چه باید کرد؟

   44963

محمد شفیعی مقدم، پژوهشگر علوم سیاسی


جلوه و جولان بی امان رویدادهای پر شگفتی سال گذشته کشورمان که شاید پر تعداد بودنشان هم خود بر حجم خیرگی مان افزوده، کمتر مجالمان داده به ایستادن و تأمل و با دقت کاویدن. کابوس بحران های طبیعی اپیدمی وار، اعتراضات بی سابقه خیابانی که مطالبات اقتصادی فرودستان را به شعارهای رادیکال طبقه متوسط پیوند زد، رازگشایی ها و از پرده بیرون آمدن های حیرت آور و هر روزه اسناد و آرشیوهای خاک گرفته به لطف نزاع های پیدا و پنهان سیاسی و دست آخر هم تازه ترین فرآورده ماه ها حادثه و شگفتی: پدیده دختران معترض به حجاب.

دو ویژگی درهم تنیدگی و زنجیره وار بودن این اتفاقات زمانی که با بدگمانی و بی اعتمادی به روندهای دنباله دار پیش رو قرین می شود، ناخودآگاه ترسی مزمن را دامن می زند. ترس از سمت و سوی پرابهام وقایع پرشتاب این ایام که می تواند به هر آینده ی موهومی دچارمان کند.

پرواضح است که نباید این هراس داشتن از آینده موهوم را به بی رغبتی نگارنده به پوست اندازی های بهبودخواهانه اجتماعی تعبیر کرد. شاید این بیم و اضطراب بیشتر ناشی از آسیب پذیری فزاینده جامعه ایرانی در برابر این وقایع اجتماعی نوپدید باشد. آسیب پذیری و تزلزل مقابل تکاپوهای اجتماع، البته بیشتر حاصل شیوه برخورد عاری از تدبیری است که می تواند از هر اتفاقی، بحرانی بنیان کن بسازد. مدیریت محدودیت ساز و برخورد قهرآمیز با پدیده بی حجابی به قصد خاموش کردن موج به راه افتاده، گرچه مطلوب جماعتی باشد؛ اما پایان کار نخواهد بود. متوسل شدن به جبر برای گسترش و برپایی ارزش های شریعت گرایانه نه تنها با شیوه عمل اولیای دین تضاد روشنی دارد، بلکه از جهت توفیق عملی نیز راه به جایی نخواهد برد. گذر موفقیت آمیز از مسأله اعتراض به حجاب جز با تن دادن به نگاه کارشناسانه و عبور از حصار تنگ قرائت های جزم گرایانه میسر نمی شود. داشتن فهمی واقع نگرانه از پدیده های اجتماعی و متکی بودن به نگاهی گشوده در قبال تفاوت های فردی و منافع جمعی برای فائق آمدن بر مسائل پردامنه جامعه ضرورتی گریزناپذیر است. کاش گوش شنوایی باشد!

 

 


نظر شما