تاریخ انتشار :

خشونت علیه زنان و نابرابری های اجتماعی

     نویسنده: زهرا علی اکبری

خشونت علیه زنان و دختران یکی از گسترده ترین و ویرانگرترین نقص های حقوق بشر در دنیای امروز است که به دلیل مصونیت از مجازات برای مجرمان، عدم رعایت حقوق زنان، سکوت و شرم از پیرامون آن تا حد زیادی گزارش نشده است. ۲۵ نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان است و هر ساله در چنین روزهایی فعالان مدنی و حقوق بشر در تلاشند تا به روشنگری ابعاد این موضوع و حمایت از زنان و دختران آسیب دیده بپردازند. در تعاریف مشترکی که در جوامع بین المللی از خشونت جسمی و روحی به زنان آمده عناوینی همچون؛ تجاوز جنسی، حملات جسمانی و کتک زدن، به کار بردن الفاظ ناپسند در رابطه با زنان، نگاه به عنوان ابزار جنسی، احساس مالکیت به زن وخواهان نابرابری گنجانده شده است. گزارش جدید زنان سازمان ملل بر اساس داده‌های ۱۳ کشور از زمان شروع همه‌گیری کرونا، نشان می‌دهد که از هر ۳ زن، ۲ نفر گزارش کرده‌اند که خود یا زنی که می‌شناسند، نوعی خشونت را تجربه کرده‌اند و از هر ۱۰ زن فقط ۱ نفر گفته است که برای کمک به پلیس و نهادهای اجتماعی مراجعه می کنند. شیوع کووید-۱۹ احساس امنیت زنان را چه در خانه و چه در فضاهای عمومی از بین برده و تأثیرات منفی ذهنی، عاطفی و تندرستی قابل توجهی بر روی آنان داشته است. برای افزایش آگاهی از سوی مجامع بین المللی، شعار امسال ۲۵ نوامبر “جهان را نارنجی کنید: اکنون به خشونت علیه زنان پایان دهید!” انتخاب شده است.
بدون تردید در دنیای امروز علاوه بر آزارهای ناخوشایند جسمی، یکی از مهم ترین و محسوس ترین خشونت هایی که بر زنان و دختران وارد می شود، ممانعت از حضور آنان در جایگاه های اجتماعی و مدیریت های کلان کشوری است. در ۵۰ سال گذشته در راستای پیشرفت زنان در محیط کار گام های مهمی برداشته شده است، اما با این حال، شواهد نشان می‌دهد که با وجود افزایش حضور کارمندان زن در پست‌های مدیریتی میانی، همچنان در سرتاسر جهان پست‌های اجرایی تحت سلطه مردان قرار دارند. رسانه‌ها و مراجع فرهنگی با ارائه آمار حضور کنونی زنان در پست‌های مدیریتی با مقایسه با زنان خانه‌دار دهه ۱۹۶۰، تصور می‌کنند که زنان به عدالت دست یافته‌اند در حالی که هنوز به عدالت فراگیر و جامعی که مردان در جوامع دارند، دست پیدا نکرده اند. فراموش نشود؛ خشونت فقط در آسیب های جسمی و جنسی خلاصه نمی شود (که البته  این وجه آن منفورترین شکل است) اما  همین که زنان توانمند و گاهاً با دانش و مهارت افزون تر  از مردان در عرصه های سیاستگذاری و تصمیم گیری های کلان حضور و نقشی ندارند، مصداق بارزی از نابرابری ها و خشونت ها علیه زنان است که در لایه های پنهان جوامع باقی مانده و متأسفانه آنچه امروز دیده می شود عدم برابری در حضور اجتماعی زنان و مردان است. چرا راه دور برویم و به واکاوی نقش زنان در سطوح بین المللی بپردازیم، وقتی در عرصه های مختلف کشورمان زنان از برابری انتصاباتی نسبت به مردان برخوردار نیستند. چهل و سه سال از انقلاب می گذرد و هنوز در مناصب اجرایی مهم کشوری از زنان و دختران نامی به گوش نمی رسد و اگر گفت و گویی هم در این مطالبه شکل می گیرد وعده به آینده می دهند. اما حقیقت امر این است که اعتماد ندارند و یا نمی خواهند اعتماد کنند. چهل و سه سال وقت کمی نیست برای آنکه از خروجی سیستم آموزشی عمومی و عالی این کشور، حداقل چند نفری مقبول دولت و حکومت باشند و بر مدیریت کلان متعهد و معتمد باشند و انتخاب شوند. اگر هنوز برای سپردن مسئولیت ها شک و تردید وجود دارد باید پذیرفت که یا سیستم آموزشی و فرهنگی فقیری داریم که گزینه ای شایسته برای کشور تربیت نکرده و یا مخالفت با حضور زنان ریشه در عقاید و باورهای آنان داردکه بد نیست کمی از سخت نظری ها، رها شوند و به شایستگی ها و صلاحیت های زنان توانمند نیز توجه داشته باشند. تعداد محدودی نماینده مجلس و مدیر منطقه و اداره، خواسته و مطالبه حضور برابر زنان در جامعه نیست. در معرفی روسای سه قوه و وزرای هیأت دولت، اعضای هیأت رئیسه مجلس و شورای عالی قضایی، زنان را مسئولیت دهید. نه دولت اصلاح طلب زنان را شایسته مدیریت دانست و نه دولت های اصولگرایان و اعتدالیون. سخت نیست اگر بر عملکرد زنان تورقی زده شود و در ترازوی انصاف و میزان عقلی جامعه، ارزیابی ها را انجام دهند و آن وقت اگر مقبول نیفتاد رأی بر نیامدن زنان صادر کنند. این اصرار بر حضور تمامیتی و تک جنسیتی در مدیریت کشور را یک جا برای همیشه کنار بگذارید و زنان را  مشارکت دهیدو برابری را در عمل به واقعیت ها نزدیک کنید، چه بسا دورانی بهتر از این برای کشور به ارمغان بیاید.

     منبع: مردم سالاری