رفتار پشت صحنه یا جلوی صحنه؟

   128772

سجاد کرمی نامیوندی - پژوهشگر رسانه



    اتفاقات اخیر در مورد توقیف لوگوی باشگاه استقلال تهران و رفتار جلوی دوربین مجری برنامه سلام صبح بخیر شبکه سوم سیما و اظهار نظرهای مختلف در مورد آن، از سلبریتی ها گرفته تا ورزشکاران باعث شد که این موضوع را از منظر نظریه  "معرفی خود" اروینگ گافمن و هم چنین نظریه "شخصیت های رسانه ای و تعامل فرااجتماعی" دونالد هورتون و ریچارد وُهل تحلیل و مورد بحث قرار دهم و قضاوت نهایی با شما عزیزان.

    نظریه "اروینگ گافمن" عمدتاً درباره ارتباطات رو در رو در گفت و گوی روزمره است. افراد ذاتاً به دنبال بیان و معرفی و نمایش خودشان هستند، هر یک از ما نقش های متعددی را در صحنه های محتلف اجتماعی بازی میکنیم و برای هر مخاطبی نسخه نسبتاً متفاوتی را از خودمان عرضه می داریم، این گونه برداشت می شود که بیشتر وقت ما برای دادن اطلاعات به دیگران نیست، بلکه برای نمایش دادن خودمان است. وقتی یک چهره رسانه ای، نقشی را برای مخاطب در مواقع متفاوت بازی می کند احتمالاً نوعی روابط اجتماعی را شکل می دهد.

    گافمن بر اساس استعاره نمایش، رفتار هر فرد در یک زمینه خاص را به دو مقوله گسترده «منطقه پشت» یا رفتار پشت صحنه و «منطقه جلو» یا رفتار روی صحنه، تقسیم می کند. در منطقه جلو یا روی صحنه، اجراکنندگان (مجریان تلویزیون و..) برای اجرای یک نقش خاص، در حضور مخاطبانشان هستند و تصویری نسبتاً ایده آل از یک نقش اجتماعی بازی می کنند. اجراکنندگان در منطقه جلو دارای رفتاری عمدتاً مودبانه و دارای ظاهری تأثیرگذار هستند، اما همین افراد وقتی پشت صحنه قرار می گیرند مانند بقیه مردم رفتارهای عادی دارند (شوخی می کنند، کری می خوانند و حتی شاید مهمان برنامه را مورد تمسخر قرار دهند و...). در جلوی صحنه مخاطب باید به گونه ای مورد خطاب قرار گیرد که احساس کند تفاوتی بین مخاطبان وجود ندارد و سوگیری خاصی نسبت به یک عده یا یک تیم یا موضوع خاصی وجود ندارد. گویندگان رادیو و مجریان تلویزیون باید در پشت صحنه هم نیز تلاش کنند تا مخاطبان خود را راضی و خرسند کنند. "آنها هم چنین باید مراقب رفتار و گفتار خویش در پشت صحنه باشند".

    اما در مورد اتفاق اخیر اگر به صحبت های مجری برنامه سلام صبح بخیر شبکه سوم سیما دقت کرده باشید، مجری بیان می کند که بخاطر کَل کَلی که با تهیه کننده و کارگردان در پشت صحنه در مورد تیم استقلال و تیم پرسپولیس دارند، این موضوع به روی صحنه کشیده می شود. طبق نظریه گافمن مجریان رسانه می بایست مراقب رفتار پشت صحنه خود نیز باشند اما متأسفانه پشت صحنه که بماند. رفتار جلوی صحنه آنها هم مناسب نیست و طبق سلیقه شخصی خود، باعث رنجاندن خاطر تعداد کثیری از مخاطبان می شوند. اینجاست که مدیران رسانه در آموزش های اولیه به کارکنان خود، باید این نکات را به آنها یادآور شوند. همچنین، در مرحله جذب نیروی انسانی حداقل کسانی را انتخاب و جذب کنند که با مفاهیم و نظریات ابتدایی حوزه رسانه آشنایی داشته باشند. هر چند که شاهد هستیم اکثر افرادی که رسانه شناس هستند و تحصیلات خود را در این زمینه حتی تا مقاطع دکتری ادامه داده اند، در بیرون گود هستند و راهی برای ورود آنها وجود ندارد. کار کردن در یک سازمان رسانه ای با دیگران سازمان ها بسیار متفاوت است. حساسیتی که روی سازمان و کارکنان رسانه ها وجود دارد روی دیگر سازمان ها و کارکنانشان وجود ندارد، زیرا مخاطبان رسانه ها عمدتاً در جستجوی اشتباهات مجریان رادیو و تلویزیون هستند. از نظر "تکامل رفتار منطقه میانی" که «جاشوا میروویتز» به آن اشاره می کند، «چشم هوشیار دوربین تفکیک رفتار صحنه را برای افراد و حتی سیاستمداران غیر ممکن ساخته است». این موضوع به راحتی قابل تشخیص هست مثلا وقتی یک مجری یا گوینده پِت پِت می کند یا یک اشتباه سهوی انجام میدهد، فوراً توجه مخاطب جلب می شود. ( آقای حیاتی گوینده خبر سهواً گفت: به سفر قطر کرد، بجای اینکه بگوید به قطر سفر کرد، و کلیپ آن تا مدت ها در فضای مجازی دست به دست می چرخید و مثال های دیگر...)

    همانطور که در بالا اشاره کردم یکی از عمده دلایل چنین مشکلاتی رفتار پشت صحنه اجراکنندگان است، یعنی اگر این افراد مراقب رفتار پشت صحنه خود باشند به احتمال زیاد این رفتار به جلوی صحنه و دوربین کشیده نمی شود. گاهی اوقات اشتباهات سهوی آنها که بارها در پشت صحنه به شوخی بیان کرده اند در جلوی صحنه باعث توبیخ مجریان و مدیران، حتی حذف و اخراج آنها از رسانه شده است، زیرا برخی از این رفتارها جلوی صحنه، دور از ادب هستند که از ذکر آنها خودداری می کنم (العاقل یکفی بالاشاره!)

    از منظر نظریه شخصیت رسانه ای و تعامل فرا اجتماعی «دونالد هورتون» و «ریچارد وُهل» نیز این موضوع قابل تحلیل است. اگر دقت کرده باشید می بینید که امروزه اکثر مجریان رسانه دنبال برقرای ارتباط نزدیک و خودمانی با مخاطبان خود هستند. یکی از نمونه های بارز آن که ارتباط صمیمی مجریان رسانه از طریق رسانه های اجتماعی و پیج شخصی خود (اینستاگرام و..) است. عمدتاً گویندگان رادیو که قبلاً چهره آنها ناشناخته بود از طریق لایو (LIVE) اینستاگرام با مخاطبان ارتباط مستقیم می گیرند و رفتار پشت و جلوی صحنه را در معرض نمایش مخاطب قرار می دهند. همچنین، مردم و مخاطبان هم چون که در تعاملات اجتماعی (واقعی) خود منزوی شده اند و تنهایی را انتخاب کرده اند به دنبال جایگزین کردن هم صحبت واقعی و انسانی خود با یک شخصیت رسانه ای محبوبشان از طریق تعاملات فرا اجتماعی (کمتر واقعی) هستند. که در نتیجه فقدان تماس واقعی و اجتماعی خود را جبران کنند. از نظر بنده ایرادی ندارد که رسانه به دنبال برقراری صمیمیت با مخاطب باشد چونکه مخاطب در دنیای امروز به دنبال صمیمیت از طریق تعامل فرا اجتماعی با شخصیت های رسانه ای است، اما همانطور که می دانید، مرز باریکی بین "صمیمیت و اهانت" وجود دارد و آن هم این است که رفتار پشت صحنه نباید به جلوی صحنه کشیده شود و برای جلوگیری از این اتفاق هم مجریان و گویندگان باید بیشتر مراقب رفتار پشت صحنه خود باشند.



نظر شما