرانی برای مستند «سیلوئت» جایزه نشان ویژه جشنواره «ویزیون دو ریل» را کسب کرد. مراسم اهدای جوایز جشنواره مستند «ویزیون دو ریل» یکشنبه شب ۳ می در سوییس به صورت آنلاین برگزار شد. در این مراسم جایزه بهترین فیلم بلند در بخش مسابقه بین الملل به فیلم «Puntasacra» ساخته فرانچسکا مازولنی از ایتالیا رسید. مازولنی در کلیپ ویدیویی از هیأت داوران جشنواره بابت اهدای این جایزه تشکر کرد. او همچنین با اشاره به دوران کرونا گفت: “امیدوارم خیلی زود بتوانیم باهم جشن بگیریم.” در بخش مسابقه بین الملل این دوره جشنواره، بیشترین تعریف و تمجید ها نثار فیلم های «آنرسا: نفس زندگی» به کارگردانی مارکو و یوهانس لموسکالیو، «سیلوئت»  به کارگردانی افسانه سالاری، «پدر نقش خودش را بازی می کند» ساخته مو اسکارپلی و «خارج از جاده» ساخته خوزه پرمار شد.

سالمند آزاری، رتبه سوم خشونت‌ های خانگی در ایران

 

      جعفری، مدیرکل دفتر آسیب‌ دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفت که علی‌ رغم اینکه توجه به سالمند در دین اسلام مورد تأکید است، در حال حاضر سالمند آزاری بعد از کودک آزاری و همسر آزاری رتبه سوم خشونت‌ های خانگی در کشور را دارد که نیاز به برنامه‌ ریزی مناسبی در این حوزه وجود دارد. جعفری بیان کرد: جمعیت سالمندی ۹.۲ درصد در واقع ۷ و نیم میلیون جمعیت هستند که ۳۰ سال بعد به ۳۳ درصد می‌ رسد، در واقع از هر ۳ نفر یک نفر سالمند می‌ شوند. وی یادآور شد که همه این آسیب‌ های اجتماعی هشدار است که نشان می‌ دهد ساختار خانوار آسیب‌ پذیر است، در حوزه حمایت از خانواده سالمندی با چالش بزرگی روبرو هستیم. وی تأکید کرد: “بحران اجتماعی ناشی از قصور در حوزه خانواده است باید راهکار‌ها و اقدامات پیشگیرانه داشته باشیم، اورژانس اجتماعی در حوزه مداخلات ورود می‌ کند و در حال حاضر کودک‌ آزاری، همسر آزاری سالمند آزاری و معلول آزاری در رأس خشونت‌ های خانگی قرار دارند. جعفری عنوان کرد: طبق شاخص‌ های بررسی‌ شده شهر‌های با جمعیت بالای ۵۰ هزار نفر و شهر‌هایی با رشد آسیب‌ های اجتماعی بالا به اورژانس اجتماعی مجهز شوند، تاکنون ۳۵۰ مرکز اورژانس اجتماعی در کشور تأسیس شده است. وی افزود که در حال حاضر ۴۵۰۰  نیرو تحصیل‌ کرده رشته‌ های روانشناسی، مددکاری اجتماعی و علوم اجتماعی در حوزه اورژانس اجتماعی استخدام شدند. مدیر اورژانس اجتماعی کشور یادآور شد: در طرح جدید به دنبال عقد تفاهم‌ نامه با اورژانس پزشکی و ایجاد سامانه هستیم، در این سامانه افرادی که با ۱۱۵ تماس بگیرند در صورت داشتن مشکل و آسیب اجتماعی به اورژانس اجتماعی متصل و در کمترین زمان ورود پیدا کنیم .وی بیان کرد: با ورود اورژانس در هر مکانی فرهنگ ضد خشونت رواج پیدا کرده است، اورژانس اجتماعی باز تولید آسیب ندارد، بلکه آسیب‌ های اجتماعی را به‌ صورت عمیق رسیدگی و پیگیری می‌ کند، تاکنون یک‌ میلیون و ۸۰ مورد خدمت در حوزه کودک‌ آزاری، همسر آزاری، سالمند آزاری و معلول آزاری در اورژانس اجتماعی ارائه‌ شده است. جعفری تأکید کرد: “سال گذشته ۸۰۰۰ پیشگیری از اقدام به خودکشی داشتیم. در حال حاضر ما رتبه ۱۲۵ خودکشی در جهان را داریم که نشان می‌ دهد موفق عمل کردیم و اقدامات خوبی صورت گرفته است. وی بیان کرد: کودک‌ آزاری رتبه اول آسیب‌ های اجتماعی را دارد و هیچ کودکی نباید در معرض خشونت باشد، ۵۰ درصد موارد کودک‌ آزاری‌ هایی که شناسایی‌ شده بیش از یک سال از سابقه خشونت آن‌ ها می‌ گذرد، در حوزه همسر آزاری نیز همین‌ طور است. مدیر اورژانس اجتماعی کشور عنوان کرد: “اورژانس اجتماعی زنجیره‌ ای از خدمات است، در واقع اورژانس اجتماعی گلوگاه آسیب‌ های اجتماعی است، باید شناسایی و ساماندهی شوند، خانه امن پذیرای زنان آسیب‌ دیده و خانه سلامت پذیرای دختران فراری است. وی بیان کرد: “ما به ‌جای منفعل بودند؛ کنش گرانه و فعالانه ورود پیدا کردیم و در اورژانس اجتماعی فاصله و زمان را کم کردیم، به ‌طوری‌ که خودمان سراغ فرد آسیب‌ دیده می‌ رویم، در حوزه آسیب‌ های اجتماعی فرد از نظر روحی دچار آسیب می‌ شوند.” جعفری یادآور شد: “وقتی به یک دختر و یک پسر تعرض جنسی می‌شود تا مادام عمر آسیب را یدک می‌ کشد، اورژانس اجتماعی می‌ تواند در این مواقع کمک خوبی انجام شود، باید دست‌ به‌ دست هم دهیم چراکه همه افراد در معرض آسیب قرار دارند و آسیب اجتماعی مرزی ندارد.” وی عنوان کرد که سازمان بهزیستی ضربه‌گیر است و اگر حمایت نشویم ضربه‌ پذیر می‌ شویم، آسیب اجتماعی زیبنده کشور ما نیست، هنر آسیب‌ شناسی است نباید آسیب‌ ها را لاپوشانی کنیم.