تاریخ انتشار :

پارک، حمام نیست!

     نویسنده: سیروس علی نژاد

آقا! یکی برود به آقای شهردار بگوید پارک حمام نیست که زنانه‌-مردانه داشته باشد. پارک، پارک است. همان دشت و صحرایی است که مردم ایران در طول تاریخ برای گشت‌وگذار یا به قول قدیمی‌ها تفرج به آنجا می‌رفتند و امروز چون دشت و صحرا از میان رفته، پارک جای آن را گرفته است. همان است که سعدی می‌گفت «بیا که فصل بهار است تا من و تو به هم/ به دیگران نگذاریم باغ و صحرا را».

اما دیوارکشی در پارک‌ها تنها گرفتن این گشت‌وگذار از مردم نیست؛ بلکه واداشتن زنان و مردان به جدایی از خانواده است که تصور می‌کنم خلاف نیت باطنی کسانی باشد که طرح زنانه و مردانه‌کردن پارک‌ها را طراحی کرده‌اند. حفظ خانواده از اهم هدف‌های هر جامعه‌ای است و در جامعه اسلامی گویا اهمیت بیشتری داشته باشد؛ ولی با این کار شما که شهردار هستید، خلاف اهداف جامعه عمل می‌کنید.

شهرداران در همه جای جهان بیش از سران حکومت به افکار عمومی مردم خود توجه دارند و برای هر کار عمومی، نظر شهروندان را جویا می‌شوند. چون آنها معمولا منتخب مردم هستند. شما حق ندارید بر‌اساس نظر خود یا بر‌اساس برداشت شخصی خود از افکار عمومی به اقداماتی دست بزنید که خلاف نظر عموم باشد.

در پارک‌های تهران مردم صبح‌ها دست زن یا شوهر خود را می‌گیرند و به پیاده‌روی می‌پردازند، عصرها دست زن و بچه خود را می‌گیرند و به گشت‌وگذار می‌روند. وقتی پارک را زنانه‌-مردانه می‌کنید، حق طبیعی آنان را که زندگی ساده و سالم است، از آنان می‌گیرید. مهم‌تر اینکه وقتی پارک را زنانه‌-مردانه می‌کنید به این تصور نادرست دامن می‌زنید که تهران یک شهر کثیف و فاسد است و مردم مدام به فسق و فجور مشغول‌اند و جز فساد و فحشا چیزی در این شهر و به‌خصوص در پارک‌هایش جریان ندارد! این نوع فکر‌کردن نه‌تنها از عدم شناخت مردم نشئت می‌گیرد؛ بلکه توهین به مردم شهر است. خلاف رأی اولو‌الالباب.

آقای شهردار! آیا هیچ‌گاه به پارک رفته‌اید؟ شک ندارم که شغل‌ها و مسئولیت‌های بزرگ به جناب‌عالی فرصت این کار را نداده است. اجازه بدهید من برای شما بگویم. صبح زود اگر به پارک بروید در هر پارکی گروه‌هایی از زن و مرد را در حال پیاده‌روی خواهید دید. خواهید دید که گروه‌هایی در حال ورزش دسته‌جمعی هستند. زن‌ها یک طرف، مردها طرف دیگر. مربی آنان گاهی مرد و گاهی زن است و در این کار هیچ فرقی نیست. حتی مربی‌هایی که شهرداری می‌گمارد گاهی زن هستند. زن و مرد در آنجا فرقی ندارد. می‌خواهند ورزش کنند و تن و جان خود را سلامت نگه دارند. عصرها اگر به پارک بروید باز هم ممکن است با چنین مناظری روبه‌رو شوید. و البته بیشتر از این با صحنه‌هایی روبه‌رو خواهید شد که پدر و مادر خانواده‌ای بساط چای و قهوه خود را همراه آورده و در گوشه‌ای بیتوته کرده مشغول گذراندن وقت خود به صورت سالم هستند. لابد خبر دارید که در هر پارکی تعداد نگهبانان به قدری زیاد است که اگر غریبه‌ای وارد پارک شود، از وجود آن همه نگهبان حیرت می‌کند. در پارک‌های هیچ جای جهان آن همه نگهبان نمی‌بینید. اینها کارشان همین است که اجازه ندهند کاری خلاف در پارک صورت بگیرد. دیگر چه می‌خواهید؟

شهردار اگر به فکر مردمش باشد به جای این کارها باید به فکر ارزان‌کردن نان مردمش باشد، باید به فکر این باشد که ارزاق مردم ارزان به دست‌شان برسد. شما هیچ به فکر نان مردم بوده‌اید یا برای آنکه مردم به فکر نان نباشند، وسیله اعتراض درست می‌کنید؟ چنین کارهایی خلاف عقل سلیم است.‌ من به قول مرحوم جمال‌زاده هرچه کله خود را حفر کردم، معنی کار شما را نفهمیدم. ابتدا فکر کردم از طالبان تقلید کرده‌اید. دیدم تقلید از یک گروه عقب‌مانده و ماقبل تاریخی هنری نیست. 

حیف شهردار تهران است که طالبان الگو و سرمشقش باشند. سپس به این نتیجه رسیدم که احتمالاً برای کسب شهرت و بلند آوازه‌شدن به این کار دست زده‌اید و خواسته‌اید با غلامحسین کرباسچی که در شهرداری تهران بلندآوازه شد، رقابت کنید؛ اما کرباسچی اگر بلندآوازه شد، برای این بود که دیوار پارک‌ها را برداشت. او کاری کرد که از هر جای پارک بتوانید وارد آن شوید، نه اینکه حتی از دروازه پارک هم اجازه ورود نداشته باشید! کرباسچی دیوارهای پادگان‌های داخل شهر را که هیچ‌کس درون آنها را نمی‌دید، برداشت تا مردم درون آنها را ببینند و آنها را تبدیل به پارک کرد تا در شهر پر از دود مردم فضای بیشتری برای نفس‌کشیدن داشته باشند و برای اینها بود که خوشنام و مشهور شد. اگر شما در فکر آوازه و شهرت هستید، چرا در پی دیوارکشی برآمده‌اید؟ به هر صورت هر قصدی داشته باشید کار شما به زیان مردم شهر و بیهوده است. کاری بکنید که برای مردم شهر فایده‌ای داشته باشد.

     منبع: روزنامه شرق