به اعتلای کشورمان معتقدیم

دیگر نمیخواهم اینجا بمانم

آبتاب -الهه مهرنیا- پس از سه ماه کار مداوم فیلمنامه “دیگر نمی خواهم اینجا بمانم” توسط دکتر حجت بقایی به پایان رسید.
دکتر بقایی گفت: این فیلمنامه را به سفارش یکی از اساتید قبول کردم که بعد به دلیل سوژه سیاه آن پشیمان شدم، و وسط کار چند باری قلم را کناری گذاشتم و خواستم بی خیال شوم که بالاخره تمام شد.
به قول یکی از دوستان، گاهی باید از واقعیتهای  زندگی گفت، و ما پژوهشگران و خبرنگاران در صورت صحبت از واقعیتها احتمالاً از عرصه رقابت و شغل و حرفه مان حذف خواهیم شد ولی در قالب هنر می توان اشاراتی کرد. نوشتن این قصه برایم خیلی سخت بود. مخصوصاً این ده روز آخر احساس بسیار بدی داشتم، ولی به قول استادم مانند قهوه است لازم است گاهی طعم آن را بچشی.
دکتر بقایی در ادامه افزود: در کل سوژه فوق العاده بود و به دلیل خودمانی بودن سوژه یعنی مردمی بودن آن، طبیعی بودن آن، هم ذات پنداری با آن بسیار راحت است و این هم ذات پنداری موجب عصبانیت مخاطب خواهد شد.
من به تهیه کننده گفتم که تولید آن را بی خیال شود و ایشان گفتند که صرفاً برای جشنواره فیلمنامه ارسال خواهد شد.
برای اینکه گوشه ای از حس ناراحتی که از نگارش این فیلمنامه به دست می دهد به شما نمایش دهم، سه بخش کوتاه از فیلمنامه را در اختیار دوستان رسانه ای قرار دادم، اگر صلاح دانستند منتشر نمایند. راستش با اساتیدم: دکتر علیرضا سلمانیان، سلمان مهدوی، استاد باقر یکتا، امید رقابتی، رضا کبیری، خلیل پیرپور، سعید غفاری، علیرضا کشاورز و … در حال تولید مجموعه های مستندگزارشی راجع به ایرانیان هستیم و به زودی شاهد پخش این مجموعه در رسانه های برتر آسیا، اروپا، آفریقا و آمریکای جنوبی در جهت تبلیغ پتانسیلها و توانمندیهای ایرانیان خواهیم بود.
ما در اینجا یک موردی داریم و آن اینکه عده ای نشسته اند و ایده ها را شناسایی و انتخاب می کنند، برخی ایده ها را اجرا میکنند و بسیاری از ایده ها را میفروشند. بابت این است که جو حاکم بر صنعت فیلمسازی ایران آنچنان که باید هنرمندان را جذب نمی کند. ما سعی می کنیم در حد بضاعت فعالیت کنیم و اگر فرصت بدهند کمی در عرصه های ملی و بین المللی جولان دهیم.
ترانه دیگر تمام شدم 
این سطر که میبینی
داغ دلم بوده
که کس ندید آن را
حالا چه خط سازم
از داغ دل، از درد
وقتی که میخوانی
حرف مرا بشنو
دیگر تمام شدم
آنگه که شادی را
در با تو بودنها
از دل شنیدم من
دیگر تمام شدم
آنگه که خنده هام
بهر نگاهت بود
با هر نگاه تو
خونم به جوش آمد
جان به خروش آمد
دیگر تمام شدم
هر دم به فکر تو
عمرم تمام کردم
دیروز فدات کردم
امروز نگات کردم
فردا برای تو
با عشق فدا کردم
دیگر تمام شدم
وقتی رفیقان را
با اعتماد و عشق
همراه شدم با جان
دگر تمام شدم
وقتی که قدر جان
وقتی که بودن را
وقتی که دنیا را
با اعتماد و عشق
تقدیم کردم من
بر هر کسی که گفت
من دوستت دارم
دیگر تمام شدم
وقتی که راه عشق
را من عکس رفتم
دوست و حبیب من
هرجا کنارم بود
من عشق را با جان
در دیگران جستم
دیگر تمام شدم
جانی برایم نیست
حرفی زبانم نیست
دیگر سکوتم شد
یار و شفیق من
ای کاش زبانم نیز
داند که من دیگر
نیستم آن آدم
دل بسته در عالم
دیگر تمام شدم
دیگر تمام شدم
قسمتی از فیلمنامه درام، نمیخواهم اینجا بمانم، نوشته دکتر حجت بقایی.
Email
چاپ