من کاندیدای ریاست جمهوری هستم!

   143024

مجتبی لشکر بلوکی


     150  سال پیش در آمریکا اتفاق بامزه ای افتاد. یک زن در آمریکا، به جرم «کاندیداتوری برای ریاست جمهوری» زندانی شد. «ویکتوریا وودهال» به‌عنوان اولین زن در تاریخ آمریکا رسماً کاندیدای ریاست جمهوری شد.  او زمانی چنین تصمیمی گرفت که حتی زنان حق رأی نداشتند. خانم «وودهال» استدلال جالبی داشت. طبق قانون (که البته آن هم باید تغییر کند) ما، زنان، حق رأی دادن نداریم، اما کجای قانون نوشته زنان حق کاندیدا شدن ندارند. سه روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، «ویکتوریا وودهال» بازداشت شد. جرم او مسخره بود، اعلان مکرر کاندیداتوری ریاست جمهوری و پافشاری بر جذب کردن رأی شهروندان از تریبون روزنامه‌ای که تحت مالکیت وی بود. او پس از آزادی از زندان، همچنان به سخنرانی‌ها و فعالیت‌های اجتماعی خود برای دستیابی زنان آمریکایی به حقوق سیاسی و اجتماعی برابر با مردان، ادامه داد. سرانجام «وودهال» توانست در آخرین سال‌های عمر خود، «اعطای حق رأی به زنان» را ببیند.

تجویز راهبردی:

نکته اول اینکه آدم های منطقی وضعیت موجود را می پذیرند؛ رشد و پیشرفت ما مدیون آدم های غیرمنطقی است که می زنند زیر میز.

 نکته دوم اینکه لازم نیست من و شما رئیس جمهور شویم، فقط کافیست در هر حوزه ای که هستیم، خط شکن باشیم.

اولین دختری که تصمیم گرفت پنهانی درس بخواند راهی را باز کرد برای فعال شدن تمام زنان و دختران.

اولین کاسبی که تصمیم گرفت اعتماد کند و کالای فروخته شده را پس بگیرد.

اولین تولیدکننده ای که تصمیم گرفت از مواد اولیه با کیفیت در محصولاتش استفاده کند.

اولین کسی که تصمیم گرفت از بیت کوین برای خرید و فروش استفاده کند و آن را جایگزین پول واقعی کند.

اولین پزشکی که تصمیم گرفت مانند همه کارمندان و معلمان مالیات پرداخت کند و بقیه پزشکان را هم به مالیات دادن ترغیب کند.

اولین کارمندی که به احترام مراجعه کننده (و نه هیچ دلیل دیگری) از وقت ناهارش بگذرد.

اولین سیاست مداری که مثل بچه آدم تصمیم گرفت غرور را کنار بگذارد و از مردم معذرت خواهی کند.

اولین مدیری که تصمیم خواهد گرفت نامه ای بنویسد به تمام زیرمجموعه هایش و ابلاغ رسمی کند که هیچ کدام از فرزندان، اطرافیان، هم محلی ها و اقوامش حق ندارند خارج از عرف اداری درخواستی کنند.

اولین کارخانه داری که تصمیم گرفت به جای گواهی عدم سوء پیشینه، گواهی سوء پیشینه بگیرد و کسانی که زندان رفته اند را استخدام کند.

    این ها همه کاندیداهای ریاست جمهوری و قهرمان های توسعه یافتگی هستند. داستان این «زن قهرمان» نشان میدهد که هر کدام از ما فارغ از سن و سال، فارغ از جنسیت و زبان می توانیم یک کنشگر توسعه باشیم. کافیست از خانه و محله، سازمان و مدرسه خود شروع کنیم یک بهبود و یک تغییر را هدف گیری و پی گیری کنیم. خداوند همه مدیران، پزشکان، و سیاست مداران و زنان و مردان خط شکن را یاری خواهد کرد.


نظر شما