مروری بر زندگینامه پیشکسوت مطبوعات ایران

   62599

فاطمه مهسا کارآموزیان


سید محمد فاطمی، در اول مهرماه سال 1295 هجری شمسی در نائین به دنیا آمد. نام پدرش حسینعلی خان بود. سید محمد در خانواده ای اهل علم پرورش یافت. او تحصیلات ابتدایی را در نائین و یزد به پایان رساند، سپس در کالج مرسلین اصفهان به تحصیل ادامه داد. وی پس از آن به خدمت دولت درآمد. وی از پیشکسوتان فرهنگ در ایران و به خصوص شهر کرمان بود. وی مدیر مسئولی نشریه نواب جنوب، عضویت در هیأت تحریریه روزنامه بیداری از قدیمی ترین روزنامه های ایران که هنوز هم منتشر می شود، مدیر کلی سابق دارایی استان کرمان و ریاست اولین دوره کانون کارشناسان رسمی دادگستری کرمان را بر عهده داشت. وی به همراه مرحوم «توانا» در شهرستان کرمان کلاس زبان انگلیسی دایر نمود و به مدت دو سال آن را اداره کرد. بعد از آن به کمک دوستانش «گروه فرهنگی ابن سینا» را تأسیس کرد. این مؤسسه، هشت واحد آموزشی از کودکستان تا دبیرستان و هنرستان بود و برپایی آن تا زمان تصویب قانون ملی شدن مؤسسات ادامه یافت؛ پس از آن براساس قانون مذبور ساختمان این مؤسسات خریداری شد. پس از آن سید محمد فاطمی در یک بنیاد فرهنگی مرتبط با مسجد جامع مشغول به کار شد و ظرف مدت پنج سال 28 واحد آموزشی در منطقه جنوب شرق ایجاد نمود. به نقل از کتاب کرمان و دانشگاه، «سید محمد فاطمی» نخستین فردی بود که خواستار احداث دانشگاه در کرمان شد و نخستین مؤسسه آموزش عالی به نام دانشسرای عالی کرمان را پایه گذاری نمود. در این دانشسرا کلاسهای فوق تخصصی برای کارشناسان دایر می شد. فاطمی، همچنین در مدرسه پرستاری، دبیرستان بازرگانی و دانشسرای کشاورزی کرمان به تدریس اشتغال داشت. او دبیر انجمن دوستداران دانشگاه و دبیر انجمن فرهنگی استان کرمان و عضو هیأت امناء مسجد ملک نیز بود. اولین مطلبی که از سید محمد فاطمی در مطبوعات به چاپ رسید، مقاله ای تحت عنوان "وقتی کار دنیا می لنگد، همه چیز می لنگد" بود که در روزنامه بیداری درج شد. این موضوع به گردش روزگار اشاره داشت. موضوع از این قرار است که وقتی رضاشاه از طریق کرمان عازم بندرعباس و بالاخره خروج از کشور بود، برای اخذ گذرنامه و ویزای کنسولگری انگلیس در شهرستان کرمان مستقر شد. همچنین، رضاشاه قصد تنظیم سندی در دفتر اسناد رسمی که آن وقت محضر نامیده می شد داشت. بنابراین، گفته بودند که یک نفر عکاس برای تهیه عکس جهت الصاق به گذرنامه و رئیس اداره ثبت اسناد و رئیس محضر حضور یابند. رضا شاه در منزل مرحوم هرندی که اکنون در اختیار سازمان میراث فرهنگی است، سکونت داشت. وی در طبقه بالای ساختمان اتاق مشرف به باغ و در ورودی ایستاده بود که سه نفر لنگ لنگان وارد می شوند. رضا شاه می پرسد اینها کی هستند؟ گفته بودند: نفر اول عکاس است، دومی رئیس ثبت، و سومی رئیس محضر است که هر سه می لنگند. رضا شاه می گوید: "وقتی کار دنیا می لنگد، حتی اینها هم می لنگند."

درباره روزنامه "نواب جنوب" که با مدیر مسئولی فاطمی در سال 1330 منتشر شد و تا سال 1332 ادامه یافت، باید گفت که خوانندگان آن از همه طبقات بودند. روزنامه طرفدار کارمندان دولت بود و در این راه اقداماتی برای حقوق کارمندان و همچنین مبارزه با مدیرانی که با کارمندان بی مهری می کردند، صورت داد. در این زمان مرحوم صفاری رئیس اداره فرهنگ، آقایان «یحیوی و تلفونی» مدیران روزنامه را به دلیل درج مقاله ای، برکنار نمود. به دنبال آن سید محمد فاطمی مقاله ای نوشت که با این شعر شروع می شد:

پس تجربه کردیم در این دار مکافات                 با اهل قلم هر که درافتاد ورافتاد

روزنامه برای وزیر آموزش و پرورش وقت فرستاده شد، وزیر نیز به طور تلگرافی دستور برگشت به کار آقایان «یحیوی و تلفونی» را صادر کرد. در یک مورد دیگر سید محمد فاطمی در مصاحبه ای مطبوعاتی با روزنامه بیداری کرمان در مرداد ماه 1387 می گوید: در اداره دارایی کار می کردم و مدیر کل وقت اخلاق مناسبی نداشت. من با نوشتن مطلبی از مدیر کل انتقاد کردم و او هم بلافاصله مرا از خدمت منفصل نمود. بعد از آن با نوشتن مقالات متعدد و پیگیری های سید محمدرضا هاشمی مدیر قبلی روزنامه بیداری، هیأت بازرسان تهران وارد ماجرا شدند و در نتیجه به حقانیت مطلب نوشته شده رأی دادند و من دوباره مشغول به کار شدم. مرحوم دادگر مدیرکل بهداری کرمان با کمک فاطمی، از مرحوم سید مهدی فاطمی معاون وزارت دارایی، دو میلیون و چهارصد هزار تومان اعتبار برای تأسیس و راه اندازی بیمارستان مسلولین کرمان که امروز «بیمارستان شفا» نامیده می شود؛ دریافت و آن را صرف احداث ساختمان بیمارستان نمود. فاطمی با آنکه اصالتا کرمانی نبود، اما خدمات ارزنده ای به این استان خصوصا در بعد فرهنگی نمود که قابل ستایش است. همانطور که در بالا گفته شد، سید محمد فاطمی تا سال 1387 هجری شمسی به مدت 12 سال ریاست کانون کارشناسان رسمی دادگستری استان کرمان را عهده دار بود. وی در گزارش کاری خود به همین مناسبت گفته است:

قصه کانون کرمان نیست اینجا گفتنی                     وقت دیگر من سرطومار خواهم گشود

سید محمد فاطمی دارای عقیده و سلوک خاصی بود، بطوری که همگی او را پدرانه دوست داشتند و ایشان را پشتوانه آموزشی و راهنمایی خود می دانستند. او که در دو سالگی مادرش را از دست داده بود و طعم تلخ بی مادری را چشیده بود، حامی یتیمان بسیاری بود. وی همیشه به رعایت حق الناس اهمیت زیادی می داد و هرگز زیاده خواهی نکرد. ایشان را می توان جزو معدود نویسندگانی دانست که به طور صریح انتقاد می کرد و راهکار نشان می داد. سید محمد فاطمی همیشه به خانواده و دوستانش می گفت که من دو عید را بسیار دوست دارم که یکی عید مبعث و دیگری عید نوروز است. این مرد وارسته در روز عید مبعث 1433 هجری قمری (خرداد ماه 1391) به دیدار جدش نائل شد و این در حالی بود که تا واپسین روزهای عمرش قلم می زد. وی از خود نام نیکی در خاطره ها به یادگار گذاشته، مردی که سرلوحه رفتارش این شعر بود؛ چو نیکی می کنم نیکی کرد با من، خداوند جهان دادار سبحان.

 


نظر شما