آبتاب– چهرهی ماندگار نقد ادبی ایران، استاد عبدالعلی دستغیب در آیین رونمایی و معرفی و نقد کتاب “انقلاب ابر” سروده بانو فریبا کاظمی، شاعر کرمانی ساکن شیراز بیان کرد: «هنر شاعر در به بازی گرفتن کلمات و بهره مندی از قوه خیال است.»
در نشست اخیر “از دریچه نقد ادبی” که با رونمایی و نقد و بررسی دفتر اشعار “انقلاب ابر” سروده های فریبا کاظمی، شاعر کرمانی اهل شیراز آغاز شد.
استاد عبدالعلی دستغیب، ضمن تحسین این شاعر و بیان گوشه ای از سجایای مردم کرمان دیار کریمان اظهار داشت: «هم آوایی و هم صوتی کلمات و به عبارتی هماهنگ بودن کلمات در بسیاری از اشعار مندرج در کتاب “انقلاب ابر” از غزل سرودههای بانو فریباکاظمی دیده میشود و به نظر من اشعار و سروده های این دفتر شعر تازه چاپ روی هم رفته به دلیل وجود نوعی سادگی و خودمانی بودن شاعر با مخاطب، خوب و قابل قبول است. غزلی در کتاب هست با ردیف “فرار کنیم” که به نوعی وصف حال خودم هست. شعر تازگی دارد و خودم هم این شعر را که خیلی مفهوم دارد دوست دارم.»
چهره ماندگار نقد ادبی گفت: «مردم کرمان نسبت به مردم سایر استانهای کشور خیلی به ملایمت و مهربانی معروفند و من دوستان کرمانی زیادی داشتم که یکی از آنها شاعر خوب کشورمان “منوچهر نیستانی” بود و دیگری “کیومرث منشی زاده” که بسیار شوخ بود و دکترای ریاضی داشت و عضو سازمان برنامه هم شد و با من دوستی محبت آمیزی داشت. به من میگفت اگر در نشریات درباره من مطلب نمینویسی و تعریفم نمیکنی، لا اقل چهار تا ناسزا به ما بده. اهل مزاح بود. همچنین، گاهی به ما میگفت شعر حرف حسابی نیست و شاعران که آدم حسابی نیستند و اگر کار و حرفه حسابی میخواهید بروید دفتر حسابداری و دفتر کل دوبل را ببینید و بررسی کنید و چون در کار حساب و کتاب و ریاضی بود از دفاتر کل و آمار میگفت.»
وی افزود: «اداره کل فرهنگ و هنر سابق کرمان و بعدها اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمان، چند باری برای سخنرانی ادبی از من دعوت کردند، اما موفق به حضور در کرمان نشدم.» دستغیب بیان داشت: «دفتر شعر “انقلاب ابر” سروده بانو کاظمی کتابی است که از نظر طراحی روی جلد و چاپ و ناشر کتاب خوبی محسوب میشود. شعرهای خوبی در این کتاب دیده میشود، اما باید از نظر نگارشی و املایی ویرایشی از کتاب صورت گیرد که این مساله طبیعی است و هر کتابی اشکالات چاپی در آن دیده می شود. تعداد محدودی از اشعار هم اشکالات فنی دارد که به شاعر گفته ام.»
شاعر و نویسنده معاصر خاطر نشان کرد: «شعر شاعر زاییده تخیل و شهود است. شعر از نظر مخاطب عبارت است از یک کلام موزون غیر مترقبه! یعنی وقتی شعری دلخواه از شاعری می شنوید، شما را باید به تعجب وا دارد یا آنقدر این شعر زیبا سروده شده باشد که دلتان بخواهد شاعر این شعر را یا بزنید و یا از او تقدیر کنید.»

از حافظ و سعدی و مولوی بت و قدیس نسازیم!
پیشکسوت فرهنگی شیراز همچنین تصریح کرد: «شعر کاری شاق و سخت و در عین حال بی اجر و مواجب است. برخی حرفهای قلمبه و ثلمبه و اغراق آمیز درباره حافظ زده اند که حافظ عارف بوده، خیلی زاهد و عابد بوده است، نخیر هیچ هم اینگونه نبوده است. او هم مثل همه افراد زمان خودش بوده و متعجبم که چرا از حافظ و سعدی و مولوی بت میسازیم. حافظ در دوره خودش در کار مدح شاهان بوده اما در این حال خیلی هم زرنگ تشریف داشته اند. حافظ شاید به چیزی هم معتقد نبوده و برخی ابیاتش در حد نظم و گزارش و شعار است و شعر محسوب نمیشود، اما هنر حافظ این بوده که توانسته رندی را از خیام و فصاحت و بلاغت را از سعدی و محاسن دیگر از شاعران قبل از خود بگیرد و با زیرکی و رندی اشعاری سروده که به دل خیلیها مینشیند.»
عبدالعلی دستغیب همچنین گفت: «هنر حافظ این بوده که ما را به اعماق کودکی، به سادگی و طراوت دوران خوش جوانی میبرد و من در کتاب یورش لشکر مغول به ایران هم اشاره کرده ام که حافظ با گفتن روز وصل دوستداران یاد باد ما را به زمان فردوسی میبرد و به زمانی که ایران در اوج قدرت بوده است. زمان ایست نمیکند حافظ و سنایی، مولوی و فردوسی همه رفتند و دیگر نیستند و در زمان خود حرفهایی زدند و تمام شد! عده ای نه در زمان خودشان و نه بعد از آنها شعرشان را نخوانده و یا خواندند و نفهمیدند.» بنابراین، میتوان گفت: «در شعر و غزل هایتان از واژه ترک استفاده نکنید، زیرا که تَرَک کلمهای عامیانه است. اساسا کلمات عامیانه با روح غزل عامیانه است و شعر را نازل میکند.»
استاد دستغیب تاکید کرد: «اشعار خوب زیادی در دفتر شعر “انقلاب ابر” هست .» برخی از اشعار قوه تخیل بسیط که تصاویر و مناظر زیبایی را برای مخاطب تداعی میکند، خیلی خوب است. در نظر داشته باشید انسان قرن بیست و یکمی، دیگر انسان قرن هفتمی نیست و به مطالب و حرفهای نو و جدیدی نیاز است.»
ما در حال ورود به دنیای “اتو ماتیزم” هستیم و باید از آن دست تعبیرهای تازه و نمونه های نو در اشعار استفاده کرد و نسبت به حالات امروزی توجه کرده و نیازهای امروزین مخاطبان شعر را دنبال کرد. منتقد ادبی معاصر یاد آور شد: «از نظر من شما شاعرید و دارای ذوق لطیف و احساس سرشاری میباشید و بسیاری از اشعار “انقلاب ابر” آدم را غافلگیر میکند.»
به همین جهت اگر روزی بخواهم صد دفتر شعر معاصر انتخاب کنم یا معرفی کنم، حتما دیوان اشعار “انقلاب ابر” را به عنوان یکی از آن صد دفتر شعر انتخاب خواهم کرد.
شاعر و نویسنده هفتاد عنوان کتاب چاپی و ترجمه گفت: «شعر همین بازیهای لفظی و خیالی است و زمان پذیر نیست. شاعر باید بتواند کلمات را در جای خود به بازی بگیرد و بداند فلان کلمه شوخی یا تهدید و طعنه را کجا و چه موقع به کار برد. شاعران قدیم که مقصر نبوده اند و در زمان خود بهترین شعرها را سروده اند و اما نمیدانستند روزی هوش مصنوعی می آید و افراد شاعر میشوند. شاعران امروز باید با توجه به مسائل پیش آمده بشر اشعار و نوشته هایشان را با ظرافت بیشتری غربالگری نمایند.»

شاعر “انقلاب ابر” از دایره واژگانی وسیعی برخوردار است
پیش از سخنان استاد دستغیب، حسین علیان دانش آموخته دکتری روانشناسی و نویسنده و پژوهشگر ادبی معاصر در معرفی کتاب شعر انقلاب ابر اظهار داشت: «انقلاب ابر، ترکیبی از سابژه و آبژه در نگاه اول، با کنتراستی در طرح روی جلد که تضاد سرو آزاده و کویر عطشناک را به تصویر میکشد. قطرات بارانی که در مسیرند و هنوز نرسیده اند و انسانی که غرق در افکار خود در زیر درخت ایستاده است و گویا در انتظار شب است و به گفته سراینده کتاب بانو فریبا کاظمی: “شب می دود که حال زمین را عوض کند / راهی نمانده است به جز انقلاب ابر”».
با خوانش، اشعار کتاب به راحتی میتوان دریافت که شاعر از دایره واژگانی وسیعی برخوردار است و در کنار آن با مهندسی واژگان عالی به آفرینش اثری فوق العاده پرداخته است که در یک کلام میتوان گفت زیبا و متفاوت و هوشمندانه استفاده از عناصر طبیعت، همراهی با پدیده های اجتماعی جهان معاصر و عشق از دریچه انسان قرن ۲۱ را میتوان از عناصر عالی این اثر دانست. دکتر علیان گفت: «واقع نگری شاعر و اینکه در کنار تخیلات شاعرانه از مسایل اجتماعی هم غافل نبوده مرا یاد حضرت حافظ انداخت. فریبا کاظمی، کارشناس ادبیات و شاعر فرهیخته ایران در بیتی میگوید: آیینه هم باشی دلت میگیرد از باغ / وقتی که گل هم در رفاقت رنگ رنگ است.»
و بعد یکباره شعر کودکان کارش اشک را در چشمان خواننده می آورد، آنجا که میگوید:
ای خدای نشسته در ملکوت
آفتابت چقدر سوزان است
کاش می شد که شب طلوع کند
ای تو که نامدیگرت نان است
استاد دانشگاه و حافظ پژوه معاصر افزود: «فریبا کاظمی اینشاعر کرمانی ساکن شیراز، در اولین برخورد نام شاعر بزرگ خواجوی کرمانی را در ذهنم تداعی کرد. او از کرمان آمد و عاشقانه های زیبایش شیراز را درخششی ویژه بخشید. او که انگار در دل تاریخ بیتی ناب برای همشهریاش فریبا کاظمی دارد: “از هزاران تنیکی را باشد استعداد عشق / تا نگویی در صدف هر قطره ای گوهر شود.”»
و هنرمندانه آنکه خانم کاظمی هم پس، از دریافت اولین نسخه چاپی کتابش توسط، نشر فصل پنجم، که سخت گزینش میکند و بهترینها را در کشور نشر میدهد، در اولین گام به مزار خواجه کرمانی میرود تا بگوید از دیارکریمان آمدهایم تا عشق را تلالویی جاودانه ببخشیم. در شیراز، شهر راز، شهری به بلندای تاریخ و به قامت عشق و به طراوت بهشت است.
مدرس دانشگاه و مراکز آموزش عالی خاطر نشان کرد: «بانو فریبا کاظمی ارادت خود را هم در عالی ترین حالت به مردم شیراز نشان داده است؛ آن هم به قصر دشت شیراز:
رایحه از، نرگس شیراز دارد قصر دشت
زیر باران کوچه باغی ناز دارد قصردشت
حافظ و شوریده و سعدی، حمیدی و وصال
با تمام شاعرانش راز دارد قصردشت
البته، در نگاه شاعر شهر زیبای اصفهان و غصه بزرگش؛ یعنی زاینده رود غم آلود از نظر غافل نمانده است:
زلال چشمه زاینده رود تا خشکید
شکست نصف جهان،اصفهان ترک برداشت.»
وی تصریح کرد: «برای من که در بحث هیپنوتیزم شاعرانه کار میکنم، کتاب شاعر افتخار آفرینمان بانو فریبا کاظمی گنجینه ایست عالی که ذهن را به ابهامی توامان از عشق و عقل میبرد. اندوکسیونی متفاوت که سوژه را یکباره به خلسه عمیق میکشاند، البته با طعم طبیعت:
در دل نازک خیالی های جهان اما”.»
یکباره سختی روزگار امروز و دیگر هیچ: «“گلپونه های وحشی دشت امید کو / بغضی شکسته ام که به جایی نمی رسد.”»
در پایانبرای ایزدبانوی شعر و اخلاق و انسانیت فریبا کاظمی جامع بزرگی آرزوی شادی و تندرستی دارم، چه حرفها که درونم نگفته می ماند / خوشا به حال شماها که شاعری بلدید.

باید نسخهای از خودم باشم، کپی و تکراری از دیگران نباشم
سپس، فریبا کاظمی شاعر و سراینده دفتر شعر “انقلاب ابر” ضمن تشکر از نقد ارزشمند استادان دستغیب و علیان اظهار داشت: «از دوران نوجوانی فعالیتهای فرهنگی از جمله پاسداشت آیین باستانی ایران، مجریگری و گویندگی، خبرنگاری باشگاه خبرنگاران جوان، اجرای فعالیت های فرهنگی در رسانهی ملی و سالها فعالیت ادبی و پژوهشی و فرهنگی به همراه سرودن شعر فعالیت دارم، اما همیشه به این فکر بودم که چگونه و چه اتفاقی باید بیفتد تا بتوانم سهم کوچکی از اقیانوس بیکران ادبیات باشم.»
وی گفت: «کتابم را دیر به چاپ رساندم، چرا که دنبال راهی بودم کتابم مورد توجه مخاطب قرار بگیرد و صرفا گوشه طاقچه یا کتابخانه خاک نخورد.»
بنابراین، به این نتیجه رسیدم که باید خودم را در خودم بیابم و نسخهای از خودم باشم، کپی و تکراری از دیگران نباشم، باید خودم را بشناسم تا زبان نو و اندیشه مختص به خودم را داشته باشم، اما واقفم که هنوز راه دور و درازی در پیش دارم.» کاظمی افزود: «تنها تلاشم این بوده که ذهن و اندیشهام در خدمت هنر و ادب باشد و هنر را برای هنر استفاده کنم. در تمام شعرهایم عناصر طبیعت را در کنار عناصر فرهنگی و اجتمایی و سیاسی قرار دادم که نمونه بارزش عنوان کتاب است.»
در پایان به یک بیت از جناب مولانا بسنده میکنم؛ که راهی جز عبور از کهنگیها و سکون نیست و باید همچنان در حرکت به سوی هدفی بلند و والاتر بود.
شُکر کند چرخِ فلک، از مَلِک و مُلک و مَلَک
کز کرم و بخشش او روشن بخشنده شدم


