آبتاب: وقتی صحبت از سالمندی به میان می آید، ذهن بیشتر مردم به سمت بیماریهایی مانند آلزایمر، پارکینسون یا آرتروز میرود. اما یک قاتل خاموش و کمتر دیده شده در میان جمعیت رو به رشد سالمندان جهان وجود دارد: افسردگی. سازمان بهداشت جهانی تخمین میزند که بیش از ۷ درصد از جمعیت سالمند جهان (حدود ۵۴ میلیون نفر) از افسردگی اساسی رنج میبرند، اما این آمار فقط نوک کوه یخ است.
واقعیت تلخ این است که افسردگی در سالمندان به شدت کم تشخیص داده شده و کم درمان باقی میماند. چرا؟ زیرا بسیاری از علائم افسردگی در سنین بالا، به اشتباه به عنوان «بخشی طبیعی از پیری» تلقی میشوند. اما پیری به معنای افسردگی نیست؛ افسردگی یک بیماری است و در سالمندان پیامدهای مرگبارتری نسبت به هر گروه سنی دیگر دارد.
یکی از مهمترین دلایلی که افسردگی سالمندان بسیار خطرناک است، همپوشانی آن با زوال عقل (دمانس) است.
تحقیقات عصب شناسی نشان داده اند که افسردگی طولانی مدت در میانسالی، خطر ابتلا به آلزایمر را در سالمندی تا دو برابر افزایش میدهد.
اما مشکل بزرگتر، تشخیص افتراقی است. علائمی مانند بی انگیزگی، فراموشی، کاهش تمرکز و عقب نشینی اجتماعی هم در افسردگی دیده میشود و هم در مراحل اولیه آلزایمر.
به همین دلیل، هزاران سالمند مبتلا به افسردگی، به اشتباه برچسب «آلزایمر» میخورند و داروهای ضدزوال عقل دریافت میکنند، در حالی که مشکل اصلی آنها یک اختلال خلقی کاملاً قابل درمان است. این خطای تشخیصی، سالها از عمر مفید آنها را تلف میکند.
اما افسردگی در سالمندان ویژگی های منحصر به فردی دارد که آن را از افسردگی جوانان متمایز میکند. در حالی که جوانان افسرده بیشتر غم و گریه را تجربه میکنند، سالمندان افسرده اغلب با علائم جسمانی مراجعه میکنند: دردهای مزمن و بی علت در مفاصل، خستگی مفرطی که با استراحت برطرف نمی شود، یبوست های عصبی، و بی خوابی شدید (مخصوصاً بیدار شدن در ساعات اولیه صبح).
سالمندان به جای گفتن «من غمگین هستم»، میگویند «دلم درد میکند» یا «دیگر حوصله بلند شدن از رختخواب را ندارم». متأسفانه، بسیاری از پزشکان عمومی نیز به جای ارجاع این بیماران به روانپزشک، برای هر درد آنها یک داروی جداگانه تجویز میکنند و مشکل اصلی یعنی افسردگی را نادیده میگیرند.
آمار خودکشی در سالمندان یکی از تکان دهنده ترین حقایق سلامت روان است. در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، بالاترین نرخ خودکشی در میان مردان بالای ۸۵ سال ثبت شده است.
چرا سالمندان در اقدام به خودکشی «موفقتر» از جوانان هستند؟ زیرا روشهای خشونت آمیزتری انتخاب میکنند، کمتر حرف میزنند و قصد خود را پنهان میکنند، و همچنین تحمل جسمی کمتری برای نجات یافتن دارند.
عوامل خطر اصلی خودکشی در سالمندان عبارتند از: از دست دادن همسر (بیوگی)، زندگی در تنهایی مطلق، بیماریهای لاعلاج جسمی، و وابستگی کامل به دیگران برای انجام کارهای روزمره. این گروه از سالمندان به جای فریاد زدن، سکوت می کنند و آرام آرام از زندگی خداحافظی می کنند.
اما خبر خوب این است که افسردگی سالمندان بر خلاف زوال عقل، به طرز شگفت انگیزی قابل درمان است. مطالعات بالینی نشان میدهند که سالمندان نسبت به درمانهای استاندارد افسردگی (ترکیب داروهای ضدافسردگی SSRI مانند سرترالین و رواندرمانی حمایتی) پاسخ بهتری میدهند، مشروط بر اینکه درمان به موقع شروع شود.
با این حال، یک مانع بزرگ وجود دارد: پلی فارماسی (مصرف همزمان چندین دارو). بسیاری از سالمندان به دلیل فشار خون، دیابت و آرتروز، روزانه ۵ تا ۱۰ قرص مختلف مصرف میکنند. افزودن یک داروی ضدافسردگی به این فهرست، نیازمند نظارت دقیق پزشک متخصص است تا از تداخلات دارویی خطرناک جلوگیری شود.
راهکار غیردارویی اما بسیار مؤثر برای افسردگی سالمندان، ورزش گروهی و حفظ شبکه های اجتماعی است. سالمندانی که حتی سه بار در هفته در جلسات پیاده روی دسته جمعی یا یوگای ملایم شرکت میکنند، سطح BDNF (کود مغزی) آنها تا ۵۰ درصد افزایش می یابد.
همچنین، داشتن یک حیوان خانگی مانند سگ یا گربه، احساس تنهایی را در سالمندان به طرز چشمگیری کاهش میدهد. خانواده ها لطفاً توجه کنند: اگر پدربزرگ یا مادربزرگ شما ناگهان بی توجه به ظاهر خود شد، اشتهایش را از دست داد، یا مدام از بی خوابی و دردهای بی دلیل شکایت کرد، او را فقط پیش متخصص قلب یا روماتولوژی نبرید.
یک ویزیت ساده روانپزشکی سالمندی میتواند چراغ خاموش زندگی او را دوباره روشن کند. پیری پایان زندگی نیست؛ افسردگی درمان نشده است که زندگی را در پیری به پایان میرساند.