به اعتلای کشورمان معتقدیم

مسئولیت گریزی فردی

   نویسنده: مژگان باقری. جامعه شناس


     پس از حادثه قمه کشی یک دختر نوجوان در یکی از پارک های اصفهان، کارشناسان زیادی در این رابطه نظر دادند و تقریباً همگی برنامه های ایدئولوژیک آموزش و پرورش و فیلم های خشن صدا و سیما را مقصر این امر قلمداد کردند، اما این ماجرا جنبه های دیگری هم دارد که باید به آنها پرداخت.

۱. ارتکاب جرم در تمام جوامع امری طبیعی است. از نظر دورکیم، جامعه شناس فرانسوی، همیشه درصد بسیار کمی از افراد جامعه به دلایل مختلف ناهنجاری های رفتاری دارند. هر چند که روانشناسان، جامعه شناسان و سیاستمداران باید چنین افرادی را زیر چتر حمایت خود بگیرند، اما نباید خوشبینانه انتظار داشته باشیم که این درصد به صفر برسد. نگرانی مردم جامعه بابت این رفتار ناهنجار کاملاً بجاست، اما فراموش نکنیم که همیشه چنین رفتارهایی وجود داشته و تکرار یک کلیپ در فضای مجازی به معنی تکرار آن رفتار ناهنجار در جامعه نیست. مهم این است که ما نباید اجازه دهیم درصد این رفتارهای ناهنجار بالا رود.

۲. نگرانی های ناشی از این رفتار نه تنها در بین مردم عادی که حتی در تحلیل کارشناسان نیز به شدت جنسیت زده بود. همه از اینکه این نوجوان قمه کش، دختر بوده است شوکه شدند و نه از اینکه اساساً چرا این عمل از یک نوجوان سر زده است. آنچه که مسلم است اینکه قمه کشی رفتاری خطرناک و ضد اجتماعی است و انجام آن از طرف یک نوجوان، خطرناک تر و نگران کننده تر و اینکه آن نوجوان، دختر باشد یا پسر، از کمترین میزان اهمیت برخوردار است. اما اینکه بروز بعضی رفتارها از طرف دختران، کارشناسان را بیشتر نگران میکند به این معنی است که آنها نیز برخلاف ادعایشان هنوز تحت تأثیر فرهنگ مردسالار حاکم بر جامعه هستند و ناخودآگاه پذیرفته اند که بعضی رفتارها از طرف پسران طبیعی است، اما همان رفتارها نباید از دختران سر بزند. به هر حال خشم، احساسی طبیعی است اما بروز خشم، رفتاری است که انسان در اجتماع یاد می گیرد. بنابراین قبل از اینکه به دختر یا پسر بودن سوژه توجه کنیم باید به این نکته دقت کنیم که چرا دختران و پسران ما یاد نگرفنه اند چگونه خشم خود را کنترل کنند.

۳. کارشناسان در این ماجرا یقه عالم و آدم را گرفتند به جز دو انسانی که نقش پدر و مادر این نوجوان را ایفاء می کنند. هیچ کس مسئولیتی برای این دو نفر قائل نشد. در حالی که اولین و بزرگترین مقصر وضعیت به وجود آمده، همین دو نفر هستند و اتفاقاً اگر تقصیری متوجه حکومت باشد این است که چرا اجازه می دهد کودکان معصوم تحت سرپرستی پدران و مادران بی صلاحیت باقی بمانند. وظیفه هیچ حکومتی تربیت کودکان جامعه نیست. البته حکومت های مذهبی و ایدئدلوژیک این وظیفه را برای خود قائل می شوند و در نتیجه اولیاء به عنوان مسئول مستقیم بچه هایی که به دنیا آورده اند از زیر بار مسئولیت پرورش آنان شانه خالی می کنند. اما حکومت های مدرن و غیر مذهبی فقط موظفند پس از مشاهده رفتاری خطرناک از یک نوجوان، بلافاصله پدر و مادر یا سرپرست قانونی او را بازداشت کنند و کودک را به دلیل عدم صلاحیت والدینش به نهادهای حمایتی بسپارند و تحت مشاوره های روانشناسی قرار دهند.  تا زمانی که افراد مسئولیت اعمال خود را نپذیرند، هیچ تغییر مثبتی در جامعه رخ نخواهد داد. فراموش نکنیم که انسان موجودی انتخابگر و کنشگر و مسئول است و اجازه ندارد موجودی را که خود خلق کرده در طوفان حوادث اجتماعی رها کند.

Email
چاپ