چهار نمایشنامه ی شکسپیر

   61435

توفان آراز


نمــایــشــنـامــه هــای درامـاتــیـسـیـن بــزرگ ویــلــیـام شـکـسـپــیــر (1616-1564)، شـخـصـیـتـی کـه قـابـل مـقـایـسـه از حـیـث اوج هـنـری بـا مـیـکــل آنــژ دی لُـودوویـکـو بـوئـونـاروتـی سـیـمـونـی (1564- 1475) و از حـیـث طـبـع بـا مـیـگـل دِ سـروانـتـس سـاودرا (1616- 1547) مـی بـاشـد و پـایـان حـیـاتـش لـحـظـۀ آغـاز تـاریـخ بـعـد از مـرگ اوسـت و ایـن دارای حـجـم بـس دیـگـرگـونـه اسـت یـا بـه قـول درامـاتـیـسـیـن مـعـاصـر شـکـسـپـیـر، بـن (بـنـجـامـیـن) جـانـسـون (1637- 1572): "شـکـسـپـیـر نـه بـرای یـک زمـان، بـلـکـه بـرای هـمـۀ زمـان هـاسـت." مـجـمـوعـاً 36 عـنـوان، خـلـق شـده بـیـن سـال هـای (1613- 1585) مـحـتـوایی بـسـیـار مـتـنـوع دارند، و الـبـتـه هـر کـس بـه سـلـیـقـۀ خـویـش مـی تـوانـد از آن مـیـان چـنـدی را از لـحـاظ مـوضـوعـی گـلـچـیـن نـمـایـد. بـا وجـود ایـن، بـه نـظـر مـی رسـد در گـزیـنـش هـای آزاد صـرفنـظـر نـمـودن از چـهـار نـمـایـشـنـامـۀ پـر مـحـتـوای تـراژدی Julius Caesar (ژولـیـوس سـزار)، تـراژدی Coriolanus (کُـریـولانـوس)، کــمـدی The Merchant of Venice( تـاجــر ونــیــزی) و درام Troilus and Cressida (تــروئـیـلـوس و کـرسـیـدا) مشکل باشد.

تـراژدی ژولـیـوس سـزار در سـال هـای 1600- 1599 خـلـق شـده و یـکـی از سـه تـراژدی رومـی شـکـسـپـیـر از بـیـن تـراژدی هـای تـاریـخـی1 او مـی بـاشـد. دو تـراژدی رومـی دیـگـر، آنـتـونـی و کـلـئـوپـاتـرا (1607) و کُـریـولانـوس (1608- 1607) نـام دارنـد. اسـاس تـراژدی ژولـیـوس سـزار کـتـاب  Parallel Lives(زنـدگـی هـای مـشـابـه) یـا The Lives of the Noble Grecians and Romans (زنـدگـانـی یـونـانـیـان و رومـیـان اصـیـل) (1579)، تـرجـمـۀ انـگـلـیـسـی مـشـهـور اثـرِ مـورخ پُـلـوتـارک بـه وسـیـلـۀ تـومـاس نـورث (1604- 1535)، مـتـرجـم و حـقـوقدان، می بـاشـد کـه بـه دقـت مـورد مـطـالـعـه و بـهـره گـیـری شـکـسـپـیـر قـرار گـرفـتـه اسـت.

در بـخـش نـخـسـت تــراژدی، کـایــوس ژولـیــوس، مـلـقـب بـه "سـزار" بـه گـونـۀ خـودپـسـنـد و مـتکـبـر تـا درجـۀ افـراطی وصـف گـردیـده کـه تـوصـیـفـی بـجـا و درخـور اوسـت. گــفــتـنـی اسـت کـه نــاقــد ادبـیـات «ژرژ بــرانــدس» (1927-1842) کـه «سـزار» را "مـرد نـابـغـۀ روم بـاسـتـان" مـی دانـسـتـه، شـکـسـپـیـر را بـه سـبـب پـرتـره اش از «سـزار» هـرگـز نـبـخـشـیـده اسـت! او ضـمـن بـررسـی جـامـع آثـار شـکـسـپـیـر جـایـی مـی نـویـسـد: "سـزار تـنـزل داده شـده، حـقـیـر گـردیـده شـده، مـتـأسـفـانـه سـزار، ایـن تـجـسـم یـک دولـتـمـرد و فـاتـح نـابـغـۀ بـی نـظـیـر بـه یـک کـاریـکـاتـور نـاچـیـز تـبـدیـل گـشـتـه اسـت."2    

«ســزار» در نـبـرد بـا مـاگــنـوس کـنــیــوس پــومـپــئـوس (پـومـپـه) (48-106ق.م) در فـارسـالـوس در 48ق.م، ایـن سـردار رومـی را شـکـسـت مـی دهـد و پـس از وی رقـیـبـی بـدان حـد قـدرتـمـنـد کـه تـهـدیـدی جـدی بـرعـلـیـه او بـاشـد، در روم وجـود نـدارد. نـگـرانـی سـزار از بـابـت سـردار رهـبـری کـنـنـدۀ جـمـهـوری روم و حـامـی مـتـعـصـب و وفـادار آن مـارکـوس پُـرسـیـوس کـاتـو (46- 95ق.م)، صـاحـب شـخـصـیـت قـوی و مـزیـن بـه خـصـایـل و وجـوه اخـلاقـی مـشـخـصـۀ رومـیـان قـدیـم نـیـز بـا انـتـحـار او، پـیـشـاپـیـش مـرتـفـع گـشـتـه اسـت. از مـیـان رفـتـن کـاتــو، پــرچــمـدار خــلــف جـمـهــوری، بــه مـنــزلــۀ بــه ســررسـیــدن عـمـر جـمـهـوری روم بـوده، و اکـنـون تـأکــیـد بـارز ایـن رخــداد تــاریـخـی نـیـز مـعـرفـی گـردیـدن سـزار بـه عـنـوان "دیـکـتـاتـور" روم بـه وسـیـلـۀ سـنـا و بـه ایـن تـرتـیـب تـفـویـض قــدرتـی مـشـابـه دیـکـتـاتـوری بـلامـنـازع لـوسـیـوس کُـرنـلـیـوس -مـعــروف بــه ســولا- (78- 138ق.م) بــه ســزار و بـعـد مـلـقـب سـاخـتـن او بـه "امـپـراتـور"، عـالـی تـریـن درجـۀ سـلـطـنـتـی می بـاشـد.  

در واقـع، میتـوان گـفـت کـه بـا پـیـدایـش "امـپـراتـور" در هــیـئـت «سـزار» در روم، یـک مـسـتـبـد ظـهـور مـی نـمـایـد؛ سـرمـسـت بـادۀ قـدرت، آنگـونـه کـه خـود را یـک خـدای تـازۀ رومـیـان تـصـور مـی نـمـایـد و "خـون و قـدرت مـسـتـی زاسـت! در مـسـتـبـد انـسـان و شـهـرونـد بـرای هـمـیـشـه نـابـود مـی گـردد و بـازگـشـت بـه وقـار انـسـانـی، بـه نـدامـت و تـولـدِ دیـگـر مـحـال مـی بـاشـد."3 ولـیـکـن، در روم اعــتـقـاد بـه "آزادی" و رژیــم نـمـایــنـدۀ آن "جـمـهــوری" هــنـوز راسـخ اسـت. جـمـعـی از جـمـهـوری خـواهـان -بـعـضـی شـان از دوسـتـان قـدیـم شـخـص سـزار- بـه هـدف احـیـای جـمـهـوری و دفـاع از آزادی در نـهـان گـرد هـم مـی آیـنـد؛ آنـان کـه بـه قـول خـطـیـب و سـیـاسـتـمـدار شـهـیـر رومـی مـارکـوس تـولـیـوس سـیـسـرو (43- 106ق.م) پـی بـرده بـودنـد، کـه "بـرای شـان آزادی مـردم روم بـاارزش تـر بـود تـا دوسـتـی بـا یـک مـرد."4 جـمـهـوری خـواهـان رومـی انــدیــشـۀ مـحـبـوب قــتـل مـسـتــبـد در نــزد یــونـانـیـان را جـهـت نـیـل بـه هـدف والای خـویـش مـی پـذیـرنـد. تـاریـخ اجـرای نـقـشـۀ شـان را نـیـز طـبـق تـقـویـم بـاسـتـانـی روم روز (15 مـارس) در سـال 44ق.م در تـالار سـنـا تـعـیـیـن مـی نـمـایـنـد.

                " بـبـایـد کُـشـت هـر یـک چـنـد گـرگـی      بـزاری، تـا دگـر گـرگـان گـریـزنـد"5  

سـرکـردگـی ایـن جـمـع را فـرزنـد خـوانـدۀ سـزار و بــرخـوردار از حـمـایــت هـمـوارۀ او مـارکـوس ژونـیـوس بـروتـوس (حـ.42- 85 ق.م)، از مـتـعـصـب تـریـن جـمـهـوری خـواهــان، عـهــده دار مـی گــردد؛ هــمـو کـه ســزار در دم جـان بــاخـتـن زیــر ضــربـات خـنـجــرهـای سـنـاتــورهــای جـمـهــوری خـواه بـا بـهـت و نـابـاوری بـه وی مـی گـویـد: "حـتـی تـو، بـروتـوس مـن!"(Et tu, Brute)، سـخـنـی کـه ثـبـت تـاریـخ روم مـی گـردد. شـکـسـپـیـر در تـراژدی خـود ضـمـن کـانـونـی نـمـودن مـوضـوع قـتـل سـزار، ضـرورت هـمـدردی کـامـل بـا بـروتـوس را نـیـز تـشـخـیـص داده اسـت. بـروتـوس بـه قـهـرمـان تـراژیـک نـمـایـشـنـامـه تـبـدیـل گـردیـده اسـت. وی در هـیـئـت مـبـارز شـریـف جـمـهـوری ظـاهـر گـشـتـه کـه حـاضـرسـت جـانـش را در راه آزادی مـردم فـدا سـازد. شـکـسـپـیـر در تـعـریـف بـروتـوس از زبـان یـکـی از پـرسـونـاژهـای تـراژدی، آنـتـونـیـوس (یـکـی از تـشـکـیـل دهــنـدگـان "اتـحـاد  مـثـلـث دوّم" در (43 ق.م)، در پـردۀ پـنـجـم، صـحـنـۀ پـنـجـم مـی گـویـد: "او در بـیـن رومـیـان شـرافـتـمـنـدانـه تـریـن بـود؛ تـنـهـا او در انـدیـشـۀ صـادقـانـۀ هـمـه و خـیـر و صـلاح تـمـام مـردم بـود. حـیـات او مـلایـم، و اسـتـعـدادهـای روحـش چـنـان در هـماهـنـگـی بـا یـکـدیـگـر بـود، کـه طـبـیـعـت بـا غـرور مـی تـوانـسـت بـگـویـد: ایـن یـک مـرد بـود!"6 

هـرچـنـد در انـجـام، شـخـصـیـت بـروتـوس تـحـت نـزاع روحـی او خُـرد مـی شـود و او بـه اسـتـقـبـال مـرگ مـیرود. بـرانـدس بـرایـنـسـت، کـه شـکـسـپـیـر پـرتـرۀ بـروتـوس را تـحـت تـأثـیـر عـمـیـق ایـن بـرداشـت نـقـش نـمـوده اسـت کـه "بـزرگـواری بـی فـایـده بـرای دخـالـت در جـریـان تـاریـخ بـسـنـده نـیـسـت، و اشـتـبـاهـات عـمـلـی هـمـچـون اخـلاقـی انـتـقـام کـامـل و سـخـت شـان را مـی سـتـانـنـد."7 فـریـدریـش آلـکـسـانـدر تــئـودور کــریـسـیـگ (79- 1818)، مـورخ ادبـیـات، و بـعـد از او ادوارد دودِن (1913- 1843)، نـاقـد و شـاعـر، بـروتـوس را لـیـبـرال، ژیـرونـدنـی زمـانـش نـامـیـده انـد.8          

مـحـرک شـکـسـپـیـر در خـلـق تـراژدی کُـریـولانـوس یـک اسـطـورۀ رومـی بـوده اسـت. در اصـل کُـریـولانـوس لـقـبـی اسـت کـه کـایـوس مـارسـیـوس، قـهـرمـان اسـاطـیـری رومـی، آن را بـه سـبـب رشـادتـی کـه در جـریـان جـنـگ هـای ولـشی در حـوالـی شـهـر کُـریـولـی از خـود بـروز داده، کـسـب نـمـوده اسـت. کُـریـولانـوس را از یـک نـظـر مـیتـوان بـه تـراژدی آنـتـونـی و کـلـئـوپـاتـرا نـزدیـک دانـسـت. ایـن هـر دو  تـراژدی بـا اشـخـاص اصـلـی ای حـمـل مـی گـردنـد کـه ایـده آل و اسـتـعـدادهـای غـنـی شـان را یـک ضـعـف عـمـیـق در شـخـصـیـت شـان مـدفـون مـی سـازد. آنـتـونـی نـصـف جـهـان را تـحـت تـسـلـط خـود درآورده امــا آن را بــا فــریـفـتگـی بـه یـک زن (کـلـئـوپـاتـرا) مـی بـازد.9 در نـظـر کُــریـولانـوس عـزت و افـتـخـار عـالـی تـریـن مـوهـبـت زنـدگـانـی اسـت، امـا وی آن را بـا وجـود شـجـاعـت بـی انـدازه اش و بـی بـاکـیـش از مـرگ، در نـتـیـجـۀ خـوارشـمـاری بـی حـد و حـصـر تـوده از دسـت مـی دهـد. "ایـن اعـضـای طـاعـونکـده، کـه مـنـزجـریـم از سـرایـت شـان، ولـی روانـه ایـم مـسـتـقـیـم بـه نـزدشـان تـا خـود آلـوده شـویـم."10       

مـوضـوع کـانـونـی تـراژدی کُـریـولانـوس نـحـوۀ رابـطـۀ مـهـتـران بـا تـوده مـی بـاشـد. پـردۀ اول کُـریـولانـوس را در هـیـئـت یک قـهـرمـان بـه مـا نـمـایـش مـی دهـد کـه بـا نـشـان فـیـروزی از رزمـگـاه بـازمی گـردد و بـا هـورا و هـلـهـلـۀ هـمـگـان مـورد اسـتـقـبـال قـرار مـی گـیـرد، امـا پـردۀ دوم تـصـویـر روشـنـی از ضـعـف او را بـه مـا ارائـه مـی دهـد. شـکـسـپـیـر کُـریـولانـوس خـود را بـه روزگـاری مـنـتـقـل نـمـوده اسـت، کـه روم بـیـن اشـراف و تـوده یـا پـاتـریـسـیـن هـا و پـلـبـیـن هـا، تـقـسـیـم گـردیـده و در ایـنجـا تـحـقـیـر کـهـتـران جـامـعـه تـوسـط کُـریـولانـوس ( نـمایـنـدۀ اشـراف)، خـشـم لـجـام گـسـیـخـتـه و خـودخـواهـی او آشـکـارا بـه نـمـایــش درمـی آیــد. بـرای کُـریـولانـوس صـفـات پـسـنـدیـدۀ تـوده وجـود و مـعـنـا نـدارد. بـه تـصـور او آلام تــوده خـیـالـی یــا آن کــه خــود مـسـبــب آنهــاسـت. تـلاشهــای تــوده احـمـقـانـه، حـقــوقــش سـاخـتـگـی و صـفـات واقـعـیـش دنـبـالـه روی از کـسـانـی اسـت کـه گـمـراهـش مـی سـازنـد؛ نـاسـپـاسـی اسـت نـسـبـت بـه نـاجـیـش. هـوس واقـعـی تـوده نـفـرت ژرف اسـت از بـزرگـان. بـیـزاری کُـریـولانـوس از تـوده حـتی آنگـاه نـیــز کـه نـیـازمـنــد بـه رأی مـوافــق تــوده بــر شـأن کـنـسـولـی خـویـشـسـت، هـویـدا مـی گـردد. وی قـادر بـه خـویـشـتـنداری نـیـسـت و بـه اهـانـت بـه تـوده و تـریـبـون هـا، یـعـنـی نـمـایـنـدگـان مـنـتـخـب تـوده، مـی پـردازد و هـدف کُـریـولانـوس از نـیـل بـه مـقـام کـنـسـولـی نـیـز نـاگـفـتـه پـیـداسـت حـکـومـت جـابــرانـه بــر تـوده مـی بـاشـد؛ چـنـان کـه تـریـبـونـی بـه نـام سـیـسـیـنـیـوس بـه تـوده هـشـدار مـی دهـد: "شـمـا در خـطـریـد کـه حـقـوق تـان را از دسـت دهـیـد؛ مـارسـیـوس بـرآنـسـت کـه بـسـتـانـد از شـمـا تــمـامـی شـان را،"11             

اهـانـت کُـریـولانـوس بـه تـوده و تـریـبـون هـا شـدیـد اسـت، تـا بـه آن حـد کـه سـرانـجـام وی از روم تـبـعـیـد مـی گـردد. در پـردۀ چـهـارم طـبـیـعـت اشـرافـی او بـا مـشـخـصـات نـمـونـۀ زودرنـجـی، نـاشـکـیـبـایـی، کـیـنه تـوزی و انـتـقـام جـویـی عـلـنـی مـی شـود. وی بـه دیـار خـصـم روی مـی گـذارد تـا  اتـحـاد بـا دشـمـنـان قـدیـم روم، ولـشـی هـا، را بـه آهـنـگ انـتـقـام کـشـی از روم بـه سـبـب تـبـعـیـد وی بـه آنـان تـقـدیـم دارد و بـه ایـن گـونـه خـود را از "مـیـهـن پـرسـت" بـه "خـائـن" مـبــدل مـی سـازد. پـردۀ پــنـجـم تـوصـیـفـی مـجــذوب کـنـنــده از ســرنـوشــت و روان شـنـاسـی ایـن خـائـن اسـت. بــه رغـم پـیـروزی ای کـه او ایـن بـار در راه انـتـقـام کـشـی از روم کـسـب نـمـوده، ازدسـت رفـتـه، یـکــه و تـنـهـا گـشـتــه اسـت. او فــرجـامـی یـافــتـه اسـت کــه مـی تــوان وی را بــا ریـچـارد ســوّم (مـقـتـ. 85- 1452/ سـلـط. 85- 1483) مـسـتـبـد و خـون ریـز، در سـومـیـن صـحـنـه از آخـریـن پـردۀ تـراژدی (ریـچـارد سـوّم) هـمـزبـان سـاخـت، کـه "مـن نـومـیـدم؛ مـخـلـوقـی نـیـسـت کـه مـرا دوسـت بـدارد، و اگـر بـمـیـرم، هـیـچ نـه، هـیـچ روحـی دل بـه حـال مـن نـخـواهـد سـوخـت و چـرا بـایـد بــسـوزد،         وقـتـی کـه دلـسـوزی بـا مـن در خـود مـن نـیـسـت؟"12   

بــدیـهـی اسـت نـفــرت کُــریــولانـوس از تــوده حـس انـزجـار از او را در نــوعـدوسـتـان بــرمــی انـگـیـزد. هـرچـنـد نـیـز تـوده نـادان بـاشـد، از حـق مـطـالـبـۀ رفـتـار انـسـانـی بـرخـوردارسـت. مـگـر تـوده کـیـسـت؟ تـوده عـامـۀ خـلـق اســت و از آن مـیـان بـیـنـوایـان، سـرکـوب شـدگـان. "آتـن کـشـور پـابـرهـنـه هـا بـود. هـلـنـد را بـی سـر و پـایـان بـنـا کـردنـد. چـنـدیـن بـار هـمـیـن پـابـرهـنـگـان کـشـور عـظـیـم روم را از سـقـوط  نـجـات دادنـد. پـیـروان مـسـیـح (749 رومـی- مـصـلـ.30م) از پـابـرهـنـگـان بودند. مـتـفـکـری در جـهـان پـیـدا نـشـده کـه نـسـبـت بـوضـع طـبـقـات زیـردسـت مـطـالـعـه نـکـرده بـاشـد. پـطـرس مـقـدس (مـصـلـ.67م - حـ.10ق.م) هـمـیـشـه بـه پـشـتـیـبـانـی پـابـرهـنـگـان حـرکـت مـی کـرد."13    

کُـریـولانـوس یـکـی از خـشـن تـریـن آثـار شـکـسـپـیـر بـه شـمـار آمـده اسـت. بـرانـدس ایـن اثـر را مـحـصـول مـرحـلـه ای از حـیـات شـکـسـپـیـر دانـسـتـه کـه آن را مـرحـلـۀ بـحـران روحـی تـشـخـیـص داده اسـت: "اثـر از ژرفـای نـومـیـدی، افـسـردگـی، سـسـتـی، بـیـزاری از انـسـان کـه در ایـن نـقـطـه زمـانـی روح شـکـسـپـیـر را فـراگـرفـتـه بـوده، بـرون آمـده اسـت."14 بـا تـوجـه بـه ایـن نـظـریـۀ بـرانـدس جـای شـگـفـتـی نـیـسـت، اگـر او تـراژدی شـکـسـپـیـر را نـه بـه نـکـوهـش و هــشـدار او نـسـبـت بـه تـنـفـر از تـوده، بـلـکـه بـرعـکـس بـه تـنـفـر شـخـص شـکـسـپـیـر از تـوده تـعـبـیـر نـمـوده اسـت. ریـچـارد گـارنـت (1906- 1835)، شـرح حـال نـگـار، ادیـب و شـاعـر، ضـمـن بــررسـی درام طـوفـان (12- 1611) کـه بـه قـول تـئـاتـرشـنـاس روبـرت ویـمـن (1928) در آن عـالـی تـریـن شـعـر در جـوار تـلـخ تـریـن حـقـیـقـت قـرار گـرفـتـه اسـت، اثـر شـکــســپــیــر، جـایــی کُــریــولانــوس را "بـازتـاب احـسـاسـات یـک مـحـافـظـه کـار پـسـا سـتـیـزۀ جـیـمـز اوّل (1625- 1566)، پـادشـاه انـگـلـسـتـان و اسـکـاتـلـنـد بـا پـارلـمـان"، کـه مـنـجـر بـه مـنـحـل گـردیـدن پـارلـمـان بـه وسـیـلـۀ جـیـمـز در 1614 گـردیـد، دانـسـتـه اسـت.15 سـیـاسـتـمــدارانـی چــون ویــلـیـام اوارت گـلــدسـتـون (98- 1809) و اُتّــو فُــن بــیـسـمــارک مـلـقــب بــه "صــدراعــظـم آهــنـیـن" (98- 1815) نـیـز بــه نــوبــۀ خـویـش کُــریــولانــوس را مـدرک بــیـنـش سـیـاسـی حـیـرت انـگـیـز شـکـسـپـیـر، از نـقـطـه نـظـر تـوده گـریـزی، دانـسـتـه انـد. تـئـوریـسـیـن ادبـیـات و شـاعـر آلـکـسـانـدر پـوپ (1744-1688)، نـظــری مـتــفـاوت داشــتـه اسـت. او اظـهـار تـأسـف نـمـوده، کـه شـکـسـپـیـر "بـرای مـردم مـی نـوشـتـه"، و احـتـیـاجـی بـه حـمـایـت طـبـقـۀ فــوقــانــی از خـود و تـشـجـیــع دربــار نـمـی دیــده اسـت، حـال آنکـه شـکــسـپــیـر در صـورت بـهــره مـنـدی از پـشـتـیـبـانـی پـادشـاه و دربـار مـی تـوانـسـتـه بـهـتـر بـنـویـسـد.16 حـتی جـالـب اسـت کــه کــوشـش بــازیـگــر مــشـهــور تــئـاتــر دیــویــد گــاریــک (79-1717)، یـک تـحــسـیــنـگـــر بــا حــرارت شـکـسـپـیـر، بـرای اشـرافـی سـاخـتـن "بُـت" خـود -شـکـسـپـیـر- از طـریـق حـذف صـحـنـۀ گـورکـن در درام هـامـلـت (1601- 1600) و تـغـیـیـر خـاتـمـۀ تـراژدی لـیـر شـاه (06- 1605) بـه صـورت شـادی آمـیـز، ذره ای خـدشـه در احـتـرام دسـتـۀ دمـوکـراتـیـک جـمـاعـت تـئـاتـررو نـسـبــت بــه شـکــسـپــیـر وارد نــسـاخـتـه بــوده اسـت، نــیـز درخـور یـادآوری اسـت کـه ولـتـر -نـام واقـعـی: فـرانـسـوا مـاری آروئـه- (1778-1694)، فـیـلـسـوف و نـویـسـنـده، شـکـسـپـیـر را بـسـیـار دمـوکـراتـیـک تـشـخـیـص داده بـوده اسـت. آرنـولـد هـائـوسـر (1978- 1892)، مـورخ هـنـر، در پـژوهـش جـامـعـش تـحـت عـنـوان تـاریـخ اجـتـمـاعـی هـنـر و ادبـیّـات (79-1953)17 بـرایـنـسـت، کـه "شـکـسـپـیـر نـظـریـات سـیـاسـی ای بـیـان مـی دارد، کـه ریـشـه در ایـدۀ حـقـوق بـشـر کـه مـا امـروز چـنـیـن مـی خـوانـیـمـش دارد. او بـی عـدالـتی قـدرت و سـرکـوب خـلـق را مـحـکـوم مـی سـازد." و سـپـس تـوجـه هـا را بـه ایـن نـکـتـه مـعـطـوف مـی دارد: "بـی تـفـاوت بـه ایـن کـه شـکـسـپـیـر خـصـائـل اخـلاقـی و مـعـنـوی تـوده را مـثـبـت یـا مـنـفـی ارزیـابـی مـی نـمـوده، تـا چـه حـد زیـاد یـا انـدکـی نـسـبـت بـه عـوام "بـدبـو" و "درسـتـکـار" شـخـصـاً سـمـپـات بـوده، مـعـرفـی او بـه صـورت ابـزاری در خـدمـت ارتـجـاع سـاده سـازی زیـاده از حـد واقـعـیـات خـواهـد بـود."18 و «ویـمـن» در اثــر ادبــیِ تـحــلــیــلـی خــود بــا عـنــوان شـکـسـپـیـر و سـنـن تـئـاتـر مـردمـی ( 1967)19 بُـعــد دوم و سـاخـتــار درامــاتــیـک، ضــمــن گــفــت و گــو حــول بُــعــد مــردمــی درام شـکـسـپـیـری کـه آن را "بُـعـد دوم" مـی نـامـد، نـظـر مـی دهـد کـه عـنـصـر سـنـتـی و مـردمـی در حـرفهـا و عـمـل هـای چـنـدیـن پـرسـونـاژ شـکـسـپـیـر قـرار داده شـده اسـت. بـه ایـن نـظـر «ویـمـن» مـی تـوان افـزود، در تـاریـخ تـئـاتـر، نـمـایـشـنـامـۀ مـردمـی تـوسـط پـرسـونـاژ مـحـبـوب فـالـسـتـاف، آفـریـدۀ شـکـسـپـیـر در تـراژدی تـاریـخـی بـزرگ هـنـری چـهـارم (98-1597)، نـخـسـتـیـن پـیـروزی بـااهـمـیـتـش در بـرابـر نـمـایـشـنـامـۀ فـاضـلانـۀ پـی رو سـبـک آنـتـیـک را کـسـب نـمـوده اسـت.            

انـگـلـیـسـیـان، کـه شـکـسـپـیـر در دیـدگـان شـان نـه تـنـهـا مـقـام ادیـب خـلاق مـلـی، بـلـکـه ارگـان خِـرَد را دارد، در خـلاقـیـت شـاعـرانـۀ او خـالـصـاً عـشـق بـه سـادگـی، عـدالـت و حـقـیـقـت را مـی بـیـنـنـد. آنـان بـنـابـرایـن، قـاعـدةً در تـراژدی کُـریـولانـوس احـتـرام شـایـسـتـۀ شـکـسـپـیـر بـه حـقـوق مـردم را تـشـخـیـص مـی دهـنـد و بـرآیـنـد تـراژدی شـامـل هـمـۀ آن نـکـاتـی اسـت کـه مـی تـوان در خـصـوص قـدرت مـردم و قـدرت اشـراف -هـر دو- گـفـت، و شـکـسـپـیـر شـخـصـاً بـیـطـرف اسـت. او ابـداً از شـخـص اصـلی تـراژدیـش جـانـب داری نـمـی نـمـایـد، یـعـنـی از شـخـصـی کـه نـخـوتـش بـدل بـه خـودبـزرگ بـیـنـی تـحـمـل نـاپـذیـر گـشـتـه، رو بـه زوال مـی گـذارد تـا آنجـا کـه وی بـه جـنـایـتِ بـرگـردانـدن سـلاح بـر ضـدمـیـهـنـش دسـت مـی یـازد و در نهایت در مـرگی فـلاکـت بـار سـرنگـون مـی گـردد.      

تـراژدی «کُـریـولانـوس» هـرگـاه امـروز بـه صـحـنـه بـرده شـود، مـسأله مـطـروحـۀ آن مـبـارزۀ طـبـقـاتـی و دیـکـتـاتـوری خـواهـد بـود. دورۀ حـیـات شـکـسـپـیـر مـصـادف بـود بـا سـلـطـنـت الـیـزابـت اوّل (1603- 1533/ سـلـطـ. 1603- 1558)، مـلـکـه ای مـقـتـدر کـه یـک عـهـد کـامـل در تـاریـخ انـگـلـسـتـان (عـهـد الـیـزا بـتــیـانـی) نــام او را بــه خـود گــرفــتـه اسـت20. در خـصـوص جـهـان بــیــنـی الــیـزابــتـیـانـی، نــطــقـی بـازگـو شـده از اُدیـسـه، یـکـی از دو مـنـظـومـۀ بـزرگ حـمـاسـی  هـومـر در درام تــروئـیـلـوس و کــرسـیـدا را بـه شـکـلی مـی تـوان تــفـسـیـر فــشـردۀ جـهـان بـیـنی الـیـزابـتـیـانـی اسـتـنـبـاط نـمـود. مـوضـوع "درجـۀ نـظـم" میبـاشـد. اولـیـس، قـهـرمـان جـنـگ تـرویـا، می گـویـد کـه مـخـتـل گـردیــدن نـظـم عـنـاصـر گـیـتـی، ضـدیـت مـقـامـات بـا یـکـدیـگـر در دولـت یـا اتـبـاع بـا پـادشـاه شـان مـنـجـر بـه هـرج ومـرج مـی گـردد.21 امـواج آب هـا در زمـیـن بـه حـرکـت درمی آیـنـد، و شـهـرهـا و روسـتـاهـا را غــرق مـی سـازنــد. بـــه ضـعـیـف اِعـمـال خـشـونـت مـی گـردد. پـسـر پـدر را بـه قـتـل مـی رسـانـد و قـدرت حـق مـی شـود؛ آری، حـق و نـاحـق، دو قـطـبـی کـه در مـیـان شـان عـدالـت حـاکـم اسـت، نـامشـان چـون عـدالـت مـحـو مـی شـود. قـدرت شـامـل هـر چـیـز مـی شـود، و اراده شـامـل قـدرت، و هـوس شـامـل اراده؛22 

جـئـورجـی والـنـتـیـنـوویـچ پـلـخـانُـف (1918- 1856)، تـئـوریـسـیـن مـارکـســیـسـت، شـکـسـپـیـر را یـک زادۀ کـامـلاً مـشـروع روابـط اجـتـمـاعـی انـگـلـسـتـان و رسـوم عـصـر الـیـزابـتـیـانـی دانـسـتـه اسـت.23 زمـان شـکـسـپـیـر از لـحـاظ وقـایـع کـمّـاً و کـیـفـاً غـنـی، و از آن مـیـان یـهـودسـتـیـزی بـوده اسـت. یـکـی از آثـار شـکـسـپـیـر کـه بـه احـتـمـال قـریـب بـه یـقـیـن تـحـت تـأثـیـر ایـن واقـعـه در جـامـعـۀ خـود خـلـق نـمـوده، کـمـدی "تـاجـر ونـیـزی" بـا مـحـتـوایـی بـس جـدّی، مـحـتـمـلاً مـتـعـلـق به سـال 1596 می بـاشـد24.

گـفـتـنـی اسـت کـه یـهـودسـتـیـزی نـه پـدیـده ای مـنـحـصـر بـه جـامـعـۀ شـکـسـپـیـر، بـلـکـه بـا نـهـایـت تـأسـف پـدیـده ای فـراگـیـر بـوده اسـت. بـه یـهـودیـان بـه دیـدۀ انـسـان هـای پـسـت نـگـریـسـتـه مـی شـده، بـا آنـان رفـتـار تـحـقـیـرآمـیـز بـه عـمـل مـی آمــده اسـت. بـه یـهـودیـان امـکـان انـتـخـاب بـیـن بـوسـیـدن صـلـیـب (گـرویـدن بـه مـسـیـحـیـت) یـا زنـده زنـده سـوزانـده شـدن در آتـش داده مـی شـده اسـت. در 1349 در اسـتـراسـبـورگ تـنـهـا در یـک روز 900 یـهـود مـؤمـن بـه مـذهـب شـان امـکـان دوم را تـرجـیـح داده بـوده انـد. در اسـپـانـیـا و پـرتـغـال هـزاران یـهـود بـاشـهـامـت از زن و مــرد، کـه پـس از طـرد گـشـتـن سیصد هزار یـهـود در تـحـویـل قـرن بـه یـهــودیـت مـؤمـن بـاقـی مـانـده بــوده انــد، شـکــنـجـه، قــطـع عـضـو و زنــده زنــده سـوزانــده شـدن در آتـش بــه وسـیــلـۀ بــازجــویـان مـسـیـحـی را بـه تـرک مـذهـب مـوروثـی شـان تـرجـیـح داده بـوده انـد. در انـگـلـسـتـان یـهـودسـتـیـزی دارای سـابـقـۀ طـولانـی بـوده اسـت، مـن جـمـلـه در زمـان ریـچـارد اوّل مـلـقـب بـه شـیـردل (مـقـتـ. 99- 1157/ سـلـطـ. 99- 1189). از سـال 1290 بـه بـعـد یـهـودیـان تـمـامـاً از انـگـلـسـتـان بـیـرون رانـده شـده بـوده انـد. ابـتـداء در دورۀ دیـکـتـاتـوری الـیـور کـرمـول (1658- 1599) مـعـروف بـه "لـرد حـامـی انـگـلـسـتـان" بـه شـمـاری یـهـود اجـازۀ بـازگـشـت بـه انـگـلـسـتـان داده شـده بـوده اسـت. در 1594 رودریـگــو لــوپــز، پــزشـک یـهـودی الاصـل مـخـصـوص الــیــزابــت بـه بـالاتــریـن خـیـانـت بـا قــصـد مــسـمـوم سـاخــتـن مــلـکـه مــتـهـم، بـی گـنـاهـانــه یـا گــنـاهـکـارانــه مـحـکــوم و در زنــدان بــه دار آویـخـتـه مـی شـود. قــضــیـۀ لــوپــز مــوجـی از یـهــودسـتـیـزی را مـی زایـد، و هـمـزمـان مـوجـب فـعـال گـشـتـن بـی سـابـقـۀ دسـتـگـاه جـاسـوسـی مـلـکـه بـه ریـاسـت فـرانـسـیـس والــسـیــنـگـهــام، در جــرگــۀ مــردان رهـــبــری کــنـنـدۀ طـراز اول انـگــلـسـتـان الـیـزابـتـیـانـی، نـیـز قـاتـل حـقـیـقـی مـلـکـۀ اسـکـاتـلـنـد مـاری اسـتـوارت (مـقـتـ. 87- 1542/ سـلـط. 87- 1543)، مـی گـردد.                      

تـحـت تـأثـیـر قـضـیـۀ لـوپـز و یـهـودسـتـیـزیِ پـی آمـد آن، گـروه تـئـاتـری رقـیـب گـروه تـئاتـری شـکـسـپـیـر در لـنـدن درام قـبـلاً مـوفـق یـهـود مـالـتـایـی (1590) اثـر کـریـسـتـوفـر مـارلـو (مـقـتـ.93- 1564)، دومـیـن دراماتـیــسـیـن بـزرگ عـهــد الـیـزابـتـیـانـی پـس از شـکـسـپـیـر و بـا نـفـوذ عـمـیـق هـنـری در ایـن یـک25 (نـفـوذ هــنـری مـارلـو در شـکــســپـــیــر  خــاصــه در تـراژدی هــای شـکــســپــیــر، هـنـری شـشـم (92- 1589) و ریـچـارد سـومّ بـه خـوبـی مـشـهـودسـت، را در سـال 1594 و سـپـس در 1596 مـجـدداً بـه صـحـنـه مـی بـرد. در مـقـابـل کـوشـش گـروه تـئـاتـری رقـیـب بـرای بـازی مـجـدد درام مـارلـو، شـکـسـپـیـر بـه نـوبـۀ خـود بـا اسـتـفـاده از داسـتـانی ایـتـالـیـایـی بـه نـام جـانـتّـو در مـجـمـوعـۀ نـوول ابـلـه (حـ. 1378)، اثـر جـوانّـی فـیـورنـتـیـنـو، نـویـسـنـدۀ سـدۀ 14، کـه در آن یـک یـهـود ربـاخـوار دارای رُل مـهـمـی اسـت، نـخـسـتـیـن کـمـدی بـا اهـمـیـت خـویـش تـحـت عـنـوان "تـاجـر ونـیـزی" را پـدیـد مـی آورد کـه بـا مـوفـقـیـت بـسـیـار اجـراء مـی گـردد.26                   

داسـتـان ایـتـالـیـایـی بـراسـاس یـک افـسـانـۀ فـولـکـلـوریـک بـا عـنـوان "شـاهـزاده خـانـم روی کـوه شـیـشـه ای" و بـا مـدرنـیـزه کـردن آن بـنـا گـشـتـه، بـا سـلـیـقـۀ تـمـاشـاگـران سـفـسـطـه زدۀ طـبـقـۀ اشـرافـی سـازش داده شـده اسـت. در جـریـان مـدرنـیـزه کـردن افـسـانـه ربـاخـوار بـه وجـود آمـده اسـت. شـکـسـپـیـر بـه نـوبـۀ خـود ضـمـن اسـتـفـاده از داسـتـان ایـتـالـیـایـی، بـه دلـخـواه و سـلـیـقـه اش آن را تـغـیـیـر داده اسـت، ولـیـکـن تـغـیـیـری در سـمـت مـتـفـاوتـی بـا تـغـیـیـر نـوول نـویـس ایـتـالــیـایـی در افـسـانـۀ مـورد اسـتـفـاده اش.

پـرسـونـاژ اصـلـی در کـمـدی "تـاجـر ونـیـزی" شـیـلـوک یـهـود مـی بـاشـد، و شـکـسـپـیـر در خـلـق آن عـلاوه بـر داسـتـان ایـتـالـیـایـی مـذکـور، از مـنـابـع دیـگـری نـیـز سـود جـسـتـه اسـت. او ضـمـن الـهـام پـذیـری از "یـهـود مـالـتـایـی" شـبـاهـاتـی بـیـن شـیـلـوک و بـارابـاس، یـهـود درام مـارلـو، بـه وجـود آورده اسـت. شـیـلـوک چـون بـارابـاس صـاحـب دخـتـری اسـت دلـبـاخـتـه بـه یـک مـســیـحی تـنـگـدسـت، و چـون بـارابـاس نـهـایـتا وادار به تـعـویـض مـذهـب و پـذیـرش مـسـیـحـیـت مـی گـردد. در مـقـابـل، شـکـسـپـیـر ادعـای مـارلـو را کـه یـهـود از مـسـیـحـیـت بـیـزار اسـت، رد نــمـوده اســت. شـکــسـپــیــر بــا نــوعـدوسـتـی خــود کــوشــیــده جــوانــب سـخـت و خـشـن شـخـصـیـت شـیـلـوک را نـاشـی از طـبـیـعـت پـرجـوش و هـوس او بـه نـمـایـانـد، آنچـه کـه شـیـلـوک را در نـظـر زمـان هـای بـعـد بـه صـورت یـک نـمـاد مـصـیـبــت زدۀ قـبـیـلـه ای سـرکـوب و تـحـقـیـر شـده و کـیـن آلـود جـلـوه گـر سـاخـتـه اسـت. وانــگـهـی، شـکــسـپــیـر نـبـوغـش را در درک و بـاز نـمـودن خـصـایـص نـژادی شـیـلـوک و وجـوه خـالـصـاً یـهـودی فـرهـنـگ او نـشـان داده اسـت. مـارلـو بـرای خـلـق بـارابـاس بـه مـیـتـولـوژی روی آورده، از جـمـلـه او را عــضـو قـبــیـلـه ای نـشـان داده اسـت کـه حـتـی مـسـبـبـیـن بـه صـلـیـب کـشـانـده شـدن مـسـیـح، فـرزنـد خـدا مـی بـاشـنـد؛ در حـالـیکـه شـکـسـپـیـر خـلـق شـیـلـوک را کـامـلاً بـراسـاس «تـورات» قـرار داده اسـت. یـک مـنـبـع اسـتـفـادۀ دیـگـر شـکـسـپــیـر اثــر آلـکــسـانــدر سـیـلـوایــن (حـ. 85- 1535) تـحــت عــنـوان، بـرای صـحـنـۀ نـطـق شـیـلـوک در بـرابـر قـاضـی بـوده اسـت. شـیـلـوک در کـمـدی شـکـسـپـیـر در انـتـقـام جـویـی دسـت کـمـی از یـهـود مـارلـو نـدارد. در کـمـدیِ شـکــسـپـیـر یـکـی از اشـخـاص عـمـده شـیــلـوک را ایـنچـنـیـن بـرای تـاجـر ونـیـزی وصـف مـی نـمـایـد: "مـن مـتـأسـفـم. تـو رو بـه رویـی بـا یـک طـرف سـخـت، وحـشـی، ضـدبـشـر، بـکـل عـاری از دلـسـوزی، بـلی، کـسـی کـه قـلـبـش خـالـی از ذره ای تـرحـم سـت."27

صـفـت بـی تـرحـمـی شـیـلـوک در ایـن کـنـش او بـازتـاب دارد کـه در ازای وجـهـی نـقـد کـه او بـه آنـتـونـیـو تـاجـر و بـا دریـافــت سـنــد بــدهـی در ونـیــز (آن روزگـار از مـراکـز بــزرگ تـجـارت دنـیـا بـه شـمـار مـی رفـتـه، و شـهـری بـه هـمـان قـدر شگـفـت انـگــیـز بــرای اروپـای غــربـی بـوده، کـه بـغـداد هـارون الـرشـیـد (193- 148ق) بـرای دنـیـای عـرب؛ در ضـمـن شـامـل یـک گِـتـو یـهــودی شــامــل 1100 یـهــود، حــتـی بــه قــول تـــومــاس کُــریــات (حـ. 1617- 1577) در سـفــرنــامــه اش5000 تـا 6000 یـهــود قـــرض مــی دهـــد، تــاجـــر ونـیــزی را مـتـعـهـد مـی سـازد کـه "اگـر شـمـا بـه مـن بـازنـپـردازیـد، در آن روز در آن جـا، وجـه یـا وجـوه مـذکـور در سـنـد را، جـریـمـه بـایـد یـک پـونـد از گـوشـت تـان بـاشـد، کـه مـن آن را بـبُـرم و آزاد بـاشـم از هـر جـای بـدن تـان کـه بـخـواهـم."28

لازم بــه تــوضـیـح اسـت، کــه مــوضـوع بــریــدن یـک پـونــد گـوشـت از بــدن بـه عـنـوان جــریـمـه از زبــان شـیــلـوک در سـطــور فــوق امـری تــازه و زادۀ خـیـال شـکـسـپــیـر نـبـوده اسـت. او از ایـن مـوضـوع ضـمـن رجـوع بـه مـنـابـعـی قـدیـم آگـاهـی یـافـتـه بـوده، از جـمـلـه در مـنـبـعـی کـه در آن حـق سـتـانـدن قــطـعـه ای از گـوشـت بــدن بــدهـکـار عـسـرت زده و ورشـکـسـتـه بـه صـورت جـریـمـه یـا مـجـازات جـزو " قـوانـیـن الـواح دوازده گـانـه"ی روم بـاسـتـان ذکـر گـردیـده بـوده اسـت. ایـن کـنـش شـیـلـوک قـصـد انـتـقـام اوسـت از تـاجـر ونـیـزی، کـه از هـیـچ اهـانـتی بـه شـیـلـوک در مـلاء عـام فـروگـذار نـنـمـوده اسـت: "شـیـلـوک: آقـای آنـتـونـیـو، اغـلـب و بـه کـرّات بـه مـن در ری آلـتـو نـاسـزا گـفـتـه ایـد بـه خـاطـر پـول و نـزول هـای مـن. مـن تـحـمـل کـرده ام بـا بـالا انـداخـتـن شـانـه ام از بـی تـفـاوتـی، چـون کـه  تـحـمـل نـشـان قـبـیـلـۀ مـاسـت.  شـمـا مـرا لامـذهـب و سـگ صـدا مـی کـنـیـد و تُـف مـی انـدازیـد بـه خـرقـۀ یـهـودی مـن، شـمـا کـه بـه ریـش مـن تُـف کـرده ایـد و بـه مـن لـگـد زده ایـد طـوری کـه یـک سـگ بـازاری را از درگـاه تـان بـرانـیـد."29

و شـیـلـوک خـود قـصـد انـتـقـامـش از تـاجـر ونـیـزی را مـنـصـفـانـه مـی دانـد؛ چـنـانکـه ضـمـن گـفـت وگـو بـا سـولانـیـو، یـکـی از دوسـتـان تـاجـر، پـس از اشـاره بـه اهـانـات تـاجــر بـه او، مـی گـویـد: "دلـیـل او چـیـسـت؟ مـن یـهـودیم! آیـا یـک یـهـودی چـشـم نـدارد؟ آیـا یـهــودی دسـت، بــازو، سـاق، ارگـان، هـیـئـت، احـسـاس، هـوس نـدارد؟ مـثـل یـک مـسـیـحـی از چـیـز مـشـابـه تـغــذیـه نـمـی کـنـد، بـا سـلاح مـشـابـه مـجـروح نـمـی شـود، بـه امـراض مـشـابـه مـبـتـلا نـمـی شـود، بـا دواهـای مـشـابـه مـعـالـجـه نـمـی شـود، بـا تـابـسـتـان و زمـسـتـان مـشـابـه گـرم و سـرد نـمـی شـود؟ اگـر بـه مـا زخـم بـزنـیـد، خـون مـان نـمـی ریـزد؟ اگـر قـلـقـلـک مـان بـدهـیـد، خـنـده مـان نـمـی گـیـرد؟ اگـر زهـر بـه خـوردمـان بـدهـیـد، نـمـی مـیـریـم؟ و اگـر زجـرمـان بـدهـیـد، نـبـایـد انـتـقـام بـگـیـریـم؟ پـسـتی ای را کـه شـمـا بـه مـن آمـوخـتـه ایـد، مـی خـواهـم عـمـلـی کـنـم، و نـاقـابـل خـواهـد بـود اگـر بـه آمـوزگـارانـم پـیـشـدسـتـی نـکـنـم!"30

شـکـسـپــیـر در یـهــودِ کـمـدی خــود چـنـان نـیــروی حـیـاتـی دمـیــده اسـت، کـه هـنـوز بــا گـذشـت بـیـش از چـهـار قـرن از خـلـق شـیـلـوک مـردم با اشـتـیاق دربارۀ شـخـصـیـت او به بـحـث می نـشـیـنـنـد. کـمـدی "تـاجـر ونـیـزی" هــشـدار نـهـفــتـۀ جـدی اسـت نـسـبـت بـه ایــن کـه تــعــصـب و پیش داوری کـورکـورانـه دربـارۀ اقـلـیـتـی مـذهـبـی در جـامـعـه ای بـه چـه سـادگـی مـی تـوانـد بـه تـنـفـر بـی دلـیـل مـنـتـهـی گـردد، و حـوادث دردنـاکـی بـرای آن اقـلـیـت بـه بـار آورد. 32

روشـنـگـری مـاهـیـت و تـاریـخ تـئـاتـری ایـن درام شـکـسـپـیـر اشـکـال آمـیـز بـوده اسـت. بـرخـی آن را در شـمـار درام هـای تــاریـخـی شـکـسـپــیـر مـحـسـوب داشـتـه انــد، بـرخـی دیـگـر تـراژدی اش دانـسـتــه انـد، بـرخـی نـیـز کـمـدی هـجـوآمـیـز. در زمـرۀ اشـخـاص اخـیـر بـرانـدس را مـی تـوان بـرشـمـرد کـه ضـمـن بـررسـی ایـن درام شـکـسـپـیـر نـوشـتـه اسـت: "تـروئـیـلـوس و کـرسـیـدا در واقع هـجـوی از مـادۀ آنـتـیـک و تـبـدیـل نـفـس رمـانـتـیـک بـه هـزل و مـسـخـره اسـت."33 هـمچـنـیـن، تـاریـخ درسـت نـگـارش آن بـه دسـت شـکـسـپـیـر روشـن نـیـسـت. بـعـضـی آن را بـیـن سـال هـای 1602- 1601 و بـعـضـی دیـگـر بـیـن سـال هـای 1603- 1600 ذکـر نـمـوده انـد. حـتـی آگـاهـی درسـتـی از بـه صـحـنـه بـرده شـدن یـا نـشـدن آن در زمـان حـیـات شـکـسـپـیـر در دسـت نـیـسـت. تـا جـایـی کـه مـی دانـیـم، درام در سـدۀ 17 بـه وسـیـلـۀ جـان درایـدن (1700-1631)، نـویـسـنـده و نـمـایـشـنـامـه نـگـار، بـازنـویـسـی شـده است. در سـال 1898 در شـهـر مـونـیـخ بـه اجـراء درآمـده اسـت. در آغـاز سـدۀ بـیـسـتـم درام در صـحـنـه هـای تـئـاتـر در انـگـلـسـتـان و آمـریـکــا اجــراء، و بــا رنـجـش و حـتـی انــزجـار مـنـتـقــدیـن روبــه رو گـشـتـه کـه پــرسـیـده انــد: "آیـا نــویـسـنـدۀ خـلاق مـلـی سـخـتکــوش مـا چـگـونـه مـی تــوانـسـتـه چـیـزی چـنـیـن زشـت، چـنـد پـهـلـو و مـبـهـم بـنـویـسـد، نـمـایـشـنـامـه ای کـه در آن گـنـاهـکـاران مـجـازات نـمـی شـونـد، و هـمـه چـیـز بـه بـاد تـمـسـخـر گـرفـتـه مـی شـود؟"

درام مـرکــب از دو مــوضــوع جـنـگ و عــشـق کـهـن مـشـهـور مـی بـاشــد. تــوصـیـف هــومـر از جـنـگ ده سـالـه بـیـن یـونــانـیـان و تــرویـایـیـان در بــیـرون قــلـعـۀ مـسـتـحـکــم تــرویـا بـه نـام ایــلـیـوم؛ داسـتـان عـاشـقـانـۀ قـرون وسـطـایـی دربـارۀ تـروئـیـلـوس و کـرسـیـدا. درام شـکـسـپـیـر دارای پـیـشـیـنـیـان ادبـی چـنـدی مـی بـاشـد: در عـهـد عـتـیـق هـومـر، پـوبـلـیـوس ویـرژیـلـیـوس مـارو «ویـرژیـل» (19- 70 ق.م)، شـاعـر بـزرگ، پـوبـلـیـوس اُویـدیـوس نـاسـو (17-43 ق.م)، شـاعـر بـزرگ. در قـرون وسـطـی مـنـظـومـۀ طـولانـی رمـان تـرویـا. بـعـد اثـر بـزرگ جــوانّــی بــوکــاچّــو (75- 1313)، نــویــســنــده، تــحـت عـنـوان فـیـلـوسـتـراتـو، کـه در حـوالـی سـال 1360 اسـاس بـازآفـریـنـی آزادانـه و بـسـیـار شـخـصـی جـفـری چـائـوسـر (حـ.1400- 1300)، نـویـسـنـده، بـا عـنـوان تـروئـیـلـوس و کـرسـیـد را تـشـکـیـل داده اسـت. بـعـد جـان لـیـدگـات بـوریـایـی (حـ. 1451- 1370)، راهـب و شـاعـر، ویـلـیـام کـاکـسـتـون (92-1415)، چـاپ چـی، رابـرت هـنـریـسـون (حـ.1500-1460)، شـاعـر نـمـونـۀ رنـســانــس، بــا مــوضــوع اشـتــغـال یـافـتـه انـد. در 1598 جـرج چـپـمـن (1634- حـ. 1559)، درامـاتـیـسـیـن و مـتـرجـم و شـاعـر، بـرگـردان هـفـت ســرود از زبـان یــونـانـی از (ایـلـیـاد)، یـکـی از دو مــنـظـومـۀ بـزرگ حـمـاسـی هــومـر، را انـتـشـار داده اسـت. بـالاخـره در 1599 تـومـاس دکـر (1632- 1572)، نـویـسـنـده، بـه اتـفـاق هـنـری چـتـل (حـ. 1606- 1564)، درامـاتـیـسـیـن، نـمـایـشـنـامـه ای امـروز گـمـشـده دربـارۀ تـروئـیـلـوس و کـرسـیـدا را مـنـتـشـر سـاخـتـه انـد. درام شـکـسـپـیـر، امـا خـلـف سـنـتگـرای پـیـشـیـنـیـان ادبـی خـود نـیـسـت. شـکـسـپـیـر سـرگـذشـت جـنـگـی - عـشـقـی "تـروئـیـلـوس و کـرسـیـدا" را بـه سـلـیـقـه و دلـخـواهـش بـازآفـریـده و تـحـت ایـن بـازآفـریـنـیِ شـکـسـپـیـر گـوهـر مـوضـوعـات دچـار تـغـیـیـر گـشـتـه اسـت. بـرخـلاف نـسـخـه هـای دیـریـنـۀ سـرگـذشـت تـروئـیـلـوس و کـرسـیـدا کـه در آنهـا جـنـگ یـونـانـیـان و تـرویـایـیـان بـه گونـۀ واقـعـه ای حـمـاسـی و عـشـق تـروئـیـلـوس و کـرسـیـدا بـه گـونـۀ یـک رابـطـۀ انـسـانـی درونـی جـذاب بـه وصـف درآمـده انـد، درام شـکـسـپـیـر بـه خـواسـتـۀ وی داسـتـانـی از آب درآمـده دربـارۀ جـنـگ ابـلـهـانـۀ دراز در پـشـت دیـوارهـای قـلـعـۀ تـرویـا، قـهـرمـانـیِ رنـگ بـاخـتـه و بـه پـسـتـی گـرائـیـده؛ دربـارۀ عـشـق بـه لـجـن کـشـیـده و دچـار بـدگـمـانـی و بـدبـیـنـی در مـحـیـطـی فـاسـد و تـبـاه شـده.

در اردوگـاه یـونـانـیـان آشـیـل، از اربـاب انـواع یـونـانـیـان و مـشـهــورتــریـن قـهــرمـان ایـلـیـاد، در درام شـکـسـپـیـر بـه صـورت هـمـجـنـس بـاز تـرشـرو، خـشـن و مـتـکـبـر ظـاهـر گـشـتـه اسـت. در وصـف آشـیـل، اولـیـس بـه آگـامـمـنـون، فـرمـانـده ارتـش یـونـانـیـان، مـی گـویـد: "او جـزیـی تـریـن امـر را بـزرگ مـی کـنـد، فـقـط از سـر مـخـالـفـت. او در تـسـخـیـر خـودبـزرگ بـیـنـی اسـت، چـنـان مـتـکـبـر کـه وقـتـی بـا خـود حـرف مـی زنـد، انـگـار بـا نـفـس هـای خـود مـی سـتـیـزد. در خـونـش خـیـال نـزاعـی چـنـان داغ و سـخـت بـه پـیـش مـی بـرد، کـه در آشـیـل طـغـیـانـی بـیـن روح و جـسـم بـرپـاسـت چـون در سـرزمـیـنـی کـه بـا خـود بـسـتـیـزد. آری، او چـنـان مـبـتـلا بـه طـاعـون نـخـوت اسـت کـه هـمـۀ عـلایـم مـرگ داد مـیزنـنـد: "بـیـمـار بـی عـلاج".34

بـرعـکـسِ هـومـر، شـکـسـپـیـر در بـیـن آشـیـل و هـکـتـور، قـهـرمـان نـامـور تـرویـا و از فـرزنـدان پـریـامـوس، پـادشـاه تـرویـا، یـک صـحـنـۀ درامـاتـیـک جـنـگ تـن بـه تـن مـردانـه خـلـق نـکـرده اسـت. در درام شـکـسـپـیـر آشـیـل هـکـتـور غـیـرمـسـلـح را غـافـلـگـیـر و او را نـامـردانـه بـه شـکـلـی از پـای درمـی آورد کـه شـبـاهـت بـه حـمـلـۀ نـاغـافـل یـک تـبـهـکـار عـادی دارد. نـسـتـور، از سـران یــونـانـیـان، ابــلـه و آژاکـس، از دیـگـر سـران یــونـانـیـان، احـمـق و حـقـیـر نـمـایـش داده شـده انـد. سـخـنـان اولـیـس زیـرک نـیـز بـی اثـرسـت. در درام شـکـسـپـیـر بـعـضـی قـهـرمـانـان خـود بـه پـوچـی و بـی ارزشـی هـدفِ جـنـگـی کـه در آن شـرکـت جـسـتـه یـا بـه آن کـشـانـده شـده انـد، اقـرار دارنـد. تـروئـیـلـوس، از دیـگـر فـرزنـدان پـریـامـوس کـه وانـگـهـی از آغـاز رغـبـتـی بـه شـرکـت در جـنـگ نـداشـتـه، چـنـان کـه درگـیـر نـوعـی بـحـران درونـی از پـانـداروس، عـمّ کـرسـیـدا، مـی پـرسـد: "چـرا مـن بـایـد در بـرون بـجـنـگـم، درحـالـی کـه نـزاعـی چـنـیـن سـخـت در درون دارم؟"35، خـشـم آلـوده بـه خـود مـی گـویـد: "مـن نـمـی تـوانـم بـرای ایـن قـضـیـه بـجـنـگـم؛ ایـن هـدف بـرای شـمـشـیـر مـن بـس فـرومـایـه اسـت."36

کـاسـانـدرا دخـتـر پـراگـمـاتـیـک و هـوشـمـنـد پـریـامـوس، و آنـدرومـاک هـمـسـر هـکـتـور، نـیـز کـه بـه بـیـهـودگـی جـنـگ و احـمـقـانـه بـودن ادامـۀ آن پـی بـرده انـد، بـرای واداشـتـن هـکـتـور بـه پـشـت پـازدن تـعـمـدی به قـولـش در مـورد شـرکـت در نـبـرد و بـازداشـتـن او از روانـه گـشـتـن بـه مـیـدان قـصـابـی بـی بـرهـان جـنـگ مـی کـوشـنـد: "آنـدرومـاک: اوه، مـتـقـاعـد شـو! مـپـرهـیـز از آسـیـب زدن بـا عـدالـت. ایـن هـمـان قـدر درسـت اسـت کـه رفـتـن بـرای تـاراج به بـهـانـۀ اثـبـات نـیـکـویـی، و یـغـمـا بـه عـنـوان رحـم و دلـسـوزی. کـاسـانـدرا: مـقـصـود آنـسـت کـه یـک قـول را اسـتـوار مـی کـنـد؛ ولـی قـول هـا بـه هـر مـقـصـود را عـمـل نـبـایـد کـرد."37

در هـر دو اردوگـاه مـتـخـاصـم سـخـنـان طـول و درازی دربـارۀ وظـایـف و قـانـون و نـظـم در جـامـعـه از زبـان سـران و قـهـرمـانـان بـیـان مـی گـردد، و نـخـسـتـیـن کـسـانـی نـیـز کـه بـه نـقـض ایـن امـور مـشـغـولـنـد، هـمـان سـخـنـگـویـان آن هـایـنـد! بـا ایـن درام شـگـرف، شـکـسـپـیـر سـؤال عـمـده ای طـرح سـاخـتـه و قـصـدش از آن شـکـار تـوجـه مـا بـه مـطـرح مـسأله ای حـیـاتـی بـوده اسـت.

            "کـه چـون بـایـدم مـطـرحـی سـاخـتـن      شـکـاری در آن مـطـرح انـداخـتـن"38

و ایـن مـسـألۀ حـیـاتـی ابـلـهـانـگـی جـنـگ، فـرسـایـش ایـده آل هـا یـا شـایـد صـحـیـح تـر: آن چـه کـه ایـده آل هـا بـه نـظـر مـی رسـنـد و آلـودگـی شـان، تـنـفـر و کـسـالـت روحـی مـردمـان از جـنـگ اسـت؛ نمایان می کند. پـس از دو جـنـگ جـهـانـی بـه بـهـای نـابـودی و نـاپـدیـدی 38 تـا 53 مـیـلـیـون انـسـان و جـنـگ ویـتـنـام بـا کـشـتـگـان بـیشـمـار، بـا روسـتـاهـا و شـهـرهـای بـمـبـاران و بـا خـاک یـکـسـان شـده؛ نـسـل بـار آمـده بـا سـرخـوردگـی سـپـسـیـن جـنـگ هـا تـروئـیـلـوس و کـرسـیـدا را در درامی زیبا توصیف کرده است. در اواخـر دهـۀ 30، اواخـر دهـۀ 40، دهـۀ 50 و دهـه هـای 60 و 70 درام تـروئـیـلـوس و کـرسـیـدا با بـه صـحـنـه بـرده شـدن مکـررش زنـدگی دوبـاره یـافـتـه، خـصـایـص دراماتـیـک بـرجـسـتـه و اهـمـیـت گـفـت وگـو بـرنـدار مـوضـوعـی خـود را آشـکـار سـاخـتـه اسـت، و ایـن بـا افـشـای مـاهـیـت جـنـگ؛" جـنـگ، عـدۀ قـلـیـلـی آن را مـی خـواهـنـد. عـدۀ کـثـیـری از آن مـی هـراسـنـد. هـمـه بـه آن کـشـانـده مـی شـونـد."39 

 

پـانـوشـت هـا

1- تـا جـایـی کـه بـه تـراژدی هـای شـکـسـپـیـر مــشـخـصـاً دربـارۀ تـاریـخ انـگــلـسـتـان مـربـوط مـی گـردد، آن هــا درمـجـمـوع 10 عـنـوان مـی بـاشــنــد. در ایــن دســت تــراژدی هـای او درواقــع " صـدای زنــدۀ نـفــس انـگـلـسـتـان سـخـن مـی گـویــد. "ایــن تــراژدی هـا شــوق و عـلاقـۀ مـردم انـگـلـسـتـان بـه هـیـئـت هـای تـاریـخی کـشـورشـان را بـرانگـیـخـتـه انـد. چـنـدیـن نـسـل از انـگـلـیـسـیـان آگـاهـی شـان از تــاریـخ کـهــن کـشــور  خـود را از تـراژدی هـای شـکـسـپـیـر کـسـب نـمـوده انـد.

2- ʺ William Shakespeare ʺ(Anden Del)(1895), Georg Brandes, Samlede Skrifter, bd.VIII,s 360 (Kjøbenhavn, Gyldendal, 1901).

3- فـئـودور مـیـخـائـیـلـوویـچ داسـتـایـوفــسـکی(Fjodor Mikhajlovitj Dostojevskij )( 81- 1821)، نـقـل از ایـوار مـاگـنـوس راونـوم (Ivar Magnus Ravnum) ( 2010- 1939):        Russisk Litteratur efter Stalin, s 48 (København, Schønberg, 1947)

4- Verdenshistorien, Carl Grimberg(1875 - 1941), bd.4(Roms storhedstid ), 2.udg., s 190 (Køb- enhavn, Politiken, 1980).

5- ( شـیـخ) مـشـرف الـدیـن مـصـلـح سـعـدی ( شـیـرازی)( فـ. بـیـن 691 و 695 ق)

6-  Shakespeare,  Samlede Skuespil,  bd.3, 1.udg., ss 115 - 16( København, P. Haase & Søns, 1976).

7-  ʺ William Shakespeareʺ( Første Del)(1895), Georg Brandes, ..., s 275.

8- یـعـنی تـشـبـیـه بـروتــوس بـه پـی روان حـزب سـیـاسـی ژیـرونـدن(Girondins) پـسـا انـقـلاب فــرانـسـه؛ حـزبـی خـاصـه نـمایـنـدۀ بـورژوازی لـیـبـرال، دارای رُل مـهـمی در مـجـمع قـانـون گـذاری در سـال های 92- 1791 و مـخـالــف رادیـکـالـیــزه شــدن انـقــلاب. بــسـیـاری از اعــضـای حــزب در رژیــم تـــرور ( 94- 1793) اعـدام گـردیـدنـد.

9- آنـتـونـی بـه کـلـئـوپـاتـرا: " فـقـط بـگـذار روم در تـیـبـر(Tiberis) غـرق شـود!  بـگـذار طـاق عـظـیـم ایـن امـپـراتـوری مـغـرور سـرنـگـون شـود!  ایـن جـا دنـیـای مـن سـت. امـپـراتـوری هـا خـاکـسـتـرنـد، زمـیـن تـپـالـه زار، کـه خـوراک دهِ  جـانـور و انـسـانـسـت؛ "(آنـتـونـی و کـلـئـوپـاتـرا (1،2)، (Shakespeare, ..., bd.3, s 128

10- کُـریـولانـوس(1،3)، هـمـان، ص351.

11- هـمـان، ص 356. 

12- هـمـان، ج7، صـص 52- 151.

13- ویـکــتـور مـاری هــوگــو(Victor - Marie Hugo)( 85- 1802): Les Misérables( 1862)، تـرجـمۀ فـارسی: بـیـنـوایـان، بـرگـردان عـنایـت الله شـکـیـبـاپـور، ج2، چ2، ص 735(تـهـران، فـرّخی، 1348).

14- ʺ William Shakespeareʺ( Tredje Del)(1896).

15- The Universal Review, 1889.

16- Jean Adrien Antoine Jules Jusserand (1855 -1932): Shakespeare en France sous lʻancien régime(Paris, 1898).

17- München, C.H. Bekʻsche Verlagsbuchhandlung

18- تـرجـمـۀ دانـمـارکـی:  Kunstens og Litteraturens Socialhistorie, bd. I, ss 144 - 45(København, Rhodos, 1979)

19- Berlin, Henschelverlag

20- دودِن در صـفـحـۀ 370 اثـرش تـحـت عـنـوان Shakespeare, his Mind and Art( شـکـسـپـیـر، ذهــن و هـنـرش)( 1875)، الـیـزابـت و دربـارش را به صـورت مـلـکـه و دربـاری " بـا نـفـرت شـان از ایـده هـا، عـدم حـس شـان بـرای زیـبـایـی، طـبـیـعــت خـشـن، عـمـلـی شـان و مـیـل شـان بـه شـنــیـدن حـرف-

      هـای درشـت " وصـف نـمـوده اسـت.

21- ایـن عـقـیـدۀ اولـیـس اسـاطـیـری دراسـاس هـمـان عـقـیـده ای اسـت، که در سـدۀ 19 فـیـلـسـوف فــریـدر- یــش ویــلـهــلـم نــیـچـه (Friedrich Wilhelm Nietzche) (1900- 1844) (مـبــدع انــدیـشـۀ " ابــرمــرد") "حـد اعـلای فـاصـلـه" نـامـیده، و مـراد از آن ایـن کـه فـاصـلۀ واقـعـاً مـوجـود در بـیـن انـسـان و انـسـان بـه هـیـچ قـیـمـتـی نـبـایـد جـابـه جـا و بـرهـم زده شـود.

22- Shakespeare, ..., bd.2, 1.udg., s 295 (1976).

23- Georgi Plekhanov, Selected Philosophical Works, vol.V, 1.edi., p163 (Moscow, Progress, 1981).

24- کـمـدی بااهـمـیـت دیگـر شـکـسـپـیـر تـحـت عـنـوان The Taming of a Shrew( رام کـردن زن بـدکاره) نـیـز یـا بـایـد در هـمـان سـال یـا سـال بـعـد از آن، 1597، بـه نـگـارش درآمـده بـاشـد.

25- شـاهـکـار مـارلـو بـا عـنـوان Doctor Faustus(دکـتـر فـائـوسـت)( 1588) را نـشـانـگـر تــوانـایـی شـاعـرانـه و درامـاتـیـک بـحـث نـاپـذیـر او دانـسـتـه انـد.

26- مـنـبـع ایـتـالـیـایـی دیـگـر مـورد اسـتـفـادۀ شـکـسـپـیـر بـرای خـلـق کـمـدیـش داسـتـانـی در یک اثـر تـحـت عـنـوان  Gesta Romanorum ( گـسـتـا رومـانـوروم) بـوده اسـت.

27- تـاجـر ونـیـزی(4،1)، پـیـشـیـن، ج11، ص 313.

28- هـمـان(3،1)، پـیـشـیـن، ج11، صـص 60- 259.

29- هـمـان، پـیـشـیـن، ج11، صـص 59- 258.

30- هـمـان، پـیـشـیـن، ج11، صـص 90- 289.

31- شـایـد تـوضـیـح زایـدی نـبـاشـد، که یـهـود سـتـیـزی یـکـسـان با صـهـیـونـیـسـم سـتـیـزی(Anti - Zionism)  نــیـسـت. مـنـظـور از صـهـیــونـیـسـم سـتــیـزی سـتــیـزه عــلـیـه ایــدئــولـوژی تـجـاوزگــرانــۀ جـنــبـش جـهـانـی صـهـیـونـیـسـم مـی باشـد، کـه ایـدئـولـوژی رسـمـی رژیــم اشـغـالـگـر مـوسـوم بــه " اسـرائـیـل" در فـلـسـطـیـن گـردیـده اسـت. صـهـیـونـیـسـم سـتـیـز الـزامـاً بـه خـودی خـود یـهـود سـتـیـز نـیـسـت.

32- خـورخـه آگـوسـتـیـن نـیـکـولاس رویـیـز دو سـانـتـایـانـا بـوراس(جُـرج سـانـتـایـانـا) (Jorge Augustin Nicolás Ruiz de Santayana Borrás(George Santayana)(1863 - 1952)

33- ″ William Shakespeare″(Tredje Del), Georg Brandes, ..., bd.9, s 72.

34- تـروئـیـلـوس و کـرسـیـدا(2،3)، Shakespeare, ..., bd.2, s 324(1976)

35- تـروئـیـلـوس و کـرسـیـدا(1،1)، هـمـان، ص 275.

36- تـروئـیـلـوس و کـرسـیـدا(3،5)، هـمـان، ص 278.

37- تـروئـیـلـوس و کـرسـیـدا(5،3)، هـمـان، ص 359.

38- (حـکـیـم) ابـومـحـمّـد الـیـاس نـظـامـی ( گـنـجـوی)( 614- 530 ق)

39- بـرتـولـت بـرشـت(Bertolt Brecht)( 1956- 1898)

 

 

 

 

 


نظر شما