به دست آوردن بازار افغانستان توسط ایران، سرابی بیش نیست!

    یادداشتی از مهراد عباد

 

     بحث انتقال گاز به پاکستان و هند دوباره داغ شده، آن هم به دلیل سفر وزیر امور خارجه پاکستان به ازبکستان و ایران بوده است. به نظر می‌رسد پاکستانی‌ها فعالیت‌هایشان درباره پروژه انتقال گاز را مجدداً شروع کرده‌اند، البته این قرارداد خیلی سال پیش نوشته شده است. سال ۲۰۰۲ آغاز شد و قرار بود سال ۲۰۱۴ به بهره‌برداری برسد؛ اما همچنان این اتفاق نیفتاده است. البته که ایران به تعهدات خودش عمل کرده و خط لوله را از عسلویه تا مرز پاکستان ادامه داده است. ولی به‌ خاطر تحریم‌ها و فشاری که آمریکا به دیگر کشورها آورد و کنار کشیدن برخی کشورها از جمله هند از پروژه، ادامه کار معلق ماند. در عین حال، به‌ صورت موازی، پاکستان قراردادی به نام تاپی را امضاء کرده که طبق آن، انتقال گاز از طریق ترکمنستان انجام بگیرد و به پاکستان و هند برسد. این تهدیدی برای ایران است. البته قرارداد ایران با پاکستان ظاهراً به نسبت باقی قراردادهای بین‌المللی، سفت‌ و سخت بسته شده و جریمه‌های سنگینی هم برایش گذاشته شده است. اما این ریسک وجود دارد که پاکستان از پروژه کناره‌گیری کند، مخصوصاً با فشاری که آمریکا روی این قضیه می‌آورد. البته پاکستان در ظاهر، دلیل تعلیق در پروژه را مسائل مالی و فاینانس اعلام کرده است، در دوره‌ای هم از ایران درخواست وام ۵۰۰ میلیون دلاری داشت، اما ایران آن را رد کرد، چرا که هند که ادامه این پروژه خط لوله گاز است و از پاکستان قرار است لوله کشی به هند انتقال پیدا کند- یک‌ طرفه آن را ملغی کرده بود. از طرفی هم ایران کلی هزینه کرده و این خط لوله را تا مرز پاکستان کشیده است. البته که پاکستان برای ادامه لوله کشی در مرز خود، از روسیه و ایران درخواست کمک داشته است. حالا باید به این مسئله هم توجه کرد که چون بیشتر مراکز صنعتی پاکستان در شرق این کشور قرار دارد، به این صورت نیست که بعد از مرز بتوانند این خط لوله را به اتمام برسانند، آنها باید تا شرق این کشور لوله‌کشی را ادامه دهند.

   بازار پاکستان و افغانستان، بازار بزرگی برای گاز نیست و این ترکیه است که بیشترین میزان مصرف را دارد. با اینکه صادرات گاز ایران به عراق انجام می‌شود، اما شرایط موقتی است و هر لحظه اگر ایران به قراردادها و توافق‌های بین‌المللی‌اش برنگردد، ممکن است عراق هم قراردادهای سه ماهه را تمدید نکند. در نتیجه مشکلی بزرگ صادرات گاز ایران ایجاد خواهد شد. ایران رتبه سوم و چهارم صادرات گاز در دنیا را دارد، اما ترکمنستان و قطر با سرمایه‌ گذاری‌های خارجی که جذب کرده‌اند، می‌توانند جایگاه خود را ارتقاء دهند و هر لحظه امکان دارد جایگاه ایران را به دست آورند. قرار بود این خط لوله به چین هم انتقال پیدا کند، اما درست مثل پاکستان مرکز صنعتی چین هم در شرق این کشور قرار دارد و خیلی شرایط سختی است که این مقدار لوله‌کشی انجام شود تا این پروژه به شرق چین برسد. البته که در همین وسط راه هم مانده‌اند و اینکه بتوانند به چین هم گاز برسانند، بحث بزرگی است.

    در حال حاضر خیلی از کشورها به تکنولوژی‌های نو رو آورده‌اند و از طریق گازهای فشرده پروژه‌های صنعتی خود را جلو می‌برند. انتقال گاز از طریق لوله‌کشی، هزینه خیلی بالایی دارد. هزینه نگهداری زیادی هم در ادامه باید برای آن در نظر گرفت و از طرفی هم شرایط منطقه کاملاً بحرانی است. ایران قصد داشت از طریق افغانستان هم این کار را انجام دهد. ولی بعید است با این شرایطی که به وجود آمده، چنین اتفاقی رخ دهد. خوش‌بینی‌هایی وجود دارد که با روی کار آمدن طالبان شاید این پروژه ادامه پیدا کند. به گمان من برعکس با وجود طالبان انتقال گاز از طریق افغانستان نمی‌تواند انجام شود. از طرفی افغانستان، کشوری کوهستانی است و لوله‌کشی در آن سخت خواهد بود. با کشف میدان گازی در خزر فرصتی برای انتقال گاز ایران به اروپا پیش آمده است. کشورهای حوزه سی‌ آی‌ اس، کشورهای شمال دریای خزر در حال سرمایه‌ گذاری هستند و شاید در چند سال آینده، گاز جای نفت را بگیرد. البته پله بعدی‌ اش روی انرژی‌های پاک‌تر مثل انرژی‌های هیدروژنی است که ما خیلی از آن عقب هستیم. همه کشورها برای صد سال آینده برنامه‌ریزی کرده‌اند، اما ما برای ده سال آینده هم برنامه‌ ریزی نداریم. در بحث انتقال گاز به افغانستان، ظاهراً طالبان مذاکرات را با ترکمنستان شروع کرده و با چراغ سبزی که آمریکا به آنها نشان داده، به دست آوردن بازار افغانستان توسط ایران، سرابی بیش نیست؛ چرا که احتمال اینکه افغانستان بخواهد در آینده گازش را از طریق ترکمنستان تأمین کند، خیلی بیشتر از این است که بخواهد از طریق ایران تأمین کند.

    توجه: مطلب مندرج صرفاً دیدگاه نویسنده است و رسانه آبتاب در قبال آن هیچ موضعی ندارد.