نقض حقوق شهروندی

   73924


در نتیجه رواج برنامه های آموزشی که توسط فرقه ها اجرا می شوند، در بیانیه اعلام سیاست سال 1988  میلادی، در آمریکا "کمیسیون فرصت های شغلی برابر" خطاب به کارفرمایان، بر اساس بیانیه ای هشدار داده شد که بخشی از آن بیانیه بدین صورت است: " کارفرمایان به طور روز افزون از برنامه های آموزشی که جهت ارتقای انگیزه حس همکاری یا کارایی کارکنان که با به کارگیری روش های متنوع به اصطلاح "دوران نو" طراحی شده اند، استفاده می کنند. برای مثال، یک شرکت انتفاعی بزرگ از کارکنان خود خواسته تا در سمینارهایی که بر پایه تعالیم ماوراء الطبیعه تنظیم گردیده است، شرکت کنند. بنگاهی دیگر کارگاه هایی در خصوص "مدیریت بحران" با استفاده از برنامه به اصطلاح "درمانگران ایمان" در اختیار کارکنان قرارداده بود که "حالات تجلی" کارکنان را می خواندند و با "میادین انرژی" بدن جهت بهبود سلامت کارکنان تماس بر قرار می کردند که این برنامه ها از انواع گسترده ای از تکنیک ها مانند: مدیتاسیون، تخیل هدایت شده، هیپنوتیزم، درمان لمسی، یوگا و غیره، بهره می گیرند. اگرچه دادگاه و کمیسیون مربوطه، به تضادهای بین برنامه های تعلیمی عصر جدید نپرداخته اند، اما این موضوع تحت تئوری قدیم ماده هفت از قانون حقوق مدنی آمریکا در سال 1964 میلادی، حل و فصل گردید و تحت عنوان همسازی مذهبی بین کارفرمایان و کارکنان در نظر گرفته شد. در برخی از پروسه های تعلیمات آگاهی بخش گروهی بزرگ و زیر مجموعه های آن، جوانان برای کسب خصلت های برادری با گروه به کارهای تحقیر آمیز و سخت واداشته می شوند و تئوری گروه این است که با تحقیر کردن افراد می توان به آنها کمک کرد تا بر خصلت خجالت کشیدن فایق آیندکه البته، به هیچ وجه صحت ندارد.

    دکتر "مارگارت سینگر" متخصص روانشناسی دانشگاه کالیفرنیا می گوید: "من بعد از مشاهده تعدادی از این قبیل برنامه ها و بعد از مصاحبه با کسانی که در انواع مختلف چنین برنامه هایی به عنوان بخشی از برنامه شغلی شان شرکت کرده بودند، از بابت چنین افکار بچگانه و چنین بی رحمی در تحقیر افراد تحت عنوان آموزش یادگیری تجربی مانده ام." لازم به ذکر است که همه ی شرکت کنندگان جلسات آموزشی را مفید نمی یابند. به دلیل محبوب بودن برخی برنامه های آموزشی و سمینارها، کارکنان بیشماری به این دوره ها می روند و فکر می کنند که گذراندن این دوره ها سبب افزایش تکنیک های مدیریت یا مهارت های شغلی در آنان می شود. این افراد حین گذراندن دوره خود را در برنامه هایی بشدت متناقض و با تأثیرات روانی سوء می یافتند که قاعدتاً قرار بود آنها را تغییر دهد. شواهد نشان می دهند که مدیران و بازاریاب ها جهت افزایش فروش شرکتشان طمع کرده و در دام این برنامه ها گفتار شده اند. این افراد معمولا نمی خواهند بشنوند که چنین برنامه هایی مفید نیستند. متأسفانه، در اکثر موارد هیچ برنامه تعلیمی به خودی خود وجود ندارد، مگر اینکه به سادگی برای پیوستن به فرقه ای خاص اعمال فشار می نمایند. سازمان حقوق بشر مدارک قابل ملاحظه ای از نقض حقوق شهروندی در اثر فعالیت این فرقه ها به دست آورده است. بسیاری از کارکنان دعاوی حقوقی علیه محتوای برنامه های آموزشی یا فشارهای اعمال شده در محل کار اقامه نموده اند. این کارکنان اغلب از عدم تعادل روانی رنج می برند، البته هنوز هم کسانی هستند که در برابر برنامه ها تمکین کرده و با آن همراه شده اند.

 


نظر شما