دلار زبان دارد، آب ندارد!

   59098

امید بزرگ‌حداد


همه‌ جا صحبت از گران‌شدن دلار است. در شبکه‌های اجتماعی، عکس، کاریکاتور و طنزهای بسیاری منتشر شده و کار به جایی رسیده که در تاکسی، اتوبوس و مترو همه با حرارت درباره این گرانی حرف می‌زنند و تحلیل می‌کنند. این نخستین ‌بار نیست که این اتفاق رخ می‌دهد و پیش از این نیز گران‌شدن دلار بازخوردهای بسیاری داشته است. می‌توان درک کرد که مسائل اقتصادی برای عموم مردم اهمیت ویژه‌ای دارد، حتی آنها که در تمام زندگی‌شان یک صد دلاری را نیز لمس نکرده‌اند هم به این قافله پیوسته‌اند و نگران هستند. آنها هم می‌دانند که تلاطم اقتصادی و گران‌شدن یک ارز خارجی می‌تواند بر کوچک‌شدن سفره‌شان اثر بگذارد، اما چرا جامعه این ‌همه سریع و شدید به گران‌شدن دلار واکنش نشان می‌دهد، اما هشدارهای علنی و آشکار درباره بحران آب را نمی‌بیند، نمی‌شنود یا جدی نمی‌گیرد؟ بدون دلار می‌شود زنده ماند، اما بدون آب چطور؟ اگر آب جیره‌بندی شود، چند مشت دلار لازم است تا یک بطری از آن را گیر آورد و نوشید؟ آیا هنوز بخش بزرگی از جامعه باور نکرده است که ما در حال تجربه‌کردن یک شکست اقلیمی بزرگ هستیم و بحران آب می‌تواند زیستن در این سرزمین را غیرممکن کند؟ اگر فرونشست‌های متعدد زمین، خشک‌شدن تالاب‌ها، کم‌شدن آب پشت سدها، افزایش ریزگردها و ... را باور نمی‌کنیم، استفاده روزافزون از پمپ آب در گوشه‌گوشه شهرها و کم‌شدن فشار آب در طبقات بالایی ساختمان‌ها را هم نمی‌بینیم و باور نمی‌کنیم؟

رسانه‌ها و فعالان اجتماعی در چند روز گذشته با دقت‌نظر بی‌مانندی افزایش لحظه‌به‌لحظه قیمت دلار را پیگیری کرده‌اند، اما چرا کاهش آب این حساسیت را ایجاد نمی‌کند؟ تلخ و دردناک است، اما اگر این روزها در خیابان فردوسی تهران برای خریدن دلار عده‌ای صف بستند، دیر نیست که بسیاری از ما برای خریدن آب صف ببندیم.

چرا این خطر را باور نمی‌کنیم؟ دلار زبان دارد و آب ندارد؟ بحران دلار را می‌توان یک‌شبه و با یک دستور کنترل کرد، اما حل بحران آب کار یک شب و یک دستور و یک نفر نیست و عزمی ملی می‌طلبد. آیا این عزم وجود دارد؟ دلار زبان دارد، آب ندارد!


نظر شما