زنان دستفروش

   نویسنده: دکتر فاطمه مهسا کارآموزیان

     با توسعه جوامع، بسیاری از زنان به انجام فعالیتهای اقتصادی روی می آورند. مشارکت زنان تحصیل کرده در رشد اقتصادی جامعه امری بدیهی است و منجر به استقلال مالی آنها و افزایش توان اقتصادی خانواده هایشان می شود که در نتیجه آن سطح فقر در جامعه کاهش می یابد. در این میان، بخشی از زنان به عنوان نیروی کار غیررسمی فعالیت می کنند که برخی از آنان ساکن مناطق روستایی هستند. گروه دیگری از این زنان نیز به عنوان فروشندگان خیابانی فعالیت می کنند تا بتوانند به اقتصاد خانواده کمک نمایند. بررسی ها نشان داده اند که این زنان، در این شرایط وضعیتی بسیار آسیب پذیر دارند و کار آنها با چالش های متعددی از قبیل: آزار و اذیت با تخریب و مصادره محصولات و یا کالاهایشان، ضرب و شتم، دستگیری، جریمه و زندان همراه است. باید اعتراف کرد که دستفروشی کار آسانی برای زنان نیست و آنها در برخی موارد حتی تجاوز و آزار جنسی را نیز تجربه می کنند. اینجا صحبت از فقر و آسیب پذیری است. واقعیت این است که آنها فقیر و به دنبال کسب درآمدی هستند و بیشتر شامل زنان سرپرست خانواده که اغلب نقش مادر و همسر را نیز برعهده دارند و تنها نان آور خانه می باشند، است. این افراد معمولاً به دلیل طلاق، مرگ همسر و یا بیکاری وی به دستفروشی روی آورده اند و با وجود خطر خشونت در خیابان به این کار ادامه می دهند. فعالیت کاری این زنان بیشتر اجباری و برای گریز از فقر مطلق است که برای تأمین معیشت خانواده اشان بناچار آن را ادامه می دهند. متأسفانه، در بین این گروه سالمندانی را می بینیم که بدون هیچ پوشش بیمه ای و دریافت مقرری برای تأمین معاش خود مجبور به دستفروشی می شوند. نیاز جامعه امروز ما، شناخت علل دستفروشی و چالشهایی است که زنان دستفروش با آن مواجه هستند تا بتوان با اتخاذ سیاستهای صحیح و تصویب قانون توسط دولت این قشر از جامعه را تحت پوشش حمایتی درآورده تا سطح آسیب در جامعه کاهش داده شود. به امید فردایی امن تر برای زنان سرزمینم!