موسیو وردو

   1110613

عادل ایرانخواه


چاپلین در فیلم موسیو وردو برای نشان دادن پلشتیهایِ سرمایهداری، ترفندِ هوشمندانهای را به کار میبرد. او مستقیم با مسأله رودررو نمیشود، بلکه میانجیی را واسطه میکند تا امر کلی را از طریقِ یک جزء به تصویر بکشد. به این طریق که ابتدا کاراکترِ شروری را در کانونِ نگاهِ ما قرار میدهد که زنان متمول را اغوا میکند، به قتل میرساند و مال و منالشان را تصاحب میکند. این پیشهی کثیفِ موسیو وردو است. چهرهای نفرت انگیز که قاعدتاً همگان از آن متنفراند. هرچند در ادامه ما متوجه میشویم که موسیو وردو را اخراج از کارش (بر اثر بحران اقتصادی 1930) بدل به این انسان خبیث کرده است و او برای رفاهِ زن و فرزندش مرتکبِ این جنایات شده است، اما همین هم نمیتواند از کراهتِ او و اعمالش بکاهد. موسیو وردو سرانجام دستگیر میشود و دفاعیاتش ما را متوجه کل ماجرا میکند. او میگوید من سالها شریف و صادق بودم، اما جامعه با بیکار کردنِ من، آن را پس زد. قتل و دزدی کسب و کار من شد. پس اگر از من نفرت دارید، چرا از سیستمی که من را اینگونه کرده است متنفر نیستید؟! اگر از کسب و کار من متنفرید، چرا از سیستمی که سلاحهای کشتار جعمی را با روشهای علمی تولید میکند متنفر نیستید؟! من در مقابل آنها بسیار ناچیزم! جنگ، درگیری و سرکوب تجارتِ آنهاست. چاپلین با ساختنِ این فیلم شعرِ برشت را به تصویر کشده؛ چه کسی دشمنِ توست؟! به گرسنهای که تکه نانی میدزدد به چشم دشمن مینگری، اما خرخره دزدی را که اصلاً گرسنگی نکشیده هیچگاه نمیگیری. موسیو وردو به گیوتین سپرده میشود، اما انذار گونه میگوید که به زودی همهی شما را خواهم دید و ما دیدیم که راست میگوید. دست کم در این مدت برهمهی ما معلوم شد که چگونه دهها بی گناه را قربانیِ منافع و تجارتشان کردند و به کامِ مرگ فرستادند. مارکس در جایی سرمایه و سرمایهداران را اینگونه توصیف میکند؛ سرمایه از سودِ کم متنفر است، سودِ کافی او را جسور میکند، با 10 درصد سودِ مطمئن میتوان او را در همه جا به کار گرفت، 20 درصد او را بیتاب میکند و 50 درصد دیوانهاش میکند. با صد درصد سود حاضر است همهی قوانینِ انسانی را زیر پا بگذارد و با 300 درصد سود از هیچ جنایتی روگردانی نمیکند.


نظر شما



 

نامنظرات ارسال شده
ناشناسفوق‌العاده و عالي