کرمانشاه، شرمنده ام!

   19670

دکتر سید حسین حسینی نورزاد، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران


من به کرمانشاه تسلیت نمی گویم. من به ایران تسلیت می گویم، آن هم نه در غم کرمانشاه، که در غم «اخلاق حرفه ای» که هر روز در کوچه کوچه های این دیار به دست ما قربانی می شود. ما که می گویم، به معنای واقعی همه ی ماست که از ماست که بر ماست. آن استادی که از کلاس کم می گذارد، آن دانشجویی که به دنبال همه چیز هست؛ الّا درس. آن تاجر بازاری که تمام همتش ورود کالای بی کیفیت چینی و فروش آن به قیمتی گزاف است، همان که به سازنده چینی می گوید: "این کالای هزار تومانی ات را برای من با پانصد تومان بساز!" آن سازنده ای که نه خود تخصص دارد و نه حاضر است حق الزحمه متخصصین را بدهد و درنتیجه، ساختمانی می سازد که ای کاش نمی ساخت. آن مدیری که فقط به حفظ جایگاهش در هر شرایطی فکر می کند. آن پدر و مادری که برای همه چیز حاضر هست خرج کند، الا آموزش فرزندش. آن کارمندی که از بیت المال طوری به دیگران می بخشد که آدم از ارث پدرش نمی بخشد.

اگر هر کدام از ما در حرفه و جایگاهی که هستیم از کار خود کم گذاشته ایم، بی انصافی است که در این شرایط غم انگیز فرار به جلو کنیم و به جای تفکر درباره نقش خودمان در این حادثه و بیداری واقعی، صرفا گوشی به دست بگیریم و پیام های تسلیت یا مقصریابی را که دردی از کسی دوا نمی کنند؛ بازنشر دهیم. اگر در کشتن اخلاق حرفه ای نقش داشته ایم، لااقل با این کار دیگر بر این بدن بی جان زخم نزنیم. من به کرمانشاه تسلیت نمی گویم، نه به این خاطر که این اندوه جانکاه را نمی فهمم؛ بلکه به این دلیل که شرمنده ام از اینکه گویی جز تسلیت کاری از دست ما بر نمی آید. چرا ما بعد از حوادثی اندوهناک مانند زلزله اخیر کرمانشاه، به جای بیدار شدن به اصطلاح احساساتی می شویم و به جای شعور به شور می پردازیم؛ در حالیکه می دانیم احساسات و شور فروکش خواهد کرد و ما باز به خوابی عمیق فرو خواهیم رفت تا با حادثه دیگری بیدار شویم. همه ی ما که تکان های زلزله را احساس کردیم، این را فهمیدیم که فرصت محدود است؛ پس بیائید بیدار شویم!


نظر شما