ازدواج کودکان نقض آشکار حقوق بشر-سخن سردبیر

   115412

فاطمه مهسا کارآموزیان


بین سالهای 2000 تا 2015 بیش از 260 هزار کودک زیر سن قانونی در ایالات متحده ازدواج کردند. اکثر این دختران با مردان بالغی که از آنها بسیار بزرگتر بودند، ازدواج کرده بودند. کودکانی که به علت فقر و بدون رضایت شخصی ازدواج می کنند، سالها مورد سوء استفاده قرار گرفته و در اسارت روانی به سر برده اند. این افراد زمانی که تحت حمایت و درمان قرار می گیرند؛ از کابوس های وحشتناکی صحبت می کنند که دنیای کودکی آنها را نابود کرده است. باید گفت که ازدواج کودکان نقض آشکار حقوق بشر به شمار می آید. هنگامی که دختری بسیار جوان مجبور به ازدواج می شود، در واقع مورد تجاوز جنسی قرار می گیرد و در معرض خطر خشونت خانگی، حاملگی اجباری و عواقب منفی سلامت جسمانی و روانی است. این در حالی است که این دختر از تحصیل هم محروم شده است. متأسفانه، گاه شکارچیان جنسی برای سوء استفاده از یک کودک او را مجبور می کنند تا با او ازدواج کند. در حال حاضر، در سرتاسر جهان تلاش هایی صورت گرفته است تا سن قانونی ازدواج به هجده سالگی برسد. تعیین حداقل سن ازدواج به طور قانونی، یک ابزار مهم برای محافظت از کودکان اعم از دختر و پسر است. نیاز است که یک کودک به طور کامل از حمایت قانونی برخوردار باشد و شایسته است که دولت ها در این زمینه قانونی روشن و سازگار داشته باشند. باید اطمینان حاصل کرد که رضایت والدین و یا سایر موارد نمی تواند کودکی را مجبور به ازدواج کند. اکثر کشورهای جهان دارای قوانینی هستند که حداقل سن ازدواج را تعیین می کند و معمولاً 18 سالگی در نظر گرفته می شود. با این وجود در بسیاری از کشورها با رضایت والدین یا کسب اجازه از دادگاه و یا با سوء استفاده از قوانین مذهبی کودکان را وادار به ازدواج می کنند. تعیین 18 سال سن به این دلیل بوده است که فرد طبق استاندارد های جهانی حقوق بشر (مطابق با کنوانسیون حقوق کودک) به بلوغ ذهنی رسیده است. در این سن فرد دوران کودکی را پشت سر گذاشته و از لحاظ جسمی، ذهنی و احساسی آماده است. متأسفانه، گاهی حتی با وجود قانون منع ازدواج کودکان؛ این قانون ضعیف اجرا می شود و مشکلاتی را برای فرد و جامعه به وجود می آورد. به طور مثال در کشور هند، حداقل سن ازدواج برای یک دختر 18 سالگی و برای یک پسر 21 سالگی تعیین شده است، اما با آنکه قانون وجود دارد هنوز سنت بر قانون غلبه داشته و ازدواج کودکان مرسوم است؛ بنابراین اجرای محکم قانون در این زمینه نیاز است و باید بسترهای آن در جامعه فراهم شود. همچنین، نیاز است که در این زمینه با رهبران دینی صحبت کرد و با توجه به اینکه هیچ مذهبی موافق ازدواج کودکان نبوده و نیست، راه را برای اجرای تضمین شده قانون و تصویب قانون محکم باز کرد. اکثر رهبران و دانشمندان دینی از عواقب ازدواج کودکان آگاه هستند و به تقویت سیستم های محافظت از کودکان کمک خواهند کرد. با این وجود اگر ازدواج کودکی در منطقه ای رخ داد باید نیروی انتظامی آموزش دیده باشد و وارد عمل شود. همچنین، بایستی نهادهای حمایتی از آن کودک پشتیبانی کرده و او را مورد حمایت قرار دهند؛ بنابراین تأسیس بنیادهایی با هدف دادن آگاهی به والدین و جامعه جهت پیشگیری از ازدواج کودکان و در صورت نیاز حمایت از قربانیان در هر جامعه ای ضروری به نظر می رسد. شایان ذکر است که ازدواج کودکان در عربستان و یمن بسیار رایج دارد و در ایران نیز مواردی وجود دارد که اغلب ناشی از فقر فرهنگی و مالی است. امید است که روزی هر گونه فقر از جامعه ما زدوده شود و شاهد بالندگی تک تک فرزندان ایران باشیم.     


نظر شما