آبتاب: محمد مهدی ادیبآیین (متولد ۲۵ فروردین ۱۳۸۷، ایران – مشهد) مجموعهدار آثار هنری چندحسی و چندوجهی است؛ هنری که در پیوند میان نقاشی، موسیقی، شعر، نماد، نور و معنا در یک منظومهٔ مفهومی، فلسفی، ماوراءالطبیعه و افلاکی شکل گرفته است. او به عنوان بزرگترین مجموعهدار آثار هنر چندوجهی، نگهدارندهٔ مجموعهای از آثار بزرگمقیاس در این ساختار هنری به شمار میرود.
پیش از هستی؛ آغاز نور و معنا
اثر «پیش از هستی» در این منظومه جایگاهی ویژه دارد؛ اثری که با پیشدرآمد «سماع مولانا، شمس و بایزید» آغاز میشود و حرکت رنگ، نور و معنا را به آغاز آفرینش و جهان افلاکی پیوند میزند.

وحدت هنرهای چندوجهی
این مجموعه شامل آثار فریدالله ادیبآیین، هنرمند نقاش هنر مفهومی چندوجهی و پدر محمد مهدی، و همچنین تابلوهای بزرگمقیاس است. این جهان هنری، ترکیبی از هنر ملموس و ناملموس است که در آن نقاشی، موسیقی، شعر و نور در یک ساختار پیوسته به وحدت میرسند.
زبان رنگ و موسیقی دیدهشده
در این ساختار، رنگ به زبان موسیقی سخن میگوید و موسیقی در قالب تصویر آشکار میشود. هر رنگ حامل نغمهای و هر نغمه حامل معنایی است. شعر پلی میان جهان محسوس و عالم معنا میسازد و واژهها در قالب حرکت، فرم و رنگ بر بوم تجلی مییابند.
زمین، افلاک و هستی
در این منظومه، زمین جایگاه آفرینش، افلاک جایگاه نغمه و نور، و هستی قلمرو عشق، آگاهی و معناست. نور، سماع و حرکت در لایههای مختلف اثر جریان دارند و جهانی چندلایه از ادراک هنری شکل میگیرد.
حافظهٔ تمدن و خرد تاریخی
کوروش کبیر نماد خرد، عدالت و بنیانگذاری نظم انسانی است و حضور او بازتابی از آگاهی تمدنی و تاریخی در این جهان هنری به شمار میرود. فردوسی حافظهٔ تاریخ و هویت را پاس میدارد و پیوند انسان با میراث فرهنگی را یادآور میشود.
شاعران در منظومهٔ رنگ
مولانا سرتاج سماع و محور چرخش این منظومه است؛
شمس سرچشمهٔ نور و اشراق و بیداری روح است؛
بایزید نگهبان سکوت، حضور و مراقبهٔ درونی است؛
حافظ نغمهٔ عشق و غزل را جاری میسازد.
سعدی پیامآور انسانیت، خرد و همزیستی است.
خیام به ستارگان، زمان و رازهای کیهان میاندیشد.
عطار راه سفر، کشف و سلوک را میگشاید.
نظامی روایت عشق، حکمت و داستان را میآفریند.
رودکی سرچشمهٔ نغمه و کلام است.
بیدل جلوههای راز و شهود را آشکار میسازد.
تبدیل شعر به تصویر
این چهرههای بزرگ در منظومهٔ هنری محمد مهدی ادیبآیین در قالب رنگ و ساختارهای انتزاعی بازآفرینی میشوند. میراث فکری و شاعرانه آنان به زبان تصویر، حرکت و رنگ تبدیل میشود و هر شعر به یک جهان تصویری گسترش مییابد.
هارمونی نهایی هستی
رنگ موسیقیِ دیدهشده است و موسیقی رنگِ شنیدهشده. در این جهان افلاکی، عشق، سکوت و آگاهی در مرکز اثر قرار گرفتهاند و زمین، افلاک و هستی در یک هارمونی چندوجهی به وحدت میرسند.
