به اعتلای کشورمان معتقدیم

آیت الله جوادی آملی: شایسته است با ادب و احترام با مردم برخورد شود

آبتاب  پازوکی رییس دانشگاه علوم پزشکی ایران و هیئت همراه با حضور در بیت آیت الله جوادی آملی با ایشان دیدار و گفتگو کردند.

ایشان اظهار داشتند: اینکه ما از خدا می‌خواهیم که خونبهای حسین بن علی(ع) را بگیریم، برای این است که ما فرزند حسین بن علی(علیه السلام) هستیم، چرا؟ چون وجود مبارک پیامبر(ص) «أنا و علی أبوا هذه الامّه». سخن از پدری و فرزندی است، در حقیقت شیعه، فرزند حسین بن علی(ع) است.

ایشان بیان داشتند: ما از دو نظر بزرگ و بزرگ زاده ایم، هم اینکه مسلمان و شیعه هستیم و بر طبق حدیث شریف، فرزندان ائمه اطهار هستیم و هم اینکه ایرانی هستیم و در کشوری بزرگ که هم تاریخ دارد و هم جغرافیا زندگی می کنیم، ما عالمان و دانشمندان بزرگی همچون ابن سینا و ابوریحان بیرونی داریم، لذا شایسته است با مدیریت خوب، با ادب و احترام و بر اساس کرامت با مردم برخورد شود. خداوند در آیات اولی که نازل کرد فرمود: «اقرأ وربک الاکرم»، من خدای اکرم هستم و درس کرامت می دهم، کرامت وصف فرشتگان است و ما باید سعی کنیم تا ما نیز فرشته خو شویم. تو فرشته شوی ار جهد کنی از پی آنک ٭٭٭ برگ توتست که گشتست به تدریج اطلس!

آیت الله جوادی آملی در بخش دیگری از سخنان خود به مقام حضرت زهرا (س) اشاره کرده و بیان داشتند: در احادیث آمده است که وقتی حضرت زهرا بر پیامبر گرامی اسلام وارد می شد: … و کانَتْ إذا دَخَلَتْ علی النبی (ص) قامَ إِلیها؛ یعنی هر وقتی فاطمه (علیها السلام) وارد می شد، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از جای خود برمی‏ خواست و به سوی حضرت زهرا (علیها السلام) می رفت. نکتهٴ مهمّ آن است که در حدیث مزبور نیامد قامَ لَها، بلکه چنین می ‏گوید: «قام اِلیها»، میان این دو تعبیر فرق عمیقی است. همچنین مرحوم کلینی در حدیثی نقل می کند که پس از رحلت پیامبر، مرتب جبرییل به محضر حضرت زهرا می آمد «وَ کَانَ یَأْتِیهَا جَبْرَئِیلُ ع»؛ کان مفید استمرار است، مکرر جبرییل می آمد! برای هر پیغمبری جبرییل نمی آید، ولی جبرییل برای عرض تسلیت خدمت حضرت زهرا می آمد!

ایشان سپس در مقام حضرت زهرا بیان داشتند: مرحوم کلینی در کتاب شریف کافی روایت مفصلی را از وجود مبارک حضرت امیر نقل می کند «وَ هَذِهِ الْخُطْبَهُ مِنْ مَشْهُورَاتِ خُطَبِهِ ع» حضرت در این خطبه شبهه ای را پاسخ می دهند که اگر حضرت گره را باز نمی کرد، این شبهه برای خیلی ها می ماند و زمین گیر می کرد و آن شبهه این بود که درباره خلقت: خدا جهان را «من شیء» خلق کرد؟ یعنی ذراتی بود این ذرات را خدا جمع کرد و به آن صورت داد؟ اگر «من لا شیء» کرد یعنی عدم را جمع کرد و از عدم عالم را ساخت، اینکه ممکن نیست، مرحوم کلینی می فرماید این شبهه گلوگیر و نفسگیر را حضرت امیر با آن خطبه نورانی حل کرد که فرمود: اصل تناقض را شما متوجه نشدید! نقیض «من شیء»، «من لا شیء» نیست، اینها هر دو موجبه هستند. نقیض «من شیء»، «لا من شیء» است. حالا که فهمیدی سر را بلند کن تا بفهمی. اصلاً اصل تناقض را شما نفهمیدی، درباره خلقت عالم؛ سؤال کردید که خدا آیا عالم را «من شیء» خلق کرد یا «من لا شیء»؟ می گوییم: این سؤال غلط است! اصلاً شما نقیضین را متوجه نشدید. درست سؤال بکن. بگو: خدا عالم را «من شیء» خلق کرد یا «لا من شیء»؟ می گوییم: «لا من شیء». این مبدع است. خدا عالم را از چیزی خلق نکرد، نوآوری کرد. چون نوآوری کرد، «لا من شیء» است، نه «من لا شیء»! این عظمت خطبه امیرالمومنین روشن شد، ولی آغاز خطبه فدکیه حضرت زهرا همین فرمایش است. یعنی ۲۵ سال قبل از اینکه حضرت امیر این خطبه را بخواند. حالا دست مرحوم کلینی نرسیده بود به آن خطبه که بگوید حضرت زهرا چه بود!

Email
چاپ
آخرین اخبار