خشونت خانگی، چرا؟

   6858

دکتر مهری نجات-پژوهشگر و مدرس دانشگاه تهران


«خشونت خانگی»، به معنای رفتار خشونت آمیز و سلطه گرانه یک عضو علیه عضو یا اعضای دیگر همان خانواده است. بر اساس مطالعات، هدف اصلی «خشونت خانگی» کودکان خردسال و زنان هستند. لازم است گفته شود که خشونت انواع مختلف دارد، یکی از آنها خشونت «روانی» و «کلامی» است که شامل: «توهین»، «تحقیر»، «تهدید»، «شک»، «کنترل شدید» و «گرفتن استقلال» می باشد و متأسفانه این نوع خشونت رتبه نخست را دارد و در ایران هم شایع است. گاهی حتی از اعمال این خشونت در خانواده به عنوان فرهنگ چندین ساله یاد می شود و برخی از خانواده ها کورکورانه از این فرهنگ خشونت بار استفاده می کنند. نوع دیگر، خشونت فیزیکی است که حالت عکس خشونت روانی می باشد و متأسفانه باز هم در خانواده ها بسیار مشهود است. «خشونت فیزیکی»، به کتک زدن، تنبیه های بدنی و خشونت جنسی - شامل: تجاوز و سوء استفاده جنسی - اطلاق می گردد و باید اعتراف کرد که در مورد خشونت جنسی آمار کمی گزارش شده است و گروه هدف آن بیشتر «سالمندان»، «زنان بی سرپرست» و «افراد با مشکلات ذهنی و معلولی» هستند.

     از علل خشونت در این افراد می توان ابتدا به بیماری های روانی از قبیل: اختلالات خلقی مانند: «افسردگی»، «اختلال دو قطبی»، «اضطراب های شدید» و همچنین اختلالات شخصیتی از قبیل: «اختلال شخصیت ضد اجتماعی» نام برد. همچنین، از عوامل شایع خشونت، مصرف مواد مخدر و مصرف مشروبات الکلی می باشد. «مشکلات اقتصادی»، «فقر شدید»، «نداشتن فرهنگ» و «سطح سواد کافی» را نیز می توان به این عوامل افزود. نکته مهم و قابل توجهی که در مورد فرزندان این خانواده ها مطرح هست، این است که اکثرا در دوران بلوغ دچار مشکلات مشابه خواهند شد و این مسیر نابسامان ادامه خواهد یافت. در نهایت، جامعه که مجموعه ای از خانواده هاست در معرض تخریب قرار خواهد گرفت.  

     حال سؤالی که مطرح است، این می باشد که آیا می توان آمار خشونت خانگی را کاهش داد و چه راهکارهایی برای پیشگیری و درمان وجود دارد؟ از دیدگاه نگارنده به دو صورت می توان عمل کرد.

  1. مداخله در بحران موجود، که در واقع راه حلی کوتاه مدت به حساب می آید.
  2. پیشگیری، که راه حلی طولانی مدت است. برای حل مشکل به طور اورژانسی باید در دو سطح عمل کرد. اول، در مورد فرزندان و افراد ضعیف تر این خانواده ها مثل: «سالمندان» و «معلولین» که باید تحت حمایت اجتماعی و انجمن های خیریه قرار گیرند و ارزیابی سلامت جسمی و روانی بر روی آنان صورت گیرد و تحت آموزش و بازپروری قرار گیرند. اگر بتوانیم کودکان را از آسیب دور نگه داریم و تحت تعلیم قرار دهیم، خواهیم توانست که روان شان را حفظ نمائیم. حتی اگر این افراد به طور ژنتیکی ژن های مستعد به خشونت و پرخاشگری داشته باشند با آموزش درست قابل پیشگیری خواهد بود. در مورد «سالمندان» و «معلولین» انتقال به محل های نگهداری این افراد بسیار ضروری است. در مورد زنان و مردان این گونه خانواده ها می توان با ایجاد مراکزی جهت ارزیابی و درمان آنان گامی بلند در جهت سلامت خانواده برداشت. همچنین، آموزش مهارتهای شغلی و ارجاع به مراکز ترک برای افرادی که اعتیاد دارند؛ بسیار کمک کننده است. دوم، پیشگیری از طریق آموزش و فرهنگ سازی از طریق رسانه ها و گروه های متخصص درمانی است. با ارزیابی سلامت جسمی و روانی اعضای خانواده های در معرض خطر - شناسایی و تحت درمان قرار دادن آنها- می توانیم مانع گسترش از این آسیب ها شویم. بدین ترتیب در درازمدت خانواده های سالم تری خواهیم داشت.


نظر شما