در مدار فاجعه

   18434

محمد شفیعی مقدم، پژوهشگر علوم سیاسی


خود ناگفته پیداست که زمین لرزه حادثه ای است هراسناک و رعب انگیز. به ویژه برای جامعه ما که ناکارکردی نهادها و ساختارها و برنامه ریزی ها به حادثه ای طبیعی مانند زلزله ابعاد ناگواری از جنس یک فاجعه ملی می بخشد. گسل های خطرناک و زلزله خیز بخش های گسترده ای از جغرافیای سرزمینی ایران را در بر گرفته و بروز زلزله های مهیب در چنین محیطی البته، چندان غیرمنتظره نیست. اما به خلاف جامعه ای دیگر نظیر ژاپن که در آن وقوع زلزله های پرتعداد و با ریشتر بالا با وجود فناوری های پیشرفته و توان صنعتی بالا حادثه ای نمی آفریند و بدل به بحران نمی شود، ایران با هر زلزله طبیعی، بحران اجتماعی تازه ای را تجربه می کند. به واقع جامعه ما علاوه بر گسل های طبیعی خود را درگیر گسست های اجتماعی هم می بیند.

در دوران پیشامدرنیته نگاهی که پیرامون مسئله بلایای طبیعی شکل گرفته بود، منجر به ایجاد جهان بینی هایی می شد که مسئله شر را در نهانگاهی دور از دسترس بشر جای می داد. آدمی در چنین وضع و حالی  ناتوان از مقابله با بحران های برآمده از طبیعت در جستجوی منشاء ماورایی این رخداده ها به انواع صورت بندی های فلسفی از مسئله شر می رسید. البته، گروهی که غیر مذهبی بودند پیدایی چنین بلایایی را ناشی از یک منبع ماوراء طبیعه نمی دانستند، اما خداباوران یا در تقلا برای یافتن پاسخی به چرایی چنین حوادثی بودند و یا بی چون و چرا تسلیم مشیت الهی می شدند و در نهایت هر دو گروه اراده الهی را منشاء بروز این اتفاقات می دانستند.

پرسش از چرایی وقوع حوادث طبیعی همچنان برای جوامع درگیر بحران توسعه نیافتگی پرسش روزآمدی است، اما برای جامعه ای برخوردار از فناوری های پیشرفته و اصول مهندسی نوین که خود را در برابر بلایای طبیعی ایمن می بیند چنین مسایلی مجال طرح نمی یابد؛ چرا که دستیابی به قابلیت های بالای صنعتی توان مدیریت این حوادث را فراهم آورده و امروز دغدغه موجود برای چنین جوامعی استفاده از این بلایای طبیعی به عنوان منبعی پرتوان برای تولید انرژی است. در این موقعیت حوادثی نظیر: زلزله، سونامی، طوفان، انفجار آتشفشان و غیره تنها می تواند موضوع مباحث زمین شناسی باشد و مسئله شر و پرسش از چرایی بروز فاجعه جای خود را به چگونگی استفاده از این ظرفیت ها به عنوان خیر عمومی می دهد.

اما از جهتی باید حوادثی نظیر زلزله را به رغم فاجعه آمیز بودنش برای جامعه ای نظیر ایران، عاملی  تحول ساز و تحرک بخش دانست. برای مردمی که همواره به دلیل نداشتن روح همبستگی و روحیه مداراجویی در کانون نقد رسانه ها و محافل فکری قرار داشته اند و وجود انواع شکاف های اجتماعی نظیر: تفاوت های قومی یا مذهبی بین آنها جدایی انداخته، بروز فجایعی نظیر زمین لرزه های فاجعه بار مجالی است تا فارغ از تفاوت ها و تعلقات گروهی به کمک هم بشتابند. فاجعه ناشی از حوادث طبیعی چندان مؤثر است که  به هنگام بروز آن به سرعت اقصی نقاط کشور را به همراهی با آسیب دیدگان می کشاند و نهادهای مدنی را به تقلایی شتابان جهت تسهیل امدادرسانی وا می دارد. این مسئله خود به روشنی بیانگر این واقعیت امیدوار کننده است که همچنان روحیه انسجام ملی از بین ما رخت برنبسته و ارزش های انسانی و اخلاقی همچنان می تواند سبب ساز کارآمدی برای ارتقای روحیه همبستگی جمعی ما باشد. البته، نباید از یاد ببریم که چنین همبستگی هایی که تنها به هنگام بروز رویدادهای بحران ساز آن هم به شکلی اضطراری روی می دهد، در صورت تداوم و پایدار ماندن در شرایط عادی کارآیی پیدا خواهد کرد. زوال این سرمایه اجتماعی که خود را در شمایل کمرنگ شدن ارزش های انسانی و فرسودگی روحیه جمعی نشان می دهد، فاجعه ای به مراتب هولناک تر و رعب آورتر از فاجعه اصلی خواهد بود.

 


نظر شما