طبیعت خـانه دوم من

   1100035

کیومرث ترکاشوند


من درکلاس آمـوزش پرواز آموخته ام ڪه با پرتاب زباله از خودرو روحم آزرده می شود. وقتی جاده ها وگذرگاهای ڪوهستانی در دل جنگل را پوشیده از ظروف یکبار مصرف پلاستیکی می بینم.قلبم می ایستـد!

طبیعت برای من قابل احترام است وحیات تمام جانداران ریز و بزرگ در میان ڪوه ها و جنگلها را محترم می شمارم وسعی خواهم ڪرد که حتی جان یک مورچه را هم نگیرم، آنها در خانه ی خود هستند. این من هستم ڪه به حریم آنها رفته و خلوتشان را به هم زده ام! پس همیشه حفظ جان و تغـذیه آنها باید در اولویت باشد واگر قرار است برای رسیدن به قله ڪوه لانه ی بلدرچینی را خراب ڪنم، از رفتن صرف نظر خواهم ڪرد.

من از دیدن آواز پرندگان و رقص زیبای آنها در آسمان غـرق لذت می شوم و از صحنه غـذا دادن یک سهره به جوجه هایش به وجد می آیم و خالقم را ستایس میڪنم. من از شکار حیوانات بیـزارم، و از نسل حیوانات ڪمیاب محافظت خواهم کرد. من نیازی به گوشت ڪبک و قوچ نـدارم و جان کندن یک حیوان قلبم را جریحه دارخواهـد ڪرد. من آواز قناری و مرغان زیبارا در لابلای شاخ و برگ درختان دوست دارم و از دیدن آنهـا در قفس چشمانم را می بنــدم. خالق او را مانند من آزاد،آفریده است و خوب میدانم ڪه ڪوهنوردی حرمت دارد.

ڪوه برای ما مقدسه...

وجب به وجب کوه را باید بوسـید...

کوهنـوردی شیوه ای براِی پر ڪردن اوقات بیکاری و ڪم کردن وزن و...تیڪاف نیست،ڪوهنوردی شیوه ی زنــدگیست! من جدا از اینکه یک ورزشڪارم،"انسانم" و انسانیت را پاس میـدارم.


نظر شما