تاریخ انتشار :

نشنال اینترست: آیا چین و اسرائیل مطابق ایده تل آویو، در حال تبدیل شدن به یک «زوج بهشتی» هستند؟

به گزارش آبتاب و به نقل از انتخاب، موردخای چزیزا در نشنال اینترست نوشت: “ظهور مجدد خاورمیانه به عنوان عرصه رقابت قدرت‌های بزرگ بین ایالات متحده و چین عمدتاً در زمینه نوآوری فناوری منعکس شده است. بسیاری از استرس‌ها ناشی از تلاش‌های واشنگتن برای مهار رشد اقتصادی، نوآوری فناوری و نفوذ ژئوپلیتیک جهانی چین است و صحنه‌های بسیاری وجود دارد که این تنش در آن‌ها آشکار می‌شود. این رقابت شامل رقابت استراتژیک قدرت‌های بزرگ برای ثروت، قدرت و نفوذ در شرق آسیا و در سطح جهانی است. این رقابت مجموعه‌ای از آرمان‌ها و مدل‌های رقابتی برای حکومت سیاسی و توسعه اقتصادی، همراه با دیدگاه‌هایی رقابتی در حوزه ساختار و قوانین نظم جهانی است که همگی ریشه در منافع رقبا دارند. هر طرف مصمم است موقعیت جهانی و آزادی عمل خود را نسبت به طرف دیگر به حداکثر برساند.”

سال‌های گذشته با از بین رفتن اعتبار ایالات متحده و اعتماد دولت‌های خاورمیانه نسبت به پایداری تعهدات امنیتی واشنگتن، آن‌ها شاهد تغییر تمرکز واشنگتن به سمت آسیا بوده و نگرانی‌ها پس از خروج همراه با هرج و مرج از افغانستان افزایش یافته است. این شرایط اضطراب‌زا، دولت‌های خاورمیانه را وادار کرده است تا اتکای منحصربه‌فرد خود به ایالات متحده را مورد ارزیابی مجدد قرار دهند، سیاست‌های خارجی فعال‌تری اتخاذ کنند، و تنوع روابط امنیتی خود را با دیگر قدرت‌های بزرگ برای محافظت در برابر غیرقابل اعتماد بودن آمریکا بررسی کنند. با توجه به این عدم قطعیت طولانی، آن‌ها چندین رویکرد را در سیاست‌ها و عملکرد‌های خارجی خود اتخاذ کرده و در برابر اقدامات ایالات متحده در رابطه با روابط‌شان با چین مقاومت کردند. از دیدگاه آنها، هیچ انتظاری وجود ندارد که یک قدرت یا گروهی از کشور‌ها توانایی یا تمایل به ایفای نقش واشنگتن داشته باشد. چین به طور بالقوه می‌تواند بیشترین تأثیر را بر نظم منطقه‌ای در میان این قدرت‌های فرامنطقه‌ای داشته باشد. این کشور متحد یا شریک ایالات متحده نیست، بلکه رقیب و دشمن استراتژیک اصلی آن است. با این حال، دامن زدن به بی ثباتی به نفع چین نیست، زیرا نه اراده و نه ظرفیتی برای ایفای نقش امنیتی ایالات متحده در منطقه دارد.

در رویارویی قدرت‌های بزرگ جهانی، خاورمیانه به طور فزاینده‌ای از اهمیت استراتژیک برخوردار می‌شود. سرعت تشدید این رقابت وضعیت فوق‌العاده متزلزلی را برای کشور‌های خاورمیانه ایجاد کرد. آن‌ها با محاسبات ژئوپلیتیکی و تجاری جدید، با فشار‌های جدید بر مدیریت امنیت ملی و توسعه اقتصادی خود روبرو هستند. این می‌تواند تلاش‌های آن‌ها را برای حفظ روابط با این قدرت‌ها از طریق وادار کردن آن‌ها به انتخاب بین حفظ مشارکت امنیتی با ایالات متحده یا تقویت مشارکت‌های اقتصادی و فناوری با چین پیچیده کند.

با حضور رو به رشد چین در خاورمیانه، واشنگتن در اعمال فشار بر کشور‌های منطقه تردیدی نداشته، زیرا جنبه‌های خاصی از همکاری آن‌ها با چین (به ویژه در زمینه نوآوری فناوری) را صدمه به امنیت ملی خود می‌داند. کشور‌های خاورمیانه از افزایش نگرانی آمریکا در مورد چین آگاه هستند و نمی‌خواهند گرفتار درگیری بین دو قدرت بزرگ شوند. علیرغم تردید‌ها در مورد تعهد آمریکا به امنیت آنها، آن‌ها اذعان دارند که هیچ جایگزینی برای حضور نظامی آمریکا در منطقه برای جلوگیری از تجاوز ایران وجود ندارد. بنابراین، آن‌ها مایلند منابع حمایتی خود را متنوع کنند تا از وضعیت وابستگی مطلق به واشنگتن اجتناب کرده و روابط استراتژیک خود با ایالات متحده را از طریق توسعه روابط با بزرگترین رقیب و دشمن آن، چین، تکمیل کنند. با این وجود، تشدید رقابت، دولت‌های خاورمیانه را تحت فشار قرار می‌دهد تا در کنار یکی از این دو قدرت قرار گیرند. در نتیجه، آن‌ها ممکن است مشارکت امنیتی با ایالات متحده و یا مشارکت اقتصادی و فناوری با چین را از دست بدهند.

در عصر رقابت جهانی، واشنگتن از متحدان خود در سراسر جهان انتظار دارد که انتخاب‌های سخت و وحشیان‌های داشته باشند. از این رو، کشور‌های خاورمیانه باید ضمن درک نگرانی‌های جدی آمریکا و محدودیت‌هایی که این نگرانی‌ها برای مشارکت اقتصادی و فناوری با چین ایجاد می‌کند، روابط ژئواکونومیک خود با چین را مدیریت کنند. کشور‌های خاورمیانه در منطقه‌ای که همیشه شراکت امنیتی بالایی با ایالات متحده داشته، نمی‌توانند راه‌حل دیگری پیدا کنند. حضور نظامی ایالات متحده در منطقه حاکی از میزانی از وابستگی متقابل بین ایالات متحده و کشور‌های خاورمیانه است که مشارکت آن‌ها را ضروری و غیرقابل جایگزین می‌کند. نه چین و نه روسیه توانایی نظامی برای نشان دادن قدرت در هیچ بخشی از جهان یا امکانات لازم برای جایگزینی واشنگتن به عنوان ضامن امنیت خاورمیانه را ندارند، علیرغم اینکه ایالات متحده در سال‌های اخیر به یک شریک غیرقابل اعتماد تبدیل شده است.

این وضعیت غیرممکن، کشور‌های خاورمیانه را مجبور می‌کند تا برای ایجاد تعادل در مشارکت امنیتی حیاتی خود با ایالات متحده و روابط اقتصادی ارزشمند و رو به رشد خود با چین تلاش کنند. آن‌ها همچنین برای حفظ شراکت‌های موازی تلاش می‌کنند و هر کاری که می‌توانند برای اجتناب از انتخاب یک طرف انجام می‌دهند. با این وجود، میزان همکاری اقتصادی یا فناوری با چین تابعی از فشار واشنگتن است. هرچه چنین فشاری بیشتر باشد، توسعه روابط نوآورانه فناوری با چین برای کشور‌های خاورمیانه دشوارتر خواهد بود. در عین حال، چین نیز ممکن است از فشار برای ارتقای موقعیت خود در منطقه به بهای کاهش حضور ایالات متحده استفاده کند و این امر باعث می‌شود که کشور‌های خاورمیانه نتوانند مشارکت‌های موازی خود را حفظ کنند.

اسرائیل بخش شکوفایی در فناوری‌های نوآورانه دارد. این یکی از قطب‌های نوآوری در جهان است که حدود ۶۰۰۰ استارت‌آپ فعال دارد و ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی سالانه خود را صرف تحقیق و توسعه می‌کند که بالاترین رقم در جهان است. از این رو، در دو دهه گذشته، ۹۷ درصد از سرمایه گذاری چین در اسرائیل در بخش فناوری بوده است. سرمایه‌گذاری‌های چینی در اسرائیل برای توسعه نوآوری‌های فناوری بخشی از تلاش مصمم دولت برای گسترش قدرت اقتصادی و سرعت بخشیدن به توسعه برنامه‌های نظامی (مانند یک سلاح سایبری) است که از جاه‌طلبی‌های ژئوپلیتیکی این قدرت در حال رشد حمایت می‌کند. همانطور که رئیس جمهور چین شی جین پینگ در یک سخنرانی مهم در ماه می ۲۰۲۱ به دانشمندان نخبه کشور گفت: “نوآوری‌های فناوری به میدان اصلی نبرد بازی استراتژیک بین المللی تبدیل شده است. “

همانطور که در بالا ذکر شد، ایالات متحده متحدان کلیدی خود در خاورمیانه را زیر نظر دارد و از آن‌ها انتظار دارد که انتخاب‌های سختی داشته باشند. از آنجا که اسرائیل و واشنگتن روابط عمیق دفاعی و نوآوری در فناوری دارند، تمرکز چین بر دستیابی به فناوری‌های دیجیتالی نوظهور نگرانی‌هایی را درباره نفوذ در فناوری آمریکایی و خروج ناخواسته فناوری از اسرائیل ایجاد می‌کند. کابوس ایالات متحده این است که چین با شراکت یا خرید یک شرکت اسرائیلی می‌تواند به یک فناوری حیاتی دست یابد که به آن مزیتی در ارتش یا سایر زمینه‌های حساس می‌دهد.

برای اسرائیل، این نیاز به موازنه، شرایط را دشوار می‌کند. از یک سو، جذابیت چین در اقتصاد وسیع و در حال گسترش آن نهفته است که فرصت‌های بی شماری را برای اقتصاد اسرائیل فراهم می‌کند. اسرائیل به دنبال گسترش روابط اقتصادی و دیپلماتیک خود با جمهوری خلق چین و در عین حال تنوع بخشیدن به بازار‌های صادراتی و سرمایه گذاری‌های خود در ایالات متحده و اروپا است. از سوی دیگر، دوستی نزدیک اسرائیل با واشنگتن – ضامن امنیت آن – غیرقابل مذاکره است.

روابط چین و اسراییل در دوران فساد اداری بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، عمیق‌تر شد و او اعلام کرد این دو دولت “زوجی بهشتی” هستند. در سال ۲۰۱۷، آن‌ها قراردادی را با عنوان “مشارکت نوآوری جامع” امضا کردند. اسرائیل زمانی که واشنگتن در جهت مخالف حرکت کرد، روابط اقتصادی و فنی خود را با چین عمیق‌تر کرد. به طور کلی، روابط چین و اسرائیل به آرامی، بدون سابقه تاریخی یا تضاد منافع مستقیم توسعه یافته است (در گذشته، روابط به دلیل محدودیت در صادرات پهپاد فالکون و هارپی آسیب دیده بود). در واقع، روابط همیشه تحت تأثیر یک شخص ثالث، یعنی ایالات متحده است، که نه لزوما با حسادت، بلکه با نگرانی شدید و گاهی اوقات با خشم، به تماشای این روابط نشسته است. دلیل این مسئله بی‌توجهی مکرر اورشلیم به ناراحتی واشنگتن است، زیرا پکن به طور مجازی و عمیق به مناطقی از منافع حیاتی آمریکا در خاورمیانه نفوذ می‌کند.

زیرساخت‌ها مشهودترین شاهد روابط رو به رشد چین و اسرائیل است. چین به عنوان بخشی از ابتکار کمربند و جاده (BRI) در زیرساخت‌های اسرائیل سرمایه گذاری می‌کند. پروژه گسترده زیرساختی و توسعه اقتصادی به عنوان مهم‌ترین و بلندپروازانه‌ترین ابتکار راهبردی قرن بیست و یکم است. هدف از این ابتکار ایجاد پیوند آسیا به اروپا از طریق آفریقا و خاورمیانه، تشویق سرمایه گذاری و افزایش یکپارچگی اقتصادی جهانی است. در چارچوب این طرح، شرکت‌های چینی زیرساخت‌های ملی را در بنادر دریایی، راه‌آهن، حمل‌ونقل و دیگر پروژه‌های زیربنایی بزرگ اسرائیل ساخته و اجرا کرده‌اند. شرکت‌های چینی با تعداد بیشتر و تنوع گسترده‌تری در مناقصه‌ها در زمینه انواع زیرساخت‌ها نسبت به شرکت‌های سایر کشور‌های خارجی رقابت دارند. به طور قابل پیش بینی، تعداد مناقصه‌هایی که شرکت‌های چینی در آن برنده شده‌اند به طور قابل توجهی از تعداد مناقصه‌های سایر شرکت‌های خارجی بیشتر است. با این حال، این دخالت چین در مناقصه‌های زیرساخت ملی نیز تنش بین اسرائیل و نزدیک‌ترین دوستش را افزایش داده است.

با این وجود، فناوری بیش از زیرساخت‌ها کلید رقابت قدرت‌های بزرگ است. دسترسی چین به فناوری‌های نوظهور می‌تواند تعادل قدرت جهانی را در اقتصاد و فناوری تغییر دهد. ۴۹۲ مورد از ۵۰۷ قرارداد چینی با اسرائیل بین سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۲ در زمینه فناوری از جمله فناوری اطلاعات، ارتباطات، فناوری پاک و کشاورزی و روباتیک بوده است. در حالی که فروش کلی در سال‌های اخیر کاهش یافته است، زیرا اسرائیلی‌ها نسبت به نگرانی‌های ایالات متحده حساس‌تر شده‌اند، نسبت فناوری همچنان بالا بوده و به چهل و سه مورد از چهل و چهار سرمایه‌گذاری از سال ۲۰۲۱ تا می ۲۰۲۲ رسیده است.

با این حال، رقابت فزاینده فناوری ایالات متحده و چین این روابط شکوفا را به چالش می‌کشد و واشنگتن نزدیک‌ترین متحد خود را تحت فشار فزاینده قرار داده است. در نتیجه، جو بایدن، رئیس‌جمهور ایالات متحده و یایر لاپید، نخست‌وزیر ایالات متحده، در جولای ۲۰۲۲ گفتگو‌هایی در سطح بالا را با محوریت حفظ منافع ملی مشترک در فناوری‌های حیاتی و نوظهور آغاز کردند. بنابراین، هدف مشارکت فناوری ایالات متحده با اسرائیل نه تنها تشویق جریان فناوری بین دو کشور، بلکه محدود کردن دسترسی چین به فناوری و نوآوری اسرائیل، با تأکید بر فناوری‌های پیشرفته است. اسرائیل و ایالات متحده توافق کردند که شراکت خود را ارتقا دهند و آن را با چالش‌های قرن بیست و یکم و عصر رقابت قدرت‌های بزرگ با فناوری در هسته آن تطبیق دهند.

در حالی که دولت نتانیاهو بیش از یک دهه برای ایجاد روابط نزدیک‌تر با چین و جذب سرمایه گذاری چینی کار کرده بود، دولت بنت-لپید نگرانی‌های ایالات متحده را جدی‌تر گرفته و شروع به نگاه کردن به چین به عنوان یک موضوع امنیت ملی کرده است. به این ترتیب چین به دیپلمات ارشد اسرائیلی، ایریت بن آبا در پکن هشدار داد که به دلیل فشار آمریکا به روابط دو کشور آسیب نرساند. این اولین باری است که اسرائیل چنین پیام تند و مستقیمی از چین در رابطه با روابط سه جانبه اسرائیل، آمریکا و چین دریافت می‌کند. به گفته لیو جینچائو، دیپلمات ارشد چین، اگرچه چین روابط ویژه بین اسرائیل و ایالات متحده را درک می‌کند، اما از نزدیک سیاست اسرائیل در قبال چین را دنبال می‌کند. ما در یک نقطه آزمایش حساس برای روابط چین و اسرائیل هستیم.» چین امیدوار است که اسرائیل با سیاست آمریکا در برابر چین هماهنگ نشود. ما می‌توانیم فرض کنیم که پیام غیرمعمول تند و مستقیم چین می‌تواند ناشی از تشدید رقابت تکنولوژیکی بین دو قدرت بزرگ باشد. به گفته مقامات اسرائیلی، چین پیام‌های مشابهی را به همه کشور‌های غربی داده است.

به طور خلاصه، رقابت فناوری قدرت‌های بزرگ یک تحول نگران کننده برای دولت‌های خاورمیانه است. با این حال، رقابت فزاینده فناوری ایالات متحده و چین روابط در حال شکوفایی پکن با کشور‌های خاورمیانه را به چالش می‌کشد و ایالات متحده متحدان منطقه‌ای خود را تحت فشار فزاینده قرار می‌دهد. حفظ برتری فناوری برای ایالات متحده برای مدیریت موفقیت آمیز رقابت با چین بسیار مهم است. بنابراین، رقابت ایالات متحده و چین به طور فزاینده‌ای با رقابت بین چین و متحدان و شرکای ایالات متحده در خاورمیانه عجین می‌شود. هنگام مدیریت روابط با چین، دولت بایدن باید پویایی و استقلال این رقابت‌های جداگانه را در نظر بگیرد.