امید به زندگی یا امید به زنده ماندن!

   143025

مهدی دولتی


    در جمعیت شناسی اصطلاحی وجود دارد تحت عنوان شاخص امید به زندگی (Life expectancy) که نشان می‌دهد متوسط طول عمر در یک جامعه چقدر است یا به عبارت دیگر هر عضوی از آن جامعه چند سال می‌تواند توقع حیات داشته باشد. هر چه شاخص‌های بهداشتی و همچنین درمانی بهبود یابد امید به زندگی افزایش خواهد یافت و از این رو این شاخص یکی از شاخص‌های سنجش پیشرفت و یا عقب ماندگی کشورهاست. به نظر میرسد این عنوان برای بیان مقصود، عنوان درست و صحیحی نیست؛ چراکه اصطلاح امید به زندگی بیانگر شاخصی کیفی است در حالی که در تعریف مذکور صرفاً مقصودی کمی (تعداد سالهای عمر) فارغ از کیفیت زندگی بیان شده است. در حال حاضر در کشورمان ایران بدلیل وضعیت اسفبار اقتصادی و نیز سرخوردگی ها و محدودیتهای اجتماعی و سیاسی امیدواری به زندگی و آینده بخصوص در میان جوانان و زنان در وضعیت مطلوبی نیست در حالیکه بدلیل پیشرفت های بهداشتی و پزشکی شاخصِ کمیِ امید به زندگی نمایانگر 74 سال است که از متوسط جهانی بالاتر است و وضعیت خوبی را به نمایش می گذارد. این در حالی است که چه بسا در کشوری که امیدواری به زندگی و کیفیت آن در وضعیت مطلوبی قرار ندارد، بالا بودن تعداد سالهای زندگی و کمیت آن مایه عذاب و حسرت بیشتر ساکنان آن باشد! (سالهای بیشترِ حسرت خوردن و رنج کشیدن)

بنابراین، بهتر است این شاخص در ایران و بسیاری از کشورهای توسعه نیافته به شاخص امید به زنده ماندن (Live expectancy) تغییر نام دهد که صرفا نمایانگر تعداد سالهایی است که انتظار میرود یک فرد طی آن مدت زنده بماند و حیات داشته باشد فارغ از کیفیت و مطلوبیت زندگی اش. در این حالت بار کیفی این شاخص از دوش آن برداشته و صرفاً به یک شاخص کمی تبدیل می شود، چیزی که در واقعیت و طبق تعریف نیز بیانگر آن است. چه بسا در کشوری که شاخص امید به زندگی اش 74سال است امید واقعی به زندگی و لذت بردن از آن در میان جوانان بیکار و بی آینده اش در حد چند ماه هم نباشد!


نظر شما