دلنـوشته اے بیاد فرزند ایران

   111270

کیومرث ترکاشوند


چقدر ساده پندارانه است که درگذشت خسرو آواز ایران، آزادمرد جاویدالأثر والاگوهر، سلطان هنر و محبوب دل تمام پارسی­ گویان و جهانیان و اعتبار موسیقی ایران، و اسطوره آواز، ڪه پیامش برای مردم عشـــق ودوستی، و صــدایـش مرهم دلهای شڪسته بوده وهست را باور ڪنیم. زیرا تا زمانی ڪه صدای زیبا و گوش نواز ربناے آواز گلدسته هاے این سرزمین فـر و فروغ و شـعر و موسیــقی  وبه تعــــبیر " نظامی " در دل گیتی از دیر باز چون نگینی خوش آب ورنگ و درخشــان بوده است) ‌طنین انداز است؛ نام شجریان در قلب هر ایرانی ازاده زنده است.

و اینجاست که این بیت از شعر حافظ معنا پیدا می ڪند:

هرگزنمرده است آنڪه دلش زنده شد به عشق                  ثبـت اســت بر جریـده عالـم دوام ما

فرزند ایران برآمده ازدل تمدنی است ڪه مـیراث دار خیام وحافظ ، ســعدی وفردوسی ومولانا است. و اگرغیرازاین بود، مجله « دیلی نیوز» نمی نوشت: شعر مولانا با صدای استاد شجریان معنا پیدا می کند. شجریان فقط یک آوازه خوان نبود. او نمادی از نیکی و آزادمنشی و کردار و پندار و گفتار نیڪ است. و درفرهنگ ایران خداوند ایرانیان: فردوسی ملاک نیڪ بودن «پسند» مردم است و سخن و کرداری پسندیده و دلپذیر است که جان از آن اندیشه و گفتار و کردار آزرده نشود و چو نیڪ بنگریم شجریان مصداق بارز این سخن فردوسی است.

شجریان تربیت یافتـه فرهنگ غنی زبان پارسی است که توانست با دانش و هوش و آگاهی وافرش  از اوضاع زمانه و جامعه ڪنونی، آواز و موسیقی ایرانی را فرامرزی ڪند و تا آنجا پیش برد که فرانسویان اورا ثروت ملی ایران می­نامند. استاد شجریان آواز سنتی، ایران را از حالت رخوت و ناخوشایندی ببرون بـرد و با اتصال آن به موسیقی عـصر جدید موسیقی ایرانی را مدرن و جـهانی کرد. و حضورش در این عرصه یڪ اتفاق نادر در تاریخ موسیقی بود. اوبا انتخاب صحیح و بجا و هنرمندانه از شعر فارسی و با تأکید بر روی معنا و پیام شعر و اجرای خاص خود درڪنار بهترین­های چون کیهان کلهر، علیزاده، لطفی، ذولفنون آثاری تأثیرگذار از خود بجای گذاشت که نه گذشت زمان آنها را ڪمرنگ می کند و نه ظهور سبک­های جدید موسیقی می تواند جایگزنی باشد، برای نبود صداے شجریان.

چیزی که شجریان را از دیگر هنرمندان جدا کرده است و از او چهره­ ای مردمی ساخته هـــمراهیش با مردمان سرزمینش بود در شادیها وغمهایشان. حنجره اش صدای مردم بود. صدای فریا د خاموش و بغض های شڪسته در گلو! روزی برای زلزله زدگان بم آواز سر میداد و روز دیگر برای دوستدارانش درکنار هنرمندان.

و در میان هنرهای ایرانی گوی سبقت را از همه ربوده بود. زمانی  در مسـابقات قرانی و روز دیگر در خـوشنویسی و آمیختگی تمام اینها با صدای جادویی اش وتواضع، نوع دوستی و خرد ورزیش از وی چهـره ای محبوب ومردمی ساخته بود. و امروز فقدانش کشتی به گل نشسته موسیقی ایرانی است و شاید، سالهای سال این ڪشتی به دریا نرسد. واگر غیراز این بود این ســرزمین خـــسته و دل آزرده  و رنــجور از جــور زمانه علی رغـم تـمام زخمهایی که بر تن دارد اینگونه چون مرغ سحر برای پرواز فرزند راستین خود ناله سر نمی داد. روحش قرین رحمت یزدان پاک و یادش گرامی باد.



نظر شما