تله کابین و رونق گردشگری کرمان

   109703

مهندس حسن اشرف گنجوئی-کارشناس رسمی و محقق تأمین آب


شهر کرمان با موقعیتی ویژه در بین شهرهای سراسر کشور شکل پیدا کرده است. آنجا که امکانات تأمین آب شرب و کشاورزی در احداث قنات معنی می شده، بخشهای مرتفع شهر، مادرچاه و بخش تران قنوات از دامنه های کوهستانی از یک طرف و از طرف دیگر مسیر خشکان و مظهر قنواتی که مادرچاه آنها در دامنه کوههای جوپار، محی آباد، قناتغستان، ماهان و دستجرد هستند؛ در خود داشته است. به عبارت دیگر بیش از هشتاد سال قبل شهر کرمان یعنی شبکه ای از چاه های مادر،کوره های قنات، چاههای میله ای، مظهر قنوات بوده است. نقشه توپوگرافی  50000 : 1 سالهای 1334- 1335 صحت این مطالب را بخوبی تأیید می نماید. با آغاز شدن صنعت چاه و چاه زنی و فروکش نمودن روز افزون سطح آب سفره های زیر زمینی، بتدریج همه قنواتی که در شهر، مادرچاه و یا بخش تران داشتند به کلی خشک شدند. نیز این موضوع در مورد قنوات سرچشمه گرفته از جوپار، ماهان، محی آباد، دستجرد هم اتفاق افتاد. و به این ترتیب شهر کرمان را از نعمت ورود و یا خروج آب قنوات برای همیشه محروم نمود. حفاریهای بی رویه چاههای نیمه عمیق و پس از آنهم عمیق به ظاهر جایگزینی معنی دارتر و بهتر برای تأمین آب شد. لذا پمپاژ آب برای باغکاری و زراعت در گوشه و کنار شهر که به بخش مسکونی تبدیل نشده بود به سرعت رایج گردید. کم کم پدیده ویژه بودن شهر نسبت به تمامی شهرهای کشورمان نمایان گردید و لایه غیر قابل نفوذ، بشقابی شکل، گسترده در سطح شهر و در عمق  چهل متری به کار افتاد. این لایه اجازه نفوذ زه آبهای ناشی از کشاورزی، فاضلاب منازل را به اعماق پائین تر بکلی قطع و سبب انباشت شدن و ارتفاع گرفتن آنها بطرف سطح زمین گردید. یعنی از این به بعد برخلاف موقعیت زمین شناسی سراسر استان در شهر کرمان آبهای زیر زمینی و آبهای زیر سطحی تفکیک شدند. آبهای زیر زمینی آبهائی بودند که با حفر چاههای عمیق نسبت به سطح زمین عمیق و عمیق تر  شده بطوریکه به عمق بیش از یکصد و پنجاه متر رسیدند، در حالیکه آبهای زیر سطحی از عمق چهل متری انباشت شده و به طرف سطح زمین نزدیک شدند. همینکه امروزه آنها را در عمق دو الی سه متری  سطح زمین ملاحظه نموده و شاهد اختلال اثر گذاری این آبها در مسجد جامع کرمان، بانکهای معتبر و بخش های مرکزی شهر بصورت کامل هستیم. بالا آمدن تدریجی آبهای زیر سطحی یعنی رسیدن به تمامی شبکه چاههای میله ای وکوره قنواتی که به آنها اشاره شد، تشدید فرسایش و تخریب داخلی فضاهای آزاد را سبب گردید. این پدیده را شهرداری وقت کرمان چگونه ارزیابی و چه اقداماتی برای مقابله با آن انجام داد؟ تحقیقات اداری و اجرائی نشان می دهد که هیچگونه عکس العملی نشان نداد. حتی شبکه چاههای میله ای و کوره های  قنوات را با یک نقشه برداری ساده ثبت ننمودند تا متقاضیان خانه سازی، جاده سازی، برج سازی، پل سازی و ....را در زمان صدور مجوز آگاه نمایند. ولی روند اضافه شدن آب فاضلابها، سیلابها و روان آبهای ناشی از بارندگیها، نفوذ آب ناشی از پمپاژ آب سفره های زیر زمینی برای زراعت و باغکاری بسرعت و بی محابا بالا و بالاتر می رفت، بطوریکه تمامی شبکه کوره ها و چاه های میله ای که بر خلاف زمان بهره برداری  هم اکنون با پر کردن بسیاری از چاههای میله ای ارتباط آنها هم قطع شده بود، نفوذ آبهای زیر سطحی و ارتفاع گرفتن آنها در سراسر شهر همه و همه کوره ها را پر از آب فاضلابها نمود.کار فرسایش و تخریب دیواره های این کوره ها توسعه و بصورت فاجعه زیست محیطی در شهر کرمان نهفته ومدفون شده است،  درست در شکل فاجعه ای که روز به روز مجهزتر و قویتر راه و روش خود را طی وتوان بمب خفته را چندین و چند برابرمی نمایند. در مقابل این سؤال  که شهرداری کرمان برای مهار این بحران چه کرده و چه می کند؟ هیچگونه تحلیل علمی و یا راهکاری که نتایج آن را به یک یا چند سال آینده نسبت دهند وجود ندارد. شرح تحلیلی فوق سیمای واقعی شهر داری کرمان را  با پدیده های مخرب و تشدید کننده هر زلزله را به خوبی نشان می دهد. عدم مطالعه مسیر گسلها، تهیه نکردن نقشه زمین شناسی تا عمق یکصد متری از شهر کرمان (محدوده زهدار)، نداشتن مطالعات جامع زمین شناسی همه و همه مؤید این مسئله هستند. وقتیکه سیستم شهرداری اساسی ترین معظل شهر را نشناخته و در جهت مهارآن هیچگونه طرح بنیادی از عمق چهل متر یعنی زمان آغاز  جمع آوری آب تا امروز که به سطح زمین رسیده نداشته است برای مصوب و اجرائی نمودن سایر طرحها کشتی تایتانیک، زیرگذر آزادی و....و....چه انتظاراتی می توان داشت؟ هر شهروند کرمانی شاهد است که کوههای منطقه جنگل قائم معروف به کوههای مسجد صاحب الزمان، مکمل نمای ویژه شهر هستند. پیاده روی، کوهنوردی را برای سنین پایین و یا بالا معنی می کنند. پایگاه اعتقادی مردم به این کوهها، تخریب و جاده کشی و یا هر اقدامی دیگری را نمی پذیرند، ولی شهرداری اینجا را برای سیستم تله کابین طراحی نموده  و قبلاً جاذبه شور و شوق مردم شهری را سوزانده است. اصلاً به این مسئله توجه شده که هر اقدامی در سطح بالای مناطق کوهستانی معروف به میدان علی از لحاظ امنیتی با مهمترین پادگان و سیستم لجستیک آن (پادگان صفر پنج) مغایرت دارد؟ چرا شهرداری برای ایجاد تنوع و لذت بخش بودن بیشتر و بیشتر بندر والی آباد، منطقه با عظمت کوهستانی که راه را برای جاذبه تمامی جوانان و افراد متمایل به کوه و کوهنوردی همراه می نماید، انتخاب ننموده است؟ آیا تیمهای شهرداری منطقه مطروحه را بررسی نموده و یا خبر دارند که ارتفاعات کوهستانی بندر والی آباد گستردگی آنها به چهار فرسخ، کشیتوئیه، سیرج می رسد. کافی است که سیستم تله کابین از محل دهیاری افراد و یا خانواده ها را به بالای کوه منتقل نماید. مناطق کوهستانی که دمای آنها با شهر کرمان در طول تابستان و یا هر ماه از سال بیش از ده الی بیست درجه سانتیگراد خنک تر است. مناطق کوهستانی که گاهاً در سراسر سال  برف دارند، و بخوبی می توانند در بند، درکه و یا مسیر توچالی با همه پیستهای اسکی برای شهر کرمان باشند. چرا  شهرداری کرمان برای اجرای  طرح تله کابین در فاصله بیست کیلومتری شهر بصورت اساسی مطالعه و تحقیق ننموده است؟ و از آینده نگری خوبی برخوردار نبوده است. در پایان بعنوان یک شهروند کرمانی پیشنهاد می نمایم  که مناطق مطروحه بندر والی آباد را به دقت ارزیابی و انرژی خود  را در آن منطقه متمرکز و بیشتر از این با اعتقادات و روحیات مردم شهر کرمان بازی نکنید.

1398/20/2


نظر شما