تاریخ انتشار :

کاسبان خارجی تحریم ایران!

     یادداشتی از غلامرضا مصدق


کم نیستند کشورهائی که سالهاست از تحریم ایران کاسبی پرسودی برای خود دست و پا کرده اند. از میان آنها دو کشور روسیه و چین از بقیه برجسته تر هستند. آنچه که این دو را از دیگر کاسبان تحریم ایران متفاوت تر می‌کند، تلاش مزدورانه و ظریف آنها برای استمرار تحریم هاست. برای روسیه از زمان تزارها، کمونیستها و دوران اخیر، همواره وجود یک ایران ضعیف، بهترین وضعیت ‌بوده است. در ۲۰۰ سال اخیر با وجود سه بار عوض شدن رژیم سیاسی آنها، به کلیت استراتژی ایران ضعیف، در هر سه رژیم عمل شده است. سیاست “ایران ضعیف” به این معناست که ایران نباید آنقدر قوی باشد که منافع ملی روسیه را به چالش بکشد و نه آنقدر ضعیف شود که منجر به فروپاشی آن شود. به دلیل طولانی بودن بحث، امکان توضیح دلایل رژیم های تزاری و کمونیستی سابق برای ضعیف نگه داشتن ایران، در این مقال کوتاه وجود ندارد اما لازم است دلایل استمرار این سیاست در دوره پوتین را کمی موشکافی کنیم.

روسیه به جز سه کالای نفت، گاز و اسلحه کالای مهم دیگری برای عرضه در بازارهای جهانی ندارد. به همین دلیل شما هیچ وقت نمیتوانید یک جاروی برقی و یا یک ریش تراش روسی را در بازار پیدا کنید. وجود یک ایران قوی چالش بزرگی برای فروش کالاهای سه گانه روسی در بازارهای جهانی است. هر گاه تحریم خرید نفت ایران اوج می‌گیرد، روسیه بلافاصله بخش عمده سهم ایران در این بازار را میگیرد و در صورت رفع تحریم ها باید سهم ایران را پس بدهد. روسیه بزرگ‌ترین صادر کننده گاز طبیعی بویژه به اروپاست. ایران هم پس از روسیه دارای دومین ذخایر گاز دنیاست، اما ایران بجز صادراتی محدود به ترکیه، سهمی در این بازار ندارد. وابستگی انحصاری اروپا به گاز طبیعی روسیه بزرگ‌ترین اهرم فشار این کشور علیه اروپائی هاست، شاید این وابستگی برای روسیه بیش از منافع مادی آن اهمیت داشته باشد. رسیدن گاز ایران به اروپا به معنای از بین رفتن انحصار عرضه گاز روسیه است. خاورمیانه آرام و کم تنش بازار فروش اسلحه روسیه را به شدت کساد می کند، پس بهتر است ایران بعنوان مهمترین کشور خاورمیانه همواره با کشورهای این منطقه در چالش باشد.

چین بجز ونزوئلای به شدت بی ثبات، متحدی که دارای منابع نفتی قابل ملاحظه ای باشد ندارد، خودش هم فاقد منابع نفتی و در عین حال بزرگترین وارد کننده نفت دنیا است. چین تنها کشوری است که می‌تواند بخشی از تحریم های آمریکا را نادیده بگیرد، بنابراین ایران همیشه تحریم، که مجبور است برای دور زدن تحریم ها نفت را ارزان‌تر بفروشد و در مقابل آن تهاتری از کشور خریدار کالا وارد کند برای چین بهترین وضعیت ممکن است. چین همچنین از شعله ور شدن جنگ در خلیج فارس بعنوان منبع اصلی انرژی فسیلی دنیا در هراس است، به همین دلیل چین سعی می‌کند، فشار آمریکا به ایران تا آنجا پیش نرود که منجر به جنگی گسترده در منطقه شود. به علاوه به هر میزانی که ایران از مروادات اقتصادی با کشورهای غربی به دور باشد، به چین نزدیکتر خواهد شد. وقتی کشوری تحت فشار ابرقدرتی به ابرقدرتی دیگر رو می آورد طبیعی است کشور تحت فشار به ابرقدرت حامی امتیاز بدهد.

بدون تردید چین و روسیه در استراتژی ایجاد محدویت برای برنامه هسته ای ایران با آمریکا و غرب کاملاً همداستان هستند، تفاوت آنها فقط در تاکتیکهاست. رأی مثبت این دو به شش قعطنامه شورای امنیت علیه ایران بخوبی اشتراک نظر آنها با آمریکا و غرب در این موضوع را بخوبی نشان می‌دهد. چون زحمت مقابله با برنامه هسته ای ایران را آمریکا خود به تنهایی میکشد، چین و روسیه ضرورتی برای مقابله علنی با ایران نمی بینند، بنابراین وضعیت استخوان لای زخم روابط ایران و غرب و استمرار تحریم ها کاملاً مطلوب این دو کشور است. خط قرمز همراهی تاکتیکی اینها با ایران تا نقطه ای است که روابط آنها با آمریکا آسیب جدی نبیند، چین هیچوقت صادرات ۴۵٠ میلیارد دلاری به آمریکا را با ٢٠ میلیارد دلار صادرات به ایران دچار مخاطره نخواهد کرد. ایران قوی و باثبات که روابط عادی و عاری از تحریم با همه دنیا داشته باشد، تضاد معنی داری با منافع اقتصادی روسیه و چین دارد.

      توجه: مطلب مندرج صرفاً دیدگاه نویسنده است و رسانه آبتاب در قبال آن هیچ موضعی ندارد.