تاریخ انتشار :

حس غربت در وطن؛ تهدید بزرگ ملی

    نویسنده: مقصود فراستخواه

سال گذشته مطالعه‌ای انجام دادم و با تعدادی از نخبگان مصاحبه کردم. نتیجه تحقیق من «احساس غربت در وطن» بود. این نخبه‌ها در حوزه‌های علمی، هنری و فرهنگی فعال بودند و به معنای دقیق کلمه الیت. اینها احساس می‌کنند در وطن خود غریب‌اند، یک «دیگری» هستند؛ یک آشنای غریب! احساس غربت برای کسانی که از کشور مهاجرت می‌کنند قابل درک است؛ اما احساس غربت در وطن در میان نخبگان صاحب فکر را چه کنیم؟ یعنی با این وضعیت حس تعلق سرزمینی کاهش می‌یابد و نرخ مشارکت اجتماعی پایین می‌آید.

در جامعه سیاست‌هایی وجود دارد که فکر می‌کنند با راه انداختن موج‌های توده‌وار و امواج پوپولیستی، ظاهراً موقعیت خود را تثبیت می‌کنند و مسائل را حل می‌کنند و از این طریق جامعه را می‌شود کنترل و اداره کرد و قدرت را در دست داشت؛ ولی واقعیت این است که پایداری ملی و سرزمینی به خطر می‌افتد. به نوعی فکر می‌کنند ثبات هم برقرار شده و دیگر سر و صدایی هم وجود ندارد، غافل از اینکه خیلی از افراد مستعد، توانمند و مستقل از نظر فکر و دیدگاه به نوعی احساس غربت دارند، به درون خود رفته و از مشارکت در عرصه‌های مختلف مأیوس شده‌اند.

این امر برای آینده‌ی توسعه و پایداری ایران به ویژه با این مشکلات مختلف اقلیمی، اقتصادی، تغییرات نسلی، کاهش سرمایه‌های اجتماعی و انواع بحران‌ها و مزید بر آن مسئله سلامت و اپیدمی‌ها و پاندمی‌ها، یک تهدید بزرگ است. بدون اینکه نگاه منفی داشته باشیم و بدون اینکه بخواهیم با عینک سیاه ببینیم ولی حقیقتاً این شواهد نگرانی را نمی‌توانیم کتمان کنیم…

سیاست‌هایی که به احساس بی‌ثباتی و نا امنی‌ دامن می‌زند، اعتماد و امید به مشارکت مؤثر در توسعه کشور را از بین می‌برد، بر سرراه حقوق، آزادی‌ها، دسترسی به اینترنت و شرایط کسب و کار مانع یا ابهام ایجاد می‌کند و عوام بازار پوپولیستی به راه می‌اندازد، نتیجه‌اش مهاجرت نخبگان یا به بیرون است یا به درون. رفتن و در به دری یا ماندنی مأیوسانه و منفعلانه و احساس غربت در وطن خویش.

نیاز شدید داریم به سیاست‌هایی که بلیت‌های نخبگان‌مان دو طرفه شود. ایرانیان مقیم خارج نسبت به مهاجران دنیا، جزو بالاترین‌های سطح تحصیلات و ثروت و ارتباطات و تحرکات هستند و اگر ما با آنها راه همگرایی و تعامل مثبت در پیش نگیریم به سمت واگرایی سوق می‌یابند. این به ثبات و توسعه کشور لطمه می‌زند و جامعه را از بهره‌وری سرمایه‌های فکری و انسانی خویش محروم می‌سازد. واقعاً ضرر می‌کنیم و از دنیا عقب می‌مانیم.

    منبع: از گفتگو با ماهنامه “آینده‌نگر” شماره ۱۱۳