شاهنامه، فراتر از زمان و جغرافیا

   1100121

به قلم: قدمعلی سرامی


     دقیق به خاطرم نیست؛ اما حولو حوش سال 1996 در آتن بود که در خلال سخنرانیام از فردوسی گفتم و اینکه برخلاف تصور برخی، شاهنامه تنها یک حماسه ملی نیست. حالا که سالروز دیگری از گرامیداشت این استاد بزرگ زبان و ادب پارسی فرارسیده بهاختصار درباره بخشی از آن سخنرانی خواهم گفت. در جمع آن بزرگان اثبات کردم که چرا تأکید دارم شاهکار فردوسی حماسهای بینالمللی ست.

مخاطب فردوسی در این اثر سترگ تنها ما ایرانیان نیستیم؛ او از نکات و مسائل بسیار ارزندهای گفته که خطاب به همه انسانهای کره زمین است. نهتنها به جغرافیای خاصی محدود نمیشود، بلکه حتی دربرگیرنده زمان مشخصی هم نیست و همه میتوانند از این اثر ادبی به فراخور نیاز خود بهره بگیرند. فردوسی را میتوان ازجمله بزرگانی دانست که متعلق به همه جهانیان است و جالب است که بدانید ترجمه شاهنامه از همان قرن پنجم آغاز شد. نخستین ترجمه آن به زبان عربی و به کوشش شاعری عرب بود؛ بعدتر شاعری عربزبان و اصفهانی بهنام «الفتحبن علی البنداری» مجدد آن را به عربی برمیگرداند و طی قرنهای بعدی به زبانهای متعددی ترجمه میشود.

از همین رو امروز میبینیم که شاهنامه به زبانهای مختلفی از جمله انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی، بلغاری و حتی استونیایی که تعداد کمی به آن صحبت میکنند هم ترجمه شده است. نکته جالب توجه اینجاست که شاهنامه، رباعیات خیام نیست که حجم کمی داشته باشد. شاهنامه دربردارنده تمام لوازم مورد نیاز بشر برای آرامش و سلامت روحی ست. آنجا که میگوید: «بیآهو کسی نیست اندر جهان/چه در آشکار و چه اندر نهان» بیآهو در این جا به معنای عیب و ایرادی ست، یعنی کسی را نمیتوان یافت که بیعیب باشد و توجه به همین نکته کمک بسیاری خواهد بود که گمان نکنیم حرفمان، حرف اول و آخر است و ممکن است همه ما به خطا برویم.

فردوسی حتی در توصیف انسان در انتهای داستان اسکندر، با آسمان سخن میگوید و گلایه از افلاک دارد که آسمان میگوید: «تو از من به هر بارهای برتری/ روان را به دانش همیپروری» یعنی ای انسان تو میتوانی بر دانش خود بیفزایی و روح خودت را ارتقا ببخشی درحالیکه من آسمان قادر به تغییری نیستم. مصداق این گفته فردوسی در تفاوت انسانهای امروز با یکصد سال قبل بهوضوح مشهود است، فردوسی شاهنامه را با توجه به چنین نکات ارزشمندی نوشته است. همانطور که فردوسی هم در شاهنامه گفته، انسان کلید همه قفلهای آفرینش است، درست مانند شرایط امروز جهان و تلاشی که متخصصان برای کشف درمان کرونا انجام میدهند که تحقق آن ما را بهسوی گشایشی دیگر راهنمایی میکند. شاهنامه دربردارنده بزرگترین اندرزهایی ست که تاریخ به یادمیآورد، اندرزهایی که به انسان برای برخورداری از زندگی بهتر یاری میرساند؛ ایکاش از آن بهره ببریم و بهسوی برخورداری از جهانی مملو از آرامش گام برداریم.


نظر شما