صورتی‌شوییِ تحریم و مداخله‌ی نظامی به بهانه‌ی حمایت از حقوق زنان

   143704


    حتماً به یاد دارید که مدتی پیش روبان‌های صورتی آگاهی بخشی درباره‌ سرطان پستان در همه جا به چشم می‌خورد و کمپانی‌های مختلف از این روبان‌ها برای کمپین‌های تبلیغاتی خود استفاده می‌کردند، اما نباید فراموش کرد همان غذای آماده‌ای که بخشی از سود فروشش «صرف مبارزه با سرطان پستان» می‌شد، حاوی هورمونی بود که احتمال ابتلا به سرطان را افزایش می‌داد. این نوع استفاده ابزاری از مفهوم مبارزه با سرطان پستان، همان «صورتی‌شویی» است. دکتر نسیم نوروزی، استاد مدعو دانشگاه کنکوردیا و دانش آموخته ی فلسفه و آموزش، «صورتی‌شویی» را به عنوان «مصادره به مطلوب یک جنبش آزادی خواهانه برای رسیدن به اهداف سیاسی قهقرایی» تعریف می‌کند که در نهایت به همان گروهی آسیب می‌زند که مدعی حمایت از آنهاست. نوروزی توضیح می‌دهد وقتی جرج بوش در توجیه حمله‌ی نظامی ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳ ادعا می‌کرد هدفش «آزادسازی» مردم و «آوردن دموکراسی» به عراق است، مشغول صورتی‌شویی بود. وقتی اسرائیل به واسطه‌ی حمایتش از LGBTQ مدعی عنوان «تنها دموکراسی خاورمیانه» است تا به این ترتیب توجه‌ها را از سوء رفتارش با فلسطینیان، یهودیان رنگین پوست و مهاجران آفریقایی منحرف کند، مشغول صورتی‌شویی است. وقتی شرکت داروسازی گیلید، اسپانسر رژه‌ی جهانی دگرباشان می‌شود ولی داروی ضد ایدزش را بیش از ۲۰۰۰ دلار قیمت‌گذاری کرده و آن را مشمول بیمه نمی‌کند، مشغول صورتی‌شویی است. اما صورتی‌شویی در نسبت با همبستگی با مردم ایران در برابر تحریم‌ها و مداخله‌ی نظامی چه معنایی دارد؟

    به گفته‌ی نسیم نوروزی، مسیح علینژاد و شاپرک شجری‌زاده مثال‌های برجسته‌ای از صورتی‌شویی تحریم علیه ایرانند. مثلا علینژاد در دیدار با مایک پومپئو وزیر خارجه‌ی ایالات متحده مدعی شده صدای بی‌صدایان (اشاره به زنان سرکوب شده) است و گفته دولت ترامپ باید از مذاکره با دولت ایران اجتناب کند چون «اگر ایالات متحده وارد گفتگو با جمهوری اسلامی شود، برنامه اتمی ایران بر مذاکرات سایه انداخته و مسائل حقوق بشری مغفول می‌مانند» (منبع: کیهان لایف). بنابراین «صورتی‌شویی» در نسبت با ایران به معنای توجیه جنگ اقتصادی با تکیه بر مسائلی نظیر حقوق بشر و زنان است، چرا که در نهایت، زنان از آسیب‌پذیرترین اقشار در مواجهه با تحریم‌های اقتصادی هستند (منبع: الجزیره).

    اولین واکنش به نقدهای معطوف به این فعالیت‌های علینژاد، «بله، اما » است. به عقیده‌ی نسیم نوروزی هیچ «اما و اگری» وجود ندارد. اگر ما به صورتی شویی افرادی نظیر مسیح علینژاد مشروعیت ببخشیم، در حقیقت به همان زنانی که او مدعی حمایت از آنان است آسیب زده‌ایم. نوروزی نتیجه می‌گیرد: «نه به نام ما! نصف جمعیت ایران هیچگاه اجازه نمی‌دهند سناریوی تاریک صورتی‌شویی در قبال ایران اجرا شود. ما هیچگاه زیر بار این تفسیر اشتباه از فمینیسم ـ به تعبیر کاترین واینر «فمینسیم به مثابه امپریالیسم» ـ نمی‌رویم. نه به نام ما! نیمی از جمعیت ایران، فارغ از اینکه خودشان می‌خواهند حجاب را رعایت کنند یا مجبور به این کارند، مردمان و انسان‌هایی‌اند که به دنبال خواسته‌هایشان هستند. آنها نویسندگان، بازیگران، شاعران، پزشکان، جراحان، متخصصان، مهندسان، خانه‌داران، کارگردانان، استادان و مهمتر از همه، متفکران پیچیده‌ای هستند که ماهیت صورتی‌شویی را برملا می‌کنند. به نام ما نمی‌توانید جنگ، مداخله و رنج را صورتی شویی کنید».

 

 


نظر شما