آقای مجلس؛ مهریه تنها پشتوانه زنان است!

    نویسنده: سارا هوشمندی-فعال رسانه ای

 

    آقای مجلس!
مهریه تنها پشتوانه زنان‌ است، برای ایجاد اندکی موازنه در قرارداد ازدواج، برای درخواست طلاق، برای حضانت، برای بسیاری از سوء رفتارهایی که نه میشود اثبات کرد نه راهکار حقوقی دارد! بله زندگی میدان جنگ نیست، اما پرچم صلح باید همیشه دست زنان باشد؟ بدون هیچ پشتوانه قانونی؟ فکر نمی کنید این بستن دست زن برای رسیدن به مهریه، ممکن است چه تبعاتی روی روند ازدواج‌های آتی در جامعه داشته باشد؟ مسائل مالی در ازدواج باید جزء مسائل حاشیه‌ای باشد، اما وقتی زنان را بی‌دفاع می کنید و صورت مسئله را پاک میکنید معلوم است که حاشیه جای متن را میگیرد! معلوم است که جامعه زنان هم بیکار نمی نشیند و بازار طلاق‌ خلع و شروط ضمن عقد و حق طلاق و … داغ می شود و به جای اینکه سیاستگذاران بر روی ازدواج و مراسماتش فرهنگ سازی کنند و قوام زندگی مشترک را بالا ببرند، از همان ابتدا ازدواج را درگیر دودوتا چهارتای حق و حقوق و حسابگری‌هایی از این دست می‌کند.
اوائل ازدواج هم که هر دو طرف خوش و خرم هستند و ممکن است شرایطی برای هم بگذارند و مواردی را متعهد شوند که وقتی سرخوشی‌های ابتدایی زندگی تمام شد و اختلافات بروز پیدا کرد، این شرایط برای طرفین و دادگاه تبدیل به دعاوی غیر قابل‌ حل و غیر قابل پایان بشود!

عدم وصول مهریه و عدم پشتیبانی مالی از زنان می‌تواند مشکلات زیادی را در حوزه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی برای خانواده‌ها ایجاد کند. مردها دیگر برای بدهکاری مهریه به زندان نمی‌روند اما طرف دیگر این بدهکاری مهریه، یعنی زنان چه می‌شوند؟ از زنان در این بخشنامه‌ها چه‌طور حمایت شده است؟ آیا از بین بردن کارکرد مهریه و چنین ورود بی‌محابایی به حوزه تراضی افراد! و تعیین سقف مهریه، ورود به خط‌ قرمزهای فقهی‌ نیست؟ پس چرا ما هر گاه راجع به تغییر برخی قوانین حوزه زنان مثل حضانت و ولایت و دیگر معضلات جدید صحبت کردیم متهم به ایستادگی در برابر قوانین الهی شدیم‌ و فریاد واسلاما به آسمان برخاست؟

من شخصاً اعتقاد دارم که قوانین خانواده باید روزآمد شود و مشکلات زندگی اجتماعی جدید را پوشش دهد، اما وقتی میخواهید یک معضل حقوقی را حل کنید باید به تمامی زوایای امر توجه کنید و یک طرف دعوا را جوری نادیده نگیرید که حل یک معضل به قیمت ایجاد مشکلات بزرگتر تمام شود!
به شخصه در برابر ازدواج بر مبنای محبت و صداقت و با یک شرایط حقوقی برابر، هیچ اعتقادی به مهریه ندارم، اما نمی توانید انکار کنید که این شرایط حاصل نیست و جامعه ما به وفور، زنانی دارد که نه میتوانند طلاق بگیرند و نه مهریه و نه توان مالی و روحی دارند که دادخواهی کنند! چرا باید با کسی که مال و اموال دارد و توانایی پرداخت دینی را هم که متعهد شده دارد، مثل کسی که ندارد برخورد کنیم و راه‌ فرار از دین را برای او باز بگذاریم؟ و همه اینها درحالی است که مرد حقوق دیگر خود به موجب عقد ازدواج را هنوز دارد. یعنی این روزها مرد هم می‌تواند مهریه پرداخت نکند و هم به عنوان مثال هر زمان که خواست زن را بدون پشتوانه مالی طلاق بدهد. چطور ممکن است عده‌ای حقوقدان دور هم جمع شوند و بدون توجه به مشکلات اقتصادی، فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی، و فقط به صرف خالی شدن زندانها از زندانیان مهریه، قانونی تصویب کنند که در قبال حذف عملی مهریه، جامعه را از ابعاد مختلف دچار تبعات غیرقابل جبران کنند؟