تناسب رفتاری

   73504

آرزو مظلوم ساکی- کارشناس مدیریت امور فرهنگی


جامعه شناسی مردم ایران برخاسته از خرده فرهنگ های متعددی است که هر یک مستلزم تجزیه و تحلیل روحیات و اخلاقیات و عقاید اقوام مختلفی است که اگر در بطن آن وارد شوید با چند دستگی های بیشمار فرهنگی مواجه می شوید. اگر به جوانب روزگاری که ما برای خود ساخته ایم، سوای هرچه دولت و حکوت و انتخاب است، نگاه اجمالی بیندازیم به روابط متضاد و مخالف افراد در رابطه با پیرامون مسائل اجتماعی با یکدیگر پی می بریم که چگونه چنین اختلاف نظرهایی منجر به آفت های ریشه ای در بین آحاد جامعه شده است. اینکه اختلاف نظرها چرا و چگونه باعث رشد اختلاف میان توده ی افراد یک جامعه می شود نیاز به مباحث موشکافانه ای دارد، اما خلاصه ی کلام در تعیین و تکلیف مسیر تفکر و تصمیم برای یکدیگر در موضوعات اجتماعی است که اگر چنانچه هر یک بخواهند از طریق وکیل و دادگاه و قضات از حق و حقوق خویش دفاع کند بایستی کفشی آهنین به پا کرده و در خیابان های شهر وقت و پول  خود را حراج این روزگاری کند که بر آنها غیرمنصفانه غالب شده است.

برای شناخت دلیل آنکه بعضی از افراد جامعه درصدد نردبان کردن دیگری و رسیدن به منافع شخصی با استفاده از سلاح زور و دشمنی هستند، بایستی دست به دامان راوانکاوان و روان پزشکان شد؛ اما دلیل اینکه چرا ما همچنان عقب مانده ایم همه و همه به نظام اخلاقی و باورهای سست عنصر برخی افراد جامعه بازمیگردد که شاهد کلاهبرداری، رشوه خواری، زور گیری، تجاوز به حقوق دیگران، حرام خواری با توجیهات عقیدتی و ... است که به واسطه ی قدرت مالی بدون وجدان کاری، از سلطه ی قدرت قانون هم خارج است. اینکه چرا عقب مانده ایم، چرا به راحتی حقوق یکدیگر را پایمال می کنیم و بی اعتنا به اهداف خودمان باور داریم و رسیدن به اهدافمان را به هر قیمتی ارزشمند می دانیم، همه اینها به شخص خودمان بازمیگردد چراکه هرگز نخواسته ایم به این باور برسیم که از ماست که بر ماست. عجله، بی بند و باری، عدم مسئولیت پذیری، عدم مدیریت رفتاری در هر مقام و موقعیتی از یک کارگر ساده تا معاون و همسایه و دوست و غیره، مادامی که در رابطه با هر موضوعی کنجکاوانه به دل و روده ی هم نفوذ کرده و در کار یکدیگر دخالت می کنیم، تنها نمونه ی ساده ایست که نشاندهنده عدم سلامت ذهن و روان می باشد. مادامی که مفهوم واژه ها را نمی دانیم؛ عزت نفس یا فیس و افاده، تجسس و دخالت در کار دیگران، ادعای علامه دهر بودن، فرار از نظم و برنامه، لجبازی و انتقام جویی، تجاوز به حقوق دیگری، کودک آذاری، کج دار و مریض رفتار کردن در برابر هر نوع نظم قانونی و اطاعت کورکورانه از هر نوع قلدری و زورگویی و دروغ گویی؛ و جالب اینجاست که این مطالب را همه با آب و تاب می گوئیم و از دروغ ناله سر می دهیم ولی هیچگاه به فکر نیستیم که اعمال خودمان را ارزیابی کنیم و در این بین تعارفات یومیه را نیز نباید از نظر دور داشت .چنانچه توسعه را تنها در چارچوب ساختمانهای چندین طبقه و یا تبدیل کشاورزی سنتی به صنعتی بدانیم و به فکر توسعه ی نظام فرهنگی و چگونگی طرز رفتار و ارتباطات با همنوع خودمان را ندانیم، پیشرفتی در زمینه فرهنگ معنوی و یا غیرمادی نخواهیم داشت و تنها شاهد فرهنگ مادی خواهیم بود.

سخن کوتاه آنکه توسعه، زمانی موفق است که جنبه های مختلف آن (اعتقادی، اقتصادی، تربیتی، آموزشی، بهداشتی، فنی، رفاهی و تفریحی) با یکدیگر متناسب و هماهنگ باشند و توسعه را می توان برای جامعه ای مفید دانست که در سایه ی آن فرهنگ جامعه از نظر اخلاقی با جنبه های ارزشی و انسانی مرتبط است. رعایت حقوق شهروندی جزء ابتدایی ترین مواردی است که افراد می توانند به واسطه آن با یکدیگر به تعامل برسند. مادامی که به احترام متقابل، گذشت متقابل و فهم متقابل دست نیابیم همچنان با وجود مدرنیته بودن و صنعتی بودن زندگی شهری، عقب مانده ایم. این بحثی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت بطوریکه جامعه شناسان، مردم شناسان و فرهنگ نویسان هر کدام تئوری های بی شماری در رابطه با مسائل فرهنگی داده اند. اما نکته مهم آن است که جوامعی که علاقمند به حفظ و نگهبانی «هویت فرهنگی » خود هستند، در حفظ و نگهداری فرهنگ غیرمادی و یا معنوی خود نیز بایستی کوشا باشند. منظور از هویت فرهنگی همان هویت اخلاقی است که فردی با داشتن هویت اخلاقی می تواند معرف خصلت های نیک آن سرزمین باشد. از نشانه های داشتن هویت اخلاقی همان سازگاری و هماهنگی پیرامون نظام حقوق هر یک از افراد نسبت به دیگری است. فرهنگ و شخصیت دو واژه ی مرتبط با یکدیگر است و نمی توان این دو را از هم جدا در نظر انگاشت، بنابراین رفتار و توصیف نوع ارتباطات اشخاص نمایی روشن از فرهنگی است که افراد در آن رشد یافته اند و همواره موضوع بحث فرهنگ شناسان بوده است.

 


نظر شما