تاریخ انتشار :

فاجعه ای به پهنای ایران!

    نویسنده: حبیب رمضانخانی

علی اکبر محرابیان، وزیر نیرو گفته است: «در خشکسالی بسیار سختی به سر می بریم که در ۵۲ سال گذشته بی سابقه بوده است».
شرکت آب و فاضلاب تهران اعلام می کند: “تهران با کمبود ۱۰۰ روز آب مصرفی مواجه و ورودی آب سدهای تهران ۴۰ درصد نسبت به میانگین بلندمدت کاهش داشته است. شهرهای زیادی از جمله در مازندران و خوزستان که منابع آبی در خور توجهی دارند، دچار تنش آبی بالایی هستند.”

در جانب دیگر فرونشست زمین که به دلیل برداشت بی رویه از آب های زیر زمینی حاصل شده و از آن به عنوان «زلزله خاموش» یاد می شود، این بار با ایجاد شکاف های عظیم در اصفهان خبرساز شده است. بمب ساعتی که در خود تهران سالانه رقم وحشتناک ۳۶ سانتی متر فرونشست را ثبت کرده که وقتی با رقم ۴ میلی متر متوسط جهانی مقایسه می کنیم، خود گویای فاجعه عظیمی هست که در حال رخ دادن است. فاجعه ای که فقط در یک فقره با ایجاد خسارت در تأسیسات مترو تهران تصور کنید چه مشکلاتی را رقم خواهد زد! یا به دلیل سستی خاک، با زلزله ۵ ریشتری، خسارت را در حد هفت ریشتر بیشتر خواهد کرد!

سالهاست با مدیریت منابع آب، بهینه کردن مصرف و استفاده از تکنولوژی های برتر و عملیاتی کردن شیوه های علمی، مخصوصاً در بخش صنعت و کشاورزی، کشورها به صورت عملی به مقابله با این معضل بزرگ پرداخته اند. امروزه در کشوری چون هلند که در ابعادی به اندازه دو استان شمالی ایران هست، سالانه فقط ۹۰ میلیارد دلار صادرات محصولات کشاورزی انجام می شود که این رقم در ایران ۶ میلیارد دلار است. متوسط برداشت محصولات کشاورزی در آنجا ۲ تا ۴ و محصولات دامی ۹ تا ۲۲ برابر ایران بوده و قابل تأمل تر اینکه مصرف آب گاهی تا چند برابر کمتر از ما می باشد. (منبع: روزنامه فرهیختگان) در مقابل در ایران با وجود اینکه ۹۳ درصد آب در بخش کشاورزی هدر می رود، یکی از عقب مانده ترین و کم بازده ترین بخش های کشور هست که به جرأت می توان گفت در برخی نقاط، عملیات کشت و آبیاری تفاوت آنچنانی با سیستم آبیاری دوران باستان ندارد!

این تنها گوشه ای از فاجعه بوده که اگر بحران بیابان زایی، نابودی مراتع و جنگل ها، خیزش گردو خاک، خشک شدن تالاب ها و دریاچه ها، نابودی حیات جانوری و … را به آن بیفزاییم رسماً نمی توان آینده ای برای این کشور متصور بود. قابل تأمل تر اینکه با وجود این خطر بزرگ، وقتی رئیس سازمان محیط زیست به عنوان آخرین گزینه انتخابی دولت معرفی می شود، خود گویای درجه اعتبار و اهمیت این نهاد برای دولتمردان ماست. و نهایت تأسف بارتر اینکه با وجود اینهمه تحصیلکرده در زمینه آب و خاک، دست آخر مسئولان به جای ارائه راهکار، با حواله کردن آن به اقلیم و خشکسالی از خود سلب مسئولیت می کنند.

مسئولین بایستی بدانند که که مردم امروز فراتر از مدیران منتقد، از آن ها راهکار و چاره جویی می طلبند. امروز کشور نیازمند قانونگذاری، نظارت و برخورد در این حوزه است. در زمینه مصرف بهینه آب شرب بایستی ضمن فرهنگ سازی از طریق آموزش و پرورش، صداوسیما و…، دست از نصیحت برداشته و با افراد پرمصرف برخورد قاطعی شود. کشاورزان را سازماندهی و ضمن پیاده کردن شیوه های علمی و بهره گیری از تکنولوژی و ماشین آلات مدرن در این بخش، کشت متناسب با نیاز و اقلیم هر منطقه را ساماندهی کنند و استفاده بیش از اندازه از منابع آب زیرزمینی را متوقف گردانند.

نهایت آقایان بایستی به فاجعه پیش آمده ورود کرده و همه چیز را به پای بحث هسته ای و ایدئولوژی خود قربانی نکنند. بدانند و آگاه باشند که از عوامل اصلی عقب ماندگی بخش کشاورزی که منجر به فاجعه فوق گشته، تحریم های کمرشکنی هست که از ناحیه هسته ای متوجه ما شده که خود باعث عدم ورود تکنولوژی و شیوه های علمی کشت گشته و ترس آقایان از عواقب تحریم غذایی، بحث خودکفایی در محصولات کشاورزی را به دنبال داشته که باعث شده این بر ما رود!