به اعتلای کشورمان معتقدیم

تامین آب شرب با احیاء قنوات

آبتاب مهندس حسن اشرف گنجویی، کارشناس رسمی و محقق تأمین آب، نوشت: زندگی معمول جوامع شهری و روستایی استان کرمان با محوریت تامین آب وسیله کاریز روالی جا افتاده بوده است. مسئولین امر بصورت مستمر به آمار قنوات هر منطقه تمرکز می نمودند. توسعه شهری، بالابردن سطح تولید محصولات کشاورزی، همه و همه به توان آبدهی کاریزها مرتبط می شده است. والیان وقت یا استانداران براساس توسعه و یا افزایش، آمار قنوات ارزیابی و یا ارتقاء درجه بالاتر پیدا می کردند. از این جهت والیان گروه های مجری را راه اندازی نموده و از آنها می خواستند که سرنخی از محل و موقعیت کاریز شناسایی و برای احداث برنامه ریزی نمایند. اصول مهندسی شناسایی، طراحی، اجرا تدوین شده و نظام مند بوده و بر همین اساس خود دانشگاهی پر رونق برای آموزش هم محسوب می شد. این مدل کار و تولید پس از هزاران سال در کشورمان به گونه ای تحلیل شده و جا افتاده بود که برای پیشبرد آن لحظه ای درنگ نمی شد. شهر کرمان با همه گستردگی و موقعیتی که داشت حیات آن با سلسله کاریزهایی مرتبط بود که به شهر وارد و یا اینکه از شهر خارج می شدند. استادکاران مجربی که دامنه های رشته کوههای جوپار را انتخاب نموده و با حفر چاهی تحت عنوان گمانه، زه آب و جهت جریان آن را تشخیص می دادند، از آن به بعد کار حفاری چاههای میله ای، کوره کاریز آغاز می شد. در طرح کاریز با طول بیش از چندین کیلومتر، مادر چاه و بخش تران و بخش خشکان کاریز از یک طرف و از طرف دیگر اجرائی نمودن و زه آبهای قابل توجهی را از کوههای جوپار جذب و برای تأمین آب کشاورزی و شرب به شهر کرمان هدایت می کردند. نظر به اینکه زه آبهای جریان یافته از مناطق کوهستانی گسترده جوپار توان تولید آن را بصورت مستمر و مدام داشتند. آب تخلیه شده از کاریز هم در تمام فصول و سالهای متمادی برقرار بود. امور شناسایی، اجرائی و بهره برداری از کاریزها متناسب با پیشرفت علوم زمین شناسی، هواشناسی، هیدرولوژی، ژئوتکنیک و … هماهنگ نشده و تحولات قنات و قنات داری هم به روز نمی شد. بطوریکه بتوان با ارتباط علم و فن و تکنولوژی شکل بهره برداری از قنوات را هم تغییر و به روز نمود. برای مثال وقتیکه کوره قنات پس از خاتمه یافتن در بخش تران صرفا برای انتقال آب نیاز به بخش خشکان داشت تا آبرا به سمت مظهر قنات سوق دهد. بخشی پر هزینه، طولانی، آسیب پذیر، نفوذ پذیر که خود وسیله ای برای کاهش آبدهی کاریز می شد. عدم توجه و دخالت علوم در تغییر و تحول و به روز نمودن کاریزها شرایط را به سمت و سوئی سوق داد که دیگر تمایلی برای احداث قنات جدید کمتر مشاهده می شد. 

ورود چاه به عرصه تأمین آب که در شروع کار به صورت دستی و کم عمق بود، در شرایطی که سطح آب سفره های زیر زمینی هم بالا و مثلا در شهر کرمان عمق ۱۵ الی ۲۰ متری، گزینه مناسب تری برای ساده اندیشان تأمین آب بشمار می رفت. حضور کشورهای صنعتی در کشورمان برای رونق بازار امکانات صنعتی همچون موتور پمپ وصله خوبی برای رونق دادن هر چه بیشتر حفاریها به شمار می رفت. این تحولات زمینه را فراهم نمود که روز به روز کار حفاریها توسعه و جایگزین کار نظامند تأمین آب کاریزها گردد. اشراف کشورهای صنعتی به وضعیت آب سفره های زیر زمینی و دشتها و مناطق مختلف کشورمان، تشویق تأمین آب روز به روز به کار حفاریها رونق بخشید، دیگر برای آنها پایین رفتن آب سفره های زیر زمینی از بیست متر به چهل متر، شصت، یکصد، یکصد و پنجاه، دویست و آنچه که در حال حاضر تا ۳۵۰ متر و یا بیشتر رسیده اهمیتی نداشت، بازار کار و درآمد از این راه معنی دار تر می توانست باشد، هشدارهای کارشناسی عوارض ترکها، شکافها هیچکدام کارآئی و اثر بخشی نداشت بطوریکه اخیراً تمامی سفره های زیر زمینی جواب کرده اند. 

بررسی تمامی تحولات در طول ده ها سال نشان می دهد که هیچگونه ارتباطی بین تخلیه آب سفره های زیر زمینی و دانش چگونگی بهره برداری از آب سفره های زیرزمینی و جایگزین آن وجود نداشته است. ردیف نمودن همه امور اجرائی که مثلاً در استان کرمان انجام شده، نشان می دهد پا به پای تخلیه سفره های زیر زمینی برای تخریب نظام قنات و قنات داری هم ساکت نمانده و همواره با طرح پایین رفتن آب سفره های زیر زمینی، خشکسالی، چاه به جای قنات را نهادینه و از این راه هم در جهت بی معنی جلوه دادن کاریزها قدم برداشته اند. 

تحلیل بیشتر وقایع نشان می دهد که فرهنگ تحقیقاتی بسیار قوی نیاکانمان در طرح اجرا و بهره برداری از آب کاریزها، آنچنان محکم، متقن و مستدل بوده که سوداگران تأمین آب نتوانسته اند ارزش و اهمیت کاریزها را به اندازه سر سوزنی خدشه دار نمایند. تحقیقات صحرائی از قنوات استان کرمان و کلاً فرهنگ قنات و قنات داری ثابت نموده که تخریب کاریزها صرفاً برای گرفتن پروانه چاه و تخلیه یکدفعه آب سفره های زیر زمینی بوده است. 

در شرایط کنونی برای نجات کشورمان برای تأمین آب مخصوصاً تأمین آب شرب راهکار بنیادی با احیاء، بازسازی و توسعه کاریزها می باشد. 

پیشنهادات

۱- تهیه شناسنامه قنات برای هر رشته قنات طرف حساب آبفای استان؛
۲- برنامه ریزی برای احیاء مرمت و بازسازی  کلیه قنوات آبفا؛
۳- توجه و راه اندازی واحد درسی قنات و قنات داری در دانشگاههای کشورمان؛
۴- اجرا نمودن طرح نوین قنات کوه که در ساختمان آنها نیازی به مادر چاه، چاه های میله ای نمی باشد؛
تنها کوره ای است افقی در دل کوهستان که زه آبهای درون کوهستان از لابلای درز و ترکها، شکافها، گسلها، غارها، جمع آوری و با تخلیه آنها می توان بهترین آب شرب را تهیه و مورد استفاده قرار داد. 
بررسی های میدانی بیشتر نشان داده است که کلیه قنوات مرتبط با اوقاف، و یا استان قدس همه و همه قابلیت احیاء و بازسازی را دارند. شکی نیست که از همه این ظرفیتها می توانیم برای تامین آب شرب استفاده نماییم. ره آورد چنین حرکتی ایجاد فرصتهای شغلی و مشارکت مردمی در امر احیاء و بازسازی قنوات خواهد شد.

 

 

Email
چاپ
آخرین اخبار