طلاق یا خوشبختی

   34071


"طلاق" واژه ای ست که حتی تلفظش می تواند برای خیلی ها دردناک باشد و من امیدوارم این واژه تبدیل به بخشی از زندگی تان نشود. معمولا با شکستن قلب و ناامیدی و گاه ترس همراه است و در این باره می گویند، آمار طلاق بالاست. می گویند قدیم ها که این میزان طلاق نبود و همه پنجاه سال کنارهم زندگی می کردند و... سؤالی که می توان پرسید این است: آیا مطمئنید که آن قدیم ها باهم خوشبخت بودند؟ یعنی اجداد ما تا آخر عمر عاشق هم بودند؟ آن همه زوج روستایی و قومی و قبیله ای که در آن ها "طلاق" جایی نداشته یعنی هرگز باهم کتک کاری نکرده بودند؟ در آن زمان و مکان هرگز مردی کمربند نکشیده و هرگز زنی با چارقد اشک پاک نکرده بود؟ هرگز زنی جان شوهرش را به لبش نرسانده بود؟ هرگز مردی با همسر دوم و سوم به منزل برنگشته و هرگز فرزندان ناتنی باهم به دشمنی برنخواسته بودند؟ شما مطمئنید که آن طلاق نگرفته ها خوشبخت بودند؟ بیشتر از زندگی در قالب تأهل و دوری از طلاق، "خوشبختی" مهم است.

شاید اگر خیلی از مردمان آن زمان، با به بن بست رسیدن زندگی عاطفی شان طلاق می گرفتند، هیچ فرزندی آن قدر عصبی بار نمی آمد که در آینده به روی همسر خود کمربند بکشد. زیاد می شنویم از زنان و مردانی که می گویند از زندگی مشترک مان راضی نیستیم. همدیگر را خوب نشناخته بودیم اما حالا پای یک بچه در میان است و ما به خاطر او ناچاریم که بسوزیم و بسازیم. جلوی کودک وانمود می کنیم که باهم رابطه ی خوبی داریم در صورتی که این طور نیست.

اما شمایی که احساس خوشبختی نمی کنید و هزار و یک مشکل دارید؛ می دانید اگر به جای امروز، ده سال دیگر طلاق بگیرید آن وقت فرزند نوزده-بیست ساله تان ناگهان شوکه می شود چون سال ها درباره ی خوشبختی تان فریبش داده اید؟ می دانید اگر بعدها سرش منت بگذارید و هی این ور و آن ور بگویید: من به خاطر بچه ام فداکاری کرده ام و با همسرم ماندم، او چقدر بی دلیل دچار احساس گناه و اضطراب و چه و چه می شود؟ می دانید اگر به جای امروز، بیست سال دیگر طلاق بگیرید یا اگر هرگز طلاق نگیرید، امکان ازدواج مجدد و یافتن شخص مناسب خودتان را از دست خواهید داد؟

طلاق، بهتر از ادامه دادن یک رابطه ی اسیدی ست. بهتر از آن است که اعصاب و روان شما تا آن حد بهم بریزد که دچار جنون آنی شوید و دست به جنایت بزنید! فکر می کنید چرا سال ها در روزنامه ها از قتل شوهر توسط زن یا اتفاقات وحشتناک مشابه می نویسند؟  طلاق بهتر از زندگی با زن یا مردی ست که امنیت و آسایش روانی فرزند شما را به خطر می اندازد. بله، فرزندان طلاق کودکانی صرفا غمگین هستند اما بسیاری از همین کودکان، از نظر روانی سالم تر از کودکانی اند که والدین شان هر شب جلوی چشمشان با هم دعوا می کنند یا والدینی که در یک جمله می گویند: "برو توی اتاقت" و بعد صدای درگیری فیزیکی شان به گوش کودک وحشت زده می رسد. بسیاری از افراد مجرم یا متجاوز در اعترافات خود به این که در کودکی در فضایی خشونت بار رشد کرده اند، اشاره داشته اند. اگر فضایی سلامت روان فرزندمان را به خطر می اندازد، ترک آن فضا از ماندن و بیهوده جنگیدن مهم تر است. می دانم طلاق چیز خوبی نیست. اما گاهی صحیح ترین کار است. منبع: کانال خبری زنان آگاه


نظر شما