که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل ها

   57095

محمدامین قانعی راد


ازدواج‌های امروز مانند ازدواج‌های سابق، چندان مبتنی بر «انتخاب‌های سنتی» و «انتخاب‌های خانواده» نیستند؛ چنانکه امروزه ازدواج‌ ها بیشتر با نیروی انتخابی طرفین (زن و مرد) صورت می ‌گیرد. در این خصوص خود جوانان انتخابگر هستند، به این معنی که خودشان سازندگان این نهاد جدید هستند و خانواده‌ها در این مسیر نقش «همراهی ‌کننده» را بر عهده دارند. موضوع مهم در این باره کاهش دخالت خانواده‌ها در امور (زن و مرد) است، چنانچه پیش از این دخالت خانواده‌ها در امر و مسیر ازدواج بیشتر بود، «دخالت» به معنای مثبت آن و به معنای حفظ این پیوند و نه به معنای «فصل» و «جدایی» این پیوند؛ بود. این بدین معناست که زمانی خانواده ی جدید با بحران مواجه می ‌شد، خانواده‌های پدری هر دو طرف (زن و مرد) و همچنین شبکه خویشاوندی که پیش از این نقش قوی ‌تر و حضور پررنگ ‌تری داشتند و معمولا در حل مشکلات و حفظ نهاد خانواده مداخله می ‌کردند و به نوعی درصدد تداوم ازدواج بودند؛ درحالیکه امروزه کمتر در جریان و مداخله امور قرار می‌ گیرد.

کاهش نقش شبکه خویشاوندی و والدین طرفین جای خود را به افزایش نقش تصمیم ‌گیری عروس و داماد یا زن و شوهر جوان داده است. نکته دیگر در مصرع دوم بیت معروف حافظ است: «ولی افتاد مشکل‌ها....».

 آنجا که صحبت از الگوی جدید زیست خانواده‌ها مطرح است، برخلاف گذشته زن‌ها انتظار ندارند دائما در آشپزخانه باشند و به امور خانه ‌داری بپردازند و ذهنیت بر این است که تقسیم کار باید به طرز دیگری صورت بگیرد. از طرف دیگر مردها در وضعیت ابهام هستند؛ «آیا نیروی قدرتمند خانواده هستند یا صرفا فردی هستند که نقش برابر دارند؟». موضوع آن است که این برابری در کجا تعریف می ‌شود. کدام وظایف و چگونه باید میان زن و مرد تقسیم شود. سهم کدام یک در بودجه خانواده باید بیشتر باشد؟ آیا زن باید حقوق کار خود را صرف خانواده کند یا خیر؟ الگوی تقسیم کار و الگوی تأمین منابع خانواده در این وضعیت جدید دچار ابهام است و هنوز در ذهنیت زن و شوهران جوان تثبیت نشده است. این باعث بروز اختلاف‌هایی می ‌شود. در فقدان یک الگوی جا افتاده برای تأمین مناسبات خانواده، زن و شوهر با هم وارد روابط تنش‌آمیز می‌ شوند. روابطی که در نهایت منجر به خشونت، طلاق عاطفی و متعاقب آن طلاق رسمی می ‌شود.


نظر شما