تاریخ انتشار :

تأثیرات ادبیات بر نگارگری ایرانی اسلامی

     نویسنده: الهه مهرنیا

نگارگری دوره ی اسلامی را می توان در کتاب های ادبی جستجو کرد. نگارگری و کتابت ایران ما، با کتابهای علمی آغاز شده؛ ولی ذوق و علاقه ی خاص ایرانیان به ادبیات، باعث شد کتاب های علمی آرام آرام جای خود را به کتابهای ادبی بسپارند. پیشرفت نگارگری ایران از دوره سلجوقی به بعد می باشد. با آنکه در سده ی دهم هجری به اوج شکوه خود می رسد.

پایه اصلی و اساسی نگارگری را باید ادبیات دانست. نگارگری در امتداد ادبیات حرکت می کرده، چراکه نگارگر با خواندن و شنیدن شعرهای سروده شده تصویرسازی می کرده، نه بالعکس آن. نگارگری در هر دوره یا مکتبی با مکاتب و سده های قبل و بعد از خود متفاوت بوده است که در بنیان مشترکاتی داشته اند، ولی تحت تأثبر شرایط مکانی و زمانی بوده اند.

همچنان که اوج شکوفایی تاریخ ادبیات ما در سده ی هفتم و هشتم هجری با شاعران بزرگی چون حافظ و سعدی و مولانا بوده است؛ و از آنجایی که نقاشی ما در امتداد و دنباله روی ادبیات بوده، اوج و شکوفایی آن کمی دیرتر یعنی در سده ی نهم و دهم هجری صورت گرفت.

ادبیات ما پس از سده ی هشتم و نهم آرام آرام رو به افول می رود، در پی آن حدود ۱۰۰ سال بعد نگارگری هم رو به افول می گراید. از سده ی دهم هجری به بعد نگارگری تا حدودی از ادبیات فاصله می گیرد. شرایط جدید جامعه و پیدایش ابزار جدید، احساس آزادی عمل در نگارگران سده ی یازدهم هجری بسیار تأثیرگذار بود. تا آنجا که حتی ابزار و اندازه ی آثارشان متغیر شد. نسخه های نفیس مصور ما پس از سده ی دهم هجری با شروع رقعه نگاری جایگاه خود را از دست دادند ولی اثرات ادبیات همچنان در آنها دیده می شود. در نقطه ی مقابل رقعه های مصور سده ی یازدهم هجری مکتب اصفهان می توان تک بیتی های درخشان سبک هندی را دید. نقاشی نمی توانست به ادبیات برسد چراکه نفوذ و جامعیت آن را نداشت.